ایلیا جزایری
پنجشنبه گذشته از قاهره پایتخت مصر خبر رسید که جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) با تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین برای پایان دادن به بیش از یک سال دو دستگی در صفوف گروههای فلسطینی و گروههای عضو سازمان آزادیبخش فلسطین، موافقت کرده است. سران جنبش فتح نیز پس از آن با برگزاری جلسه گفتوگویی رودررو با سران حماس موافقت کرده است. ژوئن سال گذشته نیروهای جنبشهای فتح و حماس پس از اینکه سران آنها به یکدیگر اتهاماتی نسبت دادند، با یکدیگر در نوار غزه درگیر شدند و پس از جاری شدن خون دهها نفر از اعضای دو گروه، حماس توانست بر رقیب پیروز شده و کنترل غزه را در دست گیرد و تنها کرانهباختری رود اردن به فتح واگذار شد. از آن زمان تاکنون دو جنبش در حالت قهر سیاسی و خصومت به سر میبرند و اقدام به دستگیری اعضای یکدیگر در مناطق تحت سیطره خود میکنند. چندی است که مصر وظیفه میانجیگری میان دو جنبش را بر عهده گرفته است و جلسات گفتوگویی را در پایتخت خود برای شنیدن نظرات گروههای درگیر برگزار کرده است. در این مسیر و با هدف «ایجاد آشتی ملی فلسطینی» قاهره نقشه راهی ارائه داده است. جدا از توافقات حاصل شده در روزهای اخیر و نتایج جلساتی که سران مصری برای شنیدن نظرات گروههای فلسطینی و نزدیکی بین آنها برگزار کرده است، آیا نقشه راه ارائه شده توسط قاهره عملی است؟
تلاشهای مصر با دیدارهای سرهنگ عمر سلیمان رئیس سازمان اطلاعات مصر با هیاتهای فلسطینی از گروههای مختلف با هدف ایجاد زمینهای ملموس برای آشتی ملی فلسطینی آغاز شد. قاهره با نفوذی که در فلسطین به ویژه نوار غزه دارد، خوب درک میکند که شکاف میان فلسطینیها پیش از همه اول به مصر ضربه وارد میکند. تلاشهای مصری بیش از هر چیزی از پایگاه منافع ملی خود ناشی میشود.
نقشه راه مصری
گفتوگوهای دوجانبه مصر با اکثر گروههای فلسطینی در دو ماه گذشته بیشتر تلاشی بود برای یافتن برنامهای سیاسی مشترک میان تمام گروههای فلسطینی با این امید که زمینهای برای گفتوگوهای فراگیر فراهم شود تا مسیر برای حمایت اتحادیه عرب از توافق اعلام شده گشوده شود. به علاوه این اهتمام عربی برای حلوفصل شکاف فلسطینی پس از آنکه تلاشهای پیشین در این مسیر به شکست انجامیده، جالب توجه است. نظام عربی آنچه را که اشغالگران در سایه این شکاف محقق میکنند را درک میکند و به خوبی میدانند دستاوردهای اسرائیلی تنها به فلسطین ختم نمیشود بلکه در درجه اول کشورهای همجوار آن را شامل خواهد شد. به همین دلیل وزرای امور خارجه عرب در گردهمایی هشتم سپتامبر خود در قاهره، به دقت وضعیت فلسطین را بدون اینکه تصمیماتی قاطع بگیرند، به بحث گذاشتند و به قاهره فرصتی بیش از 9 هفته دادند تا طرحی واضح و آشکار که تشکیلدهنده مواضع عربهای در خصوص وضعیت داخلی فلسطین باشد ارائه دهد. از همین رو به نقل از منابع فلسطینی، مصر طرحی برای پایان دادن به شکاف فلسطینی ارائه داده که «نقش راه مصری» نام گرفته است که برای اجرایی شدن نیاز به موافقت دو گروه فتح و حماس دارد.
طرحی پرابهام
بر مبنای اطلاعات موجود که برخی خبرگزاریها به نقل از منابع فلسطینی منتشر کردهاند، طرح مصری با شناخت اشتراکات میان گروههای اصلی فلسطینی گام برداشت تا بر پایه پاسخهای این گروهها به پرسشها و پیشنهادهای مصری «نقشه راه مصری» با چهار هدف به اجرا در آید: هدف اول تشکیل دولت انتقالی تکنوکرات از خارج از گروههای فلسطینی است. دولتی که توانایی اداره موقت فلسطین و پایان دادن به محاصره سرزمینهای آن را بیش از هر دولت تشکیل شده از گروههای فلسطینی داشته باشد. این دولت دو وظیفه دارد: اول زمینهسازی برای انتخابات پارلمانی و ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین است و دوم سر و سامان دادن به پروندههای وضعیت امنیتی. هدف دوم توافق بر سر میثاقنامه ملی فلسطین است که شامل چشماندازی سیاسی برای پایان دادن به اشغال سرزمینهای اشغال شده در جنگ 1967 توسط اسرائیل، حلوفصل مسئله آوارگان فلسطینی و پایان دادن به شکاف داخلی باشد. این طرح، طرحی جدید است که بیش از این، اینگونه مطرح نشده بود. هدف سوم در دیگاه مصری تاکید میکند که محمود عباس و سازمان آزادیبخش فلسطین موظف هستند مذاکرات با اسرائیل را که برپایه میثاقنامه ملی فلسطین که انتظار میرود مورد توافق قرار گیرد ادامه دهند. با وجود اینکه انتظار نمیرود که مذاکرات جاری میان دولت ایهود اولمرت نخستوزیر اسرائیل و گروه احمد قریع مذاکرهکننده فلسطینی به نتیجه برسد، اما به عقیده مصر مصلحت فلسطینی ایجاب میکند که این مذاکرات متوقف نشود و در آن بهگونهای عمل کرد که تا تشکیل دولت جدید در ایالات متحده آمریکا ادامه یابد.
هدف چهارم تشکیل سازمانهای امنیتی فلسطینی بر پایههای کارشناسانه است. مصر از ضرورت حضور نیروهای عربی و پشتیبانی مالی کشورهای عربی بر وضعیت امنیتی فلسطین و روند بنای سازمانهای امنیتی آن سخن میگوید. البته برخی از گروههای فلسطینی برای طرح حضور نیروهای عربی در فلسطین جایگزینی مطرح کردهاند که بر مبنای آن یک هیات ملی فلسطینی بر امنیت و بازسازی سازمانهای آن نظارت میکند و در این خصوص مانعی برای بهرهمند شدن از تجربههای عربی وجود ندارد. در مورد گذرگاه رفح، حد فاصل نوار غزه و مصر، مصریها در طرح خود تاکید میکنند که بازگشایی این گذرگاه نیازمند توافقی مشترک از سوی چند طرف از جمله اسرائیل است. بدینسان دیدگاه مصری برای پایان دادن به تنش و شکاف فلسطینی بر جملهای از پیشنهادها و راهحلهای مبهم استوار است و شاید چالش موجود در آن این است که این پیشنهادها نیازمند بحث و جدلی دراز است که چه بسا موافقت فلسطینی را با توجه به دور بودن از راهحلهای میانه با توجه به نقاط اختلاف فلسطینی- فلسطینی، به خود جلب نکند. بهطور مثال هنگامی که خواستار توافق بر سر میثاقنامهای فلسطینی با سقف سیاسی از پیش تعیین شده میشود یا مسئله تشکیل دولت تکنوکرات را مطرح میکند، ناظران مسائل فلسطین به خوبی آگاهند که هر دولتی اگر چه حاوی نیروهای تکنوکرات باشد، اما باید نیروهایی از گروههای فلسطینی از جمله حماس، فتح، جبهه خلق و چندی دیگر از گروهها را در خود جای دهد تا از موافقت این گروهها برخوردار شود.
به همین دلیل مواضع گروههای فلسطینی در برخورد با پیشنهادهای مصری متفاوت بود. برخی بهطور کلی از آن استقبال کردند و با برخی بندهای آن خجولانه مخالفت کردند. بهطور مثال عزامالاحمد رئیس فراکسیون حماس در پارلمان مصر با دید شک و تردید به طرح مصر نگریست و با بیان اینکه چهار هدف اعلام شده نیازمند توضیح و تفسیر بیشتری است گفت که هرگونه اقدام مصر بیش از انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده قابل ارجاع نخواهد بود. برخی دیگر از گروهها نیز بر ضرورت مشارکت همه گروههای فلسطینی از جمله گروههایی که در دروهای گذشته گفتوگوها شرکت نکردهاند، در گفتوگوهای جاری تاکید کردند. برخی دیگر چون جبهه خلق برای آزادی فلسطین از ضرورت مشارکت سوریه در کنار مصر در روند آشتی فلسطینی- فلسطینی سخن گفتند. به هر حال شرایط جاری بهگونهای است که به نظر نمیرسد توافقی زودهنگام میان گروههای فلسطینی حاصل شود. شاید باید بیشتر منتظر شد، چه بسا شاهد دورهای دیگر از تنشهای شدید فلسطینی باشیم و چه بسا با ایجاد تعدیلاتی توافقی در میان مدت صورت گیرد.