تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۶۵۷۹۱

گروه جهان
سرانجام پس از کش و قوس‌هاى فراوان ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستى از سمت خود استعفا داد و زیپى لیونى جانشین وى در حزب حاکم کادیما مامور تشکیل کابینه شد.
ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستى همانطور که از پیش اعلام کرده بود روز یکشنبه ۳۱ شهریور (۲۱ سپتامبر) در جلسه هفتگى کابینه این رژیم رسما از مقام خود کناره‌گیرى کرد.
وى ضمن ابراز امیدوارى به موفقیت زیپى لیونى جانشین خود و با اشاره به استعفاى خود گفت: تصمیم استعفا تصمیمى آسان نبود. اولمرت افزود: وى دست یارى خود را در سریع ترین زمان ممکن به سوى لیونى دراز خواهد کرد.
نخست وزیر مستعفى رژیم صهیونیستى چند ساعت پس از اعلام تصمیم خود براى کناره گیرى از مقام نخست وزیرى در نشست هفتگى کابینه نزد شیمون پرز رییس رژیم صهیونیستى رفت و استعفانامه خود را تسلیم کرد.
شیمون پرز نیز پس از یک روز و نیم مشورت با رهبران فراکسیون هاى مجلس اسراییل کنیست لیونى را مامور تشکیل کابینه جدید کرد.
لیونى ۴۲ روز فرصت دارد تا کابینه خود را تشکیل دهد، در غیر این صورت یا باید فرد دیگرى به نخست وزیرى معرفى شود یا انتخابات زودهنگام برگزار شود.
گفتنى است روز چهارشنبه ۱۷ سپتامبر در جریان برگزارى انتخابات داخلى حزب حاکم کادیما، زیپى لیونى با پیروزى بر رقباى خود که مهمترین آنها شائول موفاز وزیر حمل و نقل رژیم صهیونیستى بود به عنوان رییس جدید حزب کادیما و جانشین اولمرت معرفى شد. در این انتخابات که نیمى از هفتاد هزار عضو حزب کادیما در آن شرکت داشتند لیونى تنها ۱‎/۱ درصد راى بیشتر از موفاز آورد. او ۱ /۴۳ درصد آراى شرکت کنندگان در انتخابات درون حزبى کادیما را کسب کرد در حالى که موفاز ۴۲ درصد آرا را به خود اختصاص داد. در این انتخابات مئیر شتریت، وزیر امور داخلى و آوى دیختر، وزیر امنیت عمومى این رژیم به ترتیب ۵/۸و۵/۶ درصد آرا را به دست آوردند.
فراز و فرود اولمرت
ایهود اولمرت دى ماه ۱۳۸۴ پس از آنکه آریل شارون نخست وزیر پیشین این رژیم در پى سکته مغزى به اغما فرو رفت اختیارات نخست وزیر را بر عهده گرفت.
در پى شکست در جنگ لبنان بود که مخالفت ها با اولمرت بالا گرفت و از میزان محبوبیت وى کاسته شد. در حالى که وى همچنان بر ماندن در قدرت اصرار داشت ولى سرانجام به دلیل فشارهاى فزاینده داخلى مجبور شد به کناره گیرى از قدرت تن دهد و براى همیشه با زندگى سیاسى خداحافظى کند.
ایهود اولمرت تیرماه گذشته پس از اینکه از سوى پلیس رژیم صهیونیستى به اتهام فساد مالى بازجویى شد و درخواست براى کناره گیرى وى بالا گرفت اعلام کرد براى دور بعد انتخابات ریاست حزب کادیما نامزد نمى شود و بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات حزب کادیما استعفا مى دهد.
اولمرت از زمانى که نخست وزیر رژیم صهیونیستى شد دست به عملیات علیه مردم فلسطین و لبنان زد که مهم ترین آن حمله این رژیم به نوار غزه بود. این حمله در پى آن صورت گرفت که نیروهاى مقاومت فلسطین دو نظامى صهیونیست را کشتند و گلعاد شالیت یک نظامى دیگر این رژیم را به اسارت گرفتند. در این عملیات دهها فلسطینى نیز به شهادت رسیدند.
تهاجم رژیم صهیونیستى به لبنان نیز در دوره ایهود اولمرت به وقوع پیوست. در واقع مى توان گفت افزایش مخالفت ها براى کناره گیرى اولمرت و سقوط به سراشیبى در این جنگ رقم خورد.
در پى این جنگ بود که کمیته وینوگراد با انتشار گزارشى ایهود اولمرت نخست وزیر، عمیر پرتس وزیر دفاع و دان حالوتس رییس ستاد مشترک ارتش را مسئول اصلى شکست در جنگ لبنان دانست.
گرچه مطبوعات و رسانه هاى غربى در صددند که فساد مالى و گرفتن رشوه اولمرت را برجسته کنند و آن را دلیل اصلى کناره گیرى وى اعلام نمایند ولى کناره گیرى وى از مدت ها پیش و پس از شکست این رژیم در جنگ لبنان رقم خورد و در واقع این امر برآمده از پس لرزهایى است که از شکست سخت این رژیم از مقاومت اسلامى لبنان در جنگ ۳۳ روزه نشات مى گیرد.
لیونى کیست
زیپى لیونى متولد هشتم ژوئیه سال ۱۹۵۸ میلادى در تل آویو دختر ایتان لیونى، صهیونیست راستگراى سرشناس و مامور سابق دستگاه اطلاعاتى رژیم صهیونیستى است. او بعد از پایان تحصیلات دوره دبیرستان به بخش ویژه آموزش افسران زن در ارتش صهیونیستى پیوست. پس از پایان دوره آموزش نظامى وارد دانشگاه بار ایلان در جنوب شرق تل آویو شد و تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد.
بعد از گذشت یک سال از تحصیل در دانشگاه و به خاطر تسلط کامل به دو زبان انگلیسى و فرانسه وارد سازمان جاسوسى رژیم صهیونیستى (موساد) شد و کار خود را در بخش اروپایى این سازمان آغاز کرد و از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴ با این سازمان همکارى داشت.
پس از قطع همکارى با موساد، کار خود را به عنوان وکیل آغاز کرد. در همین دوره وارد حزب لیکود شد .حزبى که پدرش از رهبران برجسته آن به شمار مى رفت. لیونى به عنوان یکى از رهبران جوان حزب لیکود برگزیده شد و بعدها در سال ۱۹۹۹ به عنوان نماینده حزب لیکود به پارلمان رژیم صهیونیستى راه یافت. آریل شارون، نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستى بود که اولین بار لیونى را به عنوان وزیر به کابینه برد و هم او بود که از تشکیل حزب کادیما به شدت حمایت مى کرد. لیونى با تشکیل کادیما به یکى از چهره هاى برجسته این حزب تبدیل شد. لیونى۴۹ ساله پس از گلدا مایر نخست وزیر دهه هفتاد رژیم صهیونیستى دومین سیاستمدار زن اسراییلى است که به این مقام مى رسد.
لیونى و چالش‌هاى پیش‌رو
انتظار مى رود نخست وزیر جدید رژیم صهیونیستى دوره زمامدارى خود را در میان یک رشته مشکلات سیاسى ناشى از اختلاف بین اعضاى کابینه ائتلافى و شکاف در میان اعضاى حزب آغاز کند. هنوز بى اعتمادى نسبت به اینکه آیا لیونى واقعا قادر به تشکیل دولتى که بتواند کارایى لازم را داشته باشد، وجود دارد.
لیونى اکنون با دو چالش ناشى از فشار منتقدین که کم تجربگى هاى وى در عرصه سیاسى - نظامى را زیر سوال مى برند و نیز ترمیم جایگاه تضعیف شده و پریشان حزب حاکم دست و پنجه نرم مى کند.
لیونى هم اکنون حزبى را تحویل گرفته است که جایگاه خود را در رقابت با سایر احزاب از جمله لیکود و حزب کار از دست داده است و از این رو در چهل و دو روز فرصت باقى مانده تا تشکیل کابینه ائتلافى او با چالش هایى براى ترمیم اعتبار حزب حاکم دست به گریبان خواهد بود. از سوى دیگر وى موقعیت چندان ممتازى در حزب خود ندارد و همین امر ممکن است بعدها منجر به فشارهاى بیشترى بر وى شود.
لیونى اعلام کرده است که ارجحیت نخست وى، تشکیل دولت وحدت ملى با حضور حزب راستگراى لیکود به رهبرى بنیامین نتانیاهو است، اما به نظر مى رسد که وى براى دستیابى به این هدف و یا حتى هر نوع ائتلافى که اکثریت پارلمانى را داشته باشد، با مشکلات زیادى روبه رو خواهد شد.
لیونى به نتانیاهو وعده سپردن وزارت دارایى در دولت ائتلافى را داده است تا بلکه بتواند نظر وى را جلب کند ،اما بعید است که رهبر حزب لیکود به این وعده رضایت دهد.
حزب لیکود که داراى گرایش هاى راست و افراطى است از مخالفان جدى سیاست هاى دولت اولمرت و حزب کادیماست. برخى نظرسنجى ها نیز دال بر پیروزى نتانیاهو و حزب وى در انتخابات زودهنگام است. از این رو به نظر مى رسد لیکود به رهبرى نتانیاهو وارد ائتلاف با دولت لیونى نخواهد شد و به مخالفت هاى خود با دولت ادامه خواهد داد.
از همین رو، به نظر مى رسد که لیونى به سرعت از امکان ائتلاف با حزب لیکود و در نتیجه تشکیل دولت وحدت ملى ناامید شود و در جهت تشکیل ائتلافى با اکثریت پارلمانى بکوشد.
بنابراین آسانترین راه براى لیونى به منظور تشکیل دولت، حفظ ائتلاف کنونى حاکم بر اسراییل است، اما این ائتلاف نیز به شدت شکننده به نظر مى رسد.
ایهود باراک رهبر حزب کارگر نیز که مهمترین شریک دولت ائتلافى کنونى است، از مدت ها قبل بناى ناسازگارى با حزب کادیما را گذاشته است و روز به روز علاقه بیشترى براى خروج از ائتلاف از خود نشان مى دهد. خواست باراک به خروج از ائتلاف بخصوص با انتخاب لیونى به عنوان رهبر جدید حزب کادیما بیشتر شده است به طورى که وى بلافاصله پس از انتخابات داخلى حزب کادیما با بنیامین نتانیاهو دیدار و در باره برگزارى انتخابات زودهنگام پارلمانى با او مذاکره کرده است. از آنجا که در یک انتخابات زود هنگام، حزب کارگر شانسى براى کسب کرسى هاى بیشترى در پارلمان ندارد، بنابراین بعید است که اعضاى مرکزى حزب با برگزارى انتخابات زودهنگام که بیشتر به نفع رقیب لیکودى آنها تمام خواهد شد، موافقت کنند.
بنابراین، احتمالا یکى از اهداف باراک از دیدار با نتانیاهو وادار کردن لیونى به واگذارى سهم بیشترى به حزب کارگر در دولت ائتلاف آینده بوده است.
اما با نگاهى دقیق تر پى مى بریم که باراک و رفتار تحریک آمیز او، تنها مانع پیش روى لیونى براى حفظ ائتلاف کنونى نیست. در حقیقت، حزب مذهبى شاس نیز که در دولت ائتلافى حضور دارد، دردسرى واقعى براى رهبر جدید حزب کادیما تلقى مى شود. حزب شاس که از سوى منتقدانش به عنوان حزبى باجگیر شناخته مى شود پاى ثابت اغلب دولت هاى ائتلافى اسراییل اعم از چپ و راست است، اما براى همراهى با حزب حاکم، معمولا بودجه کلانى را براى مدارس مذهبى تحت امر خود طلب مى کند. لیونى اعلام کرده است که حاضر به تخصیص بودجه مورد درخواست حزب شاس نیست و از این جهت ممکن است نگهدارى آن در دولت ائتلافى مشکل شود.
افزون بر این، حزب شاس به رغم شهرتش به میانه روى در مذاکره با فلسطینى ها، اعلام کرده است که به محض آغاز مذاکره میان اسراییل و دولت خودگردان بر سر بیت المقدس از دولت خارج خواهد شد. در واقع موضع سرسختانه حزب شاس درباره بیت المقدس، سبب نزدیکى دیدگاه این حزب به احزاب راستگرا شده است.
بر این اساس، حفظ حزب شاس در دولت ائتلافى براى لیونى پر هزینه خواهد بود، گر چه احتمال توافق با آنها نیز برایش منتفى نیست.
در این صورت، اگر لیونى حزب شاس را از دست دهد، امکان جذب احزاب کوچکى مانند حزب چپگراى مرتص، حزب مذهبى یهودیت توراتى متحده و یا احزاب عرب اسرییلى را خواهد داشت.
به جز حزب یهودیت توراتى متحده، لیونى احتمالا علاقه اى به ائتلاف با سایر احزاب فوق نخواهد داشت، زیرا حضور حزب مرتص و یا احزاب عرب اسراییلى در دولت ائتلافى باعث مى شود وى بیش از پیش جایگاه خود را در احزاب قدرتمند رژیم صهیونیستى که گرایش هاى راست دارند از دست دهد. به بیان دیگر، احزاب میانه اسراییل معمولا نمى خواهند که از طریق ائتلاف با احزاب چپ یا عرب تبار به صلح با فلسطینى ها دست یابند، چرا که چنین صلحى به احزاب راستگرا این بهانه را خواهد داد که مدعى عدم حمایت اکثریت شهروندان یهودى اسراییل از پیمان صلح شوند.
بر این اساس، لیونى ترجیح مى دهد که احزاب راستگرا را در دولت سهیم کند تا باز این نظر با چالش هاى کمترى روبه رو شود. با این حال، احزاب راست و یا راست افراطى از قبیل لیکود، ئیسراییل بیتنیو (اسراییل خانه ما) و بلوک اتحاد ملى و ملى - مذهبى تمایلى به ائتلاف با لیونى ندارند، مگر آنکه وى به دیدگاه آنها در روند مذاکره با فلسطینى ها پایبندى نشان دهد که این هم نقض غرض است. به نظر مى رسد رژیم صهیونیستى در شرایطى قرار گرفته است که رهبران تاریخى خود را از دست داده و در داخل و خارج با چالش‌هاى مهمى روبه‌رو است.
از همین رو مهم ترین وظیفه لیونى در شرایط کنونى حفظ همین وضع موجود خواهد بود. البته مشروط به اینکه زیپى لیونى بتواند ائتلاف کنونى کابینه را حفظ کند یا مانع از ازهم گسیختن آن شود. در غیر اینصورت انحلال پارلمان و برگزارى انتخابات پیش از موعد، در خلال چند ماه پس از آغاز زمامدارى او محتمل به نظر مى رسد.