سیلویو برلوسکنی نخست وزیر ایتالیا در جریان سفر به لیبی قراردادی را به امضا رساند که بموجب آن ایتالیا متعهد شده است بخاطر استعمار لیبی مبلغ 5 میلیارد دلار غرامت به این کشور بپردازد . برلوسکنی پس از انعقاد قرارداد اظهار داشت : این قرارداد نشان دهنده اعتراف مادی ایتالیا به لطمه هائی است که به لیبی در دوران استعمار وارد شده است .
صرفنظر از اینکه زیانهای مادی و معنوی وارد به ملتها قابل محاسبه و قابل جبران نیست ولی این اقدام ایتالیا در سطح جهانی یک اقدام منحصر به فرد است که بایستی توسط سایر استعمارگران در سراسر جهان درخصوص ملتهای تحت ستم نیز اجرا شود تا بلکه بخشی از آلام و سختی ها و رنجهای تحمیلی بر ملتهای استعمار زده تا حدودی جبران شود و بر زخمهای الیتام نیافته آنها و همه گذاشته شود.
برای لحظه ای تصور کنیم که اگر همین رفتار ایتالیا در حق مردم لیبی در مورد سایر ملتها و کشورها نیز عملی شود چه فضائی درجهان معاصر ایجاد خواهد شد؟
استعمار سیاه انگلیس برای چندین قرن بخش اعظم جهان را تحت سلطه قرار داده بود به ملتهای مسلمان بیشترین لطمه ها را وارد ساخته است ایران عراق افغانستان مصر فلسطین و... طیف وسیعی از سایر کشورهای اسلامی را تحت فشار قرار داده و لطمه های جبران ناپذیری را بر آنها وارد ساخته است . بخش اعظم لطمه های وارده هنوز هم زخمهای الیتام نیافته ای محسوب می شوند که هر روزه از آن خون تازه ملتها جاری است .
فلسطین عزیز یکی از همین نمونه است که با تبانی استعمارگران شرور انگلیسی در اختیار تروریستهای صهیونیست قرار گرفت و هنوز هم انگلیسی های شرور از این مولود نامشروع حمایت می کنند.
پرونده سیاه استعمار انگلیس فقط به کشورهای اسلامی محدود نمی شود بلکه هند چین و حتی آمریکا برای قرنها تحت سلطه انگلیس قرار داشته اند و اگر قرار باشد انگلیس بخاطر جنایاتش و بخاطر شرارتهای گذشته اش در حق ملتها غرامتی بپردازد امروز بایستی انگلیسی ها به بردگی ملتهائی در آیند که زمانی آنها را تحت سلطه استعمار خود قرار داده بودند.
البته شاید لندن مایل نباشد پرونده های سیاه گذشته را بگشاید و بخاطر آنها چیزی به ملتهای رنج دیده بپردازد ولی خشم و کینه و نفرتی که ملتها از انگلیسی های شرور دردل دارند به همین دلیل هرگز الیتام و پایانی نخواهد داشت . برای لحظه ای تصور کنید که انگلیسی های شرور با دو کودتای ننگین سوم اسفند 1299 و 28 مرداد 1332 چگونه مسیر تاریخ ملت ایران را تغییر دادند و به قهقرا بردند. انگلیس امیدوار بود حتی پی از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بتواند به توطئه ها و شرارتهایش ادامه دهد و سرنوشت انقلاب اسلامی را هم به ناکامی و شکست بکشاند که البته ناکام شد و با احساس سرخوردگی در موضع انفعال قرار گرفت .
البته استعمارگران تاریخ فقط انگلیسی های شرور نبوده اند.
فرانسه در حق برخی از کشورهای اسلامی از جمله مصر الجزایر سوریه لبنان مراکش مغرب تونس بخش عظیمی از کشورهای آفریقائی سابقه سیاه استعماری دارد و هنوز هم از جنایت و کشتار و توطئه در برخی کشورهای آفریقائی سرگرم است . بخش اعظم صورت و آثار تاریخی کشورهای اسلامی بویژه از مصر و الجزایر توسط فرانسوی های غارتگر ازاین کشورها ربوده شده و به فرانسه انتقال یافته است . فرانسه در سالهای گذشته در قتل عام یک میلیون از ساکنان « رواندا » نقش مستقیم و اثبات شده ای دارد که جزئیات آن مورد تاکید سازمان ملل و سایر نهادهای بین المللی هم قرار گرفته است .
به راستی فرانسه برای جنایاتی که در طول قرنها مرتکب شده و هنوز هم سرگرم آنست چه تاوانی بایستی به ملتهای تحت ستم بپردازد نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه در جریان سفر اخیرش به الجزایر و سایر کشورهای آفریقائی از آنها خواست گذشته را فراموش کنند اما حاضر نشد بخاطر جنایات فرانسه از ملتهای استعمار زده عذرخواهی کند و پرداخت غرامتی را متعهد شود.
سلطه گر شرور دیگر در دنیای معاصر آمریکای جنایتکار است . به راستی اگر قرار باشد که آمریکا بخاطر جنایاتش در حق ملتها به آنها غرامت بپردازد چه تاوانی بخاطر جنگ ویتنام کودتای 28 مرداد و آثار تبعاتش در سرنوشت ملت ایران و جنایاتش در عراق افغانستان لبنان و... بایستی بپردازد؟
اگر قرار باشد آمریکا بخاطر بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی غرامتی بپردازد اوضاع جهان چگونه خواهد شد این نکته از آن جهت اهمیت دارد که آمریکا هنوز هم حاضر نیست بخاطر جنایاتش از ملت ژاپن عذرخواهی کند تا چه رسد به اینکه غرامتی را بپردازد. تقریبا بدون استثنا تمامی روسای جمهور آمریکا در پاسخ سئوالی درخصوص عذرخواهی آمریکا از مردم ژاپن با جملات وقیحانه و شرارت آمیزی از آن جنایت واشنگتن در بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی دفاع کرده اند و آنرا لازم و ضروری معرفی کرده اند.
مسئله اینست که استعمارگران تاریخ معاصر فقط همان هائی نیستند که فهرست شده اند.
اتحاد جماهیر شوروی با اشغال کشورهای اروپای شرقی و آسیای میانه و قفقاز و همچنین افغانستان طیف وسیعی از جنایات ضدانسانی را مرتکب شد . تنها در مورد افغانستان تاریخ معاصر گواهی می دهد که دستکم 5/1 میلیون نفر در این کشور بر اثر جنایات ارتش سرخ و رژیمهای کمونیستی وابسته به مسکو قتل عام شدند یا در زندانهای قرون وسطائی در زیر شکنجه به شهادت رسیدند. اگر قرار باشد روسیه بخاطر جنایات اتحاد شوروی به کشورهای اروپای شرقی آسیای میانه قفقاز و افغانستان غرامت بپردازد چه تحول عظیمی در سطح منطقه ای و جهانی رخ می دهد؟
برای لحظه ای تصور کنیم که صهیونیستها موظف شوند بخاطر جنایاتشان در حق فلسطینی ها و مردم لبنان و مصر و سوریه و اردن به آنها غرامت جنگی بپردازندو دست از جنایاتشان بردارند در آن صورت آیا دیگر کسی برای جنایت بیشتر وسوسه خواهد شد اگر صهیونیستها مطمئن باشند که بخاطر هر جنایتی بایستی تاوان سنگینی را بپردازند آیا باز هم جنایت خواهند کرد؟
البته شاید استعمارگران قدیم و جدید ترجیح بدهند که با گستاخی از کشورهای استعمارزده طلبکاری هم بکنند و از موضع تهاجمی با آنها سخن بگویند و نه تنها تاوان جنایات خود را نپردازند که حتی به غارت منابع و ثروتهای ملتهای تحت ستم سرگرم شوند ولی تاریخ نشان می دهد که استعمارگران شرور در طول تاریخ آنچنان بی اعتبار شده اند که دیگر توان و ظرفیت ادامه جنایاتشان را به کلی از دست داده اند.
زمانی ایتالیا اسپانیا و پرتغال درصدر فهرست استعمارگران قرار داشتند ولی اکنون جزو کشورهای دست چندم اروپا محسوب می شوند و از جمله ایتالیا جزو بی ثبات ترین کشورهای اروپائی است که عمر متوسط دولتهایش پس از جنگ جهانی دوم به سختی به بیش از یکسال می رسد.
خشنودی ملتهای تحت سلطه مسکو از فروپاشی اتحاد شوروی و انزوای زجر دهنده ای که امروزه از آن رنج می برد جزو آثار و تبعات سیاست توسعه طلبانه کرملین در طول 70 سال دوران کمونیستی محسوب می شود .
زمانی خورشید از کشورهای تحت سلطه انگلیس غروب نمی کرد ولی امروزه انگلیس در ردیف کشورهای مفلوکی است که جزو اقمار آمریکا محسوب می شود و « تونی بلر » نخست وزیر سابق انگلیس در این کشور بعنوان « سگ دست آموز بوش » معروف شده بود. امروزه انگلیس نگران آثار و تبعات خشم و نفرت ملتهای استعمار زده نسبت به این کشور است و از این کابوس عظیم رنج می برد.
البته این کابوس عظیم در مورد آمریکا بیشتر و در مقیاسی وسیع تر وجود دارد.
آمریکا از یکطرف نگران آنست که به سرنوشت اتحاد شوروی دچار شود و از درون متلاشی گردد و از طرف دیگر ممکن است بخاطر جنایاتی که در حق سایر ملتها مرتکب شده در معرض حملات و ضربات انتقام جویانه قرار گیرد.
از این دیدگاه شاید ایتالیا روش مناسبی را برای پرداخت بخشی از تاوان دوران استعمار لیبی برگزیده است چرا که سایر استعمارگران اگرچه ظاهرا از پذیرش مسئولیت خود و پرداخت تاوان دوران استعمار سایر ملتها طفره می روند ولی بگونه ای دیگر با تشویق و اضطراب و فروپاشی و اضمحلال خود تاوان سنگین تری را بدون آنکه خود بخواهند ناچار بپردازند. این سنت تاریخ است .