تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۶۵۹۲۹

صادق زیباکلام
 شاید بعدها تغییر و تحولی به وجود آید و در محیط های دانشگاهی جنب وجوش و تحرکی در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری که خردادماه سال آینده برگزار خواهد شد، به وجود آید. اما اگر آنچه که تاکنون در دانشگاه ها وجود داشته تداوم یابد، در آن صورت باید گفت برخلاف سال های گذشته و دفعات قبل، این بار فضاهای دانشجویی کشور در قبال مساله انتخابات بسیار ساکت و کم تحرک خواهد بود. این پدیده را به هیچ روی نباید یک مساله جدید دانست. فی الواقع مدت ها است که در محیط ها و فضاهای دانشجویی آن گرمی و جنب وجوش سیاسی کمتر به چشم می خورد. بعضاً فضای عمومی دانشکده ها آنقدر بی سروصدا است که انسان تصور نمی کند در کریدورهای یک دانشکده در ایران است. فضا نیز به یک اداره و سازمان دولتی شباهت دارد تا یک دانشگاه. در روزگارانی نه چندان دور هر بیننده یی که وارد یک دانشگاه می شد، به سرعت متوجه می شد که در یک محیط دانشجویی گام نهاده. پوسترها و روزنامه های دیواری متعدد دانشجویان را دور خود جمع کرده بود. جمعی بر گرد یک نشریه چپ جمع شده بودند و داشتند آن را قرائت می کردند. گروه دیگری پای یک نشریه حکومتی تجمع کرده بودند. گروه سوم داشتند نامه سرگشاده جمعی از رجال سیاسی ناراضی را می خواندند. گروه چهارم سرگرم مطالعه بیانیه جدید فلان سازمان و گروه بودند و قس علیهذا. اما مدت ها می شود دیگر این تصاویر و گردهمایی ها در محیط های دانشگاهی کمتر به چشم می خورد یا در بهترین حالت، به آن گرمی، شور و حال گذشته نیست. نوعی بی تفاوتی، سردی، بی علاقگی و دلمردگی جای آن شر و شورهای گذشته ما را گرفته. فی الواقع سخنی به گزاف نرفته اگر بگوییم اساساً دانشجویان نسبت به مسائل سیاسی تا حدود زیادی بی تفاوت شده اند. در روزگاری نه چندان دور، اگر شخصیت و چهره برجسته یی از جناح راست یا چپ و اصلاح طلبان به دعوت انجمن اسلامی، دفتر تحکیم وحدت، جامعه اسلامی یا بسیج دانشگاهی برای سخنرانی، پرسش و پاسخ و مناظره با طرف مقابل می آمد، آن دانشکده عملاً تعطیل می شد و بسیاری از دانشجویان متاسفانه به آمفی تئاتر یا هر کجای دیگر که برنامه اجرا می شد، می رفتند. آمفی تئاترها معمولاً پر می شدند و جمع کثیری از دانشجویان در مسیر بین صندلی ها، دم در و بیرون آمفی تئاتر برای شنیدن سخنرانی چهره سیاسی ساعت ها سر پا می ایستادند. اما به نظر می رسد آن حس و حال ها تمام شده و دیگر وجود ندارد. امروز برعکس اگر یک چهره و شخصیت سیاسی به دعوت یکی از تشکل های دانشجویی برای سخنرانی به دانشگاه بیاید، نیمی از ظرفیت آمفی تئاتر هم به زحمت پر می شود. بسیاری از دانشجویان در پاسخ به دوستان سیاسی ترشان که آنان را برای شرکت در سخنرانی دعوت می کنند، بی قید و بی تفاوت در حالی که شانه هایشان را بالا می اندازند پاسخ می دهند «ای بابا حوصله داری، هنوز دنبال این حرف ها هستی؟» و به رده خود می روند.
اگر تصویر یا روایت بالا را بپذیریم، در آن صورت این پرسش پیش می آید که چرا چنین وضعیتی در فضاهای دانشجویی ما به وجود آمده؟ پرسش بعدی که بیشتر جنبه فلسفی پیدا می کند آن است که آیا این وضعیت «طبیعی» است، یا درست تر گفته باشیم «مطلوب» است؟ به سخن دیگر آن حالتی که در دانشگاه های ما بود و دانشجویان بسیار سیاسی بودند و اکثراً به نوعی درگیر فعالیت های سیاسی بودند، یک وضعیت طبیعی است؟ آیا در جوامع دیگر هم این گونه است و دانشجویان در کشورهای دیگر ترکیه، هند، آلمان، کانادا یا استرالیا هم همانند دانشجویان ایرانی بسیار سیاسی هستند و درگیر فعالیت های سیاسی می شوند؟ یا آنکه دانشجویان و محیط های دانشگاهی بیشتر شباهت دارد به وضعیت فعلی دانشگاه های ما؟ اگر وضعیتی که در گذشته در دانشگاه های ما بوده، مطلوب و طبیعی می بوده و در سایر کشورها هم اینچنین است، در آن صورت جا دارد بررسی کنیم که جامعه ما را چه شده و چرا محیط های دانشجویی ما اینچنین ساکت و بی تفاوت شده اند. اگر برعکس، وضعیت قبلی طبیعی است که در آن صورت خیلی جای نگرانی و کنکاش نمی ماند.
جامعه ما و محیط های دانشجویی ما هم سرانجام روزی از آن وضعیتی که در گذشته داشتند عبور کرده و وارد وضعیت مطلوب فعلی می شوند. پاسخ برای پرسش ما در ورای این یادداشت قرار می گیرد. فقط به ذکر این نکته بسنده کنیم که دانشگاه و محیط های دانشجویی جزایر منفک از جامعه نیستند. آنان به اشکال مختلف مرئی و نامرئی در پیوند با جامعه بزرگ تر قرار دارند و در تجزیه و تحلیل نهایی منعکس کننده آرام مسائل و تحرکات کل جامعه هستند. برخلاف تصور بسیاری، این گونه است که کسی یا کسانی، جمعی و عده یی نیستند که در خفا و برای محیط های دانشجویی تصمیم گیری کنند که سیاسی باشند یا نباشند؛ از این حزب، یا آن گروه، آزادی دولت یا مخالفان آن طرفداری کرده یا بالعکس علم مخالفت با آن بردارند.
جنبش دانشجویی در ایران نیز از این قاعده کلی برخوردار است.
واقعیت آن است که این حالت جمود و بی تفاوتی عمدتاً بعد از پایان دوره اصلاحات در دانشگاه ها احساس می شود. به نظر می رسد بسیاری از اقشار و لایه های اجمالی جامعه به غلط یا درست انتظارات و توقعات بسیاری از جنبش اصلاح طلبی هشت ساله خاتمی داشتند.
از جمله گروه های اجتماعی که هم نقش مهمی در به وجود آوردن دوم خرداد و پیروزی خاتمی در سال 1377 داشتند و هم انتظار و توقعات زیادی از آن جنبش داشتند دانشجویان بودند و باز به غلط یا درست، دانشجویان احساس می کنند آن جنبش سرانجام به پایان رسید بدون آنکه به بسیاری از مطالبات آنان پاسخ داده باشد، به سخنی دیگر، ریشه وضعیت فعلی یا دلایل به وجود آمدن وضعیتی که امروزه در محیط های دانشجویی کشور پیش آمده، مقدار زیادی بازمی گردد به احساس ناامیدی که عدم پیشرفت اصلاحات در سطح کشور به وجود آورد. پاسخ این پرسش که رویکرد دانشجویان و جنبش دانشجویی در قبال انتخابات ریاست جمهوری پیش روی در ماه های آینده چگونه خواهد بود، بستگی به تداوم این احساس سرخوردگی حاکم در محیط های دانشگاهی دارد. اگر دانشجویان در مجموع احساس کنند انتخابات آتی چیزی را عوض نخواهد کرد، در آن صورت و علی القاعده مشارکت آنان خیلی فعال و پررنگ نخواهد بود. اگر بالعکس آنان روزنه امیدی پیدا کنند و به انتخابات به مثابه «فرشته» نجاتی بنگرند، حضور آنان در انتخابات همچون خرداد سال 76 خواهد بود.