دکتر محمدرضا جمالی
«شما اگر کار مطبوعات را با کار هر استاد، معلم، واعظ و گویندهای مقایسه کنید خواهید دید این کار برتر و مهمتر است و همین کافی است برای اینکه ما برای مطبوعات و جامعه مطبوعات حساب ویژهای را در ذهن خودمان باز کنیم و توقعات ویژهای از آنها داشته باشیم.
به هر حال، صاحبان مطبوعات هم باید با همین محاسبه، اهمیت کار خود را مورد توجه قرار دهند. مطلب بعد این است که کار مطبوعات به خاطر تأثیری که بر روی ذهن و به تبع آن عمل و رفتار یک مجموعهای از مردم دارد، نمیتواند به عنوان یک شغل محض و کاسبانه مطرح بشود. مطبوعات اهدافی دارند که اگر روزنامه یا نشریهای از آن اهداف که با مسئولیت آنها متناسب است کنارهگیری بکند، مثل طبیبی میماند که معالجه را از برنامه کار خود حذف کند»
رهبر فرزانه انقلاب
در جهان امروز اهمیت کار رسانهای بر کسی پوشیده نیست و رسانههای مکتوب و الکترونیکی مرزها را در هم نوردیده و مسافت را به صفر رساندهاند. در این فضای بوجود آمده، رسانهها به عنوان جریانهایی پر اثر به خلق فرهنگ میپردازند و افکار عمومی جامعه را شکل میدهند.
حال با این قدرت تأثیرگذاری، رسانهها باید چگونه باشند و مطبوعات به صورت اخص باید چگونه عمل کنند؟
یکی از افتخارات مطبوعات ما وجود قانونی است که برای آن «رسالت» مشخص کرده است و فصل دوم این قانون از عنوانی با نام «رسالت مطبوعات» بهره گرفته است.
اگر بخواهیم به بندهای آن اشارهای نماییم باید روی موارد زیر تأکید کنیم:
1- روشن ساختن افکار عمومی
2- پیشبرد اهداف قانون اساسی
3- نفی مرزبندیهای کاذب
4- مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری
5- حفظ و تحکیم سیاست «نه شرقی ـ نه غربی»
رسالت مطبوعاتی برای مطبوعات هدف و راه مشخصی قایل شده است و آنها را در عین آزاد بودن رها و بیبند و بار ندیده است، بنابراین رسانههای مکتوب در نظام جمهوری اسلامی متعهد به آزادیای هستند که آن از متن و خواست مردم از طریق انقلاب اسلامی هدیه شده است.
مطبوعات نه تنها باید از طریق وجه سلبی از هرگونه حرکتی که مغایر با رسالت خود میباشد پرهیز کنند، بلکه در طریق ایجابی نیز باید در این مسیر گام نهند؛ اما اگر نیمنگاهی به برخی روزنامهها و رنگیننامههایی که در قالب هفتهنامه و دوهفتهنامه منتشر میشوند بیندازیم، این رویه را نمیبینیم و متأسفانه وجه ساختارشکنانه بر آنها مستولی میباشد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطابق مواد 12 و 45 قانون مطبوعات و هیأت محترم نظارت نیز مطابق ماده 45 نقش نظارتی و هدایتی و حتی حمایتی دارند، اما نه تنها حرکت رضایتمندی در شرایط حاضر دیده نمیشود، بلکه نقش آگاهیدهی و هدایت جامعه در برخی رسانهها به فراموشی سپرده شده است.
ترویج و رفتار سطحی، اجتماعی، بیبندوباریها، غفلت از یک سو در برخی رنگیننامهها و زیر سوال بردن حکومت دینی و ترویج سکولاریسم و ابعاد آن و مطرح نمودن و ترویج چهرههای مخالف با نظام از مهمترین وجههایی است که در شرایط حاضر براحتی میتوان در مطبوعات دید.
به نظر میرسد عدم وحدت رویه در تصمیمسازی فرهنگی و اجراهای سلیقهای در دستگاه متولی فرهنگی کشور موجب شده تا در زمانی که مدیریت اجرایی در دست اصولگرایان میباشد به نوعی شاهد نابسامانیهای فرهنگی باشیم که جریان خزندهای که به مقابله با ارزشهای ملت پرداخته است، همسان و همسو باشد.
پس بد نیست یک بار دیگر از خود سوال کنیم تا چه حد با رسالت مطبوعات آشنا هستیم و چه اندازه در برطرف نمودن نگرانی متدینین گام نهادهایم؟