سلیمان حیدرپور
کمى آن سوى نزاع ارتش پاکستان با طیف طالبان محلى در منطقه سرحدات، نزاع خونین دیگرى جریان دارد که قربانیانش طیف شیعیان هستند. حدود نیم میلیون شیعه در منطقه پاراچنار چند ماهى است که یکى از بى رحمانه ترین تسویه هاى قومى و مذهبى را تجربه مى کنند. تفاوت جنگى که آهنگ شیعه زدایى دارد با نزاع قدرت طالبان محلى و ارتش پاکستان در این است که این فاجعه به معناى واقعى یک جنگ لجام گسیخته است به این معنا که اولاً خشونت و بى رحمى در آن هیچ اندازه و حدى ندارد و دوم این که دولت ، رسانه ها و نخبگان پاکستان و دیگر محافل جهانى ، دست نیروهاى جنگ طلب و خونریز را در این میدان باز گذاشته اند.
جنگ هاى پاراچنار از این نظر با همه جنگ هاى منطقه اى تفاوت دارد که هیچ انعکاسى در رسانه ها و محافل جهانى ندارد. این در حالى است که هر روز چندین اکیپ از گزارشگران و اصحاب رسانه راهى ناحیه سرحدات که پاراچنار نیز آنجا واقع است مى شوند و ده ها خبر از اوضاع جنگى این مناطق روى آنتن رسانه ها مخابره مى شود اما هیچ جا سخنى از فجایع ضد انسانى پاراچنار که عمق و دامنه اى بیش از نزاع هاى دیگر دارد، به میان نمى آید.
پاراچنار امروز کانون اجراى عجیب نوعى پاکسازى مذهبى است. در این تسویه خونین ، ردپاى بسیارى از جریان هاى قومى و سیاسى را مى توان به چشم دید. این پروسه تنها به تعقیب و گریز فعالان شیعه پاراچنار محدود نمانده و تا مرحله کوچ اجبارى خانواده هاى شیعه و انهدام زیر بناى جامعه شیعه که قدمتى ۲۰۰ ساله دارد پیش رفته است. در عقبه این پروژه دهشتبار همه طوایف منسوب به طالبان و قدرت هاى حامى آنها ایستاده اند که هم ادعاى سیادت و مالکیت بر سرحدات دارند هم این که وجود و بقاى شیعیان دراین ناحیه را یک تهدید براى خویش مى بینند و براى از میان برداشتن آنان از هیچ اقدامى فروگذار نمىکنند.
شیعهستیزى در پاراچنار در یک سال اخیر ابعادى سازمانى پیدا کرده است به نحوى که طیف ناصبى ها و طایفه یزیدى ها، در همین ماه مبارک رمضان که پشت سرگذاشتیم روزى نبود که جنایت تازه در محله هاى شیعه نشین این منطقه نیافرینند دریغا که قلم و زبانى براى روایت چگونگى و چرایى این پروژه انسان ستیزى و شیعه کشى حرکت نمىکند.
سرچشمه فتنه هاى مذهبى: جریان تسویه مذهبى وقومى شیعیان پاراچنار را همان نیروهایى هدایت مى کنند که اکنون خود را فرمانرواى مطلق مناطق قبایلى پاکستان مطرح کردند. در واقع ریشه بحران در پاراچنار به اینجا برمى گردد که از زمان رشد و ظهور جریان طالبانیسم در مناطق مرزى پاکستان و افغانستان عرصه براى حیات سیاسى و اجتماعى قومیت هاى دیگر از جمله شیعیان در این ناحیه تنگ تر شد. متحدان طالبان در این منطقه از ابتدا به تسخیر پاراچنار چشم طمع داشتند. امروز که نزدیک یک دهه از ظهور طالبانیسممى گذرد شیعیان این منطقه خود را در یک محاصره همه جانبه مى بینند. براى روشن شدن ابعاد این مسئله کافى است به موقعیت سوق الجیشى پاراچنار نگاه شود. این شهر اکنون مرکز کُرَّم ایجنسى است ، کرم ایجنسى امروز در نگاه ناظران کانون اصلى نزاعى است که همزمان ارتش، گروهاى قومى و نیز نیروهاى امریکایى در آن دخیل هستند مناطق قبایلى که در پاکستان ایجنسى گفته مى شوند، شامل کرم، اورک زیى، باجور، مهمند، خیبر ، قلعه کندى و وزیرستان است. به این صورت روشن است که سران فرقه هاى افراطى با نگاه به موقعیت جغرافیایى پاراچنار ونقشى که این شهر در نقطه تلاقى مرز پاکستان و افغانستان یعنى محل اتصال ایالت هاى پشتون نشین دو کشور دارد سوداى سلطه بر آن را در سر مىپرورانند.
لذا مشخص است که چه عناصرى پشت کشتارهاى فجیع پاراچنار قرار دارد. در پیشانى این جریان ، تندروهایى قرار دارند که منابع تغذیه آنها اعراب ثروتمند و شاخه هایى از تشکیلات امنیتى پاکستان هستند. منابع شیعه پاراچنار اخیراً شواهدى از مداخله عناصر کلیدى در دولت پاکستان در پشت صحنه این حوادث ارائه کرده اند. با حمایت همین طیف از نیروهاى دولتى است که تندروها سیاست تبعیض علیه شیعیان پاراچنار را دراعطاى مناصب منطقه اجرا کرده اند. بر طبق این اسناد جوخه مرگ پاراچنار موسوم به «گروه عید نظر» آشکارا متکى بر حمایت بخشى از تشکیلات نیروهاى امنیتى است. نقش این نهاد در وقایع پاراچنار زمانى لو رفت که عید نظر به عنوان دبیر «انجمن فاروقیه» انتخاب شد و این انجمن رسماً به تروریست ها سپرده شد و به عید نظر و دوستانش اجازه تام داده شد که با احیاى تفکر یزیدى منطقه امن پاراچنار را ناامن کند. به نحوى که فرماندار کرم ایجنسى «سلیم خان» قبل از ترک پاراچنار در یک کنفرانس مطبوعاتى در ژانویه سال ۲۰۰۷ اظهار داشت که «در ۲۰۰۷ نقشه پاراچنار تغییر خواهد کرد!» برخى دیگر از مقامات پیشین دولت در دوره مشرف گفته بودند که قرار است در سال هاى آینده طالبان در این منطقه حضور گسترده پیدا کنند...
اگر هیچ دلیلى براى مشارکت برخى عوامل تندرو حکومتى در وقایع خونین پاراچنار پیدا نشود همین نکته که ارتش و دولت پاکستان در دوره مشرف هیچ اقدام عملى براى مهار تروریست ها و جلوگیرى از موج کشتار شیعیان انجام ندادند خود گواهى بر جانبدارى از نیروهاى مهاجم است.
انهدام قومى در میان سکوت
هنوز گزارش هاى دقیق جنایاتى که نیم میلیون شیعه ساکن پاراچنار متحمل شده اند منتشر نشده است و آنچه گفته و نوشته شده فقط شمه اى از فجایعى است که با هدف انهدام جمعیت این منطقه و از میان بردن زیر ساخت حیات شیعیان آن صورت پذیرفته است. تا کنون هیچ سازمان و انجمن بین المللى، واکنشى نسبت به اوضاع این منطقه شیعه نشین از خود نشان نداده اند. از یک سال گذشته شیعیان به طور مستمر مورد حمله طیف یزیدى ها و و طالبان محلى مناطق پیرامون بوده اند. بر اساس آنچه منابع خبرى سرحدات نقل کرده اند همه سرکوب ها وعملیات ها علیه شیعیان دراین منطقه به سبعانه ترین روش هاى آدم کشى انجام شده است به گونه اى که گفته مى شود در هر حمله اى افراطیون به محض پى بردن به هویت شیعى افراد آنها را به بدترین نحو ممکن به شهادت مى رسانند.در ماه مبارک رمضان تلخ ترین صحنه ها بر کوى و برزن پاراچنار نقش بست، راه هاى منتهى به پاراچنار همچنان بسته شد و بحران غذایى و دارویى، باعث سوء تغذیه خردسالان و بیماران گردید و عده زیادى از کودکان و سالخوردگان با خطر مرگ مواجه شدند.
در بحبوحه این جنایات یکى از علماى شیعه در نامه اى خطاب به شخصیت هاى جهان اسلام از وقایع ناگوار این منطقه پرده برداشت او نوشت: در طول تاریخ همواره شاهد نزاع پشتون ها یا با بقیه اقوام یا با همدیگر بوده ایم، گویا نزاع و جنگ جزو لاینفک زندگى قبایل این منطقه شده است، خصوصاً که مولوى ها و مفتى ها بر این گونه جنگ ها اسم «جهاد» بگذارند. او در ادامه نامه خود مى افزاید: مردم شهر «کرم» متشکل از قوم طورى و سادات مى باشند، «طورى ها» با «منگل» و «جاجى» پسر عمویند و همه متعلق به قوم پشتون، این سه قبیله از یک قوم اند و همواره در جنگ و درگیرى بسر مى برند.
وهابى ها شیعه را کافر دانسته و خونش را مباح! در کنار نامه این روحانى ده ها روایت دیگر از فرایند کشتار شیعیان پاراچنار گویاى این واقعیت است که عوامل این فجایع از روش هاى ایدئولوژیک وهابیت و القاعده بهره جسته اند. مصادیق این نزاع ایدئولوژیک در برخى رسانه هاى پاکستان فاش شده است.
متأسفانه در تحلیل حوادث سیاسى سرحدات همه نگاه ها به سمت دعواى امریکا با شبه نظامیان پاکستان دوخته شده و همه جا بحث از این است که قدرت یابى افراطیون در نواحى قبایلى و مرزى پاکستان چه تهدیداتى را متوجه موقعیت طرف هاى غربى و یا ارتش و دولت مرکزى اسلام آباد مى سازد. با این فرضیه براى محافل جهانى مهم نیست همین فرقه گرایان در این نواحى قبایلى چه ویرانى ها و مصائبى را بر مردم منطقه به ارمغان آورده اند.
اکنون نهادهاى مسئول حقوق بشر در فجایع پاراچنار با این سؤال روبرو هستند که دلیل این همه سکوت در برابر کشته شدن صدها فرد بى گناه و بى خانمانى هزاران ساکن نواحى کرم ایجنسى چیست. این سؤال گریبانگیر رسانه هاى خبرى نیز هست رسانه هایى که کوچکترین حادثه تروریستى در سرحدات را با شعاع وسیع انعکاس مى دهند اما از کنار ده ها عملیات تروریستى که در آن ده ها نفر به بدترین وضع شکنجه و حتى مثله مى شوند به راحتى مى گذرند. براستى چرا کشتار جانکاه دانش آموزان معصوم شیعه پاراچنار به دست شرکاى طالبان هیچ انعکاسى در جراید و شبکه هاى رسانه هاى جهان پیدا نکرد.