بسماللهالرحمنالرحیم
تحولات چشمگیر در روابط عربستان و جمهوری اسلامی ایران، که از نیمه دوم سال جاری آغاز و در ماههای اخیر شتاب بیشتری گرفته، در عین حال که سئوالهائی را در اذهان کنجکاو برانگیخته، میتواند با شرایطی برای دو کشور و منطقه مفید باشد.
تبادل پیام میان رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای و ملک عبدالله پادشاه عربستان، نقطه آغاز این تحول بود. رفت و آمدهای دبیران شورای عالی امنیت ملی دو کشور، تبادل پیام میان مسئولان عالیرتبه اجرائی ایران و ملک عبدالله و اخیراً سفر رئیسجمهور به ریاض، حلقههای تکمیلی این تحول بودند.
سئوال اساسی اینست که عربستان چه ویژگیهائی دارد که اینهمه مورد توجه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و ایران چه ویژگیهائی دارد که اینهمه مورد توجه عربستان قرار گرفته است؟
قبل از پاسخ دادن به این سئوال، لازم است به این نکته اشاره نمائیم که اصرار بعضی از تحلیلگران بویژه در رسانه ملی کشورمان بر وانمود کردن وجود نوعی توازن دینی میان عربستان و جمهوری اسلامی ایران و تکیه بر این مطلب که ایران و عربستان دو قطب مهم دینی و یا به تعبیری دو بال اسلام در منطقه هستند، یک اصرار نادرست است. اصولا مقوله دین در تعامل عربستان با سایر کشورها، از جمله ایران، نقشی ندارد کما اینکه تصمیمگیریهای دولتمردان عربستان در تنظیم روابط خارجی خود، چه با کشورهای اسلامی و چه با کشورهای غیراسلامی، فارغ از اصول و ضوابط دینی، بر معیارهای دیگری استوار است که در جای خود قابل بررسی و تأمل میباشد. همسان دانستن چنین حکومتی با جمهوری اسلامی ایران، که با دو ویژگی انقلابی و حاکمیت دینی، از سایر حکومتها بازشناخته میشود، یک مقایسه نادرست و خارج از ضوابط است که یا از روی مسامحه صورت میگیرد و یا غفلت.
از این نکته که بگذریم، وجود کشوری با ویژگیهای عربستان را نمیتوان در معادلات سیاسی منطقه نادیده گرفت. قطعاً به نفع و صلاح عربستان و جمهوری اسلامی ایران است که با همدیگر تعامل مثبت داشته باشند و از هر فرصتی برای تقویت این تعامل استفاده نمایند. واقعیتهائی که این مدعا را به اثبات میرسانند، پاسخ سئوال اساسی مطرح شده نیز هستند.
عربستان برای خود منافعی را در لبنان تعریف میکند و برای حفظ این منافع اهمیت زیادی قائل است. نفوذ مردمی جمهوری اسلامی ایران در لبنان، عاملی است که دولتمردان عربستان را به تعامل با ایران برای حفظ منافع خود این کشور کوچک اما حساس ساحل مدیترانه تشویق مینماید.
عراق، به دلایل مختلف، برای عربستان از حساسیت فوقالعادهای برخوردار است. ملک عبدالله به خوبی میداند که اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس و پدید آمدن اوضاع آشفته کنونی در این کشور به زیان عربستان تمام شده است.
دست و پا زدنهای گوناگون دولتمردان عربستان، از جمله اعزام عناصر ناامنکننده و کمکهای مالی زیادی که به آنها نمودند، افاقه نکرد. به همین جهت، در عراق هم دست نیاز به سوی جمهوری اسلامی ایران دراز کردن، با توجه به نفوذ مردمی فوقالعادهای که در این کشور دارد، تنها حلال مشکل عربستان است.
همپیمانی با آمریکا و بعضی حکومتهای وابسته به آمریکا در منطقه برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران و دامن زدن به تحلیلهائی از قبیل هلال شیعی و بزرگنمائی فعالیتهای هستهای و تلاش برای خطر جلوه دادن آن نیز نه تنها کارائی نداشت بلکه به زیان عربستان تمام شد. در همین حال، خود آمریکا اکنون در باتلاق عراق دست و پا میزند و در طرح استعماری خاورمیانه بزرگ با شکست تاریخی سختی مواجه شده است و عربستان نیز با فشارهای روزافزون گروههای افراطی خطرناکی همچون القاعده مواجه است و دولتمردان سعودی خوب میدانند که خلاصی از این کابوس به تعامل مثبت با کشورهای منطقه بویژه جمهوری اسلامی ایران، که همواره با اساس این قبیل حرکتهای متحجرانه مخالف بوده و هست، نیازمند هستند.
جمهوری اسلامی ایران نیز برای مقابله با توطئه تفرقهافکنانه آمریکا و انگلیس که با دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی اهداف استعماری خود را در منطقه دنبال میکنند به تعامل با کشورهای منطقه نیازمند است. موضوعاتی از قبیل فعالیتهای هستهای و خطر رژیم صهیونیستی که آمریکا و انگلیس تلاش میکنند واقعیتهای مربوط به آنها را وارونه جلوه دهند و با این کار خطر رژیم صهیونیستی را به فراموشی بسپارند نیز اهمیت زیادی دارند. برای ناکام نمودن آمریکا و انگلیس در این توطئه، جمهوری اسلامی ایران به فعالیتهای سیاسی گستردهای نیاز دارد که بخش عمده آن باید در تعامل با کشورهای منطقه از جمله عربستان متمرکز شود.
این تلاشها را دولتمردان کشورمان با بهرهگیری از نفوذی که در منطقه، بویژه تاثیرگذاری در مسائل عراق و لبنان دارند، مدتی است که آغاز کردهاند.
البته رعایت اصول و ضوابط و ایستادگی بر معیارهای انقلابی و اسلامی در این فعالیتها، نکته بسیار مهمی است که باید مورد نظر باشد. مسامحه در این زمینه، حتی اگر سود کوتاهمدتی عاید کند، قطعاً سبب خسران بزرگی در درازمدت خواهد بود.