تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۶۲۶۹۹
اشاره‌: آقای رضا سراج، کارشناس مسایل استراتژیک در مطلب حاضر که برای کیهان ارسال کرده‌اند، با تشریح مراحل سناریوی جنگ روانی آمریکا به بررسی نقاط قوت ایران پرداخته است.

رضا سراج
این ملت بزرگ روز 22 بهمن گرمتر، پرشورتر و فعالتر از همیشه، در سراسر میهن عزیز، به میدان می‌آید و به جهانیان ثابت می‌کند که همچنان با هوشیاری و قدرت، به راه پرافتخار خود ادامه می‌دهد... روز 22 بهمن روز نگرانی و عصبانی شدن سرویس‌های امنیتی و جاسوسی آمریکا، اسرائیل و انگلیس است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی
مقدمه:
شرایط بحرانی آمریکا در منطقه ـ بویژه در عراق ـ مقامات آمریکایی را بر آن داشت تا با تشکیل کار گروهی، علاوه بر بررسی وضع موجود و برآورد آسیب‌ها و وضعیت‌های پیش‌روی، راهکارهای خروج آمریکا از بحران و بن‌بست استراتژیک را به مقامات کاخ سفید ارائه دهند. در این رابطه کار گروهی از نخبگان سیاسی، نظامی و امنیتی تشکیل گردید که به « گروه بیکر ـ همیلتون» معروف شد.
این کارگروه پس از بررسی وضعیت موجود و برشماری آسیب‌ها و فرصتها، به مسئولین کاخ سفید و دستگاههای دیپلماسی این کشور توصیه کرد؛ برای برون‌رفت از بحران موجود، باید با ایران وارد مذاکره شد. در واقع چکیده این گزارش ایران را «راه برون‌رفت آمریکا از بحران و بن‌بست استراتژیک» معرفی کرد.
اما از آنجا که آمریکایی‌ها ـ براساس حس خودبرتربینی و کبر همیشگی و خیر مطلق دانستن خود هیچگاه حاضر به مذاکره از موضع پایین و حتی برابر نمی‌باشند، با طراحی سناریوی پیچیده و چند مرحله‌ای ـ که بنیان اصلی آن را جنگ روانی تشکیل می‌داد ـ سعی کردند موازنه را به نفع خود تغییر داده و ـ به زعم خود ـ در موضع برتر نسبت به جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند.
هدف نهایی آمریکائیها در این سناریوی پیچیده، تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران بود که طی فرآیند «وارد کردن ایران به تعلیق فناوری هسته‌ای» و سپس «مذاکره» به فرجام تغییر رفتار جمهوری اسلامی منتج می‌گردد.
در این راستا رابرت گیتس ـ وزیر جنگ آمریکا ـ صراحتاً اعلام داشت:
«ما باید قبل از تعامل با ایران، موضع خود را تقویت نمائیم. ایران برگ برنده‌های خوبی در اختیار دارد. آمریکا قبل از مذاکره با ایران باید در موضع برتر قرار گیرد. مذاکرات بدون اسلحه مانند نت بدون ابزار موسیقی است».
در اظهارات گیتس به موضوعی اشاره و تأکید شده است و آن؛ برگ‌های برنده ایران است. این موضوع در واقع رمزگشایی از جعبه سیاه سناریوی جنگ روانی آمریکایی‌هاست.
برگ‌های برنده ایران چیست؟
برگ‌های برنده موردنظر رابرت گیتس، همان اهدافی است که در سناریوی جنگ روانی دشمن مورد آماج قرار می‌گیرد. «رهبری»، «عزم و اراده ملی و پشتوانه مردمی نظام»، «عزم راسخ اصولگرایان برای خدمت‌رسانی و رفع فقر، فساد و تبعیض»، «نیروهای مسلح مقتدر و با ایمان»، «نزدیک شدن ایران به فرآیند تولید سوخت هسته‌ای» و «قدرت نرم و بازیگری ایران در منطقه».

تشریح مراحل سناریوی جنگ روانی
آمریکا
1) کاهش قیمت نفت
مرحله مقدماتی این سناریو، کاهش یکباره و کاملا تصنعی قیمت نفت بود. کاهش قیمت نفت، پیام شوک‌آوری را به جمهوری اسلامی ایران منتقل می‌کرد که پیامدهای آن حوزه اقتصاد و عوامل منبعث از آن را تحت تأثیر قرار می‌داد. این شوک، بستر را برای انتقال امواج شوک‌آور از حوزه اقتصادی به حوزه اجتماعی و القاء بحران فراهم می‌کرد.
2) تزریق ناامیدی و بی‌حسی در کالبد جامعه
افزایش نقاط آسیب‌پذیر جامعه حلقه دیگر سناریوی روانی است. افزایش قیمت‌ها به صورت مشکوک و بعضاً تصنعی علاوه بر اینکه تمرکز مسئولین را برای خدمت‌رسانی و تدبر بر هم میزند، مطالبات مردم را نیز فزآینده می‌سازد. این روند باعث آسیب‌پذیر شدن جامعه و تزریق ناامیدی نسبت به آینده و بی‌حسی در افکار عمومی می‌گردد.
3) تلاش برای کاهش مشارکت مردم در انتخابات
حلقه سوم این سناریو، تلاش برای کاهش مشارکت مردم در چهارمین دوره انتخابات مجلس خبرگان و رهبری و سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا بود. این مرحله در صورت تحقق، از یک‌سو موجب تعمیق شکافهای درونی و افزایش آسیب‌پذیریهای نظام میگردید و از سوی دیگر با کاهش قدرت نرم‌ جمهوری اسلامی، توان بازیگری ایران در منطقه و جهان تعدیل می‌گردید.
4) تصویب قطعنامه 1737 شورای امنیت
آمریکائیها در چهارمین مرحله از سناریوی خود بر این باور بودند که کاهش مشارکت مردم و آسیب‌پذیر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران، بستر را در شورای امنیت و محیط بین‌الملل برای تصویب و صدور قطعنامه اثربخش فراهم می‌کرد و از این طریق فشار سیاسی و دیپلماتیک نیز بر ایران فزاینده می‌شد، بر این اساس با تلاش فراوان قطعنامه 1737 را در شورای امنیت به تصویب رساندند.
5) تهدید به حمله نظامی
ایجاد ارعاب و تهاجم روانی به افکار و ذهنیت جامعه مرحله پنجم سناریوی نظام سلطه بود. آمریکائیها با حربه نخ‌نما شده حمله نظامی در واقع سعی داشتند، با در هم آمیختن شوک حمله نظامی و اقتصادی ناشی از تصویب قطعنامه، موجی از بحران را به صورت آوار ویران‌کننده بر سر افکار عمومی و مسئولین جمهوری اسلامی ایران فرود آورند. به نظر می‌رسد برآورد آنان در این مرحله این بود که با اثربخش شدن بی‌حسی در جامعه و ایجاب ارعاب، جمهوری اسلامی ایران، پشتوانه مردم (عزم و اراده ملی) خود را از دست بدهد.
مقامات کاخ سفید در این مرحله و بر حسب تجربه، حساب ویژه‌ای روی عوامل نفوذ و عوامل مرعوب باز کرده بودند. حوادث گذشته به آنان نشان داده بود که هرگاه چالشی را از بیرون ایجاد کنند، مرعوبین و ساده‌لوحان با تحریک عوامل نفوذی از یک سو جنگ روانی مورد نظر آنان را در داخل تقویت کرده و اوضاع را وخیم جلوه می‌دهند و از سویی دیگر یکی از عوامل بحران مورد ادعا، کوتاه آمدن از اصول و مذاکره و سازش را توصیه می‌نمایند.
با سنگین شدن فضای تحریم اقتصادی - تجاری و تهدید نظامی، تا حدودی انتظارات آنان برآورده شد و به یکباره خط نفوذ، عناصر مرعوب را تحریک نمود و جنگ امواج و عملیات روانی دشمن از طریق آنان تقویت و رله گردید.
6) انفعال افکار عمومی با پخش شایعه
توزیع و پخش شایعه‌های مخرب که رد پای برخی از عناصر داخلی نیز در آن مشاهده گردید، حلقه دیگر زنجیره جنگ روانی دشمن بود. در این راستا شایعه کسالت رهبر معظم انقلاب اسلامی، در واقع ناظر بر ایجاد انفعال در افکار عمومی بویژه دوستداران نظام بود که به دلیل حساسیت و نگرانی شیوع آن خیلی سریع صورت پذیرفت.
7) افزایش فشار سیاسی و روانی منطقه‌ای
آمریکائیها در این مرحله با طرح واهی دخالت ایران در امور داخلی کشورهای منطقه از جمله عراق، لبنان و... همچنین تحریک برخی کشورها، به دنبال کاهش نرم ایران، و کانالیزه کردن جمهوری اسلامی به سوی اهداف مورد نظر خود بودند. در این راستا حمله به کنسولگری ایران در عراق و ربودن 50 دیپلمات ایرانی ناظر بر افزایش سیاسی و روانی منطقه‌ای برای تحقق اهداف تهیه شده در سناریوی جنگ روانی آنان است.
مراحل هفت‌گانه مذکور دقیقا نشان‌دهنده آماج عملیات روانی دشمن علیه پایه‌های اقتدار و نقاط قوت نظام جمهوری اسلامی یا به تعبیر آقای رابرت گیتس، برگ‌های برنده ایران می‌باشد.
اهداف سناریوی عملیات روانی آمریکا
الف: کاهش حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن اولین هدف گنجانده شده آمریکاییها در سناریوی جنگ روانی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در بیانات خود (19 بهمن) به آن اشاره فرمودند.
ب: ترغیب متحدان و بسترسازی در محیط بین‌الملل برای اعمال فشار بیشتر به نظام جمهوری اسلامی ایران به بهانه عدم مشارکت مردم در راهپیمایی 22 بهمن.
ج: وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به تعلیق کامل درخصوص فن‌آوری هسته‌ای از طریق سنگین کردن فضای بین‌المللی و تهدید و ارعاب.
د:‌ وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به مذاکره مستقیم از موضع ضعف.
هـ: و بالاخره اینکه: هدف نهایی آمریکاییها از این سناریو تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران بود.
اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش‌بینی کرده بودند (امسال نیز مردم با حضور باشکوه خود باعث می‌شوند این دشمنان به شدت حرص بخورند) حضور آگاهانه، پرشکوه و کم‌نظیر مردم انقلابی ایران در راهپیمایی 22 بهمن امسال، موج اول سناریوی جنگ روانی آمریکا را خنثی و بی‌خاصیت نمود.
این حضور بسیار ارزشمند که نشان از آگاهی و سطح بالای شناخت و تحلیل مردم از شرایط و وضعیت ایران و جهان می‌باشد، بار دیگر عزم و اراده ملی و پشتوانه مردمی (قدرت ملی) نظام جمهوری اسلامی را به رخ جهانیان کشانید.
اما این پایان کار نخواهد بود و به نظر می‌رسد از یکی دو هفته آینده موج دوم جنگ روانی دشمن از راه خواهد رسید و برای مقابله با آن بیش از پیش نیازمند به عواملی همچون: تبعیت از مقام معظم رهبری، حفظ وحدت و انسجام ملی، پرهیز از تنش‌های داخلی، تقویت امید به آینده، افزایش سطح اطلاع‌رسانی از توطئه‌های دشمن، نمایش اقتدار ملی، تداوم نهضت خدمت‌رسانی به جامعه و اطلاع‌رسانی از خدمات انجام شده می‌باشیم.