تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۶۵۰۰۵

سعید سبحانی
حادثه پر از ابهام 11 سپتامبر بهانه ای برای پیگیری سیاست یکجانبه گرایانه و جنگ طلبانه نئومحافظه کاران آمریکا به رهبری بوش شد.
حملات 11 سپتامبر مقدمه ای برای آغاز سلسله اقداماتی تحت عنوان “جنگ علیه تروریسم” توسط جرج بوش رئیس جمهور آمریکا شد و به طور مشخص منجر به آغاز دو جنگ، یکی در افغانستان و دیگری در عراق و اشغال نظامی این دو کشور گردید.
بنابر اعلام دولت آمریکا، ملیت هواپیماربایان حادثه 11 سپتامبر را چند تبعه عربستان سعودی، و اماراتی، یک تبعه مصر و یک تبعه لبنان تشکیل می داد و تیم عملیاتی این حادثه تماما عرب و عضو سازمان القاعده بودند.
همان گونه که اشاره شد، اصلی ترین فرضیه موجود در خصوص حادثه 11 سپتامبر، دست داشتن دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی در این حملات یا جلوگیری نکردن تعمدی آنها از وقوع حملات، به منظور بهره گیری های بعدی است. از جمله می توان به استدلال هایی اشاره کرد که خرابی های ساختمان پنتاگون را ناشی از برخورد یک هواپیمای تجاری نمی داند و می گوید که حفره ایجاد شده در پنتاگون به اندازه یک هواپیمای بوئینگ نیست، بلکه مربوط به یک موشک کروز است.
درباره برج های مرکز تجارت جهانی نیز برخی معتقدند که فروریختن برج ها در اثر انفجار کنترل شده صورت گرفته است و نه آتش سوزی داخل ساختمان.
این افراد که در بین آنها تعدادی از خانواده های قربانیان نیز حضور دارند، ادعا می کنند که دولت امریکا برای اتهام طراحی و اجرای عملیات به افرادی عرب مدارک غیر قابل تشکیک ارائه نکرده است. برای مثال، با ذکر دلایلی، ویدئویی را که در آن اسامه بن لادن مسئولیت حملات را بر عهده می گیرد، جعلی می دانند.
چندروز پس از حمله تروریستی و علیرغم برقراری شرایط ویژه و ممنوعیت پروازها در ایالات متحده، دولت آمریکا اجازه داد یک پرواز ویژه بستگان اسامه بن لادن را از سراسر آمریکا جمع آوری و خارج سازد و به گفته ریچارد کلارک، مسئول وقت بخش ضدتروریستی کاخ سفید، پلیس فدرال آمریکا دستور اجازه پرواز خانواده بن لادن را تایید کرده بود. چند جوان امریکایی با ایجاد سایتی اینترنتی فیلمی تهیه کرده اند که ان را در اینترنت به فروش می رسانند . در این فلیمها انان می گویند در ساختمانهای برجهای دوقلو بمب کارگذاشته شده بود به همین علت پس از برخورد هواپیما با برجها انها فرو ریختند.
چگونگی ربودن همزمان چندهواپیما و اصابتشان به برجهای نیویورک و ساختمان پنتاگون، با گذشت 6سال ازحادثه یازدهم سپتامبر همچنان در پرده ابهام قراردارد. اینکه چطور هواپیماربایان توانستند از پیشرفته ترین و مجهزترین حلقه های سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی جهان عبورکنند وچندهواپیما را بربایند.آیا اساسا هواپیماها ربوده شده بودند، چرا که در هیچیک از هواپیماها گزارشی حاکی از مقاومت و برخوردی که میان خدمه هواپیما و هواپیمارباها باشد، به برج مراقبت پرواز گزارش نشد؟ چگونه سرویس های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا تکه هایی از پاسپورت «محمدعطا» یکی از هواپیماربایان را درمیان ویرانه های برجهای دوقلوی نیویورک پیداکردند. اما اثری از جعبه سیاه هواپیما نیافتند؟ چرا تصاویر برخورد هواپیمای مسافربری با ساختمان پنتاگون در سانسور خبری کامل قرارگرفت و به غیر از تصاویری از ویرانی یک ضلع پنتاگون، تصویر دیگری پخش نشد و حتی به خبرنگاران و آتش نشانان نیز اجازه نزدیکی به ساختمان پنتاگون داده نشد؟
این سوالات و سوالات ابهام آمیز دیگر سبب شده است که چگونگی وقوع حوادث یازدهم سپتامبر و عوامل مظنون به دست داشتن دراین حوادث در پرده ای از رمز و راز باقی بماند. ابهامات پیرامون چگونگی وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و عوامل مظنون به دست داشتن دراین حادثه موجب طرح فرضیه های متفاوتی درمورد وقوع این رویداد شده است.
نکته ای که باید در خصوص حوادث 11 سپتامبر آن را مدنظر قرار داد این است که باید میان القاعده وابسته به ایالات متحده آمریکا و القاعده ای که به صورت خودرو در مناطق سرحدی افغانستان و پاکستان یا در مدارس وابسته به وهابیون سعودی رشد پیدا کرده است تمایز قائل شد. کاخ سفید و غرب سعی دارند از ترور به عنوان ابزاری در راستای اهداف خود استفاده کنند. در این خصوص نگاه ابزاری نسبت به ترور افزایش یافته است. به عبارت دیگر رابطه میان تروریست ها و قربانیان تروریسم در گذشته کاملاخطی بوده است حال آنکه در قرن جدید چنین رابطه ای خطی و قابل تشخیص را نمی توان ترسیم کرد.
همان طور که اشاره شد کاخ سفید برای ایجاد فضای مانور در نظام بین الملل به دنبال بهانه ای می گشت. در این راستا تئوریسین های نومحافظه کار آمریکا تصمیم به ایجاد و پرورش تروریسم خودساخته در جهان بودند. در این میان تمرکز ایالات متحده آمریکا بر روی تهدیدی ساکن در افغانستان افزایش یافت: القاعده و طالبان
شبکه القاعده و گروه طالبان در قرن گذشته به دنبال حمایت شدید کاخ سفید در جنگ افغانستان و روسیه پا گرفته بودند. بعدها بسیاری از افراد وابسته به اینها در کوههای سرحدی افغانستان ساکن شدند. نومحافظه کاران آمریکا بهترین راه ممکن برای تحقق جهان گرایی را پراکنده ساختن القاعده در جهان و دخالت در امور سایر کشورهای نظام بین الملل به بهانه مبارزه با القاعده و طالبان می دانستند. “ تروریسم مولد “از همین نقطه پا گرفت. در دنیای امروز جمع اقدامات کاخ سفید و لابی صهیونیسم، تروریسم مولد را تشکیل می دهد. تروریسم مولد بوجود آورنده نطفه تروریسم امروز بود. وجود تروریسم مولد سبب شد تا رابطه خطی میان تروریست و هدف ترور در هم ریخته و روابط پیچیده تری در این راستا بوجود آید.
تروریسم مولد نسبت به حامیان خود نگاهی کاملاابزاری دارد. در معادلات میان کاخ سفید و اتحادیه اروپا از همان آغاز حادثه 11 سپتامبر 2001 تاکنون اعمال نگرشی کاملاابزاری از سوی بوش و همراهانش به چشم می خورد. بنا بر اظهارات جوزف ویلسون، بوش پسر در این راستا نزدیکترین حامی تروریسم مولد تونی بلر را نیز کاملافریب داد و پس از تروریسم اوضاعی غیرواقع بینانه از عراق و کاخهای صدام حسین نخست وزیر انگلستان را در خصوص ادامه حمایت از آمریکا همراه خود ساخت. در جریان آخرین سفر “کاندو لیزا رایس” به خاور دور نیز شاهد جلسات متعددی میان وی، کویزومی و جان هاوارد بودیم. واشنگتن در این گفتگوها از کانبراو توکیو در راستای تامین هزینه های اشغال عراق تقاضای کمک کرد. برخورد تند مقامات آمریکایی با برخی از کشورهای اروپایی برسر وجود زندان های مخفی سیا در خاک اروپا نشان دهنده اوج نگاه ابزاری جمهوری خواهان مولد تروریسم به حامیان خود بود. رایس در قالب سخنانی تهدیدآمیز از مقامات اروپایی خواست تانسبت به این مسئله سخنی اضافه بر زبان نرانند...!
اگر در حوادث تروریستی موجود در عراق، حادثه 11 سپتامبر 2001، انفجارهای لندن و مادرید ... بنگریم به یک معادله مشترک دست می یابیم. اقدام اولیه از سوی مولد تروریسم با حمایت آگاهانه حامیان تروریسم جمع گردیده و منتج به اقدام ثانویه از سوی مکملان تروریسم (القاعده مدیریت نشده و طالبان)شده است.به عبارت بهتر،بخش اعظمی از تشکیلات القاعده تخت هدایت و کنترل مستقیم ایالات متحده آمریکا قرار دارد.
در نهایت اینکه وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 نمونه ای از استفاده ابزاری آمریکا از القاعده و کشورهای اروپایی از جمله انگلستان و فرانسه و آلمان محسوب می شود.سازمانهای اطلاعالتی این کشورها،علی رغم اینکه از دخالت واشنگتن در حوادث 11 سپتامبر آگاه هستند سعی دارند در قالب معاملات پشت پرده و کسب امتیاز از کاخ سفید از افشای این مطالب خودداری نمایند.