* دولت نهم تاکید فوق العاده یی بر دیپلماسی اقتصادی دارد. بر همین اساس با استناد به آماری در مورد میزان صادرات و سرمایه گذاری خارجی اعلام می کند که در حوزه دیپلماسی اقتصادی موفق بوده است. حتی برخی مواقع اعلام می شود که درمیان دولت های گوناگون پس از انقلاب کارنامه دولت نهم در این حوزه قابل قبول تر بوده است. اما در سوی مقابل فعالان بخش خصوصی که اتاق بازرگانی نمودی از آن است، با ابراز نارضایتی های خود از دولت انتقاد می کنند که چرا در حوزه اقتصادی این حد مشکل بین المللی به وجود آمده است.
** اجازه بدهید بحث را از مفهوم و تعریف دیپلماسی اقتصادی آغاز کنیم و پس از آن به بررسی عملکرد دولت نهم در این حوزه بپردازیم. دیپلماسی اقتصادی به ایجاد یک فضای مناسب سیاسی برای همکاری ها و ارتباطات اقتصادی اطلاق می شود. وقتی که معاونت اقتصادی در دولت قبلی در وزارت امور خارجه به وجود آمد و مسوولیت آن به بنده تفویض شد، برای اولین بار کنفرانسی تحت عنوان دیپلماسی اقتصادی در تهران برگزار کردیم که طی آن موضوعاتی خاص مطرح شد و اهدافی نیز مورد نظر ما بود. موضوع اول این بود که روابط سیاسی ایران با کشورهای دنیا بخصوص کشورهای بزرگ و کشورهای هدف صادرات ما باید به گونه یی باشد که ارتباطات و همکاری های ایران را تسهیل کند. این نکته اولی بود که در آن همایش مورد بحث قرار گرفت. کشورهای بزرگ هم شامل کشورهای اروپایی و آسیایی، کشورهای عربی و در حال توسعه آفریقایی و آسیایی بودند. نکته اول تعدادی سوال را به وجود آورد. اگر قرار بود که ما با این کشورها ارتباط اقتصادی داشته باشیم باید یکسری تفاهم های سیاسی نیز به وجود می آمد. نکته دوم این بود که فضای سیاسی بین المللی ما باید به گونه یی باشد که ایران وارد اتحادیه های اقتصادی بین المللی و منطقه یی شود. در راس آنها هم چند اتحادیه مورد نظر بود که شامل اتحادیه اروپا، اکو، شورای همکاری خلیج فارس و دی 8، گروه 1«5 و تعدادی دیگر از اتحادیه های مهم جهانی می شد. قرار بود ما در دنیایی که به شدت در حال یارگیری و همگرایی است، عضو گروهی شویم. در این دوره کشورهای جهان هرکدام با هم گروهی را تشکیل می دادند به همین جهت نیز ضروری بود که ایران هم در یک یا چند گروه اینگونه حضور داشته باشد. البته هدف اصلی ما حضور در سازمان تجارت جهانی بود. نکته سوم این بود که روابط سیاسی ایران و چهره بین المللی آن به گونه یی باشد که مردم جهان از ایران تصویر مناسبی در ذهن داشته باشند که براساس آن وارد ایران شوند و اقدام به سرمایه گذاری کنند. لذا روی تبلیغات بین المللی یا چهره سازی و ایجاد فضای مناسب بین المللی تاکید زیادی وجود داشت. نکته آخر هم بحث فلسفی قضیه بود که ما باید بدانیم چقدر می توانیم برای اهداف سیاسی هزینه های اقتصادی داشته باشیم. آیا هیچ گونه خط قرمز و محدودیتی وجود دارد یا نه؟ سوال این بود که برای رسیدن به کدام مقصود سیاسی چقدر باید هزینه اقتصادی داشته باشیم؟ آیا در تمام حوزه ها این هزینه ها نامحدود است یا اینکه خط قرمزی وجود دارد؟ اینها بحث هایی بود که در آن زمان صورت گرفت. البته یکسری اقدامات هم انجام شد که خیلی مفید بود به طور مثال ورود به گروه 1«5 از این قبیل بود. در آن دوران برای اولین بار با اتحادیه اروپا وارد مذاکره شدیم که موضوع بحث هم تفاهم نامه تجارت و همکاری بود. یا برای اولین بار بین کشورهای اکو تفاهم نامه یی را برای مبادلات تجاری آزاد برقرار کردیم به طوری که کالا میان آنها بدون تعرفه مبادله شود حتی برای نخستین بار در طول تاریخ ایران پرونده یی را به نام کمک های توسعه ایران گشودیم که در آفریقا یا کشورهای دیگر هزینه می شد. این مجموعه دیپلماسی اقتصادی دولت هشتم بود که موجب شد اقتصاد کشور جهشی پیدا کند و در مسیر بین المللی شدن وارد شود. نتیجه آن هم این شد که مثلاً چند سال بعد ایران خودرو موفق به صادرات کالاهای خود به کشورهای دیگر شد. موارد مشابه از این دست نیز زیاد وجود داشت. به هر صورت وقتی بذری را می کارید چند سال بعد محصول آن برداشت می شود. دولت قبلی برنامه های اقتصادی را تدوین کرد و محصولات خوبی هم به همراه داشت.
* بخش خصوصی هم در برنامه های شما جای داشت یا تنها تاکید بر دولت بود؟
** بخش خصوصی ایران در آن زمان بیشترین حضور قراردادی را در عرصه بین المللی تجربه کرد. وقتی حجم قراردادهای آن دوره را حساب کنید متوجه می شوید که سال های 1381 تا 1384 بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است. اما مهمترین نکته یی که بر آن تاکید می شد فضاسازی بین المللی بود. هر اندازه بتوان چهره بین المللی کشور را در دنیا ارتقا داد وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور هم بهبود خواهد یافت. در حال حاضر ما شاهد حضور و تلاش زیاد بخش خصوصی و دولتی برای ادامه روند سابق هستیم اما این علاقه برای حضور جهانی در ایران تحت تاثیر فشارهای سیاسی که به ایران وارد می شود، تا حدودی تنزل یافته است.
به طور مثال یکی از فشارهایی که وارد می شود در حوزه فعالیت های مالی است. بالاخره همین که از ایران نمی توان به سادگی یک اعتبار اسنادی افتتاح کرد یا پول را به جایی دیگر منتقل کرد یا کالایی را از کشوری دیگر وارد کرد، محدودیت هایی برای بنگاه های خصوصی و دولتی به وجود خواهد آورد. این واقعیت است. در این شرایط هزینه هایی برای فعالیت های سیاسی پرداخت می شود.یعنی اقتصاد هزینه های سیاست را می دهد. البته بنده در مقام این نیستم که بگویم این هزینه زیاد است یا کم اما این توصیه را می توانم داشته باشم که میزان هزینه و فایده ها را محاسبه کنیم. یعنی باید مشخص شود در ازای چه مقدار هزینه چه مقدار فایده به دست می آید. آیا می توان همان فایده سیاسی را در درازمدت به دست آورد و هزینه ها را کم کرد؟ آیا می توانیم موضوع مورد نظر خودمان را به صورتی تعریف کنیم که هزینه ها کمتر شوند؟ همه این اقدامات از آن روی صورت می گیرد که کشور روی پای خود بایستد و باید در مورد آنها به درستی فکر کرد. بنابراین بنده قصد ندارم تلاش مسوولان را زیر سوال ببرم. تلاش های زیادی صورت می گیرد و نیت های خوبی هم وجود دارد ولی متاسفانه باید اذعان کرد که کشور در دوران کنونی دچار محدودیت های خاصی مانند مالی، تجاری، تکنولوژی و محدودیت چهره بین المللی شده است. اتفاقا ًاین آخری اهمیت زیادی هم دارد. متاسفانه اکنون چهره بین المللی کشور به صورتی نیست که به سادگی بتوان مراودات اقتصادی را انجام داد. امروز مذاکرات ما با اروپا متوقف شده و پیشرفت های اندکی که در مورد الحاق به سازمان تجارت جهانی صورت گرفته بود نیز از بین رفته است. در دوران کنونی حتی چشم انداز روشنی از همکاری با شورای همکاری خلیج فارس نداریم و در عرصه های اقتصاد بین المللی چندان حضور فعالی نداریم.
*در دوران دولت قبلی هم فشارهای بین المللی وجود داشت. یعنی همین بحث هسته یی بود. البته میزان و شدت فشارها در آن هنگام کمتر بود. به هر صورت شما در بخش اقتصادی چگونه عمل می کردید؟ در واقع به طور مثال به سیاستمداران اعلام می کردید که رفتار آنها تا چه اندازه در حوزه اقتصادی می تواند اثرگذار باشد؟
** در آن دوران دو گونه کار صورت می گرفت؛ اولاً از مقامات سیاسی کشور درخواست کردیم هنگامی که به سفرهای خارجی می روند اجازه دهند که گروهی اقتصادی هم همراه آنها باشد. بخصوص تاکید شد که این گروه از بخش خصوصی باشد. اتفاقاً برای اولین بار نیز وزیر خارجه و رئیس جمهور وقت ابراز تمایل کردند که در سفرهای خارجی گروه های اقتصادی را همراه خود ببرند. این سیاستگذاری در شکل بود. یعنی در حالت ظاهر چنین از امکانات و پتانسیل های اقتصادی و بخصوص بخش غیردولتی استفاده شد. در بخش دیگر توافق شد وقتی قرار است سخنرانی صورت گیرد، بخش اقتصادی را در موضع گیری ها مشارکت دهند. یعنی می گفتیم موضع گیری های بخش اقتصادی چنین است. در نتیجه تصمیم گیران سیاسی توجه می کردند که سخنان و موضع گیری های خود را با توجه به موضوعات اقتصادی تنظیم کنند. آنها خودشان تصمیم می گرفتند که تا چه اندازه از مفاهیم و اطلاعاتی که در اختیارشان قرار می دادیم استفاده کنند ولی به هر صورت این اطلاعات از طریق ما در اختیار آنان قرار می گرفت. از مکانیسم فعلی اطلاع ندارم که چگونه است ولی این روشی بود که در زمان دولت هشتم مورد استفاده قرار می گرفت. در واقع ما اقتصاد را به عنوان نماد امنیت ملی جا انداخته بودیم یعنی اعتقاد بر این بود که امنیت کشور در قدرت کشور است و یک مولفه اساسی قدرت کشور هم اقتصاد است و شاید مهمترین آن باشد. باید به اهداف اقتصادی کشور توجه بیشتری کرد چرا که قدرت کشور در اقتصاد است. شما شاهد بودید که اتحاد جماهیر شوروی با توجه به قدرت سیاسی که از آن برخوردار بود به دلیل مشکلات اقتصادی فروپاشید. لذا نباید از قدرت اقتصاد ملی غافل شد.
* بخش خصوصی چقدر در این میان اهمیت داشت. اصلاً طرف حساب شما به عنوان بخش خصوصی کجا بود؟ یعنی تعریف شما از بخش خصوصی چه بود؟
** از نظر بنده بخش خصوصی کشور به دلیل سرنوشت پرفراز و فرودی که داشته است در یک ارگان تجسم پیدا نمی کند. یعنی نمی توان گفت که اتاق بازرگانی تنها نماد و تمام بخش خصوصی است گرچه ما این موضوع را باز می کردیم و می گفتیم به طور مثال اتاق بازرگانی تنها یک قسمت از بخش خصوصی است. انجمن های بزرگ صادرکنندگان و تولیدکنندگان هم گروه دیگری بودند و بنگاه های بزرگ هم بخش دیگر را تشکیل می دادند. برای تمام اینها شخصیت های جداگانه یی تعریف شده بود و با تمام آنها نیز ارتباط وجود داشت. در واقع بخش خصوصی را جمع کردیم. اینها هرکدام نمایندگان طیف های مختلف بخش خصوصی بودند و حتی با اتاق های بازرگانی شهرستان هم ارتباط داشتیم. لذا یک بخش خصوصی جامع را برای خود ترسیم کرده بودیم. فقط نگفتیم که اتاق بازرگانی همه بخش خصوصی است. اتاق تنها چتری برای بخش خصوصی است. با کمال احترام به تمام نهادها و انجمن ها باید گفت که هیچ کدام به معنای تمام بخش خصوصی نیستند. دوم اینکه ما برای تمام سفرهای سیاسی که به ایران صورت می گرفت یا از ایران به کشورهای خارجی انجام می شد از نخبگان بخش خصوصی دعوت می کردیم که حضور داشته باشند و در برنامه ریزی سفر سهیم باشند. یعنی نظرات خود را بدهند. یکی از ماموریت هایی که برای سفرهای خارجی قائل می شدیم این بود که از بازار کشورهای دیگر سهمی را برای ایران بگیریم. این کارهایی بود که در تمام کشورهای دنیا صورت گرفته بود ولی ما تازه در ابتدای راه قرار داریم. البته اعتقاد دارم که دوستان در وزارت خارجه این راه را ادامه می دهند ولی فضای حاکم بر کشور خیلی سنگین است. چهره بین المللی کشور هر چند که میان گروهی از روشنفکران و عدالت خواهان دنیا بحق است ولی همچنان باعث شده که در حوزه اقتصادی ریسک کشور بالا برود. در حال حاضر ریسک ایران 4 درصد بالا رفته است. این افزایش ریسک هم موجب می شود که هزینه های کشور افزایش یابد.
* در دوران کنونی نمایندگان دولت در مذاکرات بین المللی محبوبیت زیادی ندارند. در این شرایط نمی توان از بخش خصوصی به عنوان واسطه یی برای مذاکرات استفاده کرد؟
** خصوصی سازی و دادن امکان و نقش به بخش خصوصی حتماً منجر به این خواهد شد که کشور استفاده های کلانی از این بخش برای کمک به اقتصاد ملی ببرد و حتماً بخش خصوصی توانایی لازم را دارد که بتواند در این شرایط سخت کشور را از تنگناها خارج کند ولی هنوز به بخش خصوصی اعتبار و شأن لازم داده نمی شود. لایحه سیاست های ابلاغی اصل 44 چارچوب مناسبی را می دهد که بخش خصوصی باز هم نقش مهمی را ایفاکند. اگر قانونی که براساس سیاست های کلی اصل 44 نوشته شده به شکلی تدوین شود که فضا را تنگ تر نکند، امیدهای زیادی برای بخش خصوصی به وجود خواهد آمد ولی هنوز نگرانی هایی وجود دارد مبنی بر اینکه این سیاست ها چگونه تبدیل به قانون می شود و این قانون چگونه اجرا خواهد شد؟ لذا اگر دولت با تامل سیاست های خصوصی سازی را اجرا کند به طور حتم بخش خصوصی هم قدرت خواهد گرفت و پس از آن در شرایط سخت کشور را یاری خواهد داد ولی دستیابی به این ایده آل شرطی دارد. نکته این است که بخش خصوصی باید آقا باشد یعنی اعتبار داشته باشد. اگر بخش خصوصی ناتوان باشد نباید از آن انتظار کاری را داشت.
* اصلاً در این شرایط که سرمایه گذاری با مخاطراتی مواجه شده و بسیاری از فعالیت های تولیدی دچار وقفه شده است، بخش خصوصی حاضر می شود برای فعالیت های دیگر وارد گود شود؟ اصلاً چرا باید به خصوصی سازی کمک کند؟
** البته بخش خصوصی ایران از شرایط بین المللی کمتر متاثر می شود تا اوضاع داخلی. یعنی باید حواسمان باشد که دولتمردان شعارهایی را در داخل بدهند که بخش خصوصی را برای فعالیت ترغیب کند. امنیت اقتصادی محصولش این است که چهره دولت باید به گونه یی باشد که مردم را به سرمایه گذاری ترغیب کند. اگر تنها حرف ها تهدید کننده باشد، نمی توان انتظار رشد سرمایه گذاری را داشت. اینکه مرتب شعارهایی داده شود که با فلان فعال اقتصادی برخورد می شود، واقعاً کشور و بخش خصوصی را دچار مشکل خواهد کرد. در اینجا سوال مهمی ایجاد می شود. واقعاً چرا بخش مهمی از سرمایه و نقدینگی کشور به سمت حوزه ساختمان رفته است؟ جواب خیلی ساده است چون ساختمان امنیت زیادی دارد. شما وقتی ساختمانی داشته باشید امنیت دارید ولی شاید اگر انباری مملو از جنس یا کارخانه یی داشته باشید دیگر چنین احساس امنیتی وجود ندارد. البته احساس امنیت و وجود امنیت دو مقوله متفاوت است. خوشبختانه امنیت در سطح بالایی در کشور وجود دارد ولی برای یک سرمایه گذار احساس امنیت بسیار اهمیت دارد. اگر احساس کنید که امنیت وجود ندارد هیچ گاه اقدام به سرمایه گذاری نخواهید کرد. بخش خصوصی هم از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل است که اظهارنظرهای مختلف در نوسان شاخص های بورس بسیار مهم است. تلقی افراد از حوادث و اتفاقات مهم است، نه خود اتفاقات. «تصور افراد از اتفاقات، تحولات را شکل می دهد» لذا ما باید علاوه براینکه در عمل کار می کنیم روی تصور افراد هم کار کنیم.
* دولت در حوزه داخلی هم با برخوردهایی که با بخش خصوصی داشته، هدف گیری های خود را نشان داده است. مانند موضوع بانک پارسیان.
** در اینجا با مصادیق کوچک کاری نداریم. مفهوم کلام بنده این است که بخش خصوصی در این دوران به آن اندازه که نیاز است وارد میدان نمی شود. اکنون به باور آنان زمان سرمایه گذاری بزرگ نیست به همین دلیل بار اصلی کارها بر دوش دولت افتاده است. علت اینکه این برنامه ها به نتیجه نمی رسد هم این است که دولت همراه و همرزم ندارد. همراه دولت در این میدان بخش خصوصی است. تلقی بخش خصوصی هم این است که اکنون زمان سرمایه گذاری نیست. ولی با این حال همچنان به کارآمدی بخش خصوصی معتقد هستم و اعتقاد دارم اگر به بخش خصوصی میدان داده شود در مسائل بزرگ هم به کار خواهد آمد. البته حضور آنها محدود خواهد بود.
* در همین دوران هم بخش خصوصی موفق شد در حالی که بحران گشایش ال سی وجود دارد، چند کشور مانند ایتالیا را مجاب کند که با ایران همکاری داشته باشند البته با هزینه یی بالاتر.
** به هر صورت این حتماً خوب است. اگر اتاق بازرگانی و انجمن های صنفی میدان داشته باشند و به حرف های اینها به خوبی گوش دهند و در سیاستگذاری ها این موضوعات را لحاظ کنند به طور حتم نتایج خوبی به دنبال خواهد داشت.
* در دولت نهم اهداف اقتصادی را بر مبنای خواسته های سیاسی تنظیم می کنند. مثلاً حضور در کوبا و ونزوئلا یا سوریه از این نمونه است. درحالی که خود شما اشاره فرمودید که در زمان دولت قبلی روال دیگری حاکم بود.
** روابط اقتصادی با کشورهای دیگر باید با یک نگاه بلند باشد. در این صورت می توان موفق بود. در رابطه با کشورها، تنها نباید به دولت حاضر و حاکم در آن توجه کرد بلکه باید یک ارتباط کشور با کشور برقرار شود. سرمایه گذاری هایی که در زمان دولت قبل در ونزوئلا انجام شد اکنون به بار نشسته است. مثلاً اگر امروز ونزوئلا تراکتور تولید می کند، قراردادهای آن در دولت قبلی بسته شده بود. کارهایی هم که دولت نهم انجام می دهد نمود آن در دولت های بعدی ظاهر خواهد شد. لذا ما نباید ارتباطمان را به شیوه یی تنظیم کنیم که اگر به طور مثال دولتی سقوط کرد تمام دارایی های ایران در آن کشور را مصادره کنند. باید به کارهای خود رنگ اقتصادی بیشتری دهیم. خود به خود روابط اقتصادی ما منجر به بروز فرصت های سیاسی می شود. نباید به روابط اقتصادی رنگ تند سیاسی زد. البته بنده شخصاً طرفدار حضور ایران در کشورهای در حال توسعه هستم ولی نباید تنها به اینها محدود شد. ما به کشور ونزوئلا می رویم چراکه بازار خوبی دارد ولی دلیل ما برای حضور در ونزوئلا نباید این باشد که از طریق آن قصد تودهنی زدن به کشوری دیگر را داشته باشیم. قصد باید این باشد که موقعیت بین المللی ایران را ارتقا دهیم.