تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۶۴۳۶۷

مسعود بهنود

این روزها به بهانه بحران هسته‌ای ایران، رسانه‌های جهانی پر است از گزارش و خبرهایی با نام ایران. مخالف و موافق، همه در کار بزرگ نشان ‌دادن ایرانند، بیشترشان به قصد نشان دادن اینکه خطرناک است فعالیت‌های هسته‌ای ایران.

اما حتی رسانه‌های نزدیک به نومحافظه‌کاران جنگ‌طلب آمریکایی هم وقتی سعی می‌کنند ایران را خطر بزرگ منطقه و مانع تحقق مصلحت‌های جهانی نشان دهند عملا بزرگی کشور را اقرار و حتی گاه در آن اغراق می‌کنند. هم از این رو گاه ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا در نگاه مردم کشورهای دیگر نشانه‌ای از خود، نشانه‌ای از احترام می‌بینند.

از روشنفکران گذشته که در اروپا و آمریکا ذاتا ضددولت بوش هستند، گاه مردم عادی کوچه و خیابان چون در می‌یابند با یک ایرانی روبه‌رو هستند ابراز احساساتی می‌کنند و از اینکه ایران برخلاف کشور آنها در مقابل قدرت واشنگتن ایستاده تقدیری هم دارند.

این احترام گرچه در اندازه احترامی نیست که به دوران دولت خاتمی نصیب ایرانیان شده بود که امری همگانی و باور نکردنی بود، اما به هر حال چندان است که ایرانیان را از دیگر شرقی‌ها متمایز می‌کند. می‌توان گفت حتی هواداران اسرائیل هم همین قدر که سعی دارند ایران را خبیثی وحشت‌برانگیز نشان دهند ناگزیرند در اندازه‌های قدرتش و توانایی‌ها و امکاناتش اغراق کنند.

حتی ایرانیانی که نگرانند مبادا از این ماجرا شعله‌ای به جان کشور افتد، باز ناگزیرند از قبول این امر که از ایران مطرح‌تر در این روزها کشوری در جهان نیست. اغراق نیست اگر گفته شود که در کشورهای اروپایی هفته‌ای نیست که ایران موضوع اصلی یکی از روزنامه‌ها و یا مجلات معتبر نباشد. یک روز گزارش رغه عمرست برای ساندی تایمز، یک روز گزارش تلویزیونی سی‌بی‌اس است، از راست‌ترین راست‌ها تا رسانه‌های لیبرال.

این گزارش‌ها همه مثبت نیست شاید بتوان گفت که بیشتر آنها علیه سیاست‌های تهران است اما حتی در میان تندترین گزارش‌ها هم این نکته مستتر است که ایران کشور بزرگی است و آسان نیست درافتادن با آن کشور. اما وای به وقتی که خبرهایی از تهران به جهان مخابره می‌شود. این خبرها انگار ساخته و پرداخته شده‌اند تا با آن تصویرهای غرورانگیز مقابله کنند. انگار تهیه می‌شوند تا بگویند ما را جدی نگیرید.

وقتی خبر می‌رسد که رئیس‌جمهور ایران در سخنرانی عمومی خود به مردم وعده‌ داده که اگر کاری صورت نگیرد گوش استاندارد را خواهد گرفت و... تجسم کنید اگر جورج بوش با همه قدرتی که ایالات ‌متحده دارد و با همه قدرتی که در قانون اساسی آن کشور به رئیس‌جمهور داده شده، در یک سخنرانی در حضور مردم و فرماندار یکی از ایالات بگوید که گوش فرماندار را خواهد کشید، حتی اگر او آرنولد فرماندار کالیفرنیا نباشد و فرماندار تگزاس از خانواده بوش باشد تجسم کنید چه اتفاقی می‌افتاد. این بیشتر متعلق است به تصویر جوامع قبیله‌ای که با برکناری ایدی امین و پیر شدن قذافی دیگر نمونه‌ای از آن دیده نمی‌شود.

در زمانی که آمار جهانی و هم آمار بانک مرکزی ایران نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری خارجی در کشور به وضع نگرانی‌آوری کاسته شده، و رقم دقیق آن را سازمان‌های دیده‌بان اقتصاد جهان اعلام می‌دارند که کمتر از 200 میلیون دلار است، اما ناگهان رئیس‌جمهور اعلام می‌دارد که سرمایه‌گذاری خارجی در کشور 5 برابر شده و رقم اغراق‌آمیز چند ده‌ میلیارد به کار می‌رود و این در زمانی است که همه می‌دانند در اثر توقف سرمایه‌گذاری‌های خارجی چه بر سر عسلویه آمده است، جهان چه نتیجه می‌گیرد؟ 2 هزار نفر در یک روز در سایت یوتیوب فیلم سخنرانی رئیس‌جمهور را درباره دختر دانش‌آموز 11 [اصلاح می‌شود 16] ساله دیده‌اند که در خانه با کمک برادر بزرگتر انرژی اتمی کشف [کذا] کرده و به دستور رئیس‌جمهور گروهی از کارشناسان هسته‌ای کشور [که به گفته آقای احمدی‌نژاد متوسط سنشان 21 سال است، یعنی در مقابل یکی دو نفر 30 ساله، در میان آنها نیز چندتایی پانزده شانزده ساله هم هستند] چه در ذهن بیننده‌ها شکل می‌گیرد؟ و مشتاقان تعقیب اخبار داخلی ایران، باز فیلم گزارش سفر اول رئیس‌جمهور را به نیویورک وقتی در محضر آیت‌الله جوادی آملی، راستی آیا موجد بزرگی و جدی بودن کشور است در ذهن بیننده.

برخلاف آنکه بعضی تصور می‌کنند اخبار مربوط به گسترش فحشا و مواد مخدر، اعتراض‌ها به آبگیری سد سیوند، یا ساخت برج جهان‌نما در اصفهان، افزایش تعداد مبتلایان به ایدز و حتی افزونی تصادفات هوایی و جاده‌ای از اهمیت کشور نمی‌کاهد و نشانه ضعف نیست.

در همه دنیا کمابیش از این‌ گونه اخبار هست که نشانه‌هایی است بر افزایش جمعیت و ناهنجاری‌هایی که خاص ایران نیست. حتی وقتی حوادث تروریستی مانند آنچه ماه‌های اخیر در بلوچستان رخ می‌دهد، برای کشوری که در وسط منطقه‌ای چنین ملتهب به سر می‌برد عجب نیست، گرچه وقتی نشانه ضعف و نابسامانی شناخته می‌شود که مسئولانش اخبار نادرست منتشر کنند، ضد و نقیض گزارش بدهند و فرماند‌هان نظامی‌اش کار اصلی خود رها کرده موعظه و تحلیل سیاست جهانی پیشه کنند، فلسفه ببافند و در مسائل فقهی اظهارنظر کنند. باری آنان که از دور به تماشای ما مشغولند می‌توانند شهادت بدهند که وقتی قلم در دست دشمن است انگار بهتر و موثرتر بزرگی و قدرت ایران را تصویر می‌کنند تا وقتی که فرصت سخن‌پراکنی در دست دوستان می‌افتد. بر حسب فرموده سعدی آن جور به، که طاقت مهرت نیاوریم.