سیدصمد موسوی
به رسمیت شناختن جمهوریهای جداییطلب گرجستان توسط روسیه ، و به دنبال آن درگیری دو کشور ، علاوه بر وارد کردن خسارات و تلفات بسیار، روابط بین المللی را تحت تاثیر خود قرار داده است و انتظار میرود که در آینده شاهد تحولات و صف آراییهای جدیدی در سطح بین الملل باشیم.
این بحران در ادامه تحولاتی صورت گرفت که جدایی طلبان اوستیای جنوبی درسال 2006، با برگزاری همهپرسی، استقلال این منطقه را از گرجستان اعلام کردند، ولی هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخت. روسیه با استناد به برگزاری همه پرسی و استقلال کوزوو از صربستان، خواستار آن شد تا جامعه جهانی این عملکرد را نسبت به اوستیای جنوبی و همچنین آبخازیا داشته باشد.
سرانجام ، روسیه با اعلام این که قصد ممانعت از حمله نیروهای گرجستان به آبخازیا را دارد ارتش خود را به این منطقه اعزام کرد و بسیاری از تاسیسات و پایگاههای نظامی گرجستان را بمباران کرد. وقوع این بحران را میتوان برگرفته از 4 عامل مهم دانست که در ادامه به آنها اشاره میکنیم:
1. روی کار آمدن ساکاشویلی که هوادار غرب است و غربیها بهویژه امریکاییها از او حمایت بسیاری میکردند؛ چنانکه بسیاری از تحلیلگران مسائل قفقاز گرایشهای غرب گرایانه وی را یکی از دلایل بحران کنونی میدانند. هر چند ساکاشویلی موفق شد با کمک روسها «اصلان آباشیدزه» رئیس جمهور خودمختار آجاریا را که از آغاز استقلال گرجستان از دولت مرکزی تبعیت نمی کرد برکنار کند. با وجود این، ساکاشویلی مایل بود به وعدههای انقلابی و انتخاباتی خود که تثبیت تمامیت ارضی گرجستان و بازگرداندن اوستیای جنوبی و آبخازیا به آغوش گرجستان بود، جامه عمل بپوشاند. ولی به سبب عدم موفقیت، به درگیریهای لفظی و سپس دیپلماتیک با روسیه ادامه داد تا جایی که در سال 2006 دیپلماتهای روسی را به اتهام جاسوسی دستگیر کرد که سبب قطع مناسبات و روابط دو کشور شد. روسیه مرزهای خود را به روی گرجستان بست، جریان گاز ارسالی به گرجستان قطع شد و شهروندان گرجی ساکن در روسیه را دستگیر و از روسیه اخراج کردند.
2. تمایل گرجستان برای عضویت در ناتو که این موضوع در سال 2008 به همه پرسی در گرجستان گذاشته شد وبیش ازهفتاد درصد شرکت کنندگان به آن رای مثبت دادند . این درحالی بود که روسیه به شدت مخالف بازشدن پای آمریکا و ناتو به مرزهای جنوبی است. اوج این مشکل زمانی رخ داد که گرجستان به نحوی آمادگی خود را برای استقرار موشکهای آمریکا درخاک خویش اعلام کرد و پس از مدتی از بروز بحران، اوکراین ( یکی ازکشورهای طرفدار آمریکا در منطقه ) به ارسال کمکهای نظامی به گرجستان اقدام نمود و همین امر باعث شد که روسیه نیز عملا به مداخله دربحران کنونی به نفع اوستیای جنوبی بپردازد.
3. اصرارآمریکا براستقرارسپردفاع موشکی درکشورهای چک و لهستان که بخشهای غربی روسیه را تحت پوشش کامل کنترل راداری آمریکا قرار میدهد. به باور «کرملین» هدف از استقرار چنین سامانهای در «اروپای شرقی»، محاصره هر چه بیشتر روسیه، تضعیف توان بازدارندگی و کنترل سیستمهای موشکی این کشور است. به همین جهت روسها، طی این مدت نه تنها موضع گیریهای تندی علیه استقرار این سامانه داشتهاند، بلکه اقدامات عملی مانند خروج از معاهده «نیروهای متعارف در اروپا» را برای مقابله با این اقدام آمریکا صورت داده اند.
در میان این موضع گیریها حمله گرجستان به اوستیای جنوبی بهانه مناسبی برای روسیه بود تا جواب محکمی را به آمریکا و متحدانش بدهد.
4. اعلام استقلال کوزوو وجدایی این استان از صربستان که متحد نزدیک روسیه است، موقعیت مسکو را در بالکان به شدت تضعیف کرد؛ روسیه نیز به تلافی این کار با به رسمیت شناختن غیر مستقیم اوستیای جنوبی و آبخازیا درقلمرو روسیه و انجام تحرکات نظامی در قالب نیروهای حافظ صلح، حضورنظامی خود را در مقایسه با قبل پر رنگ تر کرد. این اقدام روسیه واکنش منفی مسؤولان گرجستانی را به همراه داشت تا جایی که آنها را مجبور کرد تا با حمله به اوستیای جنوبی باعث حضور مستقیم روسیه در صحنه منازعات شود.