تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۶۶۰۹۷

تحولات نظامى در قفقاز جنوبى با گشودن فصلى تازه در سیاست خارجى و امنیتى روسیه، روابط این کشور را از جمله با کشورهاى غربى و به ویژه با آمریکا وارد مرحله اى جدید کرد، به نحوى که بسیارى از تحلیلگران از جمله میخائیل گورباچف و ادوارد شوارد نادزه براى توصیف این شرایط از به کارگیرى اصطلاح «جنگ سرد جدید» هیچ ابایى ندارند. به گزارش ایراس، به اعتقاد آنها مهم ترین نشانه این جنگ، احیاء مسابقه تسلیحاتى است که نمود عینى آن را در نهایى شدن استقرار بخشى از سپر موشکى آمریکا در اروپاى شرقى از یک سو و سمت گیرى مجدد موشک هاى روسیه به سوى اهدافى در اروپا و احتمال قوى ایجاد یک پایگاه موشکى در کالینینگراد از سوى این کشور براى هدف قرار دادن سایت رادارى و موشک هاى آمریکا در لهستان و چک در سوى مقابل، به وضوح مشاهده کرد. در پى این تحولات و اصرار آمریکا به توسعه نفوذ ژئوپولیتیکى خود به حیات خلوت روسیه از جمله از طریق استقرار سپر موشکى بازگفته و برنامه ریزى براى عملیاتى کردن موج سوم گسترش ناتو به شرق با در دستورکار قرار گرفتن موضوع پذیرش گرجستان و اکراین در این نهاد، روسیه تدابیرى را براى مقابله با تهدیدات امنیتى از این ناحیه مطمح نظر قرار داده که طرح دکترین جدید سیاست خارجى و دفاعى روسیه از سوى مدودف را مى توان به عنوان راهنماى اقدام روسیه در این زمینه تعبیر کرد.
تحول در راهبردهاى خارجى و دفاعى روسیه
روسیه از ابتداى هزاره جدید به مدد تقویت مؤلفه هاى قدرت خود که عمدتا ناشى از سرازیر شدن پترودلارها به اقتصاد این کشور است، عزم خود را براى تبدیل شدن به عضوى فعال و مؤثر در عرصه بین الملل جزم کرده و بر تفاوت خود با روسیه دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰ م) که دخالت و موضع گیرى هاى آن در عرصه هاى منطقه اى و بین المللى به واسطه ضعف هاى آن محلى از اعراب نمى یافت تأکید دارد. با همین ملاحظه و ضمن التفات به تأثیر سایر متغیرها، یکى از دلایل اصلى اقدام روسیه به دخالت نظامى در اوستیاى جنوبى را مى توان ناشى از تمایل این کشور به بازتثبیت جایگاه سیاسى خود در حوزه شوروى سابق از یک سو و فهماندن عدم امکان نادیده گرفتن ملاحظات و منافع روسیه به ویژه در این حوزه به کشورهاى غربى دانست. روسیه با اقدام قاطع خود در پى آن برآمد که به غربى ها و به ویژه آمریکا بفهمانند که روسیه بیش از این انقباض ژئوپولیتیکى خود را بر نخواهد تافت و براى تأمین منافع خود در این زمینه حتى به اقدام نظامى نیز متوسل خواهد شد. دیمیترى مدودف در همین راستا و براى شفاف کردن رویه آتى روسیه براى حفظ منافع خود در مناطق مختلف جغرافیایى به ویژه در خارج نزدیک، اقدام به طرح اولویت هاى سیاست خارجى و دفاعى روسیه کرده که از آنها به عنوان دکترین عملى روسیه در این دو حوزه یاد مى شود.
دکترین سیاست خارجى مدودف
هرچند روسیه طى سال هاى اخیر به سبک کشورهاى غربى اقدام به انتشار اسنادى زیر عنوان دکترین سیاست خارجى مى کند، اما رئیس جمهور به عنوان آخرین تصمیم گیرنده و مسئول نهایى سیاست خارجى، خارج از رویه هاى رسمى اقدام به بیان اصول سیاست خارجى مى کند که از آنها نیز به عنوان اصول دکترین عملى سیاست خارجى یاد مى شود. با همین ملاحظه، دیمیترى مدودف اوائل شهریور طى سخنانى پنج اولویت سیاست خارجى روسیه را به تبع تغییرات در فضاى سیاست خارجى این کشور (در پى تحولات در قفقاز جنوبى) مطرح کرد که از آنها به عنوان دکترین عملى سیاست خارجى این کشور یاد مى شود. موارد اول و سوم این اولویت ها داراى لحنى ملایم است و طى آنها از پایبندى روسیه به موازین حقوق و هنجارهاى بین الملل، عدم تمایل این کشور به تقابل با هیچ کشورى در عرصه بین الملل و منزوى کردن خود در این عرصه صحبت به میان آمده است. اما بندهاى دیگر این دکترین که اسباب برخى نگرانى ها براى کشورهاى غربى شده، حاکى از عزم روسیه به تغییر وضع موجود در عرصه بین المللى و رویه تعاملى خود با سایر کشورها به ویژه کشورهاى غربى است. مدودف در یکى از این بندها بر این مهم تأکید کرده که روسیه نظم موجود بین المللى (به تعبیر وى نظم تک قطبى را به واسطه بى ثباتى و استعداد آن به ایجاد تنش) نمى پذیرد و این نظم باید به یک نظام چندقطبى تغییر ماهیت یابد. در بند دیگرى از این دکترین، مدودف بر حق روسیه به دفاع از جان و شأن شهروندان روسیه و همچنین منافع آنها «در هر کجا»، به عنوان یک اولویت غیرقابل اغماض نام برده است. در بخش دیگرى از این دکترین مدودف بر وجود منافع ویژه روسیه در برخى مناطق تأکید کرده است. هرچند وى اشاره اى به کجایى این مناطق نکرده، اما با التفات به تحولات اخیر در منطقه به نظر مى رسد؛ منظور اصلى او به ویژه گرجستان، اوکراین و سایر کشورهاى حاضر در حوزه جغرافیایى شوروى سابق باشد. مدودف در این دکترین تأکید کرده که آینده روابط بین الملل بستگى به دوستان و شرکاى روسیه دارد که حائز این انتخاب هستند که آیا منافع و حساسیت هاى روسیه را محترم شمارند یا خیر؟ همان طور که اشاره شد، بر اساس سنت هاى موجود در سیاست خارجى روسیه، اعلام این اولویت ها را مى توان دکترین عملى سیاست خارجى روسیه دانست. بر این اساس اقدام نظامى روسیه علیه گرجستان و اشغال بخشى از خاک این کشور را مى توان بخشى از تلاش عملى در راستاى تحقق همین دکترین ارزیابى کرد (هرچند طرح این اولویت ها بعد از جنگ روسیه - گرجستان صورت گرفته است). مخالفت با انقباض منافع ژئوپولیتیکى روسیه در منطقه قفقاز و مقابله با یکه تازى هاى آمریکا در حوزه هاى نفوذ سایر کشورها در مقام قدرت برتر جهانى از جمله موارد قابل انطباق اقدام روسیه در اوستیاى جنوبى با دکترین سیاست خارجى مدودف است. از آنجا که بسیارى از روس ها از جمله زمام داران فعلى این کشور همچنان با دیدگاه هاى ژئوپولیتیکى اقدام و رفتار مى کنند، لذا اقدام نظامى روسیه در اوستیاى جنوبى را نیز مى توان، فعلى از سوى این کشور در راستاى حفظ منافع خود در مناطقى دانست که این کشور در آنها براى خود منافع ویژه اى قائل است و همچنانکه از سوى برخى مقامات روسیه از جمله شخص مدودف اعلام شد، اقدام روسیه در اوستیاى جنوبى تلاشى براى حفاظت از جان و شأن شهروندان این کشور در این منطقه بود.
دکترین دفاعى مدودف
پس از اعلام اولویت هاى جدید سیاست خارجى، اخیرا مدودف اقدام به طرح اولویت هاى دفاعى این کشور در قالب دکترین دفاعى روسیه کرده است که از آن مى توان به عنوان تکمله اولویت هاى سیاست خارجى بازگفته وى یاد کرد. دکترین دفاعى مدودف نیز داراى پنج اصل اساسى است. در بند اول این دکترین وى با اشاره به ضرورت به سازى ساختار سازمانى و نوسازى توانمندى هاى دفاعى روسیه بر دستیابى تمام واحدهاى جنگى این کشور تا سال ۲۰۲۰ به «وضعیت آمادگى دائم» تأکید کرده است. او با اشاره به اینکه نیروهاى مسلح این کشور با وضعیت فعلى، امکان مقابله با تهدیدها و شرکت در جنگ هاى جدید را ندارند، اصلاح و بازسازماندهى سیستم فرماندهى و کنترل نیروهاى مسلح را نیز مورد تأکید قرار داد. در بند سوم این دکترین نیز بر ضرورت ارتقاء سطح آموزش و مهارت هاى پرسنل نظامى ارتش روسیه تأکید شده و در بند چهارم از ساخت سلاح هاى فوق پیشرفته و روزآمد به عنوان یک اولویت اساسى نام برده شده است. در بند پنجم این دکترین که به وضعیت پرسنل نظامى ارتش اختصاص دارد ضرورت افزایش حقوق نظامیان و بهبود وضعیت مسکن و رفع نیازهاى اجتماعى آنها مورد تأکید قرار گرفته است. به اظهار مدودف در صورت تحقق این پنج اصل، میزان آمادگى دفاعى روسیه به نحو قابل ملاحظه اى ارتقاء خواهد یافته و این کشور توانایى بایسته براى مقابله با تهدیدهاى احتمالى علیه امنیت و تمامیت ارضى خود را پیدا خواهد کرد. در بخش دیگرى از این دکترین بر ضرورت تقویت ظرفیت بازدارندگى هسته اى روسیه تا سال ۲۰۲۰ در ابعاد سیاسى و نظامى آن تأکید کرده که بر اساس آن نیروهاى مسلح این کشور باید تا این تاریخ هم به لحاظ سخت افزارى (تجهیز با سلاح هاى مدرن) و هم در بعد نرم افزارى (ساخت و تمهید سیستم هاى جمع آورى اطلاعات و جاسوسى) تقویت شوند. مدودف اعلام کرده بود؛ «تحولات قفقاز جنوبى نشان داد که یک جنگ بدون هیچ اعلامى و به طور ناگهانى مى تواند بروز یافته و به سطح منطقه اى گسترش یابد. اختلافات منطقه اى که از آنها زیر عنوان «اختلافات به بن بست رسیده» یاد مى شود نیز مى تواند به راحتى به یک جنگ تمام عیار نظامى تبدیل شود». اما به اعتقاد تحلیلگران غربى مقصود اصلى روسیه از این مانور نظامى، تقویت مهارت هاى خود براى پیگیرى سیاست خارجى تهاجمى، با سازوکار نظامى در سایر نقاط خارج نزدیک مشابه آنچه در گرجستان حادث شده است. برخى دیگر از تحلیلگران معتقدند این تمرین، تلاش روسیه براى افزایش مهارت هاى نظامى خود براى مقابله با ازسرگیرى احتمالى تنش هاى نظامى با تفلیس، به تبع کمک ها و تحریک هاى احتمالى آمریکا از این کشور است.
جمع‌بندى
هرچند مدودف سیاست مدارى از طیف لیبرال هاى کرملین است و سابقه دیدگاه ها و اقدامات سیاسى او نیز حاکى از عدم تمایل وى به تنش در سیاست خارجى است، اما به نظر مى رسد وى در حوزه سیاست خارجى و امنیتى به لحاظ تجربه و عدم تخصص کافى به نحو قابل ملاحظه اى زیر تأثیر طیف «سیلاویک »هاى کرملین است. زیر همین تأثیر دیدگاه وى به دیدگاه هاى «سیلاویک »هاى کرملین نزدیک شده که نمود عینى آن تأکید وى مشابه تأکید «سیلاویک »ها بر این مهم است که؛ «روسیه باید قوى و بزرگ باشد، و گر نه فلسفه وجودى آن زیر سئوال خواهد رفت و خارجى هاى طماع به منابع آن دست اندازى خواهند کرد». او به این موضوع نیز معتقد شده که روسیه براى بزرگ و قدرتمند بودن به سلاح هاى جدید هسته اى و برترى نظامى نیازمند است. او در دیدار با افسران نظامى ارتش تأکید کرد؛ نظم سابق بین المللى مرداد ماه و در پى تحولات قفقاز جنوبى به طور کامل از میان رفت و نظم جدید با مشارکت روسیه به عدالت و امنیت بیشتر در حال شکل گیرى است. با توجه به موارد بازگفته و با عنایت به رویکرد سخت غرب و روسیه به ملاحظات ژئوپولیتیک خود، به نظر مى رسد دکترین هاى جدید سیاست خارجى و دفاعى مدودف به عنوان راهنماى عمل این کشور در حوزه سیاست خارجى و دفاعى، بسترى براى سخت تر شدن تعامل روسیه و غرب بوده و زمینه را براى آنچه از آن به عنوان جنگ سرد جدید یاد مى شود، فراهم آورد.