تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۶۵۲۵۴

سلیمان دعویسرا

هالیوود دیگر یک تافته جدا بافته از سیاست آمریکا نیست. امپراتوری هنر آمریکا با همه ستارگانش در امور و اوضاع سیاسی حضور و دخالت دارند و این تصمیم به طور کامل مورد تأیید مخاطبان سینما است. از 11سپتامبر که گردونه سرنوشت جامعه آمریکایی را دگرگون کرد تاکنون، خانواده هالیوود از هیچ صحنه سیاسی غایب نبوده‌اند، از انتخابات گرفته تا میتینگ‌های ضد‌جنگ می‌توان حضور جمعیت پرشماری از ستارگان عرصه کارگردانی و بازیگری آمریکا را مشاهده کرد. اما تماشایی‌ترین بخش از واکنش‌های سیاسی هالیوود زمانی است که قهرمانان فیلم‌های آن نفوذ خود را در چالش با نامداران سیاست کاخ سفید به کار می‌گیرند. در دوره شش ساله ریاست نومحافظه کاران تندرو بر آمریکا این رویارویی چند بار رخ داده است و در هر بار یکی از بزرگان سینمای این کشور پرچم مخالفت با سیاست‌های بوش را برافراشته است. پس از انتخابات هفتم نوامبر که شهروندان آمریکا در رأی خود به سیاست‌های تیم نو‌محافظه‌کاران نه گفتند آهنگ مبارزه خانواده هالیوود با ساکنان کاخ سفید شکل آشکارتری پیدا کرده است.

در آخرین تظاهرات گسترده در واشنگتن که در اعتراض به سیاست دولت آمریکا در عراق برپا شد، چهره‌های هنری آمریکا حضور چشمگیری داشتند. آن‌ها نیز خواهان خروج سربازان آمریکایی از عراق شدند و درست در روزی که جورج بوش رئیس‌جمهور آمریکا با سودای اجرای راهبرد تازه قصد دارد 500/21 سرباز تازه به عراق اعزام کند، صدای مخالف خود را به صدای اعتراض ده‌ها سیاستمدار درون و بیرون کنگره آمریکا آمیخته‌اند.

نکته جالب این بود که جمعیت تظاهر‌کننده تربیون سخنرانی را به دست یک هنرپیشه سرشناس هالیوود، جین فوندا سپردند. او که در مبارزه با جنگ ویتنام فعال بود، خطاب به جمعیت گفت: «من 34 سال است که در تظاهرات ضدجنگ شرکت نکرده‌ام، اما سکوت ثمری ندارد.» وی در سخنانی شورانگیز گفت: «از این که باز هم ناگزیرم علیه جنگ فریاد بزنم، اندوهگین هستم که چرا از جنگ ویتنام درس نگرفتیم.»

البته در صف آن روز معترضان در کنار خانم فوندا، چهره‌های دیگری مانند شون‌پن و تیم رابینز نیز حضور داشتند. رابینز حتی سخنانی تندتر از فوندا بر زبان آورد و گفت: «ما به افرادی شجاع و مصمم نیاز داریم که صدای مردم آمریکا را به گوش زمانداران برسانند و فریاد بزنند که ما از این جنگ به ستوه آمده‌ایم .»

نکته قابل تأمل میتینگ سیاسی هنرمدان این بود که آن‌ها با اشاره به تابوت 3 هزار سرباز آمریکایی کشته شده در عراق، طرح مبارزات گسترده‌تر با سیاست جنگی بوش را ریختند؛ چنان که رسانه‌های آمریکا روایت کرده‌اند رابینز و دوستانش در پایان ‌برنامه‌شان اعتراض کردند که برای تغییر سیاست جنگی آمریکا منتظر تصمیمات کنگره رقیب بوش نخواهند ماند. اما ورود هالیوود به این کارزار سیاسی سیری 7 ساله را پیمود و دلایل و ریشه‌های این اتفاق را در ظرف زمانی این 7 سال باید جست وجو کرد.

دو مرحله رویارویی

برخورد اصحاب سینمای آمریکا با سیاست و سیاستمداران دو نیمه کاملاً متفاوت دارد. مرحله نخست اختصاص به سال 2001 دارد، یعنی زمانی که بخشی از اصحاب هنر تحت‌تأثیر فضای احساسی 11 سپتامبر به نوعی روشی همدلانه با اهل سیاست پیش می‌گیرند. این همراهی البته معنا و مقصودی فراتر از ائتلاف مرسوم سینما با سیاست دارد. طایفه هنرمندان در این حرکت بیش از آن که تمنایی از جنس تبانی و داد و ستد با قدرت داشته باشد، سودای همراهی با شهروندانی را دارد که در شوک ناامنی و حمله‌ای ناگهانی غوطه‌ورند.

مرحله دوم آغاز کنش‌های انتقادی هالیوود نسبت به سیاستمداران است، دوره‌ای که فضایی در جهت مخالف روزهای 11 ستامبر بر جامعه هنری آمریکا حاکم می‌شود. این حرکت از نقطه‌ای آغاز می‌شود که امیدها در جامعه آمریکا برای بازگشت امنیت رخت می‌بندد. از این پس، سینما زبان مؤاخذه را در برخورد با متولیان و کارگزاران سیاست به کار می‌بندد. ستارگان هالیوود در این مرحله در بحث‌هایی مشارکت می‌کنند که محور آن سیاست‌گذاری‌های نادرست و افول عقلانیت در میان مدیران حوزه دیپلماسی است.

نخستین پرده از پروژه تغییر

با فرو ریختن برج‌های دوقلو، عرصه هنر آمریکا و نماد مجسم آن، هالیوود، دورانی تازه از حیات خویش را آغاز می‌کند؛ دورانی که کشمکش‌های سیاسی دولت آمریکا بازتابی پرطنین در مرکز امپراتوری سینما پیدا می‌کند و دو مقوله جنگ و صلح به طور بی‌سابقه ذهن کارگردانان این کشور را به خود مشغول می‌دارد. استودیوهای هالیوود در خدمت ساخت فیلم‌هایی با نگاه اغلب سیاسی قرار می‌گیرد و برای نخستین بار مخاطبان پروپا‌ قرص فیلم‌های اکشن و اجتماعی در آمریکا به سناریوهایی با مضامین سیاسی علاقه نشان می‌دهند.

سینمایی که در نگاه اهل فن به دلیل پای‌بندی به سنت‌های محافظه‌کاران نهادی دور از سیاست شناخته می‌شد و وجه غالب تولیدات آن در فضای جهان مادی سیر می‌کرد، یکباره سر از سیاست در می‌آورد.

اما موج تغییری که 11 سپتامبر برای هالیوود ارمغان آورد، تغییری همه‌جانبه و بنیادین بود. اما پیش از آن که این تغییر در سطح نگرش‌ها و بینش‌ها نمایان شود، نخستین ترکش این تغییر به دامن سازندگان فیلم‌های جنگی و اکشن اصابت کرد. تا جایی که دولتمردان آمریکا در جست وجوی مقصران حادثه 11 سپتامبر انگشت اتهام را به سوی آنان نشانه رفتند. محافل سیاسی آمریکا زبان به سرزنش هالیوود گشودند که هواپیما‌ربایان اندیشه اصلی نقش خود را از فیلم‌های هالیوود گرفته‌اند. بنابراین، همه در انتظار تأثیرات آنی 11 سپتامبر بر مرکزیت سینمای جهان نشستند.

11 سپتامبر از همه زوایا هالیوود را با خود درگیر کرد. برای هردو گروه سازندگان و مخاطبان فیلم‌های هالیوود یک جنبه اندوهناک داشت که برج‌های مرکز تجارت جهانی عامل جذابیت بسیاری از فیلم‌های مورد علاقه آنان بود. آن‌ها مشابه این تصاویر را قبلاً در سالن امن و تاریک سینماها دیده بودند هر چند در فیلم آسمان خراش جهنمی یا روز استقلال هیچ‌کس عملاً کشته نشده بود. به این صورت 11 سپتامبر این احساس گناه را به همراه آورد که هالیوود نباید در سناریوهای شبیه‌سازی چنین حوادث دردناکی را به عنوان چاشنی فیلم و وسیله‌ای برای تفریح عرضه کند و چنان که ورودی آلن تحولاتی را در عالم سینما پیش‌بینی کرده بود ماجرای فرو ریختن برج‌های نیویورک هالیوود را برای همیشه تغییر خواهد داد.

تأثیرات آنی 11 سپتامبر آنجا نمایان شد که چرخه تولیدات هنری با مضمون خشونت و هراس را دست‌کم برای مدتی متوقف کرد. براین اساس، در نخستین اقدام، تصاویر مرکز جهانی به سرعت از فیلم‌هایی مثل مرد عنکبوتی و سرندی پیتی (Serendipity) که قرار بود بعد از 11 سپتامبر اکران شوند، حذف شد.

اکران «خسارت جانبی» به تأخیر افتاد، خسارت جانبی فیلمی با درخشش آرنولد شوارتزنگر در نقش آتش‌نشانی بود که خانواده او در حمله تروریست‌ها به یک آسمان خراش کشته می‌شوند. در میان آثار هالیوود در آن روزها «خسارت جانبی» برای برخی یادآور حملات 11 سپتامبر بود. در همان حال خبر رسید که استودیوهای فیلمسازی پروژه چندین فیلم با موضوعات حساس را متوقف کردند، هرچند همه این فیلم‌ها در 9 ماه پس از فاجعه به بازار آمدند.

«مرد عنکبوتی» پس از حوادث، دوباره فیلمبرداری شد. فیلم دردسرساز دیگری به نام خلاصه همه ترس‌ها پس از آن وقایع روی پرده سینماها رفت که حول انفجار یک بمب اتمی در شهر بالتیمور توسط تروریست‌ها دور می‌زد. اما تولید‌کنندگان این فیلم، خشن‌ترین صحنه‌های آن را حذف کرده، با اشتیاق اعلام کردند پنتاگون وزارت دفاع آمریکا، از آن حمایت کرده است.

به نظر چنین می‌رسید که هالیوود در تلاش است مزاج و ظرفیت تماشاگران را پس از وقایع محک بزند. این در حالی بود که برخی از اصحاب هالیوود بر این اتفاق نام توفان سانسور نهاده و در برابر آن اعتقاد این عده بر این بود که در اثر این نوع رفتارها مردم به جای دوری گزیدن از این چنین موضوعاتی، می‌خواهند بیش از پیش شاهد آن باشند تا به درک آن‌ها از حوادث کمک کند. آن‌ها به گزارش‌ها و آمارهایی اشاره می‌کردند که حکایت از آن داشت شمار کسانی که به دنبال حوادث 11 سپتامبر فیلم‌های ماجرا‌جویانه کرایه می‌کنند افزایش یافته است.

پس از این کش و قوس‌ها بر سر حذف و گزینش فیلم‌ها، حرکتی تازه در استودیوهای فیلم‌سازی آمریکا برای ساخت نوع تازه‌ای از آثار هنری براساس داستان‌هایی آغاز شد که مستقیماً به حوادث 11 سپتامبر مربوط می‌شدند.

در همان فضای رعب و اندوه طرح ساخت فیلمی تلویزیونی به نام تبلور شهامت توسط  شرکت فیلمسازی «گلدی‌‌هان» کلید خورد که به روایت پرواز شماره 93، هواپیمای ربوده شده‌ای که در پنسیلوانیا سقوط کرد، می‌پرداخت.

اما نخستین فیلمی که درباره روز حادثه وارد سینماها شد بچه‌ها (Guys The) نام داشت که براساس سرگذشت یک فرمانده آتش‌نشانی در شهر نیویورک که 8 نفر از خدمه‌اش را در حملات از دست داد و خبرنگاری که به نوشتن مرثیه‌هایی برای آن‌ها کمک کرد، ساخته شد.

به هر حال، ستارگان هالیوود در این مرحله سعی در همراهی با مردم و پاسخگویی به انتظارات آن‌ها را دارند. به عبارتی، دغدغه آنان کمک به مردم آمریکا برای تمرکز و بازگشت به زندگی روزمره پس از وقایع 11 سپتامبر است. لذا هنرپیشه‌های معروف در برنامه‌های جمع‌آوری کمک‌های مالی شرکت می‌کردند.

مل گیبسون در توصیف آن روزها می‌گوید: «آن حادثه جو محیط کار را سنگین کرد. کارگردان کمک کرد پیش از آغاز فیلمبرداری شمع روشن کنیم و در سکوت، خاطره قربانیان را زنده کنیم.»

اما ساموئل جکسون می‌گوید جنب‌وجوش اولیه هالیوود در توجه نشان دادن به موضوعات حساس گذرا بود. وی می‌گوید: «به خوبی تسکین پیدا کرده‌ایم. سال گذشته قرار بود در فیلمی بازی کنم که به خاطر وقایع 11 سپتامبر ساخته نشد، چون درباره یک بمب‌گذار بود.» سخن جکسون درست بود، با آن که در هفته‌های پس از حملات، خیلی از بحث‌هایی که در جلسات رؤسای هالیوود انجام می‌شد، حول مسأله لحن و حساسیت فیلم‌ها دور می‌زد. در شش سال گذشته، چندین فیلم با صحنه‌های بسیار خشن و براساس داستان‌های تروریستی به سینماها راه یافته‌اند. مخاطبان آمریکایی نیز با هجوم برای تماشای فیلم‌هایی مثل خلاصه همه ترس‌ها با بازیگری بن‌افلک بدان واکنش نشان داده‌اند و این برخلاف تصور سیاستمداران کاخ سفید بود که می‌گفتند مردم آمریکا دیگر به استقبال از این فیلم‌ها تمایل ندارند.

البته در همان فضای احساسی آن روز بخشی از اصحاب هالیوود به نقد و اعتراض از آثار همکاران خود پرداختند تا جایی که شماری از فیلم‌های کوتاه درباره واکنش جهان به حملات 11 سپتامبر، توسط کارگردان‌هایی مثل میرانعیر، شون پن، یوسف شاهین و شوهی امامورا، به خاطر آنچه «شدیداً ضدآمریکایی» توصیف شد، مورد انتقاد قرار گرفتند.

اصحاب سینما رودرروی طایفه سیاستمداران

زمان چندانی نکشید که فضای هالیوود و نگاه اصحاب سینما به سیاست و سیاستمداران تغییر کرد و مجموعه بزرگ هنری این کشور که برای نخستین بار آماده یاری دولتمردان در عبور از فاجعه 11 سپتامبر دیگر بار در جبهه مقابله قرار گرفت. پرچم مبارزه سیاسی با بوش و کاخ سفید را ابتدا معدودی از نامبرداران سینما بر‌افراشتند. عده و شمار آن‌ها در دور نخست دولت بوش چندان قابل توجه نبود، اما اکنون این فهرست بسیار گسترده شده است.

در این فهرست گروهی خط‌شکن بودند. آنها منتظر پایان مأموریت جنگی بوش در افغانستان و عراق نماندند زیرا از روز نخست نسبت به بنیاد تصمیم بوش و همکاران او بی‌اعتقاد بودند. در این راستا آن‌ها به مصداق تا ثریا می‌رود دیوار کج، از نوعی انحراف در جهان‌بینی نومحافظه‌کاران فغان سر دادند.

بر همین اساس آنها در آستانه دور دوم کار دولت بوش به تشکیل ائتلاف برای شکست نومحافظه‌کاران مبادرت کردند.

لذا آن‌ها در انتخابات ریاست جمهوری در خانه بورلی هیلز ـ خانه‌ای قدیمی که در 1927 برای هنر‌پیشه فیلم‌های صامت، هارولد لوید ـ ساخته شده جمع شدند تا برای جان کری، نامزد جزب دموکرات، کمک‌های مالی برای انتخابات جمع کنند. در میان آن‌ها تعداد زیادی از محبوب‌ترین هنرمندان هالیوود حضور داشتند، از جمله کوین کاستنر، داستین هافمن، شارون استون، باربارا استریسند، لئوناردو دکاپریو، دانی دو ویتو، اولیور استون، جنیفر آنیستون، برادپیت، کوئنسی جونز...

اکنون پس از حدود 6 سال از واقعه 11 سپتامبر، در فضایی که یأس از پیروزی در جنگ بر جامعه آمریکا سایه‌ افکنده نه تنها شمار تازه به این فهرست افزوده شده است، در آخرین گزارش رسانه‌های آمریکا این فهرست به عنوان شخصیت‌های سینمایی مخالف با بوش صف آراسته‌اند: الیور استون، جین فوندا، داستین هافمن، سوزان ساراندون ،شون پن، مایکل مور، رابین ویلیامز، ریچارد دریفوس، پیتر فالک، تیم رابینز، مریل استریپ، جورج کلونی، اسپایک لی، تیم برتون، ونسارد گریو، جیمز لانگلی ودنزل واشنگتن.

شون پن از منتقدان دولت جورج بوش و مخالف جنگ عراق است. او، بازیگر و کارگردان سرشناس آمریکایی است که در سال 2004 برای بازی در فیلم رود مرموز به جایزه اسکار دست یافت.

پن اکنون از منتقدان دولت جورج بوش و مخالف حضور نیروهای ائتلاف به فرماندهی آمریکا در عراق است. او در ماه نوامبر سال 2004 نیز به عراق رفته بود که پس از سفرش گزارش مفصلی را درباره زندگی در بغداد در روزنامه سن فرانسیکو کرانیکل منتشر کرد. البته پیش از این شون پن، بازیگر فیلم‌هایی بود چون تلفات جنگ (Casualties of War) با موضوع مناقشه ویتنام که در آن خشونت سربازان آمریکایی به تصویر کشیده می‌شود، با این پیشینه او  وضعیت عراق را به یک «جعبه باروت» تشبیه کرده بود. وی در گزارشش سرقت، قتل، آدم‌ربایی و تجاوز را از «رویدادهای روزمره» عراق توصیف کرد. شون پن در زمینه مخالفت با بوش پا را فراتر گذاشته و در جلسه مطبوعاتی فیلم «همه مردان شاه» بوش را شیطان بزرگ نامید. او و چند هنرمند دیگر آمریکایی چندی پیش در مقابل کاخ سفید در اعتراض به سیاست‌های بوش دست به اعتصاب غذا زدند.

کلینت ایستوود، کارگردان و بازیگر مطرح هالیوود نیز بارها تصمیم آمریکا برای حمله به عراق را بسیار اشتباه دانسته است.

ایستوود که برای فلیمنامه‌ای از ایووجیما نامزد اسکار بهترین کارگردانی شد، در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس نیوز تأکید کرد که مخالف تصمیم  آمریکا برای حمله به عراق بوده است.

هافمن بازیگر هالیوودی فیلم «مرد بارانی» متنفر از بوش و سیاست‌های او در سطح بین‌الملل آرزو می‌کند که ای کاش می‌شد به جایی برود که اثری از بوش نباشد. او حتی در مصاحبه اخیر خود از این که یک آمریکایی است اظهار شرمندگی می‌کند و می‌گوید: بوش ما را در جنگ عراق فریفت. او خود حادثه تروریستی 11 سپتامبر را ترتیب داد تا بتواند زمینه حمله به عراق و اشغال این کشور را فراهم کند. او باعث شده تا امروز جهانیان از ما متنفر باشند.

لانگلی نیز با ساخت فیلم‌های مستندی چون «عراق قطعه‌قطعه شده» و «نوار غزه» به شرح واقعیاتی می‌پردازد که در دو کشور عراق و فلسطین در حال وقوع است.

امروز در میان خیل منتقدان برنامه جنگی آمریکا سینماگران زبانی انتقادی و لحنی پرخاشگرانه‌تر یافته‌اند. به نحوی که در میز محکمه‌ای که هم‌اکنون برای محاسبه کارنامه فرماندهان جنگ‌های ترور برپا شده است، هنرمندان حضوری چشمگیر دارند. صدای انتقاد آن‌ها بیش از حتی طیف وکلا و نمایندگان در گوش‌ها طنین دارد. جملات افرادی چون اولیور استون، بارها زینت‌بخش تیتر اصلی روزنامه‌های پرتیراژ شده است. در این حلقه منتقدان کسانی مانند مایکل مور حتی ابایی از این ندارند که در ائتلاف‌ها و جنبش‌های ضد‌جنگی که علیه دولت نومحافظه‌کاران شکل گرفته، مشارکت کنند. در این حلقه کسانی مانند تیم رابینز را می‌توان دید که حتی کمتر همت به بی‌اعتبار کردن شخص رئیس‌جمهور بسته‌اند و هیچ پروایی از این ندارند که هیأت حاکمه امروز آمریکا را با رهبران بدنام تاریخ و دیکتاتورها شبیه‌سازی کنند.

تضاد و تقابل در ساحت اندیشه و افکار

مشکل این گروه از منتقدان هنرپیشه با کاخ سفید و بوش مشکل فلسفی و اندیشگی است. به این صورت که آنها به تعریف و تفسیرهایی که نومحافظه‌کاران از جهان پس از  11سپتامبر ارائه کردند، ایراد وارد آوردند. بنابراین ادبیات بوش در نظر آنان تداعی یک ایدئولوژی جبرگرایانه می‌کرد و در کانون نگاه آنان جنس و جوهره‌ای از بنیاد‌گرایی را دارد.

این رشته از نظرات مردان هالیوود برداشت‌های گروهی از نخبگان پیوند می‌خورد که در سیما و سلوک ساکنان کاخ سفید حالات و نشانه‌های جنگ‌طلبان عصرهای پیشین را می‌دیدند. سینماگران منتقد این رشته از اعتراض‌های خود را به ریسمان نظریات اندیشمندان جامعه‌شناسی آویخته‌اند که سرچشمه خیره‌سری و ماجراجویی دولتمردان را مماشات و اهمال مردم می‌دانند بی‌آنکه تقسیم کاری در میان باشد. هر کدام از مخالفان هالیوودی یکی از وجوه خط‌مشی کاخ سفید را کانون نقد قرار دادند.

چنانکه از میان طایفه ستارگان سینما اولیور استون بر پاشنه آشیل بوش انگشت نهاد. او به نقد مشی و آئین جنگ‌ورزی دولتمردان پرداخت. به باور استون برنامه آمریکا برای برقراری دموکراسی در عراق به شکست انجامیده است. او می‌گوید دموکراسی چیزی نیست که بتوان یکشبه آن را به دست آورد و من فکر نمی‌کنم آمریکا توانسته باشد به آن برسد.

کارگردان 76 ساله سینمای آمریکا، درباره رئیس‌جمهوری آمریکا هم عنوان می‌کند، «بوش» فردی است که بدون اعتنا به عقاید و آرای دیگران، آنچه را که اعتقاد دارد، انجام می‌دهد.

همراه استون، تیم رابینز به شباهت‌های میان سیاست‌های جاری آمریکا در برابر تروریسم با جامعه دیکتاتور منشی که در رمان اورول توصیف شده می‌پردازد: «‌متاسفانه کتاب و نمایش 1984 بیش از هر زمان دیگری یادآور فضای امروزی جامعه ما است.»

او می‌گوید : در این رمان از جنگ دائمی به مثابه ابزاری برای کنترل اقتصاد غرب یاد می‌شود و در آن توضیح داده شده که چگونه از ایجاد رعب و وحشت دائمی برای کنترل عناصر شورش استفاده می‌کنند.

پیشگام دیگر این مبارزه مایکل مور است که با ساخت فیلم «فار نهایت 11/9» علاوه بر بوش، کاندولیزا رایس، وزیر خارجه کنونی آمریکا و دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا را به سخره می‌گیرد. مایکل مور که فیلم‌های ضد‌بوشی چون «بولینگ برای کلمباین» را ساخته، تنها به حوزه سینما اکتفا نکرده و با انتشار کتاب «آیا دوباره به ما اعتماد خواهند کرد؟» و ساختن کولاژ سعی کرده تا این بار با استفاده از ادبیات، چهره واقعی بوش را آشکار کند.

الیور استون که آثاری نظیر پرل هاربر را فیلم‌هایی «در ستایش ماشین جنگ» معرفی کرده است، جلسه نقد سیاست جنگی را در محل نمایش فیلم تازه‌اش در مرکز تجارت جهانی می‌گسترد.

به این صورت، در اتفاقی تاریخی، رسانه سینما و هالیوود امروز در کنار مطبوعات و تلویویزن ایستاده و به رصد سیاست سرگرم است. دوربین هالیوود علاوه بر روایت اوضاع سیاسی آمریکا در نقشی روشنفکرانه برای حفظ دستاوردهای جهان لیبرالیسم تقلا می‌کند. تصویری که افکاری عمومی از زبان گروه منتقدان سینما دریافت می کند تصویر دولتمردان هنجارشکن است که ارزش‌های والای دموکراسی را پای منافع و امنیت خویش ضایع کرده‌اند. کمترین توصیفی که برای کردار گردانندگان کاخ سفید به کار می‌برند، خیانت، فریب و خود‌خواهی است.

در بساط نقدی که سینماگران آمریکا گسترده‌اند، فقط کابینه جنگی بوش به نقد کشیده نمی‌شود. آنها به شماتت کل جامعه و به ویژه مؤاخذه از گروه نخبگانی پرداخته‌اند که یا با رأی خود یا با سکوت آن‌ها اسباب قدرت گرفتن نومحافظه‌کاران را فراهم ساخته‌اند.