تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۶۶۱۷۶

ژیلا محمدى
پس از یک دوره کشمکش روسیه و غرب ، اکنون شواهد تازه اى از رویارویى امریکا و چین نمایان شده است. مواجهه دولت هاى غربى بویژه امریکا با چینى ها البته این تفاوت را دارد که این رشته کشمکش بدون سروصدا و با حالتى خزنده پیش مى رود. درست نقطه مقابل درگیرى امریکا و روسیه در گرجستان جبهه غرب تهاجمى علنى و پر سرو صدا را در ناحیه قفقاز سازمان دادند ،به نظر مى آید در برابر چین آنها از تاکتیک برخوردهاى غافلگیرانه و پیش بینى نشده استفاده مى کنند.
جبهه غرب در سیاست سنتى خویش براى انزواى چین اغلب از بحران هاى قومى این کشور مانند جدایى طلبان تبت بهره مى جست یا آنکه سعى مى کرد با دامن زدن به بحث حقوق بشر و تقویت اپوزیسیون این کشور ، چهره بین المللى پکن را مخدوش سازد. اما این بار آنها از مسیر بستن پیمان هاى امنیتى و استراتژیک با همسایگان چین براى محدود کردن قدرت غول آسیا خیز برداشته اند. به این صورت است که کاندولیزا رایس تور جدید دیپلماسى خویش را در سه کشور همسایه چین که هر کدام جایگاهى حساس در استراتژى پکن دارند گسترده است : هند ، تایوان و قزاقستان.
اگر براى روس ها ورود امریکا یا ناتو به قلمرو شوروى یک تهدید تاریخى است براى چینى ها که تمام تاریخ سیاست خارجى خویش را در « هراس از تسلط قدرت بیگانه» به سربرده اند پیوستن همسایگانش به پیمان هاى امنیتى که به حضور نظامى واشنگتن در خاور دور یا جنوب آسیا رسمیت مى بخشد حکم یک کابوس بزرگ را دارد.
کافى است در نقشه جدید دیپلماسى رایس به موقعیت سه کشورى که هدف پیمان هاى استراتژیک رایس قرار گرفته اند نگاه شود. هم اکنون دیپلماسى امریکا بیشترین سرمایه گذارى را براى جذب هند به اردوى متحدان خویش اختصاص داده تا حدى که خود بوش براى بر چیدن موانع این کار وارد میدان شده است.
راندن هند به گود توازن قدرت
کاملاً روشن است که چرا نومحافظه کاران امریکا در آخرین روزهاى زمامدارى بوش این همه براى نفوذ در سیاست هند تقلا مى کنند. آنها دریافته اند که ایستادن دهلى در سکوى دوستان روسیه یا شرکاى چین ، توازن قدرت را براى همیشه به ضرر آمریکا و غرب بر هم خواهد زد. کشورى که براى چندین دهه سابقه دوستى روس ها را دارد. دهلى نو اگرچه در سال ۱۹۹۱ میلادى و به دنبال آغاز اصلاحات بازار خود، در سیاست خارجى اش نیز تجدید نظر کرد و به بهبود روابط با آمریکا روى آورد. اما همچنان در صدر لیست شرکاى روسیه قرار دارد و دیگر قدرت هاى آسیایى نیز به دلیل تاریخ مبارزات استقلال طلبانه این کشور به دیده احترام به آن مى نگرند.
تلاش رسمى امریکا براى تغییر ساختار سیاست دهلى از ۲۰۰۵ شروع شد که امریکا اولین پیش نویس یک پیمان هسته اى را ارائه کرد. از همان زمان ناظران سیاسى بر این باور بودند که هدف اصلى پافشارى امریکا براى نهایى کردن قرارداد هسته اى با هند، مقابله با قدرت روز افزون چین است اگرچه دهلى نو در این میان وارد شدن به تنشهاى میان واشنگتن و پکن را نفى مى کرد بارها ادعا کرده که قصد وارد شدن در بازى هاى توازن قوا در آسیا یا خارج از آسیا ندارد. جالب است که حتى برخى دیپلمات هاى هندى گفته اند مى توان کمک هاى امریکا را دریافت کرد و قدرت گرفت اما از مقابله با چین اجتناب ورزید. اما سیر وقایع در روابط دهلى و امریکا آهنگى خلاف ادعاهاى دهلى داشت. واشنگتن با پیمان هسته اى پاى هند را به بازى توازن قدرت ها کشاند و با تلاش بى وقفه امریکا در ماه جارى میلادى، حتى گروه کشورهاى تأمین کننده هسته اى ناگزیر شد با لغو ممنوعیت تجارت جهانى هسته اى با هند، به رغم خوددارى دهلى نو از امضاى معاهده ان.پى.تى موافقت کند.
اکنون پس از امضاى این پیمان سران امریکا بر این باورند که با حضور در دهلى چند هدف را همزمان فتح کرده اند. امریکا از رهگذر این توافقنامه منافع سرشار اقتصادى به دست خواهد آورد و بخش بزرگى از بازار انرژى هسته اى غیر نظامى هند را در اختیار خود خواهد گرفت. پیش بینى مى شود ارزش این بازار ده ها میلیارد دلار باشد و در گام دیگر آنها به آرزوى دیرین براى تغییر در ساختار ژئوپلیتیک منطقه نزدیک شده اند.
بهره گیرى از دهلى نو به عنوان وزنه اى در مقابل پکن و مسکو از اهداف دیرین کاخ سفید بوده است ‎/ نکته قابل تأمل این است که امریکایى ها از پیشینه کشمکش هاى هند و چین آگاهى دقیق دارند و مى دانند که به لحاظ تاریخى هند نگرانى هاى خاص خود را در مورد روابط با چین دارد. آنها به عنوان دو همسایه بزرگ و رقیب هم هستند. از مناقشات مرزى گرفته تا حوزه انرژى با یکدیگر رقابت دارند. در عین حال هند از حمایت هاى چین از پاکستان نیز نگران است. به همان نسبت که امریکا اکنون از اوضاع پاکستان نگران است و به دنبال یافتن اهرم سیاسى براى اعمال فشار بر اسلام آباد است.
پل استراتژیکى که نباید به دست روس و چین بیفتد
درست است که جایگاه هند در سیاست جهانى فراتر از قزاقستان است اما این کشور پانزده میلیون نفرى در نگاه روس ها و چینى ها همان ارزش هاى استراتژیک هند را دارد.
قزاقستان بیشترین ذخایر نفتى ثبت شده را در منطقه دریاى خزر در اختیار دارد و یکى از مهمترین منابع بالقوه براى تأمین نفت خام آسیا و بازارهاى غربى به شمار مى رود، علاوه بر اینها با روسیه و چین هم مرز و از جنوب به کانون بحران آسیاى مرکزى یعنى افغانستان نزدیک است. اما عامل دیگرى که این کشور را به هدف تازه دیپلماسى امریکا تبدیل کرده بحران قفقاز است، قزاقستان تاحدودى از حمله روسیه به گرجستان حمایت کرد اما از پیوستن به مسکو در به رسمیت شناختن استقلال دو منطقه جدایى طلب آبخازى و اوستیاى جنوبى خوددارى کرد.
امریکا در حالى قزاقستان را به بستن پیمان دوستى فراخواند که روسیه پس از حمله ماه اوت به گرجستان ، کشورهاى همسایه را به سوى اتخاذ جبهه واحد در برابر پیشروى ناتو سوق داد، تا حدى که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا در بحبوحه نگرانى ها درخصوص گرجستان و افغانستان مى گوید، «قزاقستان به عنوان محور اصلى سیاست امریکا در آسیاى مرکزى باقى خواهد ماند ما هیچگونه پیشنهاد را درخصوص ایجاد یک دامنه نفوذ ویژه نمى پذیریم و مشتاقانه به دنبال تقویت روابط خود با قزاقستان هستیم.»
اکنون سران قزاق نیز براى فرونشاندن نگرانى مسکو و پکن همان توجیهات هندى ها را پیش کشیده اند. همتاى قزاق رایس گفته قزاقستان با همه آنهایى که علاقه مند به این کشور استراتژیک سرشار از نفت هستند دوست باقى خواهد ماند. تاژین تصریح کرده ما تماس هایى عالى با روسیه داشته ایم. امریکا نیز یک شریک استراتژیک است.
پاداش ۶ میلیاردى به مخالفان چین
گام سوم امریکا براى مهار چین در نقطه اى برداشته شد که عمق امنیت ملى چین به حساب مى آید. بستن قرارداد شش میلیارد دلارى با تایوان به باور اغلب ناظران بزرگترین حرکت امریکا براى محدود کردن قدرت جهانى چین است ‎.کاخ سفید با این اقدام پیامى روشن به چین داده مبنى بر این که امریکا همواره از دولت تایوان حمایت مى کند و تلاش هاى رئیس جمهور جدید تایوان براى تقویت روابط اقتصادى با امریکا پایگاه وى را تقویت خواهد کرد.
این حرکت کاخ سفید پس از آن صورت گرفت که منابع پنتاگون در گزارش هاى مکرر خویش مدعى شدند که چین به دنبال سیطره بر تایوان است و این امر راه را براى نقش جهانى چین باز مى کند و به همین دلیل امریکا باید مانع سیطره چین بر تایوان شود. پنتاگون با اشاره به سرمایه گذارى گسترده چین در عرصه موشک هاى دوربرد، سپر موشکى ، مخابراتى و فضایى از کنگره خواست به چین اجازه ندهد با امریکا رقابت کند. به عبارتى قرارداد تاریخى اخیر امریکا با تایوان حاصل اندیشه و دیدگاه کسانى است که معتقدند توانایى هاى نظامى چین نگران کننده است. آنها بر این نظرند که چین قصد دارد نیروهاى خود را در منطقه اقیانوس آرام مستقر کند.
پیش بینى مى شود چین تا سال دو هزار و پانزده علاوه بر داشتن بیست موشک حامل کلاهک هسته اى کنونى، صاحب صد موشک حامل کلاهک هسته اى دیگر شود، موشک هایى که امریکا را در تیررس خود قرار خواهند داد. بر اساس نظر برخى از مسئولان و کارشناسان امریکایى، چین در دوران کنونى به دنبال ایفاى نقش بیشترى در منطقه جنوب شرق آسیا و به چالش کشیدن اقتصاد امریکا در مناطق مختلف جهان است و در آینده از مهم ترین قدرت هاى بزرگ در دستیابى به منابع انرژى در آفریقا، آسیا و خلیج فارس خواهد بود و با سرمایه گذارى یک تریلیون دلارى خود در امریکا در واقع به دنبال توسعه نفوذش درعرصه بین المللى است.
این اندیشه ها از سوى افراد نومحافظه کارى ارائه شده که در رأس آن پل ولفوویتز قرار دارد که پس از استعفایش از بانک جهانى از سوى رایس در سمت رئیس این شورا قرار گرفته است . البته این دیدگاه پس از پایان جنگ سرد و قبل از حملات یازده سپتامبر به امریکا در وزارت دفاع امریکا وجود داشت و اعتقاد داشتند که امریکا باید برترى نظامى خود را بر تمام کشورهاى جهان حفظ کند و هیچ کشور دیگرى نباید با امریکا رقابت کند. جناح ضد چین در وزارت خارجه امریکا البته یک توجیه تازه تر براى قبولاندن اندیشه خویش بر کاخ سفید و کنگره یافته است و آن بر هم خوردن پیمان همکارى هسته اى امریکا و کره شمالى. آنها مدعى هستند که رشته هدایت سیاست پیونگ یانگ در دست پکن است و با خط دهى سران چین است که کیم ایل جونگ راه تقابل با امریکا را پیش گرفته است. به این صورت آنها امیدوارند که با دادن پاداش ۶ میلیاردى به مخالفان پکن در تایپه گره کشمکش هسته اى در شبه جزیره کره گشوده شود.