تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۶۴۳۷۳

قاسم غفوری
به رغم آنکه پس از رایزنی‌های طولانی‌مدت مقامات هند، کنگره آمریکا طرح همکاری هسته‌ای با این کشور را تصویب نمود، در اقدامی کاملا سیاسی مقامات کاخ سفید خواستار بازنگری در این مهم برای تحت فشار قرار دادن دهلی‌نو گردیدند تا بار دیگر بر جهانیان اثبات گردد که همکاری با غرب و آمریکا بدون تکیه بر توانایی‌های داخلی محکوم به ‏شکست می‌باشد.
از مسائل مطرح در روابط هند و آمریکا، چگونگی فعالیت‌های آنها در امور هسته‌ای می‌باشد. در طی سالهای اخیر مقامات دو کشور در دیدارهای مکرر از اولویت‌های کاری مشترک را چگونگی همکاری در امور هسته‌ای قرار داده‌اند. در نهایت دولتمردان کاخ سفید تصمیم گرفتند که درخواست هند را اجرایی نموده و شرایط را برای تصویب این معاهده در کنگره فراهم آورند. این اقدام که به دلیل عدم‌عضویت هند در NPT اقدامی کاملا سیاسی بود در حالی صورت گرفت که اولا ملت و اندیشمندان هند با این طرح مخالف بوده و بر اصل بهره‌گیری از ظرفیتهای بومی برای تحقق این مهم تاکید داشتند.
ثانیا در راستای تصویب این معاهده دهلی‌نو وادار گردید تا بسیاری از خواسته‌های آمریکا بویژه در قبال پاکستان، ایران (خط لوله نفت و گاز) برقراری روابط با رژیم صهیونیستی و در نهایت در اختیار قرار دادن پایگاه نظامی به آمریکا را بپذیرد ثالثا تاکنون آمریکا به‌رغم تعهدات خود از اجرای این طرح خودداری کرده و به هر نحوی برای شکستن آن فعالیت می‌کند رابعا دگرگونی در ساختار سیاسی آمریکا و حضور دموکرات‌ها در قدرت مقننه تغییراتی را در سیاست‌های خارجی ایالات متحده ایجاد کرده که بخشی از آن به همکاری‌های هسته‌ای مربوط می‌گردد. آنچه در ادامه تحولات روابط آمریکا با هند در زمینه هسته‌ای قابل تامل است رویکرد جدید مقامات کاخ سفید مبنی بر تعلیق و بازنگری در مذاکرات هسته‌ای به دلیل عدم همسویی دهلی نو با سیاستهای آنها می‌باشد. در این راستا کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در آخرین موضع‌گیری اعلام نموده است که به دلیل عدم انطباق سیاست‌های هند با خواسته‌های آمریکا، بازنگری در تصمیم کنگره در دستور کار کاخ سفید قرار دارد.
‏1) واشنگن در حالی از این تصمیم جدید خبر می‌دهد که دهلی‌نو بر اجرای طرح انتقال گاز ایران به پاکستان و هند تاکید دارد و خواستار اجرای این مهم می‌باشد. 2) ملت هند با برقراری و گسترش مناسبات با رژیم صهیونیستی مخالف بوده و خواهان دوری از این رژیم شده‌اند. 3) گرایش دهلی‌نو به توسعه مناسبات با کشورهای همسایه بویژه پاکستان، چین و روسیه، مغایر با سیاستها و خواسته‌های آمریکا می‌باشد و به آن اعتراض نموده است. بویژه اینکه آمریکا مخالف اجرای طرح شانگهای و جنوب می‌باشد که هند برای عضویت در آنها فعالیت می‌کند.
4) هند روندی رو به رشد را برای گرایش به اروپا آغاز کرده که دیدار‌های مقامات این کشور با سران اتحادیه اروپا (بویژه انگلیس و فرانسه) گواهی بر این رویکرد می‌باشد 5) ‏به‌رغم فشارهای آمریکا، دهلی‌نو از واگذاری پایگاه نظامی دائم به آمریکا خودداری کرده ‏است در حالی که ملت هند با برپایی تظاهرات‌های گسترده از عوامل عدم توفیق آمریکا در هند می‌باشند. 6) مواضع هند در عرصه بین‌الملل از دیگر چالشهای آمریکا با هند می‌باشد که تقابل نسبی آنها را در پی داشته است مواضع هند در سازمان ملل شورای حکام، چندان با اهداف آمریکا هماهنگ نبوده و نارضایتی آن را در پی داشته است.
این‌گونه موضع‌گیری‌ها و کارکردهای دولتمردان هند هر چند که در چارچوب منافع ملی و سیاستهای این کشور صورت گرفته اما آمریکا آن را مغایر با خواسته‌های خود دانسته و تلاش دارد تا از اعمال فشار بر مناسبات هسته‌ای به تعدیل این امور دست یابد. به عبارتی دیگر می‌توان گفت که آمریکا به‌رغم تعهدات خود بر آن است تا به بهانه تعدیل در روابط هسته‌ای، دهلی‌نو را وادار سازد تا به زیاده‌خواهی‌های آمریکا که بسیاری از منافع از هند سلب می‌کند، تن داده و اهداف خود دوری گزیند. در حالی که این امور جزء منافع ملی این کشور قلمداد می‌شود. ‏
بر این اساس سیر روابط آمریکا و هند و چگونگی اعمال سیاست‌های واشنگتن بر مناسبات هسته‌ای طرفین این اصل را آشکار می‌سازد که:
‏یکم: آمریکا هرگز حاضر به اجرای تعهدات خود در قبال کشورها نمی‌باشد و صرفا در چارچوب منافع ملی خود گام بر می‌دارد. چنانکه آنها در قبال برنامه هسته‌ای هند مواضعی چندگانه را اتخاذ کرده‌اند و با سیاست‌های چماق و هویج برآنند تا این کشور را با سیاستهای خود همسو نمایند.
‏دوم: آنچه ملتها و دولتها را به تحقق اهدافشان نزدیک می‌سازد، اتکا به خویش و بهره‌گیری از ظرفیتهای داخلی است. چنانکه هند تا زمانی که به آمریکا متکی نگردیده ‏بود و انحصارا به فعالیت هسته‌ای می‌پرداخت به پیشرفتهای بسیاری دست یافت، اما گرایش به همکاری با آمریکا، آنها را به برخی دگرگونی‌ها در فعالیت‌هایشان واداشته است.
‏سوم: نتایج روابط هسته‌ای آمریکا و هند این درس را برای ایران دارد که بدون توجه به خواسته‌های آمریکا و غرب به ادامه فعالیت‌های هسته‌ای خود بپردازد و از پذیرفتن وعده‌های آنها خودداری نماید چرا که نتیجه این امر، تکرار سناریوی هند برای تهران می‌باشد که آن را از بسیاری از سیاستهای خود مردم می‌سازد.
‏در نهایت می‌توان گفت که دهلی‌نو به رغم تمام تدابیر اتخاذ شده برای نزدیکی با آمریکا، امروز در بحرانی قرار گرفته که برای خروج از آن باید از امتیازات بسیاری صرف‌نظر نماید که جایگاه منطقه‌ای و جهانی آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد بویژه اینکه اکنون بسیاری از کشورها و مجمع بین‌المللی هند را کشوری همسو با آمریکا می‌دانند که توانایی حضور در معادلات جهانی را ندارد. بر این اساس تجربه هند می‌تواند بیانگر این حقیقت باشد که کشورهایی مانند ایران باید برای تحقق اهدافشان با تکیه بر ملت و متخصصان خود به فعالیتهای هسته‌ای خود ادامه داده و از پذیرش وعده‌های غرب و آمریکا خودداری نمایند چرا که آن وعده‌ها نیز در نهایت ابزاری برای اعمال فشار جدید در آینده است و نتیجه آن کنار نهادن و یا تعلیق فعالیتهای هسته‌ای خواهد بود.