سعدالله زارعی
«باید به دستورات و احکام اسلام ومبانی انقلاب اسلامی به طور حقیقی اعتقاد داشت و ادبیات و گفتار خود را به گونه ای تنظیم کرد که حاکی از اعتقاد واقعی به این مسئله باشد چرا که حل مشکلات در گرو عمل به دستورات اسلام است.»
این فرازی از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر با اعضای مجلس خبرگان رهبری است. حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از رهنمودهای خود فرمودند: «عدالتخواهی، استقلال و آزادی- به معنای حقیقی کلمه- استکبارستیزی و منفعل نشدن در مقابل دشمن، مردم گرایی، مستضعف نوازی و گرایش به طبقات محروم و پرهیز از اسراف زدگی و اشرافی گری جزو مبانی انقلاب اسلامی است که به هیچ وجه نباید تغییر کنند.»
از مجموعه این بیانات- و بیانات دیگر رهبری- درمی یابیم که کشور و انقلاب اسلامی در شرایطی قرار دارد که اعتلای آن در گرو رجوع به مبانی انقلاب اسلامی است و در این راه باید به دور از هرگونه رودربایستی که بیانگر اهمیت ملاحظه اشخاص است، وارد میدان شد. این مسیر بدون پشتیبانی جدی از نیروهایی که به اصول انقلاب اسلامی «ایمان واقعی» دارند و نیز بدون نقد صریح روندهایی که در طول دوران گذشته به وجود آورنده برخی از ناهنجاری ها در مسیر انقلاب بوده اند، هموار نمی شود. از این رو ما در بیانات یک سال اخیر رهبر معظم انقلاب شاهد طرح مباحثی هستیم که با صراحت بیشتر به نقد و ارزیابی گذشته پرداخته است. این قلم در این مجال کوتاه به بازخوانی بعضی از موارد که در تحلیل مبانی رهنمودهای رهبری لازم می داند، می پردازد:
1- در فاصله سالهای 1368 تا 1384 شاهد رشد ادبیات های موازی در سیستم اجرایی کشور بودیم که با ادبیات امام مباین بود. در عرصه داخلی رویکرد به جذب سرمایه مشروع و نامشروع و باز کردن میدان برای ورود سرمایه سالاران- هر چند با اهداف خاص وارد کشور شوند و اسناد همکاری آنان با سازمان های ضدایرانی غرب کاملاً آشکار باشد- و در پیش گرفتن گزینشی توسعه اقتصادی اگر چه این گزینش در مواردی با اسلام و مصالح ملی ایران ناسازگار باشد، جای توجه به طبقات محروم و مصالح درازمدت ایران را گرفته بود. امام راحل پیش از این فرموده بودند: «خدا نیاورد آن روزی که سیاست مسئولان کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روی آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتماد و عنایت بیشتری برخوردار شوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیاء و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین علیهم السلام سازگار نیست.» صحیفه امام جلد 20 صفحه 333این رویکرد فقط یک رویکرد اقتصادی نبود بلکه جنبه فرهنگی نیز داشت از این رو رهبر معظم انقلاب در این دیدار فرمودند: «برخی تلاش دارند تا دهه اول انقلاب و مواضع امام خمینی را تخطئه کنند.» این جریان در عرصه سیاست خارجی در ذیل شعارهایی تلاش کرد تا مخالفت انقلاب و نظام با استکبار جهانی را رقیق و در نهایت کاملاً بی رنگ کند این در حالی است که انقلاب ایران بدون وصف استکبارستیزی قابل شناسایی نیست.
نفی خصوصیات و مبانی بنیادین انقلاب اسلامی توسط این جریان در قالب های مختلف دنبال می شود. بعضی از عناصر سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت- در گفت وگو با شماره جدید شهروند امروز- با صراحت از ختم انقلاب سخن گفته و استکبارستیزی را مربوط به هیجانات اول انقلاب دانسته اند. همین ها از مردم گرایی با واژه پوپولیسم یاد و آن را نقطه مقابل دمکراسی و علم گرایی معرفی کرده اند و در عین حال دوره حضرت امام را دوره پوپولیسم خوانده و آن را مذموم شمرده اند. یکی دیگر از چهره های سرشناس این جریان که برای ریاست جمهوری مجدد او تلاش می شود در جمع واحد زنان حزب مشارکت با صراحت اصالت آیات قرآنی را زیر سؤال برده و توسل به آن دسته از احکام اسلامی که توسط نهادهای بین المللی مغایر حقوق بشر خوانده می شوند را نادرست معرفی کرده است. وی می گوید: «با بخشی از مطالب- عبدالکریم- سروش و آقای- محمد مجتهد- شبستری درباره وحی موافقم چرا که وحی یک سری سخنانی بوده که بر دل پیامبر وارد شده و ماهیت آن برای ما روشن نیست و لذا قابل استناد نیست. برخی مطالب قرآن با دریافت های بشری سازگاری ندارد و بعضی نیز متناسب با زندگی قبیله ای آن زمان است.»
این خط انحرافی که مدت مدیدی مصادر کشور را در اختیار داشت تلاش می کند تا بار دیگر به مصادر بازگردد و نه برای آنکه مافات را جبران کند بلکه به قصد برهم زدن وضع جدیدی که بر اساس مبانی انقلاب و اسلام بنا شده است.
2- این جریان انحرافی تلاش می کند تا آنجا که می تواند از نهادهای نظام برای پیش بردن خط انحرافی خود کمک بگیرد و آنجا که نمی تواند درصدد خنثی کردن آن برمی آید. ما در سال های اخیر شاهد بودیم که وقتی پای نگاه انقلابی ائمه جمعه، خبرگان و بسیج به انتخابات پیش می آمد این جریان چون قادر به تاثیرگذاری روی آن ها نبودند از «اجماعی» بودن این نهادها سخن می گفتند و آن را لازمه فراجناحی بودن معرفی می کردند و در واقع خواستار فراانقلابی شدن آنان بودند در همان حال این جریان تلاش می کرد تا از مصادر مهمی که آنان نیز متعلق به نهادهای اجماعی بودند بعنوان یک کانون تضعیف کننده علیه جریان اصیل انقلاب بهره جویند شاید از این رو رهبرمعظم انقلاب خطاب به اعضای محترم و بصیر مجلس خبرگان رهبری فرمودند: «اگر در میان جریانهای سیاسی یکی از جریانها به اصول و مبانی انقلاب اسلامی نزدیکتر بود باید آن جریان را تقویت کرد.» این در حالی است که این جریان در ماههای اخیر سعی دارد با لطایف الحیل، مجلس خبرگان رهبری را به مقابله با دولت سوق دهد.
3- دو جریان «رجوع به گذشته» وجود دارد؛ یک جریان وقتی می گوید به گذشته بازگردیم منظورش گذشته قبل از انقلاب است اما نه به این معنا که نظام شاهنشاهی را بازتولید کنیم بلکه به این معنا که مناسبات سیاسی گذشته را بازگردانیم. از این رو در عرصه سیاست خارجی از «نفی مرگ بر آمریکا» و در عرصه سیاست داخلی از «عدم مخالفت، بلکه همراهی با لیبرال ها و...» سخن می گوید و با پررویی آن را عین مصالح انقلاب و کشور و حتی مطابق با رویکرد واقعی حضرت امام می خواند. اگر خوب به روند فعالیت این جریان و تلاش آنان برای منزوی کردن نیروهای اصیل انقلاب بنگریم آنان مرگ را برای مدافعان خط اصیل انقلاب قبول دارند و چه بسا آن را سزای ایستادگی شان بر سر اصول می دانند. صد البته اگر بتوانند با سکه های زر بعضی از این نیروها را منفعل و یا گرفتار رودربایستی های اخلاقی کنند، از آن دریغ ندارند. یک جریان دیگر نیز از رجوع به گذشته حرف می زند و مقصودش رجوع به اصالت های انقلاب و خط روشن امام خمینی است. رهبر معظم انقلاب در طول دوران 30 سال اخیر همواره دغدغه آن را داشته اند. این جریان که بر خلاف جریان اول از عمق فراوان ایدئولوژیک و توده ای برخوردار است اصلاح کج رفتاری های دولت های پس از ارتحال حضرت امام را مد نظر دارد و بر آن عازم می باشد. این دو خط بازگشت طلب در مقابل همدیگر قرار دارند و نباید از امکان سازش و اتحاد میان آنان سخن گفت و از این رو ما با صراحت های کلامی در این صحنه مواجه می باشیم.
4-انفعال در برابر دشمن در عرصه مناسبات خارجی و در عین حال بی توجهی به مستضعفان در عرصه مناسبات داخلی و اسراف زدگی و اشرافی گری در عرصه مناسبات شخصی بخش بهم پیوسته ویژگی های آن جریان انحرافی است که شعار مبارزه با آمریکا را برنمی تابد، مردم گرایی را به عوام زدگی و پوپولیسم تعبیر می کند و از اسلامی بودن تبرج و تجمل سخن می گوید! آن وقت همه این ها را در ذیل واژه «توسعه» تعریف نموده و دائماً درصدد تئوریزه کردن آن در ابعاد فلسفی، کلامی و رسانه ای برمی آید تا جایی که امروزه در سپهر کشور ما توسعه نه یک رویه انتخابی بلکه یک مکتب فکری محسوب می شود و از این روست که رهبرمعظم حتی از به کار بردن این واژه در کلام خود اجتناب ورزیده و به جای آن از واژه «پیشرفت» استفاده می کنند. در مقابل این جریان انحرافی، خط عدالتخواهی، استقلال طلبی، آزادی خواهی، استکبارستیزی و گرایش به طبقات محروم جامعه وجود دارد که به تعبیر حضرت آیت الله خامنه ای - دامت برکاته- «به هیچ وجه نباید تغییر کند».
5-در این میان «دولت» یک موقعیت بسیار مهم به حساب می آید. اگر جریان انحرافی هوادار انفعال و توده ستیز بتواند با اعمال فشار و لشکرکشی علیه دولت، «کابینه عدالت گرا» را از پای درآورد، - به زعم خود- می تواند با استفاده از بستر رسانه ها جا بیاندازد که خط عدالت گرایی اصالت ندارد و عدالت گرایی یک شعار بیش نیست. اما اگر این دولت که به تعبیر رهبر معظم انقلاب بیش از هر دولت دیگری در طول 30 سال اخیر با خصوصیات «دولت امام» انطباق دارد، از زیر انبوه فشارها جان به سلامت برد و مزه شیرین رویکرد به شعارهای انقلاب و امام را به توده ها نیز بچشاند آنگاه انقلاب بر خطوط انحرافی پرمدعا غلبه کرده است از این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی به خبرگان محترم- و دیگران- که چه بسا انتقادات واردی هم به دولت داشته باشند اندرز دادند که: «در مورد طرح تحول اقتصادی دولت، دیدگاههای مختلفی وجود دارد اما باید مراقب بود اظهارنظرها موجب ابهام آفرینی و اضطراب آفرینی در جامعه نشود.» ای کاش بیانیه اخیر خبرگان رهبری پس از جلسه پایانی با ولی امر مسلمین صادر می شد تا در آن به جای برخی عبارت های دو پهلویی که سهم موافقت و مخالفت با دولت، انقلابی و مردمی در آن چندان مشخص نیست، بدون مجامله حضور پررنگ خبرگان در کنار خط امام و در مقابل «خط سازشکاران با خارج و ستیزه جویان علیه داخل» همان گونه که در خبرگان محترم هست عیان می شد. حضرت امام خمینی در ماههای پایانی عمر با برکت خویش فرمودند: «تمیز بین کسانی که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده اند با دیگران کار مشکلی نیست.»
صحیفه امام جلد 21 صفحه 11