تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۶۵۲۵۶
گفت‌وگو با سعدالله نصیری‌قیداری
مقدمه: مسئولان استانی حزب اعتماد ملی را می‌توان به نوعی مسئول توسعه حزب در سراسر ایران نامید. بنابراین شاید مناسب باشد تا بیشتر با چهره و تفکر آنها آشنا شویم. سعدالله نصیری‌قیداری مسئول دفتر حزب در استان زنجان می‌باشد که در حال حاضر استاد دانشگاه زنجان و عضو شورای راهبری رصدخانه ملی ایران است. به قول دبیر کل حزب اعتماد ملی، او ستاره‌شناس حزب است زیرا وی به مدت 3 سال ریاست انجمن نجوم ایران را عهده‌دار بود. او مواضع شفاف کروبی را دلیل پذیرش مسئولیت در «اعتماد ملی» عنوان می‌کند.

* معیارهای شما برای پذیرش مسئولیت در حزب اعتماد ملی استان چه بود؟

** معیارهای من برای پذیرش مسئولیت در حزب اعتماد ملی استان، در وهله اول علاقه‌مندی به شخصیت، صداقت، سابقه مبارزاتی قبل و بعد از انقلاب و سلوک سیاسی جناب آقای حاج‌آقا کروبی بود. در وهله دوم خط‌مشی حزب که در اساسنامه و مرامنامه آن آمده است موجب گرایش اینجانب به این حزب گردید.

* وضعیت حزب در اعتماد ملی از نظر تشکیلاتی در استان چگونه است؟

** استان زنجان جزء آخرین استان‌هایی بود که حزب اعتماد ملی در آن افتتاح گردید. در واقع از عمر حزب در استان زنجان بیش از 6 ماه نمی‌گذرد که با تلاش دکتر شکوری از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی صورت گرفت. در این مدت شورای مرکزی منطقه زنجان تشکیل شد و حدود 20 نفر از افراد توانمند از جنبه‌های گوناگون به عضویت حزب درآمدند. آغاز فعالیت شورای مرکزی شهرستان خدابنده ابهر نیز از کارهای دیگر حزب در زنجان بود که از استقبال خوبی هم برخوردار شد. شورای مرکزی راهپیمایی عظیم ضدچاوز دعوت کرد.

وقتی اعتراض‌ها با خشونت پایان یافت و ارتشیان رئیس‌جمهور را برانداختند، این ایستگاه تلویزیونی همراه با سایر شبکه‌ها در برنامه‌های خبری خود همه خبرهای مربوط به تظاهرات هواداران چاوز و درخواست آنان برای بازگشت او را یا سانسور کردند و یا پخش نکردند. به آندره ایزارا مسئول خبر این تلویزیون دستور داده شد «خبرهای مربوط به چاوز و طرفدارانش» در تلویزیون پخش نشود. او با بیزاری و انزجار از این دستور از کارش کناره گرفت و بعدها به دولت چاوز پیوست.

در 13 آوریل 2002 پس از اینکه پدرو کارمونا به وسیله کودتا به ریاست جمهوری رسید، دیوان عالی قضایی و مجلس ملی را منحل کرد و قانون اساسی را بی‌اعتبار اعلام کرد. اربابان رسانه‌ای از جمله مالک اصلی آرسی‌تی‌وی در کاخ ریاست جمهوری با او ملاقات کردند و طبق گزارش‌ها به او تعهد سپردند که از رژیم‌اش حمایت کنند. وقتی خیابان‌های کاراکاس بدون اغراق در خشم مردم می‌سوخت، این شبکه در این مورد سکوت کرده بود و فیلم‌های مبتذل نشان می‌داد.

رسانه‌های ونزوئلا عمدتاً در مالکیت ثروتمندان کشور قرار دارند که بدون تردید از متعصب‌ترین و افراطی‌ترین رسانه‌های جهان هستند. تصمیم چاوز برای اینکه مجوز آرسی‌تی‌وی را تجدید نکند به هیچ‌وجه مانند این نیست که بوش مثلاً سی‌بی‌اس و یا ان‌بی‌سی را ببندد، به خاطر اینکه چند برنامه انتقادی از او پخش کرده‌اند. اگر آرسی‌تی‌وی در ایالات ‌متحده به چنین کارهایی دست می‌زد، تردیدی نیست که برنامه‌های آن بیش از چند دقیقه نمی‌توانست دوام بیاورد. چاوز برخلاف گزارش‌های وسیع، قصد تک‌حزبی کردن کشور را ندارد. او تنها در نظر دارد مجموعه حزب‌های در هم و برهمی را که از او حمایت می‌کنند با هم ادغام کند. او در نظر ندارد حزب‌های مخالف خود را غیرقانونی اعلام کند، نیازی هم به این کار ندارد و این را وقتی نشان داد که در انتخابات 5 دسامبر با اکثریتی قاطع ـ ‌با حدود 63 درصد آرا در مقابل 37 درصد ‌ـ در انتخاباتی آزاد و عادلانه موفقیت به دست آورد. چاوز درصدد ملی کردن کل اقتصاد،‌ بدون پرداخت غرامت به کمپانی‌ها هم نیست؛ کاری که کاسترو در اولین روزهای انقلاب کوبا کرد. بلکه او دارد چند موسسه استراتژیک نظیر ارتباط‌های دوربرد سی‌‌آی‌ان‌تی‌وی را بازخرید می‌کند، و درصدد است بیشترین سهام کمپانی‌های نفتی را از آنها بخرد تا دولت دست بالا را در اداره آنها داشته باشد. در ضمن هیأت ژوری هنوز نظر خود را در این مورد اعلام نکرده است که آیا دولت بهتر از بخش خصوصی می‌تواند کمپانی‌ها را اداره کند. اگر منصف باشیم با آنچه در این کشور گذشته است اطمینان می‌یابیم که مطبوعات آزاد، سیستم سیاسی آزاد و اقتصاد مختلط (دولتی و خصوصی) در ونزوئلا محترم شمرده خواهد شد و مالکیت در جاهایی که درست است و به حق، مشکلی نخواهد داشت. اگر هر یک از این حقوق زیر پا گذاشته شود، باید به شدت مورد اعتراض قرار گیرد و محکوم شود ولی تاکنون که ارتباط تنگاتنگ با شورای شهر جدید که دو نفر از آنان از اعضای شورای مرکزی حزب ما هستند از اهداف دیگر ما است. همچنین فعال کردن حزب در شهرستان‌ها، افتتاح شاخه‌ها و جلب مشارکت زنان و جوانان از دیگر برنامه‌های ماست.

* آیا با نظر برخی از مسئولان مبنی بر شکست تجربه تحزب در ایران موافقید؟

** من به شکست معتقد نیستم. هر نوع آرمان و نهاد اجتماعی نیازمند زمان، آسیب‌شناسی و حمایت است. باید فرصت بدهیم و کمک کنیم تا احزاب ـ‌ که به وجود آنها اعتقاد داریم ‌ـ توسعه یابند و آنها را از صورت نهال ضعیف به درختانی تنومند و موثر در جامعه تبدیل کنیم. مگر دیگر نهادهای ما مثل دانشگاه، صنعت، پژوهشگاه‌ها و... که همزمان با حزب در جامعه متولد شده‌اند چقدر پیشرفت داشته‌اند؟ همه اینها نیازمند حمایت، آسیب‌شناسی و حفظ این نهادها از کشمکش‌های قدرت‌طلبان و افراد غیرصادق است.