تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۶۴۱۰۵
نویسنده: محمدعلی زلفی گل / استادیار دانشگاه بوعلی همدان چکیده از جمله راهکارهای عملی برای تحقق نوآوری و شکوفایی در عرصه های مختلف اجتماعی، علمی، سیاسی، و اقتصادی در جامعه نوآوری فرهنگی است. با نوآوری فرهنگی و فرهنگ سازی است که فرهنگ نوآوری ایجاد شده و باعث شکوفایی جامعه می شود. هر گونه توسعه ای نیاز به فرهنگ خاص خودش دارد که بایستی طراحی و مهندسی شود. در نوآوری فرهنگی، بایستی نقش مردم جامعه پر رنگ دیده شود.. کلید واژه‌ها: توسعه پایدار، نوآوری، شکوفایی، فرهنگ

1- نوآوری فرهنگی و فرهنگ توسعه

دانش، ثروت و سلامت از مؤلفه های اصلی توسعه پایدار است و از اساسی ترین شرایط رسیدن به توسعه پایدار این است که منابع مادی یک کشور جهت رفاه فعلی شهروندان به حراج گذاشته نشود، زیرا در اینصورت نسلهای آینده در برآوردن نیازهای خویش دچار مشکل خواهند شد. اگر چه رکن دانش و نقش آن در توسعه، وابستگی جدی با نخبگان علمی، فنی، هنری و فرهنگی (خواص) دارد و درگیر کردن ایشان در این امر مقدس سرعت رسیدن به توسعه را افزایش داده و زمان دستیابی به آن را کاهش می‌دهد و با توجه به این واقعیت که علم و دانش و آثار آن که فناوی نامیده می شود خواسته و ناخواسته به حصار مرزها محدود نمی‌شود، ولی امروزه نقش عامه مردم (عوام) در راه رسیدن به توسعه پایدار را نمی توان نادیده گرفت.

زیرا مردم عادی هستند که با واکنش خویش به سیاست ها و قوانین اجرایی حاکمان و آراء و نظرات اندیشمندان و دانشمندان نوع فرهنگ عمومی جامعه را شکل می دهند و از طرفی با رای خویش در نظام مردم سالار حاکمان و قانون گذاران را با رای خویش انتخاب می کنند و در واقع خود در نوع فرهنگ سازی، قانون گذاری، نیاز سنجی و نیاز آفرینی‌ای که توسط حاکمان طراحی و به اجرا درمی آید نقش غیر مستقیم دارند. پس فرهنگ هر جامعه شالوده تحولات مثبت و یا منفی است. بنابر این دوستان و دشمنان یک ملت این مسیر تحول را خوب می شناسند. دشمنان خوب می دانند برای دستبرد به فرهنگ یک کشور راه های زیادی وجود دارد که نیاز به حضور فیزیکی ندارد. از طرفی دوستان یک ملت هم خوب می دانند که پیشرفت از مسیر فرهنگ روش مناسبی برای تغییر فکر و انگیزه افراد بجای جسم آنهاست به همین دلیل در تحولات سیاسی در کشورهای پیشرفته بدنه کارشناسی امور اجرایی تغییر نمی کند و صرفا فرهنگ تفکر، تصمیم سازی و تصمیم گیری و روش اجرا تغییر می کند. به همین دلیل هر روز مدهای جدیدی در عرصه لباس، قیافه، رفتار، کردار و گفتار وارد فرهنگ ما می شود.

ما باید بپذیریم که فرهنگ مثل سایر امور و متاثر از آنها از جمله علم در حال زایش، رشد و تحول است علم، فن و تکنولوژی جدید فرهنگ نو را ایجاد خواهد کرد و محترمانه فرهنگ پیشین را تحت عنوان فرهنگ قدیمی و سنتی در بستر تاریخ بایگانی می کند. فقه پویای اسلامی موید این واقعیت بوده و نیاز سنجی و نیاز آفرینی را که بر پایه نوآوری باشد را یک ضرورت می شمارد. اگر خواص ما یعنی حاکمان، دانشمندان و اندیشمندان به دنبال نو آوری در عرصه های مختلف زندگی مادی و معنوی نباشند و مدهای جاذبه دار نو برای عوام عرضه و فرهنگ سازی در آن راستا نکنند دیگران بر اساس اهداف خودشان زحمت اینکار را تقبل نموده و با نوآوری خویش در تولید علم و تکنولوژی، استفاده از علم و تکنولوژی نو را تحت عنوان مد و فرهنگ جدید به ملت های نا برخوردار (محروم) می فروشند و ثروت و عمر آنها را مصادره نموده و آنها را رفاه طلب و تابع از مدهای خویش می کنند.

ما حق نداریم جوانانمان را سرزنش کنیم به خاطر تبعیت از مدها، ریخت و قیافه های دیگران، زیرا آنها هر چیز نو را در خارج از دیار خودمان می بینند آنها نواندیش و نوجو هستند و خواص جامعه هم برای آنها کم کاری کرده اند. راستی چرا ما ، نفتمان این ثروت بین نسلی را پس از یک قرن خام می فروشیم و به فکر افت بهای سرمایه های ملی نیستیم. در صورتی که اگر فرهنگ نو آوری در جامعه حکم فرما می بود حتما خواص از خود می پرسیدند ما درصد بالایی بیکاری داریم چرا ماده خامی که در اثر تحقیق و پژوهش می توان اجزای آن را شناسایی و جداسازی کرد را باید فروخت؟ راه دیگری برای تبدیل آن به ثروت و اشتغال وجود ندارد؟ آیا نمی توان با ایجاد صنایع تبدیلی مختلف هم اشتغال ایجاد نمود و هم با فراوری محصولات نفتی از هر بشگه نفت چندین برابر درامد ایجاد کرد. هر نظام حکومتی اهدافی را برای خود تعریف و برنامه هایی را جهت تحقق آنها طراحی و به اجرا در می آورد.

در ایران 2500 سال حکومت استبداد شاهنشاهی و حاکمیت ارباب رعیتی فرهنگی را ایجاد کرده است که پالایش و باز سازی آن خود نیاز به نوآوری دارد. به همین دلیل انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی به شمار می آید و مهندسی فرهنگی بر اساس نظام حکومتی مردم سالاری دینی و با اجرای قوانینی که مبتنی بر شرع انور است مقدم بر سایر امور بوده وهست. پس نوآوری فرهنگی است که می تواند فرهنگ خود باوری و نوآوری را در یک جامعه ایجاد نماید.

2- نوآوری و پالایش فرهنگی در عرصه اجتماعی

در نظام سلطنتی و ارباب رعیتی مردم دسته بندی می شدند و هر کدام در یک سطح خاصی قرار می گرفتند در صورتی که در نظام مردم سالاری دینی یعنی جمهوری اسلامی جایگاه افراد را دانایی و توانایی آنها تعیین می کند و در چنین شرایطی رقابت سالم زمینه رشد اقشار مختلف جامعه را ایجاد و استعدادها شکوفا شده و رقابت مقبول و حسادت مذموم است. در نظام جمهوری اسلامی حاکمان خود را خدمت گذار و مردم را ولی نعمت خود می دانند و باید بدانند. در حالی که در نظام ارباب رعیتی قانون گریزی یک هنر محسوب می شده و زر و زور دلیل حاکمیت بر افراد بوده است. زر و زور بیشتر مقبولیت بیشتری را در پی داشته است.

در نظام جمهوری اسلامی ملاک مقبولیت سلامت نفس، تعهد و تخصص بیشتر است و تمام مردم در قبال قانون یکسانند. طبیعی است که چنین تحولی نو آوری جدی در باز سازی و مهندسی فرهنگی را می طلبد. قانون گریزی در نظام جمهوری اسلامی نه تنها جرم بلکه گناه است. در حالیکه قانون حکومت حاکم جائر حکم دیگری دارد. متولیان فرهنگی کشور با توجه به تدبیر مقام معظم رهبری در فرهنگ سازی نوین در جامعه که شاه بیت آنها در نامگذاری سالهای جدید در هنگام تحویل سال توسط ایشان اعلام می شود و ظیفه بس سنگین تر نسبت به خواص دیگر جامعه دارند. ایشان با تکیه به نوآوری در امور فرهنگ می بایستی در خصوص مواردی از جمله: تحریف و تخریب، تفکر و تحجر، رابطه یا ضابطه، گریز یا گزیر، قریبه و غریبه، حقایق و سلایق، هدایت و حمایت، تامل و تحمل، کمیت و کیفیت ......دست به پالایش جدی بزنند و زنگارهای باقی مانده از فرهنگ استبدادی را با فرهنگ ناب اسلامی جایگزین نمایند.

3- فرهنگ نو آوری در عرصه علمی

اگرچه قدرتمندترین ابزار برای تغییر و دگرگون ساختن جامعه و جهان، علم و تکنولوژی بوده و فرهنگ جدید با علم و فن جدید ایجاد می شود. ولی نمی توان فرهنگ علم دوستی و علم باوری را در رشد علم و تکنولوژی نادیده گرفت. فرهنگ علم باوری حاکم بر یک جامعه است که انگیزه لازم را برای مردم به ویژه نسل جوان برای کسب، کشف و بکارگیری علم و دانش ایجاد می کند. انسان بی انگیزه مرده است و فرهنگ بی نشاط و کهنه انسان های بی انگیزه تربیت می کند. پس فرهنگ سازی و مدسازی شروع عالمانه و عاقلانه برای انجام هر کاری است. کارهای بزرگتر نو آوری فرهنگی انسان های بزرگتری را طلب می کند. نوآوری پیشنیاز شکوفایی هر استعدادی است و شکوفایی ثمره نوآوری ها در عرصه های مختلف از جمله علمی است. به قول بزرگان، عالمان و انسانهای بزرگ برای حل هر مسئله ای یا راهی خواهند ساخت و یا راهی خواهند یافت.

در دنیای پر رمز و راز کنونی راهی جز دانایی و توانایی برای بقا وجود ندارد. در میدان رقابت جهانی کسی برنده است که از طریق پژوهش، تحقیق و تفکر چیزهایی را ببیند که دیگران ندیدند و به چیزهایی بیندیشد که دیگران نیاندیشند و آثار چنین بینش و اندیشه خویش را در محصول خویش بروز و ظهور دهد چنین اقدامی در این صورت عین نوآوری و شکوفایی است. نو آوری ملزومات دیگری هم دارد ازجمله بستر مناسب و مجهز آموزشی و پژوهشی، شایسته سالاری، حمایت از مالکیت های فکر، توجه ویژه به نخبگان، طراحی معیارهای کارآمد سنجشی و انگیزشی ومحترم شمردن کمیت و بها دادن شایسته به کیفیت در عرضه و ارزیابی هر محصولی.

4- فرهنگ نو آوری در عرصه اقتصادی

چنانچه کسب ثروت از طریق حلال به یک فرهنگ تبدیل شود و ثروتمند بودن حاصل از نخبگی، نبوغ و نوآوری ضد فرهنگ تلقی نشود و این باور در مردم ایجاد گردد که امنیت لازم برای ثروت و سرمایه در کشور وجود دارد و ثروتمندان و صنایع خصوصی و دولتی می توانند با اتکاء و بهره مندی از پتانسیل نخبگان و متخصصان و تمکین به قوانین مالیاتی و شرعی، ثروت خویش را افزایش دهند و عوام هم چنین فرهنگی را در نظام جمهوری اسلامی می پذیرند. همچنین در صورتیکه تمامی شرکتهای دولتی و خصوصی موظف شوند که واحدهائی تحت عنوان مرکز پژوهشی تخصصی داشته باشند و درصدی از درآمدهای خویش را بالاجبار در خصوص پژوهش هزینه نمایند.

آن‌وقت می توان فرهنگ غاصبانه کنونی ارجح دانستن اجناس خارجی را با ارجح دانستن اجناس تولید داخل جایگزین کرد. آن‌وقت هر ایرانی می داند ریالی که برای خرید اجناس داخلی هزینه می کند کمکی به اشتغال یک هموطن خویش است، که آن هموطن، می تواند فرزند، برادر، خواهر یا بستگانش هم باشد. در عرصه بین المللی نیز برای رقابت اقتصادی راهی جز نوآوری در محصولات نیست و برای افزایش ارزش پول ملی نیز از تجارب دیگر کشورها بایستی استفاده کرد و با نوآوری آن را بومی کرد. یکی از راه ها حذف چهار (4) صفر از پول ملی است مشروط بر اینکه راهکار های لازم برای جلوگیری از سقوط مجدد آن و اجرایی شدن آن وجود اندیشیده شود.