تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۶۳۲۷۹

پروفسور حمید مولانا
طبق مطالعات اجتماعی و بین المللی، ما می دانیم که رسیدن به جامعه مطلوب و سالم آرمان بسیاری از نظام های اجتماعی بعد از جنگ جهانی دوم بوده است که تعداد زیادی از دانشمندان و صاحبان قدرت و فکر، آن را ترویج کرده اند: دموکراسی لیبرالیسم، مردم سالاری سوسیالیسم، بسیج فاشیسم، بهشت کمونیسم و... ولی طبق تجربیات و مطالعات، کمترین نتیجه را در باب جامعه سالم و مطلوب داشته اند. در غرب، قرن نوزدهم به «قرن ایدئولوژی ها» معروف شد، اگزیستانسیالیسم، ناسیونالیسم، امپریالیسم؛ و قرن بیستم نظرها و شعارهائی مانند «پایان ایدئولوژی» و «پایان تاریخ» را به میان آورد. ولی نه آوازه «انقلاب صنعتی» و نه طنین «انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی» امروزی توانسته است، این جامعه سالم و مطلوب را نمایان کند. تاریخ اندیشه غرب، تاریخ جست وجو برای جامعه سالم و مطلوب بوده است که هنوز حاصل نشده است. ما نمی توانیم به نتیجه هایی که در غرب حاصل شده است بی توجه بمانیم. این در حالی است که در مغرب زمین اینک دولت به اصطلاح مطلوب به جای جامعه مطلوب و سالم، سالیانی است که گرهی دیگر بر گره های جهان افزوده است. نتیجه غایب و حاصل نشده غرب، مقدمه هایی را دربرداشته و دارد که از یونان باستان تا جوامع «اطلاعاتی» امروز امتداد می یابد و با این حال، هنوز هم مجهول است. در این میان، تفکر مهدویت، پاسخی نو و والاست، عدالتی که در فراسوی توسعه غرب و شرق، معنای دقیق زندگی و پویائی است.
در این جا می توان یک نگاه راهبردی و استراتژیک به آموزه متعالی مهدویت افکند. ده محور اصلی بین مهدویت و پدیده و خواسته های امروز دنیای معاصر را می توان به شرح زیر خلاصه کرد: به عبارت دیگر، این ده حوزه نقطه تقاطع بین اصول مهدویت و مشکلات و گفتمان های امروزی روابط بین الملل است:
(1) نقطه راهبردی اول پدیده جهانشمولی است. در مقابل جهانی شدن و جهانی سازی غرب، ما می توانیم عالمی شدن و جهانشمولی مهدویت را ارائه دهیم و از کیفیت و ویژگی های آن صحبت کنیم. جهانی سازی با ماهیت آینده و پیامدهای آینده رابطه دارد. در قرآن و مهدویت تمام مرام های غیر الهی آینده فرو می ریزد. مهدویت دعوت به آینده است. در مهدویت هویت، آینده آشکار است و عالمی و جهانی شدن و حکومت جهانی یک امر مسلم و قطعی است. ارتباطات اجتماعی و اسماء الهی مربوط به یکدیگر می شوند و تنظیم کننده ارتباطات اجتماعی حکومت و عدالت است. وضع فعلی حاصل حاکمیت انسان های ناسالم است. حکومت جهانی و عالمی باید به دست انسان کامل عملی شود.
(2) نقطه راهبردی دوم گفتمان وحدت جهانی جوامع و نظام های موجود جهانی است. دکترین مهدویت به عنوان نقطه مشترک ادیان توحیدی یک عامل اصلی راهبردی برای وصول به وحدت و اتحادیه کشورها و ملل است. «سازمان ملل متحد» در حقیقت سازمان غیرمتحد دولت ها است نه ملت ها و سازمان ملل متحد امروزی در تمام عمرش نتوانسته حتی یک جا عدالت برقرار کند. یک رویکرد عمومی باید در بشریت شکل گرفته شود و اتحاد ملل باید در نقطه اوج و کمال باشد.
(3) نقطه راهبردی سوم محور عدالت و عدالتخواهی و عدالت گستری در روابط بین الملل و اختلافات و کشمکش ها بین نظام های سلطه گرا و نهضت ها و حرکات سلطه ستیزی امروزی دنیا است. چه نقطه عطفی می توانیم بین بی عدالتی های امروزی بین الملل و اصل عدالت مهدویت ایجاد کنیم؟ بشر همیشه طالب انصاف بوده است ولی بی انصافی جهان امروز را فراگرفته است.
(4) گرایش به سوی یک جامعه ایده آل و مطلوب، نقطه مشترک چهارم بین اصول مهدویت و کوشش و سعی چند هزار سال شرق و غرب و متفکران این کره زمین در گذشته و حال بوده است. جامعه سالم و مطلوب خود را از چه طریق و شیوه ای می توانیم به دست آوریم؟ نقش مهدویت در این مورد چیست؟
(5) پدیده و حوزه راهبردی پنجم موضوع حقوق بشر و اصل مهدویت از ارزش های اظهار شده در این مسئله است. جریان و اصول مهدویت بیش از هر دکترین دیگر قله های حقوق بشر را ترسیم و نشان داده و در این مسیر پیشگام بوده است. مهدویت، منزلت نوع انسانی را بدون در نظر گرفتن طبقات برتر و پست تر با مبدأ هستی ارتباط می دهد در حالی که مکتب های امروزی حقوق بشر ادعا دارد که خود یگانه مدافع حقوق و آزادی بشر و مسئول رساندن او به آخرین پله های کمال است.
(6) امنیت مفهوم ششم این نگاه راهبردی ما را به آموزه متعالی مهدویت نشان می دهد. امنیت و توسعه، مسائل مربوط به جنگ و صلح، اصلاح گرائی در سیستم بین المللی موضوعاتی است که سال هاست توجه نظام کنونی جهانی را به خود جلب کرده است و محور اصلی گفتمان های سیاسی، اقتصادی، نظامی سازمان های بین المللی بوده است. چگونه می توانیم اصول امنیت و توسعه و اصلاح گرائی را در چارچوب دکترین مهدویت توجه و تبیین کنیم. امروز امنیت نهایی وجود ندارد، خوشبختی و سعادت وجود ندارد و مردم شکایت دارند. دور کردن مصیبت های زندگی مسئله فرجام شناسی بلا و بازسازی نهایی است. در اخلاق پزشکی وجهه مشترک بین بیماران مصیبت و امنیت است. چه کسی می تواند آنها را از این مصیبت ها نجات داده و امنیت فکری و جانی برقرار کند. دور کردن بلا و مصیبت های زندگی یک آرزوی بشری است. دانشگاه ها تا به امروز نتوانسته اند آخرت شناسی بکنند و حقیقت واقعی و امنیت نهایی از رسانه ها به دست نخواهد آمد. شورای امنیت سازمان ملل به ناامنی ما اضافه کرده است. در سازمان ملل شورائی به نام شورای عدالت وجود ندارد.
(7) نقطه راهبردی هفتم پدیده معنویت است. دکترین مهدویت می تواند و باید یکی از زوایای مهم پدیده و گفتمان معنویت و دین در روابط بین المللی باشد، هم از جنبه تئوری و هم از جنبه عملی. در چند دهه اخیر فرهنگ و دین نقش بسیار مهمی در روابط بین الملل ایفا کرده است. فرهنگ مهدویت می تواند جایگاه خود را در این حوزه مشخص و معلوم دارد.
(8) نقطه هشتم جریان و مفهوم انتظار در مهدویت است. انتظار معمولاً به حالت کسی اطلاق می شود که از وضع موجود ناراضی و ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتری می کوشد. انتظار یک مصلح جهانی به معنای بسیج و آماده باش کامل فکری و اخلاقی و مادی و معنوی برای اصلاح همه جهان است. در مهدویت انتظار برای حکومت اکمل و ایده آل است. در ادبیات و پدیده های امروزی روابط بین الملل نیز ما به واژه انتظار برخورد می کنیم، انتظار برای یک نظام اکمل جهانی، انتظارات مردم و دولت ها از پیمان های بین المللی و قول و قراردادهائی که جریان کنونی دیپلماسی و منشورات حاضر جهانی را تشکیل می دهد.
(9) نقطه راهبردی نهم در آموزه متعالی مهدویت و رویدادها و دگرگونی های عصر معاصر مفهوم تاریخ و غیبت است. دیدگاه مهدویت مفهوم تاریخ در ادبیات غرب را زیر سؤال برده و آن را به چالش می طلبد. جهان بینی و آموزه متعالی مهدویت به عناوین و پدیده ها و فرضیه های ادعای امروزی مانند «پایان تاریخ»، «پایان عقاید»، «زوال جامعه بشری» و غیره تکیه نمی کند. آخرت علم غیب است. آن روز کی می آید؟ آنها که وقت را تعیین کرده اند اشتباه کرده اند. تاریخ در مفهوم مهدویت یک خط آغاز و پایانی نیست، بلکه یک جریان و دایره تکاملی است.
(10) و نقطه راهبردی دهم، البته مفهوم منجی و منجی موعود است. به این نکته نمی توان بی توجه ماند که در آینده عصیان و شورش ها، عصیان هایی سیاسی و اقتصادی نخواهند بود، بلکه عصیان های روحی و معنوی خواهد بود. در این میان، چیزی نیست که تسکین بخش آلام و دردها و ناراحتی های انسانی باشد. شاخص ها آشکارا لرزیده و لغزیده اند. اینجاست که مهدویت و منجی موعود حیاتی تر از پیش جلوه می کند و رسالت بزرگ و خطیر خویش را نمایان می سازد.
ما معتقدیم که مهدویت به مثابه یک نیاز فطری و عالمی است و ترویج و تبلیغ و توجیه و تبیین این ده نقطه اصولی راهبردی باید در دستور کار ما قرار گیرد. سه کانال و مسیر در این امر مهم به نظر می رسد: (1) مدارس و دانشگاه ها و نهاد خانواده، (2) سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، به ویژه وزارت خارجه و کادر دیپلماسی و نهادهای مربوط به امور بین المللی، و (3) رسانه ها و مطبوعات و زیرساخت های اطلاعاتی و ارتباطی.
امروز روزی است که تئوری های خیالی، از پوسته های حباب وار خود سربرآورده اند و قاب فطرت به روی انسان ها گشوده شده است. اینجاست که باید دقت کرد که در این خلأ محسوس ایدئولوژی، و در این فروپاشی نگران خیز گفتمان ها، گفتمان جان بخش و متعالی مهدویت در جایگاه خویش استقرار یابد و با درخشندگی خودش، عالم را متوجه انتظار روح بخشی کند که بدون آن، نمی توان به تکامل های حقیقی و نوین چشم دوخت. در رأس این تکامل، توحید قرار دارد که منادی آن در عصر و روزگار اخیر، حضرت مهدی عجل الله و اندیشه شورانگیز مهدویت است.