نویسنده: سیدفرید قاسمی
تشکیل کلاسهای آموزش زبان فارسی برای مبلغان مسیحی در هندوستان و اعزام آنان به شهر اصفهان و توزیع کتابها و جزوههای متعدد «در رد اسلام» در دورهی مظفرالدین شاه قاجار در این شهر به وسیله مبلغان مسیحی، موجب شد که عالمان دین تدبیری بیندیشند و درصدد خنثی کردن اقدامات آنان برآیند. پس از شور و مشورت، بنابر پیشنهاد حجتالاسلام آقای حاج شیخ نورالله ثقهالاسلام در جمادی الاخر 1320 ه. . ق «اداره دعوت اسلامیه» یا «صفاخانه اصفهان» را تأسیس کردند. یکی از اهداف تأسیس این اداره «مباحث و مناظره» با مبلغان مسیحی بود که مسؤولیت انجام آن را برعهده سیدمحمدعلی ملقب به داعیالاسلام گذاردند. او نیز به «مباحثه و مناظره» با مبلغان مسیحی پرداخت و مجلهای ماهانه به منظور آگاهی همگان از مشروح این گفتگوها انتشار داد.
نخستین شماره این مجله که از آن میتوان به عنوان نخستین نشریه اسلامی ایران یاد کرد، در رمضانالمبارک 1320 هجری قمری با خط نستعلیق و با چاپ سنگی منتشر شد. در سرلوحه این مجله عبارت «[سطر اول] انالدین، عندالله [سطر دوم]الاسلام [سطر سوم] گفتگوی صفاخانه اصفهان» آمده است. بر بالای نخستین شماره این مجله که به الاسلام و یا گفتگوی صفاخانه اصفهان نامبردار شده است، آوردهاند: «رساله 1 [،] سال اول [،] ماهی یک رساله طبع میشود [،] شهر رمضان المبارک سنه 1320 هجری مطابق سنه 1930 مسیحی.» بر دو سوی عنوان این مجله نوشته شده است: «قیمت سالیانه همه جا یک تومان است». انگیزه انتشار این مجله، در بخشی از سرمقاله نخستین شمارهی آن این چنین آورده شده است:
«... سالهاست دعات عیسویه میگفتند که چرا اهل اسلام جواب ما را نمیدهند با آنکه ما از دول فرنگستان ببلدان اسلام میآییم و اداره دعوت مفتوح مینماییم کرورها در هر سال مخارج این کار میکنیم در هر سال کتب فراوان در رد اسلام طبع میکنیم و به دست اهل اسلام می دهیم از این جهت از غره شهر جمادیالاخر سنه 1320 در اصفهان به امر جناب مستطاب حاجی الشریعه الغراء مروج المله البیضاء بملاذالانام مروج الاحکام حجتالاسلام آقای حاجی شیخ نورالله ثقهالاسلام دامت برکاته العالیه اداره دعوت اسلامیه با مسیحیان و دعوت ایشان تحریر میشود و در این اوراق برای انتفاع مسیحیان و مسلمانان دور مندرج میگردد و امیدواریم کم کم دعات اسلامیه به ملک خارجه هم بفرستیم حجت را بر اهل جهان تمام کنیم.»
پس از پایان سرمقاله اعلانی به این شرح آورده شده است: «اعلان [:] هرکس از مسیحیان در خصوص گفتگوهای مندرجه جوابی دارد به اداره صفاخانه بنویسد عین مکتوب او با کمال امتنان در اوراق مندرج میگردد.»
نخستین شماره این نشریه پس از مدتی نایاب شد و چاپ دوم آن به منظور آگاهی «اهالی اروپا و آمریکا و متقاضیان نشر در داخل کشور» به زیور طبع آراسته شد. انگیزه ارسال نشریه را به تمام نقاط مختلف در چاپ دوم نخستین شماره این گونه آوردهاند:
«چه ضرر دارد که ما مدعیان اسلام امر ایه مبارکه اُدعُ الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظة الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن را امتثال کنیم و دعات اسلامیه به بلاد خارجه بفرستیم و ملل عالم را از استحکام و حقیقت دین مبین اسلام مطلع سازیم بخصوص در این زمان که اهالی اروپا و امریکا به نورانیت تمدن رسیدهاند و درهر چیز به نظر بیطرفی میبینند و کلمات حقه واقعیه را از روی انصاف قبول میکنند خوب است اهل ملت ما از اهل ملت نصرانیت غیرت و عصبیت دین را یاد بگیرند و فواید اهمیت دعوت به دین و جواب دادن منکرین دین را از دست ندهند...».
به دنبال توزیع نخستین شماره این مجله در تهران و سایر شهرستانها، به امر حکومت وقت، این نشریه توقیف شد. تلاش دستاندرکاران «اداره دعوت اسلامیه» پس از حدود پنج ماه به نتیجه رسید و از آن رفع توقیف کردند. در صفحه سوم، رساله دوم این نشریه زیر عنوان «معذرت» نوشتهاند: «مدتی بودکه از جهت مصالح دولت و ملت از طرف دولت امر به تعویق طبع گفتگوی صفاخانه صادر شده بود و در این ایام مجدداً به طبع و انتشار آن امر و اجازت شده و یک ثوب لباده ترمه نیز خلعت مرحمت شده است...».
پس از رفع توقیف، گردانندگان این نشریه سعی کردند که به وعده ترتیب انتشار ماهانه نشریه وفا کنند و شمارههای عقب افتاده را جبران نمایند، در رساله پنجم، صفحه 68 (شماره صفحات نشریه در طول یک سال پیاپی است) آوردهاند: «اعلان: از مشترکین عظام خواهشمندیم که در رساله بعد از این رساله یعنی در رساله ششم که نصف رسالات سال است قیمت سالیانه را بدهند و قبض رسید صفاخانه مبارکه بگیرند تا ما هم انشاءالله تعالی رسالات ایام تعویق را بر سبیل توالی طبع نموده به مشترکین عظام برسانیم تادر اول رمضان که آخر سال اول است تمام دوازده نمره به اتمام برسد و از ماه رمضان به نمرههای سال دویم شروع نماییم.»
از شواهد و قرائن بر میآید که گردانندگان این نشریه تمام سعی و اهتمام خود را کردند تا به این وعده وفا کنند. اما با انتشار دو شماره در یک ماه هم نتوانستند به این وعده جامهی عمل بپوشانند. آنان دوازدهمین شماره نشریه را در شوال المکرم 1321 ق منتشر کردند. با انتشار شمارة دوازدهم جمعاً 192 صفحه به قطع 16*21 در سال اول از این نشریه منتشر شد. نخستین شماره سال دوم این مجله در ذیالقعده الحرام 1321 با همان خصوصیات طبع شد. افزون بر آن «قیمت سالیانه» را «فقط در اصفهان یک تومان» تعیین کردند و از مشترکان نقاط دیگر «کرایه پست» مطالبه شده است. نخستین مطلب اولین شماره سال دوم این نشریه زیر عنوان مکتوب شهری اختصاص دارد به نامه حسنالحسینی ابن مرحوم امام جمعه قمشه»، که به این شرح است:
«مکتوب شهری یا داعی الاسلام علیک التحیه و السلام و جزاکالله عن ترویج الاسلام مدتی است روزنامه گفتگوی صفاخانه مبارکه که فیضش چون تابش خورشید عالمگیر و اثرش تصفیه ضمیر و در قلوب حامیان دین مبین بدر منیر است زیارت میشود و از اهتمامات آن عالم یگانه و حکیم فرزانه که فیالحقیقه خیرخواه ملت و دین و مروج شرع قویم متین است در جواب شبهات دعات مسیحیه خیلی محفوظ و به نهایت مسرور میگردد
عاشقان جمله به دیدار تو عاشق باشند من دلخسته به گفتار تو گشتم عاشق
بنده را بدان وجود مبارک ارادت و خلوص به خصوص و تشکر و امتنانی مخصوص است که فوق اظهارات رسمانه و خصوصیتهای اهل زمانه است چگونه بنا شد و حال آنکه شایسته است به آن وجود شریف کلیه دانشمندان و عموم مسلمانان افتخار نمایند که با این زحمتهای بیکران نشر مطالب حقه با هزاران موانع داخلی و خارجی میفرمایند چنانچه تمام علماء و دانایان هم از این شمه پسندیده شما نهایت تشکر و امتنان را دارند دعای درد دین داران شب و روز به فیروزی تو است ای عالم افروز که به توجهات و تأییدات حضرت حجت عصر عجل الله تعالی فرجه رونق این اداره بیش از پیش گردد و دعات اسلامیه به همه جا برود به مضمون حدیث شریف اذا ظهرت فیالدین بدعة و لم یظهر العالم علمه فعلیه لعنةالله.
بر علماء اسلام رد شبهات دعات عیسویه و جواب کتبی که در دست اهل اسلام دادند لازم و بر هردینداری همراهی در ترقی و توسعه دعوت اسلامیه [لازم] است این احقر انشاءالله بعضی نکات اهمیت این امر را بالآیات و الاخبار بعد از این به مکاتبه به حضور تشریف انفاذ میدارم اگر صلاح میدانید درج کند. شهرذیالقعده الحرام سنه 1321 حسن الحسینی ابن مرحوم امام جمعه قمشه».
پس از این نامه زیر عنوان «الاسلام» آمده است: «چون مقصود ما این است که حقیقت اسلام را بر تمام اهله زمان واضح سازیم به دستور العمل قرآن کلام الله با کمال انصاف و مهربانی و ملایمت با ادله گفتگو مینماییم و حجت را بر اهل جهان تمام میکنیم از این جهت هر کس از هر ملت هر مقاله متعلق به گفتگوی دینی به اداره ارسال فرماید با کمال امتنان درج میگردد چه رسد به مقالاتی که از علما باشد.»
آنچه که از یک تورق گذرا ـ پس از گفتگوهائی که اساس و فلسفه وجودی این نشریه را تشکیل میدهد ـ به چشم میخورد اعلانهایی است که خطاب به مشترکان این نشریه برای پرداخت حق اشتراک آمده است. نمونه این اعلانها در شماره دوم به این شرح است:
«اعلان [:] چون بسیاری از مشترکین سال اول، پول پشیز را بر دین عزیز مقدم داشته از ادای قلیل قیمت سالیانه ابا و انکار نمودند با اینکه از اغلب اکابر و یا تجار و یا اشراف بودند لااقل رسالات را هم مرتباً رد نکردند محض اینکه موجب یأس غیرتمندان نشود آنان را اسم نمیبریم لیکن در این سال وقت ادای قیمت سالیانه را در شماره بعد از این شماره یعنی شماره سوم قرار دادیم تا کمتر ضرر به اداره وارد آید و از آن شماره تکلیف معلوم شود از مشترکین عظام خواهشمندیم که در اخذ شماره سوم، قیمت سالیانه را بدهند و قبض چاپی اداره بگیرند و از وکلای محترمین هم خواهشمندیم که در همان شماره مطالبه قیمت نمایند تا ضرر زیاد به اداره نخورد اگر در این سال هم بد معامله پیدا کردیم در سال سوم قیمت سالیانه را حتماً نقد خواهیم گرفت عنوان ا داره همان عنوان سال گذشته است (اصفهان مدرسه صدر نزد سید محمدعلی داعیالاسلام برسد)».
گاه این درخواست از مشترکان با عنوان «شکایت» در سرمقاله آمده است. از جمله در شماره 8، سال دوم، ص 113 که به این شرح است:
«... و از جماعتی از مشترکین شیراز جنت طرار متعجبیم که بعد از گرفتن یکسال و کسری از رسالاتالاسلام در ادای قلیل قیمت سالیانه ابا نمودند و رسالت مأخوذه را هم رد نکردهاند اینکه بر ارباب بصیرت آشکار است که امر طبع روزنامه علاوه بر قیمت کاغذ و اجرت کتابت و مواجب منشی و فراش و مخارج طبع و کرایه پست به واسطه کامل نبودن چاپخانههای اصفهان و تقلب اجزای چاپ قدر ثلث آنچه از طبع بیرون آید باید دور ریخت کسی هم که تاکنون یک فلس اعانه نفرستاده است در این صورت ابا کردن از ادای قیمت بعد از قبول و اخذ در نظر تدین کمال بیانصافی است خوب است اهل ایران از مسلمانان خارج حقیقت تدین را بیاموزند مثل جناب ... آقا ملامحمد افشار اف که در وسط داغستان مسکن دارند با اینکه در مدت دو سال هفت نفر اولاد و عیال او به توالی وفات نمودند و خود هم نهایت بیبضاعت شده است بدون مطالبه مبلغ دوازده منات برای قیمت شش دوره سال اول و دوم فرستاده است جزاه الله عنالسلام خیرا عجبتر از همه کلام آن شخص محترم است که در عوض ادای قیمت فرمودند (اینکه نه روزنامه است نه شبنامه است پس چه ثمر برای دنیا و آخرت دارد که قیمت بدهم) چون شیرازی نبود بلکه مأمور امری است در شیراز چنین گفت وگرنه اهل شیراز دین نامه و اسلام نامه را مفید دنیا و آخرت میدانند چنین کسی در شیراز دوام نمیکند زود میرود.»
در ادامه این گلایه در سال سوم، شماره دوم، صفحه 32 نیز توضیح زیر را آوردهاند:
«این چند کلمه بر حامیان جریده مقدسه الاسلام مکشوف باید که این اوراق ملیه در هر نمره ماهیانه یک سنگ که عبارت از هفتصد نسخه است از طبع بیرون میآید و چهارصد نسخه از آن میماند فقط سیصد نسخه منتشر میشود از میان سیصد نفر مشترکین هم بسیاری با کمال بیشرمی از ادای قلیل قیمت سالیانه مضایقه میکنند اگر برادران ایمانی ما لااقل این هفتصد نسخه را میگرفتند و قیمت میدادند برای هر یک ادای یک تومان اشکالی نبود و ضمناً خدمتی از اداره به دین مقدس اسلام میشد ارباب کیاست گویند مظلومترین اهل عالم آنند که در مقابل دشمنان دانا به امیدواری دوستان نادان دفع شر کنند فیالحقیقه امر اهل اسلام زمان ما از غفلت گذشته و میشود گفت به درجه جنون و حماقت رسیده است ابداً به ضرر و حال عاقبت و مآل خود پی بردند و در کمال غرور و مستی و جهل خودپرستیاند [...]
ای که دستت میرسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچکار
مقصود این است که اگر تاکنون خدمتی نمایان به اسلام نکردیم از سستی و تکاهل برادران بود نه از ما. با این حال با کمال دلگرمی و امیدواری میکوشیم تا فرج برسد و مدد الهی انصار غیبه مهیا سازد. باری محض مزید توضیح در آخر این سال اسماء مشترکین سه سال را در اوراق الاسلام درج نموده تصریح مینمایم که کدام وجه اشتراک پرداخته و کدام بیغیرتی کردند محمدعلی الحسنی داعیالاسلام».
این مجله افزون بر درج گفتگوهای «داعی اسلام» با «داعی مسیحی»، «مکتوبات» (نامههای رسیده از کاشان، بمبئی، تهران، قمشه، اردستان و ...)، «مقالهها»، «شرح حال فخر الاسلام» برگرفته از کتاب انیس الاعلام فی نصرةالاسلام، «شرح حال رکنالملک نایب الحکومه اصفهان به قلم ادیب التجار»، کتاب خلاصهالکلام فی افتخار الاسلام ـ به صورت پاورقیـ و «اعلانها»، در بردارنده گزیده مطالب نشریات دیگر مرتبط با موضوعات مجله است. نمونه این مطالب با عنوان «کلمات نورانیه» «منقول از نمره ششم از جریده مبارک دعوةالحق» به این شرح است: از جمله اروپاییان متمدن که به شرف اسلام نایل گردیدهاند جناب شیخ عبدالله افندی شیخالاسلام جزایر بریطانیای عظمی میباشد. این شخص یکی از دانشمندان انگلند و دارای نطقی بس فصیح و قلمی بسیار بلیغ و شیرین است از بدو سن تحصیل علوم متنوعه نموده مدتی تحصیل قرآن و احکام و احادیث کرده در مملکت انگلستان شروع به تبلیغ نموده دچار موانع و مخاصمات سختی گردید تا بالاخره جمعیت کثیری از زحمات وی مسلمان گردیدهاند و خود مشارالیه را به سمت ریاست اسلام در انگلستان اختیار نموده او را شیخالاسلام انگلستان نامیدهاند همچنین مسجد بسیار خوبی با کتابخانه و قرائتخانه و موزه محض مسلمین بپا نموده دائماً درصدد ازدیاد و انتشار دین اسلام در مملکت انگلستان گردید خود مشارالیه کتابهای متعدد در حقانیت اسلام و اثبات آن نگاشته و به طبع رسانیده و ما چند جلد آن را محض اطلاع در این موقع تذکر مینماییم نمره 1 دین اسلام [،] نمره 3 تحقیقات در باب اسلام [،] نمره 4 غیرت و غیرتمندان. همچنین روزنامه هفتگی موسوم به الهلال و روزنامه دیگر ماهیانه به اسم اسلام به زبان انگلیسی ایجاد نموده مدتی است طبع و منتشر مینماید مقالات مفید شیرین و حکایت دلنشین دارند...»
از نخستین مجله اسلامی ایران در سال دوم مجموعاً 192 صفحه در 12 شماره منتشر شده است. شماره یکم از سال سوم آن تاریخ «شهر ذیقعده الحرام 1322 هجری» را دارد. در سال سوم انتشار نشریه چون محمدعلی داعی الاسلام قصد سفر به مکه را داشته است، جانشینان خود را برای اداره امور مجله تعیین کرده است. در شماره 9 این سال زیر عنوان «حج» نوشته اند:
«ترتیبات اداره در غیاب بنده چنین است جناب مستطاب شریعتمدار آقا میرزاعبدالحسین امام جماعت حسینآباد نایب بنده است در صفاخانه مقدسه که به ترتیب مقرر در روزهای جمعه و یکشنبه برای گفتگو با مسیحیان و یهود حضور دارند اشخاصی را که با صفاخانه مقدسه کار است به ایشان رجوع نمایند. شمارههای الاسلام بدون تعطیل ماهیانه به طبع میرسد و مانند سابق انتشار مییابد وکالت مرکزیه الاسلام در اصفهان هنگام غیاب با جناب معارف نصاب آقا عبدالحسین ارباب دام عزه است که وکالت سایر جراید فارسیه را هم دارد از تاریخ حرکت بنده حساب مشترکین اصفهان با ایشان است. حساب وکلای سایر ولایات کما فیالسابق با مدرسه صدر اصفهان است. در آن جا جناب مستطاب عمدالعلما الاعلام آقا میرزا عباس نجل جناب آقای میرزا عبدالحسین خوشنویس دام بقائها به نیابت بنده تشریف دارند و به اصلاح امورات سعی دارند البته در این سفر عبادت تا هنگام مراجعت شیوه دعوت هم از دست نخواهد رفت و وقایع هر شهر در شمارههای الاسلام به نظر خوانندگان عظام خواهد رسید. اقل الانام محمدعلی الحسنی داعیالاسلام.»
داعیالاسلام تدبیری اندیشیده است تا پس از او مجله تعطیل نشود. با اینکه وی در اصفهان نبوده اما مطالب دو شماره را آمادهسازی کرده است. در شماره 10 سال سوم شعبان المعظم 1323 ق زیر عنوان «اظهار» آورده است:
«چنانچه مکرر در شمارههای اسلام قرین بیان ساختم گفتگوهایی که در این چند سال قیام اداره صفاخانه مقدسه با دعات عیسویه نمودم مضبوط است اگر روزنامه شود سالها به اتمام نمیرسد و جریده ماهیانه کفایت درج آن را نمیدهد چه رسد که برای کسل نشدن طبع خواننده درج متفرقات هم لازم باشد لیکن چون ابنای ملت حقه ما تاکنون لذت توسعه و انتشار ملت و امر دعوت را نچشیدند از این جهت به اداره ما کمک ندادند بلکه در این سفر سعادت اثر مسلمانان غیور پیدا کنیم و به همراهی این امر مقدس استمداد نماییم گفتگوهایی که در ایام مسافرت درج میگردد همان گفتگوهای سابق احقر میباشد و ملاحظه الاسبق فالاسبق میشود لیکن گفتگوهای مجلس از ماه گذشته در این شماره مقدم آید به این جهت که چون جناب مستطاب ادیب اریب فاضل فیلسوف دانشور کمال آقای حسینی المتخلص به فرصت شیرازی حفظهالله تعالی و ادام افضاله در ماه گذشته وارد اصفهان نزهت بنیان شدند و روزی از روزها گفتگوی احقر با دعات عیسویه را حضور داشتند مناسب دیدم آن گفتگورا در این شماره درج کنم و هو هذا...».
با انتشار این شماره، سال سوم این نشریه پایان مییابد. گفتنی است که در سال سوم جمعاً 192 صفحه از این نشریه منتشر شده است. نخستین شماره سال چهارم این نشریه در ذیقعدهالحرام 1323 ق در غیاب محمدعلی داعی الاسلام انتشار یافته است. در صفحه دوم این شماره زیرعنوان «اخطار و اعتذار» میخوانیم:
«چون حضرت مستطاب شریعتمداری آقای داعیالاسلام مدظلهالعالی بعد از حرکت از اصفهان به عزم حج بیتالله الحرام در مدت اقامت در شیراز جهت طراز دو نمره اخیر سال گذشته را خود صورت فرستادند که به نظر مشترکین غیور دیندار لابد رسیده ملاحظه فرمودهاند لهذا این خاکپای مسلمانان قدری انتظار بردم که برای این نمره هم از خودشان صورتی برسد از این جهت قدری طبع این نمره دیر شد ولی چون علایق و اشکالات سفر بسیار است که همه کس میدانند پس لازم شد که با کمال بیبضاعتی از مراتب علمی و عدم اطلاع از فن شریف انشاءات و قلت مجال به واسطه تحریر این جمله آقایان عظام مشترکین فخام را از انتظار بیرون آورم این گفتگویی است که احقر عبدالحسین الموسوی در غیاب آقای داعیالاسلام با یکنفر از مسیحیان غیر از کشیش و داعیان نمودهام ولی مشارالیه از اهل اطلاع و یگانه غیور درمسیحیت است پس به همین طریق سابق داعی الاسلام مسیحی مرقوم میشود.»
اگر چه مرحوم محمد صدر هاشمی صاحب اثر ارزنده تاریخ جراید و مجلات ایران (اصفهان، کمال، 1363) نوشته است که با انتشار «شماره دوازدهم سال دوم دوره اسلام در اصفهان پایان یافته است» (ج 1، ص 237) اما با این نوشته در مییابیم که الاسلام در اصفهان قدم در سال چهارم هم گذارده است و هم اکنون نیز شماره سوم سال چهارم آن در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران موجود است.
باری محمدعلی داعی الاسلام پس از سفر حج راهی بمبئی شد و در آن شهر «اداره دعوت الاسلام» را بنیان نهاد و مجلهای نیز با نام دعوتالاسلام به دو زبان فارسی و اردو در رمضان سال 1324 ق در 16 صفحه به قطع خشتی انتشار داد. داعی الاسلام دلیل انتقال «اداره» و «مجله» را به بمبئی برای مجله چهرهنما (سال 2، ش 19، 10 ربیعالاول 1324ق) این چنین نگاشته است: «اخطار[:] داعیالاسلام از بمبئی احسب الناس ان یترکوان یقولو آمنا و هم لایفتنون... بسیاری از برادران از مشقت احقر در احداث دعوت اسلامیه در اصفهان و اجرای جریده مقدسه الاسلام اطلاع دارند که در این قریب چهار سال چه رنجها بردم و چه زحمتها کشیدم تا فیالجمله جریانی دادم تنم از رنج این قضیه گداخت ساختم آنچنان که نتوان ساخت
. اکنون که از حج بیتالله الحرام مراجعت کردم به بمبئی آمدم و از برادران وطن و دین مشورت میکنم که اگر صلاح است شعبه دعوت اسلامیه در این سامان دایر گردد و علاوه بر ادای تکلیف عقلی و دین افتخار برای ملت ایرانیه باشد به این قسم که مجلسی برای آمدن اهل ملل در تحقق حقانیت اسلام دایر باشد و جریده ملتی طبع گردد و مانند کشیشان و دعات عیسویه در گذرهای عمومی به زبان انگلیسی و پس از تعلیم هندوستانی به آن هم دعوت کنم. چون احقر قبل از این سفر به این بلد نیامده بودم و از ترتیبات این سامان بالکل بیخبر هستم خواهشمندم مسلمین را از این امر مرا مطلع سازند.»