تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۶۲۲۴۱

حسین شریعتمداری

اجلاس یک ‌روزه اسلام‌آباد که یکشنبه گذشته- 25فوریه 2007- با حضور 7 کشور پاکستان، عربستان، مصر، اردن، مالزی، اندونزی و ترکیه برپا شده بود، اگر چه از ابتدا مشکوک و رازآلود به نظر می‌رسید و این سؤال که ترکیب 7جانبه کشورهای شرکت‌کننده در اجلاس با چه فرمولی انتخاب شده‌اند، بی‌پاسخ مانده بود ولی پیش‌نویس پیشنهادی اجلاس که از سوی پاکستان تهیه شده و یک دیپلمات مسلمان و انقلابی آن را در اختیار کیهان قرار داد، کمترین تردیدی باقی نگذاشت که در اجلاس اسلام‌آباد طرح خیانت‌آمیزی علیه جهان اسلام کلید خورده و دنبال می‌شود.

این سند، هر چند در آخرین ساعات روز چهارشنبه و در حالی که شماره پنج‌شنبه کیهان آماده چاپ بود به دست ما رسید ولی اهمیت موضوع و ضرورت افشای این توطئه بزرگ به اندازه‌ای بود که تیتر اول کیهان پنج‌شنبه را با عنوان «توطئه پنهان در اجلاس 7جانبه پاکستان» به این خبر اختصاص دادیم و ضمن اشاره به چند پاراگراف از سند یاد شده، توضیح بیشتر درباره آن را به یادداشت امروز موکول کردیم.

برگزار کنندگان اجلاس درباره متن قطعنامه پایانی اجلاس اطلاعاتی ارائه نکرده‌اند ولی سند پیش‌نویس به وضوح نشان می‌دهد که این اجلاس چه مسائل و موضوعاتی را با چه رویکردی در دستور کار خود داشته است.

سند پیش‌نویس دارای یک مقدمه است و در 6فصل تنظیم شده است. موضوع فصل‌های شش‌گانه به ترتیب عبارتند از: A- فلسطین، B- سوریه- اسرائیل، C-لبنان، D- عراق، E- ایران و فصل ششم (فصل F) عنوان «پیگیری‌های بعدی» دارد و شامل 4بند جداگانه است که از تداوم اجلاس و مراحل اجرایی آن در آینده خبر می‌دهد.

در مقدمه پیش‌نویس آمده است هدف از برپایی این اجلاس برقراری صلح میان اسرائیل و فلسطین! و چاره‌جویی برای مسائلی است که امنیت خاورمیانه را به خطر انداخته است.

نگاهی گذرا به پیشنهادها و راه‌کارهای ارائه شده در این اجلاس به وضوح نشان می‌دهد که 7 کشور گرد آمده در اجلاس اسلام‌آباد در تمامی پیشنهادات خود- بدون استثناء- اهداف اعلام ‌شده آمریکا و اسرائیل را دنبال کرده‌اند به ‌گونه‌ای که با جرأت می‌توان گفت اگر به جای اجلاس 7جانبه کشورهای اسلامی در اسلام‌آباد، اجلاس دوجانبه‌ای با حضور آمریکا و اسرائیل در تل‌آویو برپا می‌شد، نتیجه آن با اجلاس اسلام‌آباد تفاوت چندانی نداشت. چرا.......؟! بخوانید؛

1-در فصلA از سند پیش‌نویس- و در مقدمه نیز- رژیم‌صهیونیستی به عنوان یک کشور به رسمیت شناخته ‌شده و سخن از تشکیل دو دولت جداگانه اسرائیل و فلسطین به میان آمده است، یعنی دقیقا همان پروژه‌ای که آمریکا و اسرائیل با تمام توان در پی آن هستند و مردم فلسطین با استناد به این که فلسطین متعلق به ملت فلسطین است در مقابل آن ایستاده‌اند و همه ‌روزه در این راه خون می‌دهند و خانه‌هایشان بر سرشان خراب می‌شود و..... اگر قرار بود مردم فلسطین به این خواسته آمریکا و اسرائیل تن بدهند اولا؛ دیگر چه نیازی به مقاومت و انتفاضه و خون دادن و خون‌دل خوردن بود؟ و ثانیا؛ پذیرش خواسته اسرائیل نیازی به برپایی اجلاس 7 کشور اسلامی ندارد....... شاید سران این 7 کشور تصور می‌کنند با این پیشنهاد ذلت‌بار، فتح خیبر! کرده‌اند؟! و یا کوه «ابوقبیس» را با یک انگشت به هوا بلند کرده‌اند؟!

2-در بند3 از همین فصل پیشنهاد شده است دولت ملی فلسطین به رهبری محمودعباس! با دولت اسرائیل برای رسیدن به توافق نهایی به گفت‌وگو بنشینند و.......

ظاهرا 7 کشور شرکت‌ کننده در اجلاس فراموش کرده‌اند که «محمودعباس»، گزینه آمریکا و اسرائیل برای ریاست دولت فلسطین است و دولت قانونی فلسطین که با رای بالای مردم فلسطین انتخاب شده، دولت حماس است. در این پاراگراف هم 7 کشور اسلامی! دقیقا خواسته اسرائیل را دنبال کرده‌اند.

3- در بند4 از فصلA، توطئه بزرگ علیه مردم مظلوم فلسطین و سایه پررنگ اسرائیل بر اجلاس اسلام‌آباد به ‌طور همزمان بروز کرده است. در این بند آمده است که تا میانه سال2008میلادی دو کشور اسرائیل و فلسطین تشکیل شوند و درباره کشور فلسطین تاکید شده که این کشور شامل کرانه‌باختری رود اردن و نوارغزه است و پایتخت آن قدس شرقی خواهد بود! یعنی مردم فلسطین از سرزمین آباء و اجدادی خود چشم بپوشند و در دو بخش از اراضی اشغالی همسایگان فلسطین که در جریان جنگ ژوئن1967 به تصرف رژیم‌صهیونیستی درآمده بود دولت فلسطین را تشکیل دهند! به بیان دیگر، 7 کشور اسلامی در اجلاس اخیر کوشیده‌اند سرزمین فلسطین را دو دستی تقدیم اسرائیل کنند! و معلوم نیست کدام‌ یک از مردم مظلوم فلسطین به سران خود فروخته این 7 کشور نمایندگی داده‌اند که وطن آنان را تسلیم صهیونیست‌ها کنند؟!

4- در ادامه بند فوق پیشنهاد شده است که بعد از تشکیل دولت فلسطین در میانه سال2008، برقراری روابط عادی با دولت اسرائیل شروع خواهد شد!

در این بند، به رسمیت شمردن رژیم‌ اشغالگر قدس- آنهم به بهای واگذاری سرزمین فلسطین- با صراحت مورد تاکید قرار گرفته است! گفتنی است که چند سال قبل، ملک‌عبدالله پادشاه سعودی که در آن هنگام ولیعهد بود، طرحی با همین مضمون ارائه کرده بود که با استقبال فراوان آمریکا و اسرائیل روبرو شد و کیهان در همان هنگام، با تشریح مفاد طرح ملک‌عبدالله نشان داد که این طرح چندین گام از طرح کمپ دیوید، ذلت‌بارتر است.

5- در فصلB، پیشنهاد شده است که اسرائیل بلندی‌های جولان را به سوریه پس بدهد و در مقابل دولت سوریه به طرح صلح خاورمیانه- بخوانید طرح سازش و خیانت به مردم فلسطین- بازگردد، امنیت اسرائیل را تضمین کند و در مرزهای خود با اسرائیل! و لبنان برای حفظ امنیت اسرائیل ثبات! برقرار کند به بیان دیگر، با اسرائیل برای سرکوب جنبش حزب‌الله در لبنان و انتفاضه در فلسطین همکاری نزدیک داشته باشد!

6- محتوای فصل«C» درباره لبنان و فصل«D» درباره عراق نیز با لفاظی‌های دیپلماتیک- و البته نخ‌نما- دقیقا همان خواسته آمریکا و متحدانش دنبال شده است که برای پیشگیری از اطاله کلام به همین اندازه بسنده می‌کنیم.

در فصل مربوط به ایران «فصلE» ضمن ابراز نگرانی از تنش در منطقه خلیج‌فارس اعلام کرده‌اند که درباره مسئله هسته‌ای ایران از نظر کشورهای 1+5 پیروی می‌کنند! یعنی باز هم، دقیقا همراهی و همخوانی با آمریکا و متحدانش......

7- کشورهای شرکت‌کننده در اجلاس اسلام‌آباد، درباره 5کشور ایران، فلسطین، عراق، لبنان و سوریه- به‌ زعم خود- بحث و مذاکره کرده و پیشنهادهایی ارائه داده‌اند ولی نکته در خور توجه و سؤال‌برانگیز آن که هیچیک از 5کشور یاد شده و یا نمایندگان آنها به این اجلاس دعوت نشده بودند چرا؟!... پاسخ این سؤال پیچیده نیست، زیرا پیشنهادات ارائه شده از سوی 7 کشور مورد اشاره درباره مسائل 5کشور یاد شده بدون استثناء علیه این 5کشور و دقیقا منطبق با خواست آمریکا و متحدانش بوده است.

8- دو روز بعد از پایان اجلاس اسلام‌آباد، دیک‌چنی معاون رئیس‌جمهور آمریکا و مارگارت‌بکت وزیرخارجه انگلیس به پاکستان رفتند و با ژنرال مشرف رئیس دولت کودتایی این کشور به گفت‌وگو نشستند و جالب آن که سخنگوی وزارت‌خارجه پاکستان با حالتی مضطرب و شتابزده، هر گونه ارتباط میان سفر دیک‌چنی و مارگارت‌بکت با اجلاس اسلام‌آباد را نفی کرد!

9- ترکیب 7 کشور شرکت‌ کننده در اجلاس اسلام‌آباد نیز شگفت‌انگیز است! چرا که اولا؛ معلوم نیست چه کسی به آنها ماموریت داده است درباره 5کشور دیگر تصمیم بگیرند؟ ثانیا؛ این کشورها تحت‌ چه فرمولی گردهم آمده‌اند؟ همسایگان عراق؟ همسایگان ایران؟ همسایگان لبنان؟ فلسطین؟ سوریه؟... هیچیک از این فرمول‌ها در ترکیب اجلاس اسلام‌آباد مصداق ندارد. ثالثا؛ اعلام شده که 7 کشور مزبور برای تهیه پیش‌نویس اجلاس سران اسلامی OIC گردهم آمده‌اند که باید گفت کنفرانس اسلامی حق ندارد بدون مشورت و کسب نظر اعضاء چنین مجوزی صادر کند.

10- و بالاخره 7 کشور شرکت ‌کننده در اجلاس اسلام‌آباد به خوبی می‌دانند که در میانه این میدان هیچکاره‌اند و بسیار کوچکتر و حقیرتر از آنند که برای نجات آمریکا و اسرائیل از بن‌بستی که در خاورمیانه گرفتار آن شده‌اند، کاری از آنها ساخته باشد. برخی از این هفت ‌کشور، نظیر عربستان، مصر و اردن، سال‌هاست که حاکمیت‌های متزلزلی دارند و مخصوصا به خاطر وابستگی به آمریکا و همراهی با رژیم‌صهیونیستی با نفرت روزافزون ملت‌های خود روبرو هستند. تلاش کشورهای یادشده برای پنهان کردن دستور کار اجلاس- اسرائیلی- اسلام‌آباد دقیقا به همین علت و به خاطر وحشتی است که حاکمان این کشورها از ملت‌های خود دارند.