تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۶۳۳۳۸

زمانیکه یک فرد، از یهودی شدن عاجز می‌شود، صهیونیسم می‌گردد.

این مبالغه گویی نیست، صهیونیستم از لحظه‌ای آغاز می‌شود که یهودیت تخریب می‌شود. این سخنی است که «حاییم هزار» ادیب و داستان‌پرداز یهودی آنرا بر زبان راند.

در زمان تجاوز اسرائیل به لبنان نیز روزنامه‌ها معاریو مقاله‌ای به قلم «یونتان شیم» منتشر کرد. عنوان مقاله‌ای این بود «تل‌آویو در سال 1909 تأسیس و در سال 2009 هم به ویرانه تبدیل خواهد شد) وی در این مقاله تأکید کرد اولین شهر عربی یکصدسال پیش ساخته شد و بعد از بین رفت.

چه دلیلی دارد یک ادیب و یک روزنامه‌نگار از پایان اسرائیل سخن بگویند در حالیکه تمامی جهان غرب در سنگر این رژیم قرار دارند. این البته سوای حمایت‌های بسیار گسترده سیاسی، مالی و نظامی آمریکا در تمامی سطوح از آن است. مسئله دیگری که تنها متخصصین امور اسرائیل در جهان عرب به آن توجه دارند این موضوع است که پایان اسرائیل در روح و روان صهیونیسم ریشه دوانده است.

این مسئله حتی پیش از تشکیل اسرائیل وجود داشت. تعدادی از نسل اول صهیونیستها از همان ابتدا پی بردند که ادامه حیات آن محال است رویای صهیونیسم به کابوس تبدیل خواهد شد. از اینرو مشاهده می‌کنیم که «حاییم جوری» شاعر اسرائیلی بر این باور است که هر اسرائیلی از زمان به دنیا آمدن چاقویی که با آن سر بریده می‌شود را در شکم دارد و این خاک همواره منتظر دفن اجساد تازه‌ای است.

به رغم آنکه موضوع پایان اسرائیل مسئله‌ای نیست که در داخل این رژیم طرفداران زیادی برای مناقشه داشته باشد، اما هر از چند گاه در بحران‌ها به سطح می‌آید. به طور مثال زمانیکه دادگاه لاهه عدم مشروعیت دیوار حایل را به تصویب رساند پرداختن به مسئله آغاز پایان اسرائیل افزایش یافت. 

در زمان انتفاضه اول زمانیکه اجتماع یهودی در رابطه با شهرک‌سازی به تدریج رو‌به فرسایش گذاشت، «اسرائیل هاریل» سخنگوی شهرک‌نشینان به روزنامه جروزالم پست تاکید کرد هر نوع عقب‌نشینی یکجانبه به طور حتم در مرز خط سبز (1327) متوقف نخواهد شد بلکه عقب‌نشینی روحی بوده و ممکن است وجود و ساختار دولت را تهدید کند.

با آغاز انتفاضه مسجدالاقصی در سپتامبر 1379 روزنامه‌های صهیونیستی مقالات زیادی را در رابطه با موضوع پایان اسرائیل به چاپ رساندند. در این راستا روزنامه «یدیعوت احزونوت» در 1381 مقاله‌ای را تحت عنوان «برای روزهای سیاه در خارج آپارتمان می‌خزند» به چاپ رسانده و در آن «یاعیل بازمیلماد» با اشاره به افزایش رویکرد صهیونیستها برای خرید آپارتمان در خارج از فلسطین اشغالی برای روز سیاه که اسرائیلی‌ها اصلاً دوست ندارند به آن بپردازند، اشاره کرده است. «یاعیل یاز میلماد» در روزنامه معاریو در همین روز می‌نویسد: همواره سعی می‌کنم که خود را از اندیشه‌های ناراحت کننده دور کنم، اما هر بار خود ظاهر می‌شود و آن اینکه آیا پایان کار دولت همانند پایان جنبش کیبوتس‌ها فراتر رسیده است؟

نوعی وجه تشابه بین روند حوادثی که کیبوتسها را به سوی مرگ و نیستی کشاند و آنچه که اخیراً در دولت اسرائیل رخ می‌دهد، وجود دارد.

«ابراهام بورگ» رئیس اسبق کنیست هم در مقاله‌ای در روزنامه «یدیعوت احرونوت» که در 1383 به چاپ رسید تأکید کرد. پایان طرح صهیونیسم اکنون در پشت درب‌ها نشسته است، اکنون یک فرصت حقیقی برای تبدیل شدن نسل ما به آخرین نسل صهیونیستی وجود دارد»

«لیرون لندن» هم در مقاله‌ای که در یدیعوت احرونوت در شماره 1382 به چاپ رسیده در این‌باره تحت عنوان «عقربه‌های ساعت به ساعت صفر دولت اسرائیل نزدیک می‌شود» می‌‌نویسد: «در کنفرانس مصونیت احتمالی که در تل‌آویو برگزار شد تعداد زیادی از اسرائیلی‌ها اعلام کردند تصور نمی‌کنند این دولت تا 30 سال دیگر باقی بماند. و اطلاعات نگران‌ کننده نشان می‌دهد که عقربه‌های ساعت به ساعت 12 یا همان لحظه پایان نزدیک می‌شود و این علت اصلی افزایش طرح‌های سیاسی است که از خارج از رحم نازای دولت خارج می‌شود.

افرادی که روند سیاسی در اسرائیل را دنبال می‌کنند و بخصوص تحولات سیاسی این رژیم را طی دو دهه گذشته زیر نظر داشتند، به وضوح افزایش نفوذ متعصبین دینی و قومیت‌گرا را در امور روزمره، مردم مشاهده می‌کنند.

مسئله‌ای که باعث تحمیل حضور خود در صحنه وکنیست شد. از بازتاب‌های این حضور توانمندی این طیف در تأثیرگذاری در قانونگذاری‌ها و فراهم کردن زمینه افزایش تسهیلات خاص به خویش بود که به خودی خود بر وزن سیاسی آنها در صحنه افزود.

اسرائیل که درصدد بود به دولتی سکولار تبدیل شود امروز دین در آن چنان نقشی را ایفا می‌کند که نه جنبش کار که اسرائیل را تأسیس و در داخل آن حزب کار صهیونیستی متبلور گردید توانایی رویارویی با آنرا دارد و نه لیکود و حتی حزب جدید کادیما که آرییل شارون با آن از لیکود مشتق شد، آنرا نادیده بگیرد.

اکنون دیگر دویدن دولت‌های جدید به دنبال نمایندگان احزاب دینی به یک مسئله بدیهی و عادی تبدیل شده است مسئله‌ای که باعث شده است برخی از کارشناسان پیش‌بینی کنند اسرائیل در آینده نزدیک به رهبری خاخام‌ها و عموماً روحانیون مسیحی تبدیل شده و در ساختار تشکیل دهنده دولت شاهد تغییرات بنیادینی حتی در زمینه منظومه روابط در سطوح مختلف شود.

بهترین دلیل برای این تلاش ایهود المرت نخست‌وزیر فعلی برای الحاق حزب «اسرائیل خانه ما» که یکی از راستگراترین احزاب سیاسی اسرائیل است بود که با موفقیت هم همراه شد در حالیکه در ائتلاف اولمرت حزب کار هم حضور دارد.

علاوه بر آن روزنامه‌نگاران اسرائیلی نگرانی خود را از افزایش قدرت و نفوذ دینی- یهودی و نقش آن در افزایش مهاجرت معکوس سکولارها مخفی نمی‌کنند این مسئله را گروه آکادمیست‌های اسرائیلی در سال 1382 کاملاً به اثبات رسانده‌اند آنها در این سال مذاکرات محرمانه‌ای برای تشکیل یک شهرک صهیونیست‌نشین سکولار در خارج از «اسرائیل» انجام داده بودند زمانیکه از خانم دکتر «میخال اورین» دانشیار دانشگاه حیفا علت تقدیم چنین درخواستی پرسیده شد، تأکید کرد: ما از آنچه که در جامعه رخ می‌دهد خسته شدیم: خشونت، جهل و تسلط شاس، احساسات ما را برانگیخته است، تصورات و اندیشه‌هایی که براساس آن اولین موج‌های مهاجرت انجام و دولت تشکیل شد همگی بر باد رفته‌اند، اکنون دیگر حتی مجالی برای گریستن نداریم و اکثریت خود را هم از دست داده‌ایم. از اینرو دیگر راهی جز ترک کشور در سر راه ما باقی‌ نمانده تا در جایی دیگر این رویا را تحقق بخشیم، به بیانی دیگر برپایی اسرائیلی جدید در یک منطقه دیگر.

به طور بالفعل مهاجرت معکوس روس‌های یهودی از اسرائیل طی چهار سال گذشته افزایش چشم‌گیری داشت به نحوی که بازگشت روسی تبارها به کشورشان 600 درصد افزایش یافت. در این چارچوب روزنامه یدیعوت احرونوت اخیراً نوشت: 50 هزار اسرائیلی اکنون در روسیه زندگی می‌کنند.

از سوی دیگر دفتر آمار مرکزی روسیه نیز خبر داد 28 هزار و 500 اسرائیلی روسی تبار از اوایل دهه گذشته تاکنون به کشور اصلی خود بازگشتند. این در حالی است که پیش‌بینی‌های سفارت اسرائیل در مسکو نشان می‌دهد که هزاران اسرائیلی دیگر نیز در چارچوب ویزاهای عادی به روسیه بازگشته و تاکنون در خواستی برای بازگشت به تابعیت سابقشان نکرده‌اند از اینرو گزارش دفتر آمار روسیه شامل آنها نمی‌شود.

در چارچوب داده‌های فوق این سئوال مطرح می شود که نظام‌های رسمی عربی و اسلامی چه کاری برای تعجیل این پایان می‌توانند انجام دهند؟ و اصولاً آیا می‌توانند نقشی ایفا کنند؟