مهدی بهشتینژاد
دایره معتقدین به فرهنگ اصولگرایی وسیعتر از حوزه جغرافیایی ایران میشود. زیرا این ارزشها جزء لاینفک بنیادهای اسلامی ما و تضمینکننده سعادت انسانهاست. بر این اساس وجه مشترک مبارز انقلابی سال 1342 با رزمنده مبارز در فتح خرمشهر همین اصول است. هنر امام خمینی(ره) این بود که این ارزشها را در قالب فرهنگ و منشور اصولگرایی تبیین کرد.
در میان ماهها یا روزهای یکسال اعم از هجری قمری یا شمسی برخی ماهها یا روزها از یک تقدس خاص برخوردار است. شاهد مثال این ادعا ماههایی چون محرم و صفر در سالهای هجری قمری و ماه خرداد در سالهای شمسی است این مطلب به معنای تقدس نداشتن ایام دیگر نیست؛ اما جمله رسای حضرت امام خمینی(ره) در ارتباط با این که «محرم و صفر است که اسلام زنده نگه داشته است» اثباتکننده این مدعا است. حوادثی چون آغاز نهضت اسلامی در خرداد ماه 1342 توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی و رحلت جانگدازش در نیمه خرداد 1368 و پیروزی ظفرمندانه سپاهیانش در سوم خرداد 1361 و فتحالفتوح خرمشهر همگی حاکی از این است که زمان با خودی خود دارای وجهه تقدس نمیباشد بلکه انسانهای خدایی میتوانند به زمان تقدس بدهند. قطعاً تاریخ گواهی میدهد مبارزین دیگری در طول تاریخ بودهاند اما اینکه تا چه میزان یاد خاطره آنها ماندگار شده است، ضرورتاً میبایست میزان رابطه آنها را با نزدیکی به خداوند متعال محک زد. از همین منظر خردادماه را میتوان نقطه عطف تاریخ و حتی قلب تاریخ ملت ایران نام نهاد. با یک بررسی اجمالی میتوان نقطه اشتراک شروع نهضت اسلامی امامخمینی(ره) در خرداد ماه سال 1342 تا پیروزیهای بعدی از جمله فتح خرمشهر را هویدا کرد. استخراج رمز و راز ماندگاری این حرکت ما را به جایی راهنمایی میکند که ضرورتا میبایست نام آن را فرهنگ اصولگرایی بنامیم. اعتقاد به این ما را در ادامه مسیری که پیشروی داریم کمک خواهد کرد. لذا ضرورت دارد به برخی از اصول و شاخصههای فرهنگ اصولگرایی اشاره شود:
1ـ استقامت و پایداری: اصولگرایی یعنی اصول مستدل منطقی را قبول داشتن. مثل شاخصهایی که انسان را در یک جاده هدایت میکند.(1) «ان الذین قالوا ربناالله ثم استقاموا»(2)
این استقامت کردن، اصولگرایی است. بنابراین اولین مشخصه ذاتی همه حرکتهای پیروزمندانه در حوادث گوناگون ماه خرداد، استقامت ورزیدن بر اصول اساسی بوده است. این مهمترین درسی بود که حضرت امام خمینی(ره) از پیامبر اعظم(ص) آموخت و در عمر پربرکت انقلاب اسلامی به آحاد ملت ایران اعم از مسئولین و مردم و حتی به همه مبارزین عالم آموخت «فاستقم کما امرت فمن تاب معک»(3)
ظرافت حرکت امام خمینی(ره) و یارانش در این بود که هرگز هیچ واهمهای از اینکه توسط غرب بنیادگرا یا اصولگرا لقب بگیرند نداشتند بلکه به این امر مفتخر نیز بودند زیرا غربیها به کسانی که پایبند به قرآن و اسلام بودند بنیادگرا لقب میدادند در حالی که بنیادگرایی به معنای پایبندی به اصول درست و متقن از افتخارات امام(ره) بود.
2ـ پایبند بودن به ارزشهای ماندگار: «اقامه عدل، حمایت از مظلوم، مواجههی با ظلم و طرفدارای از حق در همه شرایط الگویی است که باید از آن تبعیت شود این کهنگیبردار هم نیست، دفاع از مظلوم، همیشه یک نقطه درخشان است کنار نیامدن با ظالم، رشوه نپذیرفتن از زورمند و زرمند و پافشردن بر حقیقت، ارزشهایی است که هیچ وقت در دنیا کهنه نمیشود، این خصوصیات همیشه با ارزش است. ما اینها را باید دنبال کنیم؛ اصول اینهاست»(1)
از جمله عوامل ماندگاری انقلاب اسلامی در طول 28 سال گذشته حرکت در دایره همین ارزشهای ماندگار بوده است. ترس دشمنان انقلاب از صدور انقلاب اسلامی و به کارگیری تمام ظرفیتهای رسانهای خود در همین راستا ارزیابی میشود، زیرا ارزشهای ماندگار وجه مشترک تمام بشریت میباشد و در صورت گسترش آن، دایره معتقدین به فرهنگ اصولگرایی وسیعتر از حوزه جغرافیایی ایران میشود. زیرا این ارزشها جزء لاینفک بنیادهای اسلامی ما و تضمین کننده سعادت انسانهاست. بر این اساس وجه مشترک مبارز انقلاب سال 1342 با رزمنده مبارز در فتح خرمشهر همین اصول است. هنر امام خمینی(ره) این بود که این ارزشها را در قالب فرهنگ و منشور اصولگرایی تبیین کرد. بازگشت به قرآن، اسلام و عمل به اصول اساسی دین مبین اسلام، مهمترین شاخصه حرکت امام خمینی(ره) و معتقدان به مرام و ایده ایشان بود. اگر چه غرب و جبهه استکبار همواره این حرکت را به بهانه تحجر و واپسگرایی با نام بنیادگرایی یا اصولگرایی مورد هجوم بیرحمانه قرار داده است. ملت ایران به خوبی دانسته است که نقطه قوت و پایداری او درست همان است که دشمن همه نیروی خود را در مقابله با آن مصروف میکند؛ یعنی توکل به خدا و تمسک به اصول اساسی انقلاب همه از مبانی اسلام سرچشمه میگیرد.
خشم و غیظ عنادآمیزی که در به کار بردن واژه «بنیادگرایی» در اظهارات خصمانهی رسانههای دشمن، از اول انقلاب تا امروز محسوس است، ناشی از درماندگی و سراسیمگی آنان در پایبندی رهبر ملت، و نظام ما به اصول اساسی انقلاب است».(1)
رهبر فرزانه انقلاب در فرازی از سخنان خود میفرماید: «آنان (دشمنان) از بازگشت ملتها به گذشتهای که به آنان عزت و عظمت را یادآوری میکند، راه جهاد و شهادت را به روی آنان باز کند، کرامت انسانی را به آنان برگرداند، دست سلطهگران را از غارت و چپاول به مال و ناموس آنان قطع کند، آیهی «ولن یجعلالله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»(2) را به آنان بیاموزد و آیه کریمهی «ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین»(3) را بر آنان فرو خواند، خطاب «و ما لکم لا تقاتلون فی سبیلالله و المستضعفین»(4) را به گوش و دل آنان برساند. فرمان «ان الحکم الالله»(5) را در زندگی آنان اجرا کند و خلاصه، خدا، دین و قرآن را محور زندگی آنان سازد و دست طواغیت مستکبر، مستبد و سلطهطلب را از زندگی آنان قطع کند. از بازگشت به چنین گذشتهیی و پیوند با چنین تاریخی ناخشنود و سراسیمه بیمناکند و به هر بهانهای میخواهند از آن مانع شوند.»(6)
3ـ «انس با خدا»، «انس با قرآن» و «استعداد دائمی با خدا» عوامل فوق از عمدهترین و مهمترین عناصر فرهنگ اصولگرایی و ضامن همه اصول و شاخصههای دیگر اصولگراییاند. عواملی که نه تنها امامخمینی(ره) را از زمره علما و مراجع هم سنخ خویش جلوتر برد بلکه ایشان را در جایگاه بعد از معصومین(ع) قرارداد. در واقع به تعبیر رهبر معظم انقلاب «پیغمبر سال اول بعثت با پیغمبر سال بیستوسه سال در تقرب پروردگار جلو رفته بود.»(7)
بنیانگذار جمهوری اسلامی رشد و تکامل خود را در عبودیت و بندگی خداوند جستجو میکرد، اگر چه برای عارف چون امام(ره) این عبودیت هرگز به طمع بهشت نبود، اما خداوند نیز مزد او را نفس مطمئنه قرارداد و بر این اساس است که پس از دستور به بازپسگیری خرمشهر میفرمایند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» این نوع نگاه به پیروزی از جانب حضرت امام خمینی(ره) و رزمندگان در جبههها زمانی همسان میشود که انس با خدا و قرآن به عنوان یک اصل اساسی در قاموس وجودی آنها ریشه بدواند. وقتی جوهر مبارزه رنگ خدا بگیرد تفاوتی میان مقطع زمانی آن در خردادماه 1342 با فتح خرمشهر نخواهد بود. مهم این است عامل این پیروزی برای ما اصلی از فرهنگ اصولگرایی میباشد.
4ـ مردمسالاری دینی: آوردن مردم به صحنه با جهتگیری اسلامی کاری کمنظیر و شاید به جرأت بتوان گفت بینظیر در قرون معاصر بود. آنچه ارزش و اهمیت این اقدام مؤثر حضرت امامخمینی(ره) را نشان میدهد استمرار این حرکت بود. به عبارت دیگر این اقدام به پیروزی انقلاب در 22 بهمن 57 ختم نشد بلکه 28 سال عمر پربرکت انقلاب اسلامی مرهون همین ابتکار به یادماندنی است «اما بزرگوار با پرچم هدایت اسلامی آمد، لذا اصول اما اصول اسلامی است. عدالت امام ـ عدالت اسلامی است، مردمسالاری اما، مردمسالاری اسلامی است.»(1)
جهتگیری هر اقدام مؤثر اعم از شرکت مردم در راهپیماییها، انتخابات گوناگون، حضور در دفاع مقدس به عنوان امری عبادی تلقی میشود. وقتی گفته میشود وظیفه شرعی و ملی یعنی تبدیل شدن به ارزش و عمل به ارزشها. مادام که فراگیر و مستمر انجام گیرد میتوان آن را به عنوان اصلی از فرهنگ اصولگرایی محسوب کرد.
به طور کلی میتوان گفت هر کجا که توجه لازم را به مبانی و اصول اساسی که در قول یا فعال حضرت امام خمینی(ره) وجود دارد، داشتهایم پیروزی و نصرت بر آن مترتب بوده است در غیر این صورت دچار مشکل اساسی شدهایم.
به عنوان مثال اگر در انتخاب افرادی برای مناصب و ارکان حکومتی به این نتیجه رسیدیم که نادم و پشیمان شدهایم بیتعارف باید گفت به ملاک و معیارها و راههای شناخت ارائه شده از سوی آن حضرت و رهبر معظم انقلاب بیتوجهی یا کمتوجهی کردهایم.
بنابراین قیام و حرکت انقلابی مردم مسلمان ایران به رهبر امام خمینی(ره) سال 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی و استمرار آن تا این مقطع از عمر پربرکت نظام جمهوری اسلامی مرهون تأکید بر اصول اساسی است که ما از آن به فرهنگ اصولگرایی یاد میکنیم. آنچه در این نوشتار گفته شد صرفاً بخشی از این آثار و اصول اساسی بود. لذا معرفت پیدا کردن به اصول، مبانی، عبودیت و انس با خدا و قرآن و پایبندی به ارزشها و در نهایت نقش دادن به مردم در همه امور با جهتگیری اسلامی نه تنها تضمینکننده پیروزیهای گذشته همچون فتح خرمشهر بلکه پیروزیهای آتی را به صورت مستمر در پی خواهد داشت.