تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۶۳۴۳۶

نویسنده: حسن ابراهیم‏زاده

بازیگری فعال در عرصه انتقال اخبار و اطلاعات، تعامل و تضارب افکار و اندیشه‏ها، آموزش، پرکردن اوقات فراغت مخاطبان و ... از وظایف رسانه‏های دیداری، شنیداری و نوشتاری هر کشوری است؛ با این تفاوت که این رسانه‏ها باید وظایف خود را در آیینه باورهای دینی و ملی بنگرند. از آن‏جا که رسانه‏ها سنت‏های دینی و ملی هر قومی را احیا می‏کنند و حافظه تاریخی و جمعی مردم را با تکرار سنت‏های اجتماعی حفظ می‏نمایند، باید رسانه‏های جمعی هر کشوری نگهبان هویت دینی و ملی آن کشور خوانده شوند. از این‏رو اگر رسانه‏های جمعی، بدون در نظر گرفتن باورهای دینی و ملی نقش آفرینی کنند، دیگر رسانه آن قوم و تمدن خوانده نمی‏شوند.

تبلیغ و ترویج هویت دینی و ملی و تلاش برای تثبیت آن، از وظایف انکارناپذیر رسانه‏های جمعی است.اما وقتی سخن از هجوم فرهنگی بر ارزش‏ها و هنجارهای دینی و ملی به میان می‏آید، دفاع از هویت دینی و ملی نیز اهمیت می‏یابد و رسالت رسانه‏ها دو چندان می‏شود.

تثبیت هویت شخصی از وظایف و نیز عوامل روی‏کرد افراد جامعه به سوی رسانه‏های جمعی کشور است و افراد منتظرند که در برخورد با کتاب، روزنامه، سینما، رادیو و تلویزیون، شاهد پیام‏هایی باشند که آنان را در پای‏بندی به سنت‏ها و باورهای دینی و ملی خود مستحکم‏تر بدارد. همدم شدن با افراد جامعه نیز از وظایف رسانه‏های جمعی به شمار می‏آید و این مهم زمانی صورت می‏گیرد که مردم، رسانه‏های جمعی را همدمی صادق بدانند که آئینه باورها و سنت‏های پذیرفته شده آنان شمرده شود.

بی‏شک حجاب برای مردم این سرزمین، تنها یک واژه نیست؛ فرهنگی است که طی قرن‏ها حتی قبل از پذیرفتن مکتب حیات‏بخش اسلام، با آن زندگی کرده‏اند و امروزه هویت دینی و ملی و انقلابی آنان با دیگر تمدن‏ها و اقوام به شمار می‏رود و رسانه‏های جمعی باید از این هویت نگهبانی کنند و در تثبیت هویت شخصی مردم بکوشند و در مقابل هجوم فرهنگ بیگانه، همدم و همراه مردم باشند.

آیا حجاب هویت دینی، ملی و انقلابی ماست؟ آیا این هویت امروز مورد هجوم فرهنگی و تمدنی قرار گرفته است؟ آیا رسانه‏های جمعی، گذشته از تلاش برای تبلیغ و ترویج فرهنگ حجاب در جامعه، رسالت خود را در برابر فرهنگ مهاجم به نحو احسن انجام داده‏اند؟

حجاب از جنبه هویت، ابعاد گوناگونی دارد که عبارتند از:

الف) حجاب هویتی دینی

حجاب و پوشش در بینش توحیدی مردم این سرزمین قبل از آن‏که نیازی طبیعی باشد، امری فطری به شمار می‏آید و حتی خداوند نیز دارای حجاب است. در این جهان بینی، هشدار خداوند به بشر در پیروی نکردن از شیطان، مؤید این واقعیت است که شیطان انسان را به برهنگی و مخالفت با طبیعت و فطرت خود می‏خواند:

«یا بنی آدم لا یفتننّکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنة ینزع عنهما لباسهما لیریهما سؤالتهما»

حجاب در جهان بینی ما آیه و فرمانی از سوی خداوند سبحان است:

«قل للموءمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الاما ظهر منها».

حجاب حدودی دارد که هم فقهای شیعه آن را مشخص کرده‏اند و هم مفسران قرآن تبیین نموده‏اند و بهترین پوشش و حجاب برای زن مسلمان، همان پوشش حضرت زهرا(س) است. در بینش مردم ما، مخالفت با حجاب، مخالفت با آیه حجاب به شمار می‏آید و مخالفت با یک آیه قرآن، مساوی با مخالفت با کل قرآن است.

امروزه حجاب، مشخصه مسلمانی زن ایرانی است و به تعبیر فرانتس فانون، شاید فردی تا مدت‏های زیادی با زندگی کردن با فرد مسلمان، نفهمد که مسلمان گوشت خوک نمی‏خورد و یا در روزهای ماه مبارک رمضان، روابط جنسی ندارد، اما به مرور زمان می‏تواند به مسلمان بودن او پی ببرد؛ ولی با دیدن چادر در همان لحظه نخست، می‏توان به مسلمان بودن جامعه پی برد و به تعبیر او «از روی طرز لباس پوشیدن جامعه که به وسیله عکس‏ها و یا فیلم‏های مستند ارائه می‏شود، می‏توان در بدو امر نوع جامعه‏ای را شناخت.»

ب) حجاب هویتی ملی

در میان اقوام و تمدن‏های عهد کهن، پوشش زن ایرانی در مقایسه با پوشش تمدن‏های دیگر، کامل‏تر بوده است. از این‏رو، در هیچ کتیبه و نقش برجسته‏ای نمی‏توان زن ایرانی را حتی با سر برهنه مشاهده کرد. روت ترنر در کتاب تاریخ لباس، به پرده‏نشین بودن زن ایرانی در عهد باستان چنین اشاره می‏کند:

از زنان (ایرانیان باستان) شما اندکی تندیس به جای مانده است؛ زیرا زنان در زندگی اجتماعی شرکت چندانی نداشتند.

ماریا برسیوس نیز به پوشش کامل زن ایرانی در نقش‏های برجسته دوران هخامنشی چنین اشاره می‏کند:

یک سوزن دوزی کشف شده در پهنه هخامنشی که چهار زن را در دو طرف عودسوزی نشان می‏دهد، بسیار چشم‏گیر است. این دیوار آویز که در گوری مدفون در زیر یخ در پازیریک پیدا شده، متعلق به دوره هخامنشی شناخته شده و تاریخ آن قرن چهارم قبل از میلاد است (رودنکو 1970: 296 و 1977 P.Iو منیر 1960) همین، در هر یک از چهار گوشه تصویر شده است. زنان لباس بلند و تزیین شده به تن دارند. هر چهار زن توری به سر دارند که از پشت سر آویزان است. دو زنی که نزدیک‏تر به عودسوز ایستاده‏اند، تاج بر سر دارند.

در کتاب تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله مغول به استفاده زن ایرانی از پوششی در دوره اشکانیان و ساسانیان اشاره شده است:

لباس زنان در دوران ساسانی را عموماً پیراهنی یک‏دست و بلند و پرچین تشکیل می‏داد که گاهی آن را با نواری در زیر سینه یا کمی پایین‏تر جمع می‏کردند و می‏بستند. گاهی نیز قسمت انتهای دامن را به وسیله پارچه‏ای اضافی و پرچین پرچین‏تر می‏دوختند. هر دو این پیراهن‏ها آستین‏های بلند تا مچ دست‏ها و یقه‏ای گرد و ساده داشتند... هم‏چنین زنان ساسانی از نوعی چادر استفاده می‏کردند که در دوران قبل از آن نیز استفاده می‏شد.

متون کهن و اشعار راویان ایرانیان باستان هم از پرده‏نشینی و پوشش کامل زن ایرانی حکایت دارند تا آن‏جا که فردوستی در خصوص زنان دربار پادشاهی می‏گوید:

همه دخت شاهان پوشیده روی

کسی کو نیامد ز پرده به کوی

پسر هست و پوشیده رویان بسی

چنین خسته و بسته هر کسی

با روی آوری ایرانیان به اسلام، پوشش زن ایرانی کامل‏تر شد و چادر نیز بر پوشش‏های دیگر افزوده گشت. این روند تا بدان‏جا پیش رفت تا در دوره حکم‏رانان آل بویه، پوشیه هم افزوده شد:

لباس زنان دیلمی تفاوتی با لباس زنان ایرانی همان دوره در نواحی خراسان و سیستان، با عراق و بغداد نداشت. چادر زنان دیلمی سیاه بود و با پارچه نازک ابریشمی (قعب) روی چهره خود را می‏پوشاندند.

برادران شرلی در سفرنامه خود، حجاب زن ایرانی را در عصر صفویه چنین به تصویر می‏کشند:

چادر و روبند بر سر دارند، به طوری که آفتاب هیچ‏وقت بر صورت آنها نمی‏تابد. زن‏ها هم مانند مردها شلوار و جوراب‏های مخملی گلی می‏پوشند.

یوشیدا مساهارو، سفیر ژاپن در دربار ناصرالدین شاه، در مورد حجاب زن در دوره قاجار می‏نویسد:

زن‏ها چادر بر سر می‏کردند که از سر تا به پایشان را می‏پوشاند و فقط چشم‏ها از پشت روبند توری که زیر چادر به صورت انداخته بودند، پنجره‏ای به بیرون داشت. در خیابان که به زن‏های ایرانی می‏رسیدیم، آنها چشم از ما برمی‏گردانند و رویشان را سخت می‏گرفتند. در چند ماهی که ما اینجا بودیم، هرگز زنی رویش را به ما ننمود و نتوانستیم صورت زنان را بی‏حجاب و چادر ببینیم. در این وضع، زشت و زیبا، جوان یا پیربودن زن‏ها را از روی رنگ و حالت دست‏هایشان که شاداب یا چروکیده است، قیاس و ارزیابی می‏کردیم.

به اعتراف تمام جهان‏گردانی که در ادوار گوناگون به ایران سفر کرده‏اند، تا قبل از مسئله کشف حجاب رضاخانی، حتی بی‏حجابی در بین زنان اقلیت‏های دینی ایران اعم از مسیحی، یهودی و زرتشتی هم مشاهده نشده و فرهنگ حجاب و عفاف، بر جامعه ایران حاکم بوده است.

ج) حجاب هویتی انقلابی

نقش محوری زنان محجبه در شکل‏گیری انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست تا بدان جا که امام خمینی خطاب به زنان باحجاب فرمودند:

آن که در این نهضت خدمت کرد، شماها بودید. شما بودید که با همین وضعی که الان این‏جا حضور دارید، با همین وضع در خیابان‏ها ریختید و به نهضت ما کمک کردید. آنهایی که تربیت شده بودند، آنها بودند [بی حجاب‏ها و بدحجاب‏ها [که اگر هم دخالت، باز یک قشری‏شان بود که نزدیک بودند به آن طوری که شماها هستید، آنهایی که تربیتشان آن طور بود [بی‏حجاب‏ها] آنها کاری به این مسائل نداشتند.

ایشان در مصاحبه با اوریانا فلانچی، روزنامه‏نگار فرانسوی، به صراحت به جایگاه زن باحجاب در شکل‏گیری بزرگ‏ترین انقلاب قرن اشاره کردند. اوریانا فلانچی گفت:

خواهش می‏کنم امام! باید هنوز از شما سوءالات زیادی بکنم. مثلاً از این چادر که بر من پوشانده‏اند تا به خدمت شما برسم و شما به زور به زنان می‏پوشانید. به من بگویید چرا زنان را مجبور می‏کنید که خود را مخفی کنند؟ در زیر پوششی که پوشیدن آن مشکل و بیهوده است که با آنان نمی‏شود حرکت کرد؛ در حالی که همان زنان نشان دادند که مثل مردانند؛ مثل مردان مبارزه کردند؛ زندان کشیدند؛ شکنجه دیدند و مثل مردان انقلاب کردند؟

امام راحل در جواب فرمودند:

زنانی که انقلاب کرده‏اند، زنانی هستند که پوشش اسلامی داشته‏اند و یا دارند، نه زنان شیک‏پوش بزک کرده مثل شما این ور و آن‏ور می‏روند بدون پوشش و یک دوجین مرد را دنبال خود می‏کشند؛ عروسکانی که بزک می‏کنند و به خیابان‏ها می‏آیند و سر و سینه و موی و فرم بدن خود را نشان می‏دهند، بر ضد شاه قیام نکردند؛ هیچ کار مفیدی انجام ندادند؛ نمی‏دانند خود را چگونه مفید قرار دهند! نه به صورت اجتماعی، نه به صورت سیاسی و نه حتی به صورت حرفه‏ای و تخصصی و این بدین دلیل است که خود را به نمایش می‏گذراند برای مردان و حواس‏پرتی می‏آورند و آزارشان می‏دهد. هم‏چنین باعث حواس‏پرتی سایر زنان و آزار و حسرت آنان می‏شود.

صحنه‏های نهضت اسلامی از پانزدهم خرداد 42 تا امروز، در عرصه‏ها و حوزه‏های گوناگون، بر این واقعیت تاریخی گواهی می‏دهد که حجاب کامل، خصوصاً حجاب برتر (چادر) شناسنامه زن انقلابی ایران بوده است و امروز در جهان، انقلاب با چادر و چادر با انقلاب شناخته می‏شود.

رسانه غربی، هویت بخشی غربی

تصویب طرح ممنوعیت حجاب در فرانسه و به تبع آن تصمیم برخی از کشورهای دیگر اروپایی و حتی آسیایی چون ترکیه در دایره‏ای کوچک‏تر، نشان از عمق وحشت جهان غرب از روند رو به رشد حجاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی دارد. حضور سبز این فرهنگ اسلامی از آن‏جا برای غرب ناقوس مرگ فرهنگ آن را به صدا در آورد که بی‏حجابی هم برای غرب چون حجاب برای مسلمانان مؤلفه محوری تمدن و فرهنگ آن به شمار می‏رود. فرهنگ و تمدن غرب بر پایه فلسفه لذت بنیان نهاده شد و بخش عظیم اقتصاد خود را مدیون همین مؤلفه است. از این‏رو، رسانه‏های جمعی تمدن غرب که مولود همین بسترند و جذابیت و بهره‏وری و موجودیت خود را با این موءلفه گره زده می‏بینند، برای القای فرهنگ خود و مبارزه با فرهنگ متعالی حجاب تلاش دوچندانی نمودند.

این که «صنعت سکس اولین بار توسط بانک جهانی، صندوق بین‏المللی پول و آژانس توسعه بین‏المللی امریکا برنامه‏ریزی و حمایت شد»، این واقعیت را می‏رساند که حتی سیاست غرب هم چون اقتصاد و فرهنگ آن به برهنگی و پرده‏دری‏هایی وابسته است که بیش از همه، موجودیت رسانه‏های جمعی فرهنگ مهاجم غرب بدان نیاز دارد تا جایی که اریک فروم می‏گوید:

سرمایه‏داری امروز احتیاج به کسانی دارد که بتوانند به‏طور گروهی و یا مسالمت‏آمیز، هم‏کاری کنند که بتوانند بیشتر و بیشتر مصرف کنند. کسانی که سلیقه‏های متحدالشکل آنان به کسانی تحت تأثیر قرار گیرد و پیش‏بینی شود و نیز احتیاج به کسانی دارد که احساس آزادی و استقلال بکنند و گمان نبرند که از قدرت یا اصل و یا وجدانی فرمان می‏برند و با این همه مایل باشند که به آنان فرمان داده شود. آن‏چه را از آنها انتظار می‏رود، انجام دهند و چون مهره‏ای بدون ایجاد تصادم و مزاحمت، به ماشین اجتماع بخورند. مردانی که بدون اشکال، راه‏نمایی شوند و بدون رهبری رهبر، بدون هدف به جلو رانده شوند و تنها هدفشان بهبود وضع خود، جنبش، کار و پیشرفت باشد. نتیجه چیست؟ انسان امروز با خودش، با هم‏نوعانش و با طبیعت بیگانه شده است، او به کالا مبدل گشته است نیروی زندگی خود را به نوعی سرمایه‏گذاری می‏داند که باید تحت شرایط بازار حداکثر سود را برایش تحصیل کند. روابط انسان‏ها اساساً همانند روابط آدمک‏های مصنوعی از خود بیگانه است.

وظیفه این خودبیگانگی و رهبری راداری در غرب، بر عهده رسانه‏های جمعی است و در این زمینه، مبلغ و مروج برهنگی هستند. بیان برخورد فرهنگ غرب با زن و تصویر زن در رسانه‏های نوشتاری، دیداری و شنیداری بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا آنان برهنگی را مؤلفه‏ای محوری در پیشبرد فرهنگ شیطانی خود می‏دانند و فرهنگ، اقتصاد و حتی سیاست خود را با آن گره می‏زنند، از این‏رو نه تنها با بهره‏گیری از همه تاکتیک‏ها و تکنیک‏ها و استخدام فن‏آوری و هنر، در تبلیغ و ترویج آن می‏کوشند، بلکه در راه‏برد خود، شکستن هر گونه مقاوت در برابر این موءلفه را در برنامه دارند.

بی‏شک به همان اندازه که فرهنگ بی‏حجابی برای غرب اهمیت دارد، به همان اندازه نیز فرهنگ حجاب با اجتماع، سیاست، فرهنگ و اقتصاد ما گره خورده و شکستن سد حجاب، مساوی با فروپاشی هویت دینی، ملی و انقلابی ماست. حال، آیا رسانه‏های جمعی ما نیز به اندازه رسانه‏های جمعی غرب، در برابر این مهم از خود واکنش نشان می‏دهند و از تمامی سرمایه‏های معنوی و مادی خود در پیشبرد اهداف از پیش تعیین شده، همت می‏گمارند یا خیر؟

سکوت و سکون رسانه‏ای

اگر بپذیریم که جهان در آستانه سال 2020 میلادی، دو کدخدا پیدا خواهد کرد و این دهکده جهانی یا باید فرهنگ و تمدن اسلامی با محوریت ایران باشد و یا باید فرهنگ غرب با محوریت امریکا را برتابد و لی‏لی‏پوت جهان از میان دوگالیور ایران و امریکا، یکی را انتخاب کند، باید پذیرفت، آن‏چه در اطراف ما می‏گذرد، اعم از نقشه راه خاورمیانه تا لشکرکشی به عراق و افغانستان و محدویت‏های بین‏المللی برای جلوگیری از تبدیل ایران به قدرت هسته‏ای، تنها و تنها برای مهار انقلاب اسلامی، تنها رقیب لیبرال ـ دمکراسی، در چند دهه دیگر است. از این‏رو، به همان اندازه که باید از فرهنگ شهادت‏طلبی پاس‏داری کرد، باید از حجاب نیز به دفاع برخاست؛ زیرا این دو به منزله دوبال و دو شاخصه مکتب اسلام ناب محمدی(س) به شمار می‏آیند و امروز حجاب، به منزله پرچم تمدن اسلامی است.

بنابراین، رسالت رسانه‏های جمعی به ویژه رسانه ملی صدا و سیما، چیزی جز تبلیغ و ترویج این فرهنگ و مبارزه بی‏امان با ترفندهای فرهنگ مهاجم نیست. بلکه موظف است از وظایفی که قانون اساسی و نیز سند چشم‏انداز بیست ساله رهبر معظم انقلاب، برای حرکت دستگاه‏های نظام ترسیم ساخته تخطی نکند؛ وظایف و چشم‏اندازی که در آن بر حرکت حول محور بینش توحیدی و شریعت‏مداری یعنی همان هویت دینی، تأکید شده است.

امروزه در حساس‏ترین مقطع تاریخی، اسلام و ایران، در هجمه بی‏امان رسانه‏های غربی قرار گرفته‏اند که با تبلیغ فرهنگ لذت و ایجاد فضایی انتزاعی و تخیلی و ایجاد نیازهای کاذب در نهاد انسان امروزی، مبلغ فرهنگ برهنگی و شیطانی خود هستند؛ در حالی‏که رسانه‏های نوشتاری به لحاظ حاکمیت بینش تجاری و کارکرد حزبی و گروهی و رسانه‏های دیداری چون سینما، به دلیل رویکرد گیشه‏پسند، دفاع از این پرچم انقلاب اسلامی ایران را نادیده گرفته و بعضاً به بوته فراموشی سپرده‏اند.

در این مقطع، بیشترین امید به صدا و سیمای جمهوری اسلامی است که بیشترین تأثیر را دارد که متأسفانه به دلیل برخورد سطحی و الینه شدن بعضی تهیه کنندگان و کارگردانان و به کارنگرفتن کارشناسان زبده و دین‏شناس و باسواد، هنوز زن با حجاب را خرافی، هرهری مذهب، بی‏سواد و ... ارائه می‏کنند. در حالی‏که هیچ کس منکر این واقعیت نیست که رسانه ملی، برای الگوسازی و حتی نهادینه‏کردن پوششی مناسب در قالب شخصیت‏های داستانی و هنرپیشگان توان کافی را دارد، اما هنوز حتی در زمینه پوشش ملی که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشته‏اند، گام لازم را بر نداشته است.

به نظر می‏رسد اراده‏ای برای درک اهمیت حجاب به منزله شناسنامه زن ایرانی و نماد هویت دینی، ملی و انقلابی، به چشم نمی‏خورد و غمض عین‏های درون گروهی و خودشیفتگی‏ها و خود تشویقی‏های رسانه‏ها، این مسئله را در حساس‏ترین مقطع تاریخی اسلام و ایران با مخاطره جدی روبه‏رو ساخته است.

اگر این مسئله را بپذیریم که واژه حجاب، عصاره و تعریف انقلاب اسلامی ایران است که اسلامیت، ایرانیت، انقلابی بودن را تصویر می‏کند و غرب با تمام توان رسانه‏ای خود درصدد شکستن این نماد است، باید قبول کنیم که نه اسلام، نه ایران و نه انقلاب با هیچ کس عقد اخوت نبسته و بیش از این نباید اجازه داد مبانی اسلام، مصالح کشور و آرمان‏های انقلاب، فدای ندانم‏کارهای بعضی از متولیان فرهنگی و سیاسی شود. امروز باید به دنبال مجاری‏های دیگری برای دفاع از حجاب و ترویج و تبلیغ آن در عصر ارتباطات گشت، زیرا اهمیت محدوده، جایگاه و نقش محوری حجاب در عرصه سیاست، اقتصاد و فرهنگ، دیگر بر کسی پوشیده نیست.

وقت آن رسیده که عالمانه و آگاهانه و بدون هیچ خوف و وحشتی، از موضع‏گیری‏های بین‏المللی و عناصر وابسته به آنان در داخل، به وظیفه اسلامی، ملی و انقلابی خود عمل کنیم و در گام نخست، به سراغ رسانه‏های جمعی برویم و با بازخوانی عملکرد آنان و ارزیابی بودجه‏های در نظر گرفته شده از سوی نظام مقدس اسلامی با بازده عینی و ملموس، به پاک‏سازی موانع و در برخی از موارد، به افشای نقش برخی افراد در به‏وجود آمدن وضعیت کنونی بپردازیم.