تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۶۴۱۷۷
هوشنگ امیراحمدی در گفت‌وگو با اعتماد
کیوان مهرگان مقدمه: گروه سیاسی: هوشنگ امیراحمدی رئیس شورای روابط ایرانیان و امریکاییان نزدیک به 20 سال است برای نزدیکی دو کشور ایران و امریکا فعالیت می کند بر همین اساس او به نماد این رابطه تبدیل شده است.بی آنکه کسی بداند امیراحمدی برای امور داخلی ایران نیز برنامه هایی دارد. دکتر امیراحمدی در انتخابات گذشته نامزد ریاست جمهوری شد اما صلاحیت وی توسط شورای نگهبان تایید نشد.با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری دهم و اوج گرفتن فعالیت های امیر احمدی در این رابطه با او گفت وگو کرده ایم.

* شما بارها به اشکال مختلف از رابطه ایران و امریکا دفاع کرده اید. به پیامدهای خارجی و اقتصادی آن هم اشاره کردید اما بعضی در این میان نگرانی داخلی دارند و از این زاویه با رابطه با امریکا مخالفند. شما برای این گروه چه پاسخی دارید؟
** همان طور که می دانید، دولت مصر یا عرب ها ی منطقه که با امریکا روابط بسیاری خوبی دارند و استفاده اقتصادی می برند، از نظر سیاسی جوامع بسته یی هستند، من اعتقاد دارم چون این حکومت ها از نظر سیاسی بسته هستند و مردمی نیستند در تحلیل نهایی از امریکا صدمه می بینند، زیرا سیستم امریکا به صورتی است که ممکن است در جایی دیکتاتورها را پرورش دهد ولی تاریخ نشان داده که سرانجام آنها را ذوب می کند. در آن شکی نیست، حتی دیکتاتوری مانند پینوشه را می آورند و در شیلی بزرگ می کنند و 15 سال او را نگه می دارند و بعد از بین می برند. شما نگاه کنید، شاه ایران جلوی چشم امریکا از بین رفت. سفیر و... او اینجا بودند و بسیاری از امریکایی ها هم کمک کردند که شاه از بین برود زیرا در تحلیل نهایی شاه دارای حکومت ملی و مردمی نبود، زیرا اگر دارای چنین حکومتی بود از میان نمی رفت. بنابراین حکومت جمهوری اسلامی که حکومتی مردمی است از رابطه با امریکا نباید ترسی داشته باشد، به نظر من این تصمیم که باید اجازه دهد امریکا بیاید یا نه، نشان دهنده این است که حکومت در مورد خود چگونه فکر می کند. اگر فکر می کند ملی و مردمی است نباید هیچ ابایی داشته باشد.
* اگر امروز از مذاکره و گشایش دفتر استقبال می کنند به چه معناست؟
** معنای آن این است که حکومت به خود اعتماد دارد و گمان می کند مردمی است و می تواند امریکا را هم وارد کند، با مردم با خوبی کنار بیاید و مشروعیت خود راهم از دست نمی دهد. در صورتی که من اعتقاد دارم در این مقطع اگر امریکا به ایران برگردد نه فقط مشروعیت را از دست نمی دهد که حتماً مشروعیت کسب می کند. جمهوری اسلامی نشان داده است که در تحلیل نهایی حکومت مستقلی است و در دنیا توانسته حرف خود را بزند. برای اولین بار است که در تاریخ ایران مدرن حکومتی توانسته حرف خود را بزند و روی پای خود بایستد. جمهوری اسلامی نسبت به دنیا یک استقلال نسبی دارد.
* به مسائل خودتان برگردیم. شما در انتخابات دور گذشته نامزد و ردصلاحیت شدید. آیا قصد دارید برای این دوره هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری شوید؟
** اولاً صادقانه باید بگویم هنوز هم نمی دانم برای چه ردصلاحیت شده ام و همچنان به دنبال دلیل آن هستم. من به شورای نگهبان نامه یی نوشتم و از دبیر شورا، آقای جنتی، خواهش کردم از هر طریقی بگویند علت ردصلاحیت بنده چه بوده تا من خود را اصلاح کنم.
* به شما پاسخ دادند؟
** خیر، پاسخی از طرف آقای جنتی نگرفتم، البته از اطراف صحبت هایی شنیدم. مثلاً یکی از حرف هایی که شنیدم این بود که من یک شهروند دوگانه هستم و این قابل قبول نیست، زیرا اولاً فکر می کنم در قانون اساسی چنین چیزی وجود ندارد، ثانیاً شترسواری دولادولانمی شود. از یک طرف ما شهروند دوگانه هستیم ولی حق رای داریم، چون شهروند دوگانه هستیم حق انتخاب شدن نداریم، نکته دوم اینکه در آن دوره که خود را کاندیدا کردم چهار هدف داشتم: یکی اینکه می خواستم به دنیا اعلام کنم جزء تحریمی ها نیستم و اعتقاد داشتم بزرگ ترین اشتباه تاریخ این است که این انتخابات را تحریم کنیم و نمی خواستم هیچ شبهه یی به وجود آید که گمان شود من جزء تحریم کننده ها هستم. خوشبختانه همین طور شد. نکته دوم بحث هایی بود که من در رابطه با نظام چگونه فکر می کنم. در بعضی روزنامه ها نوشته می شد که برانداز و ضدانقلاب و ضدرژیم و ضدنظام هستم. می خواستم خیال همه را راحت کنم و اعلام کنم با نظام و رژیم هیچ مشکلی ندارم و می خواهم رئیس جمهور همین نظام و همین حکومت شوم. به خاطر دارم نیروهای بسیاری می گفتند اگر قانون اساسی را زیر سوال ببرید و بگویید اگر رئیس جمهور شوید قانون اساسی را تغییر می دهید، ما از شما حمایت می کنیم ولی من به آنها گفتم می خواهم رئیس جمهور همین قانون اساسی شوم. ملت ایران به این قانون اساسی رای داده اند و تا زمانی که رای مردم ایران پای این قانون است به آن وفادار می مانم و اگر رئیس جمهور شوم به آن وفادار می مانم. ولی مردم حق دارند هر زمان احساس کردند قانون با زندگی و منافع آنها همخوانی ندارد آن را تغییر دهند. حضرت امام خمینی همیشه گفته اند هر نسلی حق بازبینی دارد و قانون خود را می تواند بیاورد. قانون اساسی استغفرالله مانند قرآن نیست، زیرا قانونی است که توسط مردم و افراد معمولی نوشته شده است و هر زمان می توان آن را تغییر داد و متمم برای آن در نظر گرفت. در خود قانون اساسی مراحل تغییر به صورت کتباً پیش بینی شده است. اگر این کار نباید انجام می شد چنین عمل نمی شد، بنابراین بحث من در آن رابطه این بود. الان در این مقطع مشخص فکر نمی کنم مشکل ایران، مشکل قانون اساسی کشور است. در قانون اساسی مواردی وجود دارد که به نظر من باید ترمیم شود و اعتقاد دارم باید ترمیم شود، ولی مشکل ما آن اصول نیست و مسائل دیگری پیش روی ما قرار دارد. سوم اینکه می خواستم فرصتی برای حرف زدن داشته باشم. از زمانی که وارد میدان می شوید تا شورای نگهبان «نه» می گوید، فرصت دارید صحبت کنید. متاسفانه من دیر وارد میدان شدم و فرصت کمتری برای حرف زدن داشتم ولی در همان فرصت اندک حرف خود را زدم و اعتقاد دارم در جریان انتخابات اثر مثبتی گذاشتم و به هر حال در جایی شور و حال کوچکی به وجود آوردم. عده یی تایید کردند، عده یی سکوت کردند و... بالاخره می خواستم به قول امریکایی ها field را تست کنم و ببینم چه اتفاقی می افتد (برای خانواده، دوستان خودم، برای طالشی ها). فکر می کردم ممکن است با این کار خانواده ام اذیت شوند ولی متوجه شدم چنین چیزی نیست.
* در ایران؟
** بله، همه می گفتند این کار را انجام نده. برای برادر و خواهر شما گرفتاری ایجاد می شود. نه تنها برای آنها گرفتاری ایجاد نکردند بلکه همه و مردم طالش هم استقبال کردند. دوستان من در داخل و خارج از کشور استقبال کردند. به هر حال به صورت یک تست بود و خوب هم تست شد.
* اکنون می خواهید این تست را ادامه دهید؟ این بار با فرصت بیشتری، جناح ها در حال مشخص کردن کاندیداها هستند.
** اولاً من نمی خواهم تبدیل به کسی شوم که فقط کاندیدا شوم و آخر سر هم اتفاقی نیفتد. این مساله بسیار خطرناک است.
* شما در آن دوره فرصتی نداشتید. اکنون می خواهید فرصتی کسب کنید و با مردم ایران صحبت کنید؟
** خوشبختانه من اکنون حرف می زنم، در آن زمان هم احتمالاً فرصت بیشتری برای حرف زدن خواهد بود. صحبت های من همیشه در جهت منافع ملی نظام بوده است و همیشه سعی کرده ام به گونه یی صحبت کنم که نه تنها برای کشور، ملت و حاکمیت مشکلی به وجود نیاید بلکه برای آن مفید هم باشد و همیشه اعتقاد داشته ام نصایح، مشاوره ها، حرف ها و حرکات من به گونه یی تنظیم شود که هم مردم و هم نظام سود ببرند و اعتقاد دارم باید این کار را انجام داد. عده یی هم هستند که با حاکمیت مشکل دارند، به هر حال در همه جای دنیا حاکمیت ها کم و زیاد با مردم مشکل دارند و باید طی زمان و طی جریان مناسبی این مسائل حل شود. ما کشوری هستیم که سه هزار سال سابقه تاریخی داریم و تا سه هزار سال هم مردم خوب و حکومت های بد داشته ایم و همیشه به این صورت بوده و به تدریج اصلاح می شود. نکته دیگر اینکه من اصولاً فرد غیرجناحی هستم.
* سوال بعدی من هم دقیقاً همین بود. شما اکنون با دولت تمام اصولگرا بسیار بهتر از دولت اصلاح طلب کار می کنید. اندیشه های شما با اصلاح طلبان بسیار نزدیک است ولی عمل شما با اصولگراهاست. چرا؟
** اولاً من فرد غیرجناحی و فراجناحی هستم. بر سر رابطه ایران و امریکا با هر کسی هم کار می کنم زیرا اعتقاد دارم این رابطه برای ملت و نظام به قدری مهم است که باید این مشکل حل شود. برای ما فرقی ندارد چه کسی در حکومت است. من با هر کسی در حکومت باشد، کار می کنم تا این مشکل حل شود. با آقایان هاشمی و خاتمی کار کردم، اکنون هم با آقای احمدی نژاد کار می کنم، یعنی سر این جریان با هیچ کس مشکل ایدئولوژیک ندارم. این مساله به نظر من بسیار مهم است.
* یکی از روزنامه های معروف به شما لفظی را اطلاق کرده است که یک بار توضیح دادید. «دلال رابطه» بد نیست، اما در ایران بار منفی دارد، به این معنا که فردی که دلالی می کند پولی می گیرد و سرویس می دهد، حال برای هر کاری که باشد. خیلی ها عقیده دارند شما از دو طرف یعنی هم از امریکا و هم از ایران پول می گیرید که این رابطه را برقرار کنید. این ابهام در مورد شما وجود دارد، آیا شما واقعاً بودجه یا مبلغی از دو دولت می گیرید؟
** شورای ما اصلاً نمی تواند از دولت ها پولی بگیرد و در اساسنامه آن هست که در سایت هم موجود است. شورای ما افرادی مانند سناتور بنت جانسن و افراد بزرگی دارد که نمی توان سر آنها کلاه گذاشت. نکته دوم اینکه اگر کسی بخواهد پول بگیرد در رابطه ایران و امریکا نمی آید. من اگر می خواستم پول بسازم، تجارت می کردم. فرد باید دیوانه باشد که در دعوای ایران و امریکا قصد ساختن پول داشته باشد. اگر در رابطه ایران و امریکا پول وجود داشت همان هایی که می گویند پول می گیرم، در این رابطه می آمدند و اجازه نمی دادند من در این رابطه حضور داشته باشم. نه اینکه انتقاد کنند بلکه این رابطه را می ساختند، بنابراین چون در این رابطه پول نیست هیچ کس وارد میدان نشده است و به همین دلیل بنده نماد این رابطه شده ام زیرا هیچ کس قصد آمدن ندارد و به جز دردسر و گرفتاری چیزی نداشته است. حتی وقتی بهترین خدمت را برای دولت انجام دهیم باز در تحلیل نهایی به ما بی اعتنایی می کنند و تضعیف هم می کنند و شما را در یک جا نگه می دارند و واقعیت هم همین است. شاید بهترین دلیل همین است که اگر در این رابطه پول بود افراد زیادی در آن حضور داشتند. من با مساله دلالی مشکلی ندارم، زیرا به دنبال هدف مهم تری هستم و احساس ماموریت بزرگ تری دارم و گمان می کنم این رابطه و این فکر به قدری بزرگ است که برای آن هر چه بگویند ارزش دارد و مهم نیست چه گفته می شود و ارزش دارد که در این رابطه حضور داشته باشیم و برای ملت این کار را انجام دهیم.
* به نامزدی ریاست جمهوری برگردیم. آیا تصمیم گرفته اید در این دوره نامزد شوید؟
** من این حق را برای خود قائل هستم، من یک شهروند ایرانی هستم و تابع تمام قوانین،مقررات و قانون اساسی و هر آنچه نظام در وسط گذاشته است، هستم. من با هیچ موردی در نظام مساله یی ندارم و اگر روزی بتوانم این حق را برای خود قائل هستم که روزی رئیس جمهور این نظام شوم و اعتقاد دارم نه تنها هیچ مشکلی نباید داشته باشم بلکه می توانم کمک بسیاری انجام دهم و قابلیت ها، دسترسی ها و امکاناتی دارم که می تواند برای ملت و نظام بسیار مفید باشد. من استاد دانشگاه هستم و در عین حال 20 سال از زندگی خود را بر سر این رابطه گذاشته ام در بازسازی مسائل جنگی کشور بوده ام در جامعه مدنی بوده ام، در اصولگرایی بوده ام. تا جایی که توانسته ام سعی کرده ام که کمک کنم نه آقازاده هستم و نه شاهزاده .فرد بسیار معمولی هستم که از یک روستا و از یک خانواده متوسط آمده ام، زندگی خود را از جای بسیار کوچکی آغاز کرده ام و همیشه هم روی پای خود بوده ام و انسانی خودساخته هستم. هیچ کس در سازندگی من در چارچوب وسیع تری کار نکرده است. من از مرحوم پدرم، مرحوم مادرم، برادران و خواهران و دوستانم بسیار متشکرم، اما واقعاً در تحلیل نهایی روی پای خود بوده ام و هنوز هم چنین است در همین کشور هم که می آیم روی پای خود هستم و حرف خودم را می زنم، به هرحال در زندگی فرد گاهی کم می آورد، گاهی زیاد می آورد، گاهی دوست دارد و گاهی دشمن دارد. از اینکه عده یی مرا دوست ندارند هیچ مساله یی ندارم زیرا اعتقاد دارم اگر کسی دشمن نداشته باشد یعنی هیچ کاری انجام نمی دهد، وقتی کاری را انجام می دهید طبیعی است که عده یی مخالف شما باشند ولی من شخصاً هیچ کس را دشمن خود نمی دانم و همه را دوست خود محسوب می کنم و همیشه هم دوست همه هستم، حتی کسانی که به من بدترین حرف ها را می زنند دوست دارم حتی در جاهای مختلف با نیروهای مخالف خود به گونه یی برخورد می کنم که آنها واقعاً تعجب می کنند زیرا فکر می کنم ذاتاً فرد دموکراتی هستم.
* آیا آقای دکتر امیراحمدی با توجه به پتانسیل خود ،سن خود و سرمایه گذاری هایی که تا الان انجام داده است در این دوره نامزد می شود؟ من می خواهم خبر این نامزدی ریاست جمهوری را بشنوم.
** در یک کشور جریان رئیس جمهورسازی و رئیس جمهور شدن وجود دارد و این جریان تا آنجا مهم شده که همه می خواهند در کشور رئیس جمهور شوند، در امریکا گفته می شود: «Every body is the chif there is no Indian» همه رئیس قبیله هستند و هیچ قبیله یی وجود ندارد، به هرحال این خود یک مساله است که هر کس از راه می رسد می خواهد رئیس جمهور شود همان طور که عرض کردم من این حق را برای خود محفوظ می دانم و اگر خدا بخواهد قصد دارم روزی رئیس جمهور شوم.
* این دوره ممکن است؟
** امکان آن هست من این حق را برای خود محفوظ نگاه می دارم تصمیمی نگرفته ام و امروز هم این تصمیم را نمی گیرم، من 10 سال در این کشور نبوده ام و نمی خواهم خدای نکرده شبهه ایجاد شود که به چه دلیل آمده ام، من صادقانه به کشور برگشته ام.
* می خواهید برگردید و مقیم شوید؟
** بله، من فکر می کنم که مقیم شوم و به همین جا برگردم و دانشکده بزنم یا کارهای دیگری انجام دهم، حتی کارهای سیاسی یا اقتصادی انجام دهم.
* آیا برای بازگشت شما موانعی وجود دارد؟
** موانعی داشتم و الان ندارم، به تدریج به این نتیجه می رسم که شاید موانعی هم نداشته ام.
* آیا پروژه بعدی شما عادی شدن رابطه ایران و اسرائیل است؟
** فکر می کنم راه بسیار طولانی است. موضع ایران در مورد اسرائیل موضع کشورهای کنفرانس اسلامی است و این موضع بسیار خوبی است، من فکر می کنم باید با همان موضع جلو رفت، ما یک جامعه اسلامی داریم و یک ملت مسلمان هستیم که جمعی از مسلمانان در سمت دیگر هستند و ما باید سعی کنیم در چارچوب مواضعی که هماهنگ شده به جلو برویم، متاسفانه ما گاهی خود را از آنها جدا می کنیم و حرف هایی می زنیم که سبب ایجاد دردسر می شود، من فکر می کنم که باید در آن چارچوب ایستاد، خود من به شخصه اعتقاد دارم که اسرائیل موجودیت و واقعیتی است که وجود دارد، همه کشورها کم و زیاد می شوند، در تاریخ ایران هم امپراتوری نصف دنیا را داشته ایم و اکنون کوچک تر هستیم، اسرائیل هم روزی حتماً دچار یک سری تغییرات می شود، فکر نمی کنم اسرائیل اکنون در وضعیتی باشد که فردا سقوط کند و از بین برود، ما به عنوان یک کشور اسلامی هیچ گاه با یهودیان مشکل نداشته ایم، پیغمبر یهودیان یکی از پیغمبران است که ما قبول داریم و پیغمبر اولوالعزم است و صاحب کتاب است. ما نه تنها با قوم یهود و کلیمی مشکل نداشته ایم بلکه ارتباط بسیار خوبی هم داشته ایم. بنابراین ما با این قوم هیچ مشکلی نداریم در صورتی که این قوم در چارچوب عدالت باشد.
* بسیار جالب است، بعد از اعلام خبر دیدار شما با آقای موفاز وزیر امور زیربنایی اسرائیل در آنکارا همزمان با حضور آقای متکی صحبتی می کند و می گوید ما با ایران هیچ دشمنی و تضاد منافعی نداریم و همزمان آقای رحیم مشایی در تهران اعلام می کند ما با مردم اسرائیل دوست هستیم، طبیعتاً ذهن پرسشگر هر کسی را متوجه این می کند که بعد از دیدار آقای امیر احمدی با آقای موفاز آیا این نرمش با دیدار شما با آقای موفاز ریشه یی دارد یا خیر؟
** گفت وگو همیشه مفید است، یکی از مشکلات ایران و امریکا هم همین است که نتوانسته اند با هم گفت وگو کنند، پیامبران اسلام و امامان ما و حضرت علی همیشه گفت وگو کرده اند و اگر گفت وگو به نتیجه نرسیده دعوا کرده اند ولی گاهی هم مانند امام حسن صلح کرده اند، گاهی مانند امام حسین جنگ کرده اند ولی همگی آنها چه صلح کردند و چه جنگ، گفت وگو کردند، امام حسین هم بسیار گفت وگو و سعی کرد که جنگ در نگیرد ولی مشاهده کرد بین تسلیم محض و مبارزه باید یکی را انتخاب کند و به طور طبیعی و به درستی مبارزه را انتخاب کرد، ما هم باید گفت وگو را اصل بدانیم، در روابط انسان ها، کشورها و دولت ها گفت وگو همیشه اصل است، مخصوصاً در میان جوامع انسانی امروز که ارتباطات تنگاتنگ شده و جامعه جهانی بسیار کوچک است، ظرف 13 ساعت می توان به امریکا رفت یعنی عملاً مسافت ما با امریکا از طریق هواپیما همان مقدار است که با مینی بوس به بلوچستان برویم. یعنی تا این مقدار به هم نزدیک شده ایم و در چنین جریانی باید بتوانیم گفت وگو کنیم کاری که من کردم همین بود، کار خارق العاده یی نکردم، سعی کردم با آقای موفاز گفت وگو کنم و حرف هایی که به او زدم حرف های خودم بود و احساس کردم باید این حرف ها را به او زد زیرا صحبت های بی موردی را بیان می کرد، مقام رسمی دیگری از اسرائیل حرف دیگری زده است و این هم حرکت مثبتی است.
* بین اینها رابطه یی وجود دارد؟
** مهم نیست که ما با هم هماهنگ کرده باشیم ولی رابطه حتماً وجود دارد و سه اتفاق خوب افتاده است و در جهت هم هستند، به این معنا نیست که ما با آقای مشایی هماهنگ کرده باشیم که چه حرف هایی زده شود، به قول امریکایی ها هماهنگی ها بدون برنامه ریزی به وجود می آید، چه اشکالی دارد؟ واقعیت این است که این هماهنگی وجود دارد و 100درصد هم این هماهنگی به صورت برنامه ریزی شده نیست، یعنی آقای مشایی با من صحبتی نکرد که او چه کند و من چه کنم و من این مورد را تکذیب می کنم ولی وقتی من حرفی زدم، احتمالاً ایشان ملاحظه کرد که در آن منطقی وجود دارد و حرف دیگری ایشان زد، آقای دیگری هم منطق حرف ایشان را درک کرد و صحبت دیگری را مطرح کرد و یکدیگر را تقویت کردند، اسرائیل در چارچوب قانونی خود ایران را دشمن قلمداد نمی کند، یعنی اگر به طور رسمی از دادگاه عالی اسرائیل سوال شود ایران دشمن اسرائیل است پاسخ منفی شنیده می شود، یعنی تعریفی که اسرائیل از ایران دارد تعریف دشمن نیست، در اسرائیل تعریف دشمن به کسی گفته می شود که با آن کشور در جنگ گرم است، این جنگ ممکن است اساس سرزمینی داشته باشد، یا اساس ایدئولوژیک باشد.
* با اروپا چطور؟
** اروپا جای خود را دارد، هولوکاست به وجود آوردند ولی در مجموع در ایران بهترین زندگی را داشتند و بسیار آزادتر زندگی کردند، خود آنها هم اقرار می کنند و قبول دارند. در اسرائیل دو نوع کلیمی موفق هستند، یکی از آنها کلیمی های ایرانی هستند.
* آیا شما به اسرائیل هم رفته اید؟
** کلیمی های ایرانی و اروپایی در اسرائیل بسیار موفق هستند و این دو واقعاً موفق بوده اند. در اسرائیل 130-120 هزار ایرانی کلیمی وجود دارد که بسیار موفق هستند و همتا با یهودی های اروپایی هستند و اکثر آنها به شکلی به ایران علاقه مند و وفادار هستند، در آنجا مجسمه کوروش وجود دارد، آنها فارسی را حفظ هستند و آن را از دست نداده ا ند و اگر یک کلیمی اسرائیلی ایرانی باشد هیچ ابایی ندارد که فارسی صحبت کند در صورتی که اگر همان کلیمی از آفریقا آمده باشد یا زبان آفریقایی بلد باشد، سعی می کند انگلیسی صحبت کند حتی با کسی که از همان جا آمده با زبان اصلی صحبت نمی کند، بسیار جالب است کلیمی های روسی که از روسیه آمده اند حتی با هم روسی صحبت نمی کنند در حالی که ایرانی های کلیمی با هم فارسی صحبت می کنند و با ما هم فارسی صحبت می کنند و افتخار می کنند که ایرانی هستند و زبان فارسی را بلد هستند و در مجموع خاطره خوبی از ایران دارند و فکر می کنم باید از همان چارچوب به آنها نگاه کرد. بدیهی است تا زمانی که مشکل فلسطین حل نشده و مشکل دنیای اسلام حل نشود ایران و اسرائیل نمی توانند رابطه خاصی با هم داشته باشند. همیشه می گویم باید در همان موضعی که کنفرانس کشورهای اسلامی در مقابل اسرائیل دارد، بمانیم و در همان چارچوب متوقف شویم و با آنها کار کنیم، ما به درستی نگران ملت فلسطین هستیم و به درستی از حقوق این ملت دفاع می کنیم اما هر کاری که انجام می دهیم چه در رابطه با فلسطین و چه در رابطه با حزب الله لبنان همیشه باید این کارها را در چارچوب منافع ملی خود انجام دهیم. این انقلاب از ابتدا به دنبال مستضعفان و کمک به آنها بود و باید از هر کس که مستضعف واقع می شود حمایت کرد چه در ایران باشد و چه در خارج از ایران باشد.