تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۶۵۵۹۹

ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
هنوز چند سالی از آن لحظات تاریخی نگذشته است که او هم بخشی از آن بود: لحظاتی که گرجی ها خالق آن شدند. در نوامبر سال 2003 آن انقلاب تاریخی کامل شد و برای اولین بار در یکی از جمهوری های سابق شوروی انتقال قدرت به گونه یی کاملاً غیرخشونت بار عملی شد. در راس این جنبش «میخائیل ساکاشویلی» در آن زمان 34 ساله قرار داشت و هم او بود که نماد امید برای آغازی دوباره به شمار می آمد. تغییر و تحول قدرت در گرجستان به معنای پایانی بر نظرگاه های سیاسی بود که هنوز اعتبار داشتند. هنگامی که ساکاشویلی در سال 2004 کاندیدای ریاست جمهوری شد، وعده هایی چون برقراری دموکراسی، اقتصاد بازار، مبارزه با فساد، پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا و بازتولید وحدت ملی گرجستان را می داد و با همین وعده ها توانست آرای 96 درصد از گرجی ها را از آن خود کند. حال گرجستان کشوری از هم گسسته است و دولت مرکزی تفلیس از همان اوایل دهه 90 هیچ تسلطی بر یک سوم از خاک این کشور ندارد. رژیم های جدایی طلب که کم و بیش از سوی مسکو حمایت می شوند بر مناطق مسلمان نشین حاشیه دریای سیاه یعنی بر آبخازیا و اوستیای جنوبی تسلط دارند. در منطقه پانکیسی واقع در مرز قفقاز شمالی یعنی همان منطقه کیشین ها (اقوام هم خانواده چچنی ها) اکثریت با ارامنه مقیم استان جنوب غربی «چاواچتی» است و در این منطقه هم کسی به قوانین و دستورات تفلیس تن در نمی دهد. وضعیت اقتصاد به شدت بد است و بیش از نیمی از مردم گرجستان زیر خط فقر زندگی می کنند.
گرجستان از نظر جغرافیایی به آسیا تعلق دارد و درک سیاسی غالب در این کشور نیز به نوعی آسیایی است و بدین صورت در این کشور سنت هایی وجود دارد که ساکاشویلی نمی تواند یا نمی خواهد به آن تن دهد. ساکاشویلی محکوم به پیروزی است زیرا هم او بود که برای سازماندهی و پایداری اکثریت سیاسی طرفدار خود دست به هر کاری می زد و بر پایه تصمیم گیری فردی همه کار می کرد و رقبایش نه به دلیل بی لیاقتی بلکه به دلیل همکاری بی قید و شرط با او خود را وفادار نشان می دادند. داستان هایی در مورد ساکاشویلی و شیوه حکومتداری او وجود دارد که می توان از آنها به چرایی رویگردانی مردم گرجستان از وی پی برد. یکی از این داستان ها در مورد عزل «گئورگی چایندراوا» است: همان کسی که در جریان انقلاب نارنجی یکی از نزدیک ترین یاران ساکاشویلی بود. چایندراوا به عنوان وزیر کشور وظیفه مذاکره با رژیم های جدایی طلب را داشت و آن طرح چندمرحله یی برای اعطای خودمختاری حداکثری به آبخازیا و اوستیای جنوبی در قبال بازگشت به قلمرو دولت گرجستان نیز ابتکار وی بود. هنگامی که چایندراوا در سال 2006 نسبت به خطر بروز خشونت در صورت اتحاد دوباره هشدار داد، «ایراکلی اوکرواشویلی» وزیر دفاع گرجستان اعلام کرد چایندراوا کریسمس را در حلقه سربازانش در پایتخت اوستیای جنوبی گذرانده است و بدین ترتیب وزیر کشور عزل شد.