تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۶۳۴۸۷

مسیح علی‌نژاد

و بار دیگر به سخنگوی دولت نهم چنین الهام شد که «مردم در دولت‌های گذشته می‌ترسیدند اصول انقلاب و اعتلای میهن قربانی شود.» دل‌نگرانی الهام از الهاماتی اینچنین همه در روزهایی رخ می‌دهد که کسی دیگر نگران قربانی شدن اصول و مبانی حداقلی حرمت نگاه داشتن نزدیکان و هم‌اندیشان خود نیست تا چه رسد به نگاه داشتن آنانی که کمی دورتر ایستاده‌اند و می‌توان به نامشان از ترسیدن برای قربانی شدن برخی اصول سخن گفت. اگر چه واژگانی که در دهه‌های اخیر وارد ادبیات سیاسی کشور شده است بنا به تغییر و تحولات فراروی احزاب همواره مفهوم و معنای فصلی یافته و گاه تاریخ مصرف آنان نیز همراه با تاریخ انقضای برخی فعالان سیاسی به پایان رسیده است اما گویی تمام واژگان تولید شده یا بازسازی شده احزاب و گروه‌ها همواره بدون پیشوند یا پسوند واژه مردم، مفهومی ندارد و بدین سبب است که در هر دوره‌ای چنگ انداختن به صورت این واژه سیرت واقعی به کار برندگان و بهره گیرندگان این مفهوم را مشخص می‌سازد.

فرقی نمی‌کند که جریان حاکم متعلق به کدام جریان فکری جامعه باشد. اصلاح‌طلب، اصولگرا، چپ‌های پیش‌رو یا راست‌های سنتی، محافظه‌کاران یا دگراندیشان، مهم این است که «مردم» کلید واژه هر یک از این جریان‌ها، قطعا تعریف و مفهوم خاص همان گروه را دارد و هر یک منویات و مطالبات جناحی و حزبی خود را با تکیه بر «مردم »‌ موردنظر خود به اطلاع افکار عمومی می‌رساند. بدین ترتیب در یک دوره «مردم» نگران از دست رفتن حداقل آزادی‌های سیاسی می‌شوند و در دوره‌ای دیگر «مردم»‌ به شدت نگران قربانی شدن اصول انقلابی یا در دوره‌ای «مردم» تشنه دموکراسی و حقوق ‌بشر می‌شوند و در دوره‌ای دیگر «مردم» فقط نان می‌خواهند و معیشت.

با این توصیف مردم ساخته و پرداخته احزاب و گروه‌های سیاسی یا مردم مورد توجه و نظر تصمیم‌گیرندگان حاکم در عصرهای متفاوت همواره با هدایت و فرمان این جریان‌ها در تقابل‌ با یکدیگر قرار می‌گیرند و به تبع آن این تقابل کلامی یا بیانی که مختص صاحبان کرسی‌های تصمیم‌گیری است به بدنه جامعه نیز بسط پیدا می‌کند و چه بسا در بزنگاه‌های مختلف، مردم هر یک از این جریان‌ها به تقابل کلامی و بیانی در برابر یکدیگر فراخوانده می‌شوند که نمونه آن حداقل در شرایط فعلی تنها در مورد مردم یک طیف خاص در جامعه رخ می‌دهد که می‌توانند برای نگران‌شدن‌های خود در برخی تجمعات حضور یابند و نیروی انتظامی نیز مسئولیت حفاظت و صیانت از این دسته از مردم را در مقابل سفارتخانه‌ها یا اماکن دیگر عهده‌دار خواهد بود اما مردمی که تعلق به جریان فکری دیگری دارند و گاه در بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های گروه‌های هواخواه این مردم از آنان نام برده می‌شود معمولا عرضا امنی برای قرار گرفتن در مقابل نهادهای تصمیم‌گیر نمی‌یابند. در اینجا هدف، هرگز نفی این گروه یا آن گروه نیست، کما اینکه نقد این شیوه نیز مورد نظر نیست و چه بسا همان‌گونه که الهام در شرایطی که هر روز اعضای ارشد کشور بنا به دلایل متعدد و با هیاهو و جنجال رسانه‌ای متهم به فسادهای مالی، جاسوسی یا اخلاقی می‌شوند، بیان کرده، مردمی وجود دارند که از قربانی شدن مبانی انقلابی در دولت‌های گذشته ترسیده‌اند. اما آیا در همان میهنی که الهام و دولت متبوع وی نگران قربانی شدن اعتبار و اعتلای آن هستند، به راستی مردم دیگری وجود ندارند که با مشاهده برخی رفتارها و تصمیم‌گیری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از قربانی شدن منافع، اصول و مبانی دیگری ترسیده‌اند؟ در روزهایی که نام یکی از چهره‌های مطرح کشور به نام مفسدان مالی و اخلاقی و یا جاسوسان و تربیون‌های صهیونیست و آمریکا مطرح می‌شود و هر روز عکس یکی از نزدیکان و تصمیم‌گیران این نظام صدرنشین اخبار جهانی می‌شود تا از او به عنوان یکی از حذف ‌شوندگان یاد شود آیا مردم دیگری وجود ندارند که از همین روند ترسیده ‌باشند؛ مردمی که می‌پندارند وقتی کسانی که روزی نام خادم ملت بر سر و بازوی سیاست ورزی‌شان حک شده بود اینک در حلقه حذف، اینچنین متهم به قربانی کردن اصول انقلابی هستند پس خود آنان در فردا روزی که گذرشان به نقد و نظر این جریان افتد به چه متهم خواهند شد؟ دور و دشوار نیست نظری به مردم آن دیگری انداختن و از ترس آنان نیز برخود ترسیدن که این روزها مردم دیگری نیز می‌ترسند!