کریم جعفری
چهار سال از حمله آمریکا به عراق میگذرد. این کشور اشغالگر به همراه سایر شرکایش امروزه در باتلاقی به نام عراق گیر افتادهاند و هر روزه با حمله و یا بمبگذاریای تمام هیمنه اشغالگران در عراق به هم میریزد تا به این ترتیب ثابت شود که اشغالگران در عراق نه تنها عملکرد خوبی نداشتهاند بلکه از عهده تروریستها هم برنمیآیند. در این میان این نه اشغالگران، بلکه مردم مظلوم عراق هستند که هر روزه عدهای از آنها طعمه بمبهای ریز و درشت تروریستهای بیوطن میشوند و به کام مرگ میروند. به اجرا گذاشتن نیم دو جین طرح امنیتی در عراق به خصوص پایتخت این کشور هم نتوانسته جلوی حملات بیامان آنها را بگیرد و همچنان بمبها جان مردم را میگیرند.
از هنگام شروع حملات این تروریستها و فعالیت گسترده آنها، مهمترین سوال این بوده که چه کسانی در پشت پرده حملات قرار دارند و آن را هدایت میکنند. هر چند بیشترین ظن و گمان به تروریستهای عضو گروهک القاعده میرود و آنها نیز بدون هیچ ابایی این اتهامات را گاه بیگاه میپذیریند ولی نکته اینجاست که آنها از کجا تامین تسلیحاتی و مالی و همچنین انسانی میشوند؟ برای پاسخ به این سوال بهتر آن است نگاهی به چارت سازمانی این گروهک بیندازیم، آنگاه متوجه خواهیم شد آنها از کجا آمدهاند که اینگونه حمایت میشوند.
ایالات متحده آمریکا به عنوان اشغالگر اصلی عراق که بیشترین نیرو را هم در این کشور اشغال شده دارد، در طول چند سال گذشته به صورتی کاملا برنامهریزی شده و براساس اهدافی آشنا و مخرب همواره جمهوری اسلامی ایران را به عنوان کشور مداخلهکننده در عراق معرفی میکند؛ کما اینکه جورج بوش رئیسجمهور آمریکا در گزارش خود به کنگره که روز پنجشنبه ارائه داد بار دیگر ایران را متهم به حمایت از تروریستها در عراق کرد! شاید جورج بوش و ارتشی که تحت فرمان وی عدهای از جنگطلبان کاخ سفید در حال جنگیدن در عراق هستند بهتر از همه میدانند دارند با چه کسانی میجنگیدند؛ پرواضح است در حال حاضر دولتی در عراق بر سر کار است که رهبرانش از دوستان ایران به شمار میروند و این دولت، ایدهآل تهران است تا جایی که تهران همیشه از این دولت حمایت کرده و ایران نخستین کشوری بود که انتخاب آزاد مردم عراق را به رسمیت شناخت و یا دولت نوری مالکی روابط همه جانبهای برقرار کرد و اگر کارشکنیهای آمریکا نبود این حمایت میتوانست ابعاد بهتری هم به خود بگیرد.
اما واقعا چه کسانی در عراق با مردم و دولت عراق در وهله اول و ارتش آمریکا در وهله دوم میجنگند؟ موفق الربیعی مشاور امنیت ملی نوری مالکی نخستوزیر عراق هفته گذشته سفری به عربستان داشت تا پرونده سنگینی را روی میز مقامات سعودی گذارد و از آنها به دلیل دخالتهای بیموردشان در عراق به شدت انتقاد کند. الربیعی در کنفرانسی مطبوعاتی بدون آنکه سخنانش مطبوع نظر مقامات سعودی باشد، گفت: 50 درصد از عوامل انتحاریای که در عراق خود را منفجر میکنند و هر روزه عدهای از مردم عراق را به خاک و خون میکشند، عربستانی هستند و از مرزهای این کشور عبور میکنند و خود را به عراق میرسانند. وی در ادامه سخنانش ضمن آنکه از مقامات سعودی خواست تا بر مرزهای خود نظارت بیشتری داشته باشند از آنها تقاضا کرد تا به علمای تندروی وهابی که امور دینی کشور تحت حاکمیت آلسعود را بر عهده دارند فشار آوردند تا به این حد فتوای قتل و ترور صادر نکنند. هر چند مطبوعات سعودی این سفر را به دلیل اظهارات الربیعی پوشش خبری ندادند، اما آشکار است که اظهارات این مقام عراقی چندان به دل مقامات سعودی ننشسته است و آنها که به صورت مستقیم از دربار ریاض دستور میگیرند آن را پوشش ندادهاند.
به عنوان آخرین نکته، چرا آمریکا که خود بهتر میداند تروریستها از کجا میآیند حاضر نیست سعودیها را مواخذه کند و آنها را تحت فشار قرار دهد؟ در پاسخ باید گفت این به روابط تاریخی آمریکا و به خصوص خانواده بوش با خاندان سعودی باز میگردد. خانواده بوش به عنوان سوداگران نفتی از همان زمان پیدایش نفت در عربستان با خاندان سعودی رابطه برقرار کردند و سر از معاملات کلان نفتی در آوردند. عکسی از جورج بوش پسر در دست است که در دهه 60 قرن گذشته دست در دست پدرش در حال دیدار از عربستان است و سعود بن عبدالعزیز که جانشین پدرش شده بود از آنها استقبال میکند. این امر موید رابطه دیرینه میان دو خانواده است به گونهای که پس از حملات 11 سپتامبر و در حالی که اکثر قریب به اتفاق تروریستها عربستانی بودند نه تنها این کشور مورد غضب کاخ سفید قرار نگرفت بلکه روابط میان دو طرف در برخی امور استراتژیک گستردهتر نیز شده است. با این اوصاف باید گفت آمریکاییها در حال حاضر در عراق با تروریستهایی که دوستان خانوادگیشان میفرستند در حال جنگیدن هستند؛ دوستانی که نمیتوانند وجود یک دولت شیعی در عراق را برتابند و به هر شکل ممکن در تلاشند تا آن را به شکست بکشانند.