تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۶۵۵۶۵

مهدى تقوى
ایتالیا در دوران زمامدارى نخست وزیر راستگراى این کشور سیاست «ایران ستیزى» را در دستور کار قرار داده است. طى حدود سه ماهى که از روى کارآمدن مجدد «سیلویو برلسکونى» مى گذرد ، روابط «تهران - رم» شاهد چند موج خصمانه بوده که اغلب از موضعگیرى ها و رفتارهاى تند میلیاردر میلان نشأت گرفته است. نخستین نشانه هاى نگاه خصمانه دولتمردان جدید رم در ماجراى اجلاس جهانى فائو آشکار شد؛ وقتى که برلسکونى اظهارات رئیس جمهورى کشورمان در انتقاد صریح از مشى سلطه جویانه امریکا و رژیم مجعول صهیونیستى را بر نتافت. آن روز دکتر احمدى نژاد در جریان اجلاس ویژه بحران اقتصادى، امریکا و متحدانش را مسئول افزایش جهانى بهاى موادغذایى در جهان دانست و پس از نشست در گفت و گویى صریح بارسانه هاى این کشور در جمع خبرنگاران ، در اظهاراتى پیرامون ریشه هاى بحران خاورمیانه، اروپا را به بازنگرى دوباره درباره هزینه هاى ایجاد و تقویت رژیم صهیونیستى فراخواند. برلسکونى بعد از این براى جلب نظر کاخ سفید و لابى یهودیان به ایراد ضد ایرانى ترین نطق ها مبادرت کرد. دشنام گویى او علیه مقام هاى کشورمان تا آنجا ادامه یافت که حتى برخى دیپلمات ها از اظهارات او علیه رئیس جمهور کشورمان به عنوان واژگانى«سخیف و دور از جایگاه و منزلت مردم و فرهنگ ایتالیا» یاد کردند.
بعد از این نیز راستگرایان تحت امر نخست وزیر ایتالیا سعى کردند از موقعیت نهادهایى مثل فائو یا واتیکان براى مخدوش ساختن چهره بین المللى ایران بهره جویند. اما نکته جالب این جا است که آخرین بار دولت برلسکونى ، از شیوه اى براى نشان دادن روحیه ضد ایرانى خویش بهره گرفت که فقط از محافل اپوزیسیون جمهورى اسلامى انتظار مى رود. در این راستا او دستور نامگذارى یکى از خیابان هاى رم به نام غائله« ۱۸ تیر ۷۸ »را صادر کرد که شوراى شهر تهران نیز ناگزیر شد در واکنش به این تصمیم مشکوک تغییر نام خیابان ایتالیا به خیابان «شهید ادواردو آنى یلى» (عضو خاندان معروف آنى یلى که صاحب کارخانه فیات و باشگاه معروف و ثروتمند یوونتوس تورین هستند) که مسلمان شده بود و حدودهشت سال پیش به طرز مشکوکى از سوى صهیونیست ها کشته شد و دادگاه این کشور تحت فشار یهودیان، مرگ او را خودکشى اعلام کرد را در دستور کار قراردهد. اکنون تداوم این مشى خصمانه دولتمردان راستگراى رم پرسش هاى جدى اى را درباره ماهیت این اتفاقات و نیز آینده مناسبات ایران با کشورى که شریک نخست تهران در اروپا شناخته مى شد، مطرح ساخته است.
سرچشمه سیاست ایران ستیزى میلیاردر میلان
از آن هنگام که دولت راستگراى ایتالیا در بهار امسال زمام امور را از دولت خوشنام دکتر«رومانو پرودى» تحویل گرفت، پیش بینى مى شد که نخستین نتایج این نقل و انتقال قدرت در سیاست خارجى رم نمایان شود. این چرخش در نگاه ایتالیاى دوره سیلویو برلوسکونى بیش از همه به تفاوت نگرش دو چهره اصلى جریان چپ و راست ایتالیا برمى گردد.دکتر رومانو پرودى با آنکه یک اقتصاد دان بود و در صحنه اروپا وایتالیا لقب «معمار اقتصادى» را دارد اما در دنیاى دیپلماسى به واسطه داشتن سیاست خارجى مستقل،همواره مورد توجه بوده است. رهبر چپگرایان ایتالیا همانند زوج سیاسى اسپانیایى خویش ، زاپاته رو، از ابتداى نخست وزیرى اش، طرح خروج ایتالیا از زیر چتر نفوذ امریکا را در دستور کار قرار داد ‎.نمود بارز این سیاست ، در دستور پرودى براى خروج سربازان ایتالیایى از عراق آشکار شد.اما دقیقاً در نقطه مقابل او ، رئیس راستگرایان ایتالیا (برلسکونى) مسیر دیگرى پیش گرفت. او ایتالیا را از جایگاه یک قدرت نسبتاً مستقل به یک شریک دیپلماسى امریکا تبدیل کرد.
اندیشه سیاسى برلسکونى در میان رهبران کنونى ایتالیا بیشتر با رفتار سارکوزى رئیس جمهور فرانسه قابل قیاس است ‎/ میلیاردر میلان نیز همانند رئیس الیزه به داشتن روحیات ماجراجویانه و بلندپروازانه شهره است. او از سیاست خارجى دوره پرودى همان تفسیرى را دارد که سارکوزى از دوره شیراک. برلسکونى بر این پندار است که دورى رم از امریکا در دوران پرودى باعث شد که این عضو کهنسال اروپا در معادلات بین المللى به حاشیه رانده شود. این نکته دقیقاً به روانشناسى شخصیت مالک باشگاه آ.ث.میلان برمى گردد که براى ایتالیا در دنیاى دیپلماسى جایگاهى در اندازه روسیه یا آلمان جست وجو مى کند؛ این در حالى است که رم نه از حیث اقتصادى و نه سیاسى وزن قدرت هاى درجه یک اروپا را ندارد.اما نتیجه چنین ذهنیت رؤیا گونه اى در عمل، به صورت یک راستگرایى غلیظ و افراطى رخ مى نماید که در آن جانشین پرودى از هر فرصتى براى همسویى و همراه شدن با کاخ سفید در منازعات جهانى بهره مى گیرد. در همین راستا برلسکونى نیز مانند سارکوزى به برقرارى نوعى از دوستى شخصى با «بوش» روى آورده و براى اعزام نیروهاى ایتالیایى زیر پرچم فرماندهى امریکا اعلام آمادگى کرده است.
یکى از عجیب ترین کارهاى برلسکونى این بود که او در شرایطى که اغلب کشورهاى اروپایى خواهان تجدید نظر در حضور نظامى امریکا در خاک کشورشان شده اند، مانع از برچیدن پایگاه هاى نظامى امریکا دراین کشور شد!
اما نکته مهم این است که تضاد با سیاست هاى یک جانبه گرایانه امریکا در این کشور ابعادى عمیق تر از سایر کشورهاى اروپایى داشته است؛ به گونه اى که افکارعمومى ایتالیا دردوره اى که کشورهاى اروپایى فضاى خویش را براى عملیات هاى سرى نقل و انتقال مظنونان «القاعده» در اختیار هواپیماهاى سازمان «سیا» قرار دادند، افکارعمومى این کشور اعتراضى همه جانبه علیه این نوع بهره بردارى امریکا انجام داد. اکنون همین جو ضدیت با سیاست میلیتاریستى کاخ سفید به یکى از چالش هاى برلسکونى تبدیل شده است، به نحوى که او در زورآزمایى جدى با طیف منتقدان گرایش به آن سوى آتلانتیک قرار داردو این زورآزمایى زمانى عمیق تر شد که برلسکونى با ارسال نامه اى به« آکیله واریاتى» شهردار شهر «ویچنزا»که پایگاه هاى امریکا در آنجا واقع است، خواستار چشم پوشى از برگزارى همه پرسى درباره پایگاه امریکا شد. آن روز مقام هاى محلى ایتالیا زیر بار خواسته وى نرفتند؛ چنان که واریاتى در پاسخ به نامه ارسالى نخست وزیر ایتالیا گفت از نظر ما برگزارى همه پرسى قانونى و کار درستى است.اساساً یکى از دشوارى هاى اداره سیاست خارجى ایتالیا این است که صحنه سیاسى این کشور یک دست نیست و اندیشه هاى گوناگون درآن حضور دارند. با آنکه چپ ها به ظاهر نخست وزیرى و دولت را از دست داده اند اما در پارلمان ، مطبوعات و نهادهاى مدنى حضورى قوى دارند و همیشه خط مشى برلسکونى را به چالش مى کشند. جالب اینجا است که حتى طرفداران اندیشه فاشیسم نیز به رغم گذشت نیم قرن هنوز هم دردسر هاى جدى براى سیاست خارجى دولت ایجاد مى کنند؛ به نحوى که چندى پیش که «آله مانو» شهردار رم درجریان دیدار خود از بیت المقدس مشى نژاد پرستانه صهیونیست ها را به چالش کشید و آنها را بدتر از فاشیست ها خواند( او گفت دوره دیکتاتورى بیست ساله فاشیست ها در ایتالیا بد مطلق نبود و من نه دیروز به آن فکر مى کردم و نه حتى امروز به آن فکر مى کنم و بد مطلق واقعى قوانین نژاد پرستانه بودند.)
جامعه یهودى رم نیز خواستار بازخواست از آله مانو شد. بنابراین تکثر اندیشه ها در جامعه ایتالیا خود مانع بزرگى در برابر برلسکونى است که افکار خویش را نمى تواند به راحتى بر این کشور تحمیل کند.
یک موج زودگذر
اغلب ناظران بر این باورند که سیاست ایران ستیزى رم، دوام چندانى نخواهد آورد؛ به این دلیل روشن که دوستى«تهران - رم» از بنیان محکمى برخوردار است. نگاهى به سه دهه روابط دو کشور گویاى این واقعیت است که نگاه حاکم بر جامعه و حکومت ایتالیا درباره ایران متفاوت از همه دولت هاى اروپایى بوده است تا جایى که رم کمتر حاضر شده مشى افراطى دولت هاى انگلیس یا فرانسه را تعقیب کند.
همین نگاه احترام آمیز وارثان دو تمدن کهن موجب شده که ایتالیایى ها در صدر شرکاى اقتصادى ایران قرار گیرند و طرف هاى ایرانى حسابى جداگانه حول سرمایه گذارى شرکت هاى این کشور بازکنند حتى در محافل اروپایى همکارى تهران و رم به عنوان نمادى از« دوستى پایدار» معرفى شده است؛ روابطى که در آن سیاستگذاران دو کشور در عین آن که همکارى خویش را علیه طرف ثالثى سوق نداده اما اجازه نداده اند جو مناسبات فیمابین از تنش هاى فصلى ایران و غرب تأثیر پذیرد و طرف ثالثى مانند امریکا بر این روابط گرم اثر سوء بگذارد. حتى پس از حرکت ماجراجویانه سران رم، منوچهر متکى وزیر امور خارجه کشورمان، در دیدار با سفیر ایتالیا این اتفاقات را ناچیز شمرد و گفت، برخى، به این روابط حسادت مى کنند. نشانه دیگر بر استقلال دیپلماسى این کشور تفاوت دیدگاه موضع رم در بحران گرجستان و مناقشات خاورمیانه است. در این مدت بر خلاف خواسته برلسکونى، وزارت خارجه این کشور در صحنه بحران قفقاز سیاستى متفاوت از امریکا پیش گرفت؛ به نحوى که ایتالیا نخستین دولتى بود که حاضر به همراهى با سیاست روس ستیزى امریکا نشد و کشورهاى اروپایى را به اتخاذ روش تعامل و گفت و گو با کرملین در بحران گرجستان فرا خواند.
نکته مهم این است که هیچ نیروى اپوزیسیون و لابى قدرتمند ضد ایرانى که این سیاست ایران ستیزى برلسکونى را همراهى کند وجود ندارد. با آنکه در ایتالیا مانند تمام کشورهاى اروپایى ، لابى یهودیان ،برخى حامیان منافقین در پارلمان یا برخى سازمان هاى این کشور حضور دارند اما شمار و نفوذ آنها به اندازه اى نبوده که بتوانند بر تصمیم هاى کلان دولت تأثیر جدى بگذارند. به همین دلیل وقتى برلسکونى آهنگ مقابله سیاسى با ایران را در جریان سفر رئیس جمهور کشورمان به ایتالیا براى شرکت در اجلاس فائو شروع کرد، فقط گروه معدودى از منافقین و یهودیان در «رم» تجمع کردند.