علیاکبر عالمیان
با پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) تومار سیاهی و پلیدی 2500 ساله نظام شاهنشاهی در ایران برچیده شد، و دبدبه شاهنشاهی و کبکبه سلطنت به زباله دان تاریخ انداخته شد. اما این تمام ماجرا نبود. در پس این دوران مشحون از ظلم و تباهی، دستهای حمایتگر کشورهای سلطهگر - بهویژه در دویست سال گذشته - دیده میشود. زمانی دولت غارتگر بریتانیا، ایران را به تیول شخصی خویش درآورده بود. عزل و نصب پادشاهان و دست درازی به منابع نفتی و غیر نفتی ایران امری طبیعی و قانونی! برای غارتگران جزیره بریتانیا تلقی میشد. به محض افول قدرت استعمارگر پیر، استعمارگر جدید پا به عرصه سیاست گذاشت تا بسان خلف ناصالح خود به چپاول کشورها و به ویژه ایران بپردازد. ایالات متحده امریکا، به عنوان قطب نوظهور در عرصه سیاست محسوب میشد و با حضور قلدرانه خود در اقصی نقاط جهان سیطره انگلستان را کمرنگ مینمود. تاریخ سیاسی ایران طی سالهای حکومت محمد رضا پهلوی، دخالتها و یاغیگریهای دولت ایالات متحده را گواهی میدهد؛ چه آن جا که با تحمیل حق کاپیتولاسیون - حق مصونیت مستشاران امریکایی - یکی از خفتبارترین قوانین ظالمانه در ایران را رقم زد و چه آن جا که با حمایت مطلق از پادشاه مسحور در قدرت و مرکوز در تباهی ایران، پایههای استبداد محمدرضا شاهی را تشدید میکرد و چه آن که با سرنگونی دولت قانونی ایران در پی طرح ریزی کودتای 28 مرداد، نقض ابتداییترین حقوق انسانی را رقم زد. اما با پیروزی انقلاب اسلامی ، طومار یانکیها نیز در هم پیچیده شد و سر آغاز استقلال ملت ایران با قطع شدن روابط با امریکا رقم خورد. با این حال، دولت کینهتوز امریکا که با پیروزی انقلاب، خود را مغبون این نهضت الهی میدانست، از هر عملی بر ضد نظام جمهوری اسلامی دریغ نکرد و با اعمال غیرانسانیترین تحرکات علیه ایران، از قبیل کودتا، تحریک و تجهیز صدام بر ضد ایران، تحریم و به ویژه آدمکشی آشکار در جریان سرنگون ساختن هواپیمای مسافربری ایران در تاریخ 12 تیر ماه 1367 و دهها عمل ددمنشانه دیگر در پی خالی کردن عقدههای روانی خود بود. اما موضع قاطع امام و پس از ایشان، رهبر معظم انقلاب در برابر زورگوییهای دولتمردان ایالات متحده و نفی هر گونه رابطه با نماد استعمار و استکبار دوران از سوی آن دو بزرگوار، عملا نقشههای امریکایی را ناکام مینمود. اکنون پس از 28 سال حاکمیت نظام جمهوری اسلامی و بعد از آن که ارتش امریکا در باتلاق افغانستان و پس از آن عراق گیر افتاده و به تبع آن سیاستمداران امریکایی نیز در باتلاق خود ساخته دست و پا میزنند، دست نیاز آنان به سوی جمهوری اسلامی ایران دراز شد تا شاید بتوانند با تدابیر ام القرای جهان اسلام (کشور اسلامی ایران) از بن بست عراق نجات یابند. جریان مذاکره ایران با امریکا در مورد عراق برق شادی را در چشم آنانی که چشم امید به ایالات متحده بسته بودند، پدیدار کرد. آنان به خیال خود این مذاکره را زمینهساز ایجاد رابطه با امریکا قلمداد کردند، اما موضع قاطع رهبر معظم انقلاب مبنی بر این که «این مذاکره فقط جهت تفهیم وظایف اشغالگران در مورد عراق است» آب پاکی را روی دست دوستداران رابطه ایران و امریکا ریخت. راستی! چرا رهبر معظم انقلاب همچنان بر موضع خویش مبنی بر عدم رابطه و مذاکره با امریکا پافشاری میکنند؟
1. آمریکا مظهر سلطه و جنایت
یکی از دلایلی که بر موضعگیری رهبر معظم انقلاب بسیار موثر است، خصایل فکری و سیاسی دولتمردان امریکایی است. از منظر ایشان، دولت امریکا دارای روحیه استکباری (1)، مظهر سلطه (2) ، نماد توطئه و کودتا و ترور (3) و جنایتکار (4) است و دولتی با این خصوصیات به عنوان ام الفساد قرن (5) به شمار میآید. آیا ارتباط با این دولت، منطقی به نظر میرسد؟
2. علل مخالفت آمریکا با نظام جمهوری اسلامی
آمریکا با نظام جمهوری اسلامی مخالف است و این مساله، حقیقتی است که نمیتوان انکارش نمود. اما این که علل اصلی مخالفت دولتمردان ایالات متحده با جمهوری اسلامی چیست، به اعتقاد رهبری، ریشه در پنج عامل مهم دارد: اولین علت آن است که جمهوری اسلامی ایران با توسعه طلبی و استعمارگری امریکا مخالف است (6. ) دوم آن که، شاکله نظام جمهوری اسلامی بر مبنای فرامین دین اسلام بنا نهاده شده است و اسلام خواهی نظام چیزی نیست که باب طبع امریکاییها باشد. سومین عامل، حمایت ایران از ملل آزادی خواه، به ویژه فلسطین است (8.) عامل بعدی مخالفت نظام اسلامی با ولیده نامشروع استکبار در منطقه، یعنی رژیم صهیونیستی است (9) و بالاخره عامل پنجم، طراحی و زمینهسازی انقلاب اسلامی در زمینه یک بیداری جهانی است. (10) حال که نظام جمهوری اسلامی بر این پنج اصل اساسی پافشاری میکند و ذرهای از این اصول خدشه ناپذیر عقبنشینی نمیکند، آیا میتوان انتظار داشت که امریکاییها هم از دشمنی خود با جمهوری اسلامی دست بردارند؟ آیا ایجاد هر گونه رابطه با توجه به هژمونی سلطه طلبی امریکا عقلانی است؟
3. اهداف آمریکا در کشورهای جهان سوم
هدف آمریکا از داشتن رابطه با کشورهای جهان سومی و به ویژه ایران، حضور همه جانبه در این کشورها است. و هدف از حضور همه جانبه در مواردی از قبیل: تحمیل سلطه (11) ایجاد وابستگی (12) گسترش سیطره سیاسی اقتصادی (13) ایجاد قرنطینه سیاسی به منظور جلوگیری از خودباوری و وحدت ملتها (14) ترویج فساد اخلاقی (15) و ... خلاصه میشود. بی گمان در صورت ایجاد رابطه با این دولت متجاوز و یاغی، اهداف مذکور در راس اهداف و برنامههای ایالات متحده قرار خواهد گرفت.
4. اهداف آمریکا از گرایش به مذاکره
با اعتقاد رهبر فرزانه انقلاب، آمریکاییها با مطرح کردن بحث مذاکره، اهداف مختلفی را مدنظر دارند: هدف از طرح این پیشنهاد در وهله اول به نیات پلید و شیطانی امریکاییها (16) برمیگردد، چرا که آنان در صددند تا با طرح مذاکره، اولا سلطه خود را به ایران تحمیل کنند (17.) ثانیا ابرقدرتی خود را ثابت کنند (18) ثالثا سیاستها و نظرات امام را مخدوش و این طور وانمود کنند که ملت ایران و مسوولان نظام از حرف امام خمینی (ره) برگشتهاند (19) دیگر آن که با مطرح کردن مذاکره، قبح رابطه و گفت و گو با امریکا را شکسته (20) و آن را امری عادی جلوه دهند. هدف پنجم آنان ایجاد اختلافات داخلی است. چرا که بحث عدم مذاکره و عدم رابطه با امریکا یکی از محورهای وحدت ملی است (21) هدف ششم آن است که با طرح این مساله «که انقلاب اسلامی با آن صلابت، همه حرفها و داعیهها را کنار گذاشت و از گذشته خود توبه کرد»، به حیثیت انقلاب اسلامی لطمه بزنند (22) و ضمن آن، محوریت انقلاب اسلامی در جهان را حذف کنند (23) و یاس در دل کشورهای مستضعف که چشم امید به ایران دارند ایجاد کنند. (24) هدف نهایی آن که به دولتهای وابسته به آمریکا تقویت روحی تزریق کنند و بگویند ایران به دلیل عدم وابستگی مجبور به مذاکره و رابطه با آمریکا شد. (25)
5. علل نفی مذاکره و قطع رابطه
از منظر رهبری، به علت خوی استکباری آمریکا، هر گونه رابطه با این کشور برای ملت ایران ضرر دارد. (26)
از این گذشته، بر اساس قاعده نفی سبیل، و نفی هر گونه سلطه پذیری در اسلام، از آنجا که نظام جمهوری اسلامی، نظامی بر آمده از آموزههای اسلامی است، نمیتواند با کشوری رابطه داشته باشد که این رابطه به سلطه پذیری منتج گردد. (27)
غیر از این، نفی و قطع رابطه، نشانگر نفی قیمومیت امریکاست (28) و همین مساله یکی از اهداف انقلاب اسلامی به شمار میآید. نفی مذاکره نیز مسالهای بسیار مهم است. چرا که به تعبیر رهبری، مذاکره با سلطهگری مانند امریکا از رابطه بدتر است (29) مذاکره و به تبع آن سازش با دولت زورگویی به نام امریکا، موجب اختناق (30)، انحطاط فرهنگی و اقتصادی (31) و باعث اسارت نظام اسلامی (32) خواهد شد.
6. شرایط ایجاد مذاکره و رابطه
موضع انقلابی رهبر فرزانه انقلاب در برابر آمریکاییها و نفی هر گونه رابطه و مذاکره با دولتمردان ایالات متحده، ادامه آن خط فکری است که امام خمینی (ره) بنیان گذار آن بود. اما این سخن به معنای مطلق عدم ایجاد مناسبات و روابط با این دولت نیست. حضرت آیت ا... خامنهای با عنایت به چند پیششرط، رابطه با امریکا را بلا مانع میدانند. اول آن که این دولت، سیاستهای خصمانه خود بر ضد نظام جمهوری اسلامی را تغییر دهد (33)؛ دوم آن که خوی سلطهگری خود را کنار بگذارد (34) و سوم آن که به اصل «احترام متقابل» پایبند باشد (35) و در نهایت، دست از حمایت مخالفان نظام جمهوری اسلامی بردارد (36)
نتیجه: واقعیت آن است که هیچ گاه چهار شرط قبلی محقق نخواهد شد. چرا که خوی استکباری آمریکاییها و عمق عناد و کینه آنان نسبت به نظام جمهوری اسلامی قابل تغییر نیست. در این صورت، چگونه میتوان با دولتی که همواره در صدد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی است، انتظار مراوده و رابطه دوستانه داشت؟ آیا این مساله با اصل استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی سازگار است؟