اصطلاح ژئوپلتیک اولین بار توسط رودلف کیلن (Rudolf kiellon) جغرافیدان سوئدی (1923ـ 1864) بکار برده شد. در ژئوپلتیک (سیاست جغرافیایی) نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل بررسی میشود و در یک تحلیل واقعبینانه ژئوپلتیک برای دادههای طبیعی، باید اهمیت محدودی قائل شد ولی در میان پدیدههای محیطی هیچ پدیدهای مانند انسان نمیتواند در سرنوشت سیاسی نقش داشته باشد.در یک تحلیل ژئوپلتیکی سعی بر این است که میان مراکز قدرت بینالمللی و منطقهای و موقعیت جغرافیایی منطقه مورد بحث، رابطه برقرار نمود. در نظریه ژئوپلتیکی ساختار جغرافیایی منطقهای که در آن قدرت اعمال میشود، از اهمیتی ویژه برخوردار است. در این زمینه صاحبنظران روابط بینالملل به منظور تبیین موضوع از قیاس با شطرنج بهره گرفته و برای هر بازیکن "نه تنها تعداد و نوع مهرههایی ـ که دارد مهم است، بلکه نحوه قرار گرفتن آنها نسبت به مهرههای رقیب هم اهمیت دارد." بنابراین باید گفت: هر منطقه که به دلیل ساختار جغرافیایی خود مورد توجه قدرتهای رقیب قرار گرفته و بتواند در برقراری و یا برهم زدن آن مؤثر باشد، از اهمیت ژئوپلتیکی برخوردار میباشد.
اهمیت ژئوپلتیکی یک منطقه ذاتاً یک عامل مثبت و یا منفی نیست، بلکه میزان این اهمیت بنا به خواست مردم منطقه، اتحاد و همبستگی آنها در مقابله با ترفندهـای رقیبب و یا برعکـس رقـابت و در سیزده سال اول بعثت که پیامبر(ص) در مکه زندگی می کردند، مسجدالاقصی در بیت المقدس قبلة اول مسلمین بودبرخی سیاستمداران بریتانیایی احساس می کردند که حضور یک دولت یهودی دوست در منطقه فلسطین نزدیک کانال سوئز که شاهرگ حیاتی امپراطوری است، فوائد استراتژیک در برخواهد داشت کشمکش آنها با یکدیگر تغییر میکند. در نتیجه در بعضی از موارد، قدرت آفرین و در موارد دیگر عامل ضعف و عقبماندگی است.هدف این مقاله نگرش به قدس از دیدگاه مذکور با تمامی ویژگیهای جغرافیای سیاسی این منطقه خاص از خاورمیانه و ابعاد دیگری که به آن خاصیت ژئوپلتیک بخشیده است، میباشد. در این مقاله در پایان هر بخش نیز سعی شده با جمعبندی مختصری زمینه را برای بحث و بررسی بخش بعدی آماده سازد.
1. تاریخچه بیت المقدس
سرزمین فلسطین که در قدیم کنعان نام داشت دارای 25000 کیلومتر مربع مساحت و در ساحل شرقی دریای مدیترانه و در مجاورت کشورهای مصر، سوریه، اردن و لبنان قرار دارد. فلسطین سرزمینی حاصلخیز و دارای آب و هوای معتدل است. این منطقه محل ظهور پیامبران بزرگی چون عیسی(ع)، موسی(ع) و محل عبور و زندگانی حضرت ابراهیم(ع) بوده است و از نظر موقعیت ژئوپلتیک نیز بسیار حساس استراتژیک است.شهر اورشلیم یا بیتالمقدس قدیم بر فراز تپههایی بنا گردیده است که با معبد یهوه بر بالای کوه موریا قرار دارند. بیتالمقدس از مکانهای مهم فلسطین است که کوه صهیون و کوه زیتون از شرق و غرب آن را احاطه کردهاند.در هنگام حکومت فرعون بر مصر و پیش از ظهور موسی(ع)، اسرائیلیان جمعیت بنیاسرائیل را از سرزمین مصر برای بردن به ارض موعود، به حرکت درآوردند که پیمودن این مسافت چهل سال بطول انجامید.پس ازموسی(ع)، یوشع جانشین وی برای عبور دادن بنی اسرائیل از اردن مهیا شد و پس از آنکه این قوم به شهرهای جدید رسیدند دست به غارت و کشتار اهالی زدند که پادشاه اورشلیم با شاهان پنج شهر دیگر متحد شده و با یوشع و بنیاسرائیل جنگیدند که همگی شکست خورده و توسط بنی اسرائیل به دار آویخته شدند. اما قوم فلسطین در مقابل آنان مقاومت کرد و سرانجام بنیاسرائیل را مغلوب ساخت. طی چند جنگ خونین قوم فلسطین همواره بر آنان پیروز میشد اما پس از جنگهای فراوان، سرانجام بنیاسرائیل قدرت گرفته و بر شهرها مسلط شدند و در حدود هزار سال پیش از میلاد، حضرت داود(ع) توانست اورشلیم را از دست فلسطینیان خارج کند و بیتالمقدس یا خانه خدا را در آنجا بنا کند، که این بنا توسط حضرت سلیمان تکمیل شد. بیتالمقدس، حدود 1100 سال پس از بنای کعبه در مکه به دست ابراهیم(ع) و 970 سال پیش از میلاد مسیح ساخته شد. حضرت داود با چهارده نسل شجرهاش به حضرت ابراهیم بنیانگذار کعبه میرسد و به روایت انجیل متی، حضرت عیسی(ع) پس از بیست و هشت نسل، شجرهاش به داود ختم میشود و بدین ترتیب پس از نزول آیه تغییر قبله به پیامبر اسلام(ص)، مکه (کعبه) حرم اول و مسجدالاقصی (قدس) حرم دوم موحدان گردید.
در زمان حضرت داود(ع) تابوت عهد را به کوه صهیون آوردند و برای نگهداری آن قربانگاهی بنا نمودند. این تابوت مدتی به دست فلسطینیان فاتح افتاده بود که دوباره آن را به بنیاسرائیل بازگرداندند و تا زمان حضرت سلیمان در کوه صهیون نگهداری میشد، اما پس از تکمیل بنای بیتالمقدس تابوت را به قدس انتقال دادند. حضرت سلیمان(ع) چهل سال سلطنت کرد و آرامش را به قدس بازگردانید؛ اما پس از او، دوباره ظلم و غارت بنیاسرائیل آغاز شد. حدود هفتصد و سی سال پیش از میلاد شلمنصر به اسرائیل تاخت و عدهای از آنان را اسیر کرد و به جای آنها بابلیان را در سرزمین اسرائیلیان اسکان داد و دوباره کشور یهود در زمان بختالنصر در سال 586 پیش از میلاد مورد حمله آشوریان قرار گرفت که منجر به انحطاط و اسارت بنیاسرائیل شد، پادشاهی یهود برانداخته شد و مردم اسرائیل پراکنده یا اسیر بابل گشتند و مهاجمین معبد سلیمان را ویران ساختند.پیامبران بعدی یهود: مانند ارمیا، اشعیا، دانیال (که مزار او در شوش است) و ... که شاهد ویرانی اورشلیم و رنج و اسارت یهود بودند و آنان را دلداری میدادند، پیوسته وعده رهایی و بشارت ظهور منجی بزرگ را میدادند که اشعار و سخنان آنان در عهد عتیق مضبوط است. در این زمان کورش پادشاه هخامنشی از مشرق ظهور کرد و سرزمینها را یکی پس از دیگری مسخر خود میساخت که این امر سبب خوشحالی یهود و رهبران آنها شد. سرانجام کورش، بابل را نیز تسخیر کرد و یهود و بنیاسرائیل را آزاد ساخت و به فلسطین و اورشلیم بازگرداند. کورش با همه اقوام و مذاهب مدارا میکرد و به دستو او خانه خدا دوباره بازسازی شد. آسایش اورشلیم تا پایان سلطنت داریوش سوم ادامه داشت تا اینکه اسکندر مقدونی در حدود 323 سال پیش از میلاد، حمله به ایران، مصر، سوریه و فنیقیه و فلسطین را آغاز کرد و ویرانیها و قتل و غارت فراوانی به بار آورد و گنجینههای ایران را به غارت برد.پس از اسکندر، جانشینان او بر فلسطین مسلط شدند. از سال 63 قبل از میلاد، دوره تسلط رومیان آغاز شد که پس از جنگهای فراوان، بر ارمنستان و قسمتی از آسیا و آفریقا و سپس سوریه و فلسطین حمله بردند و دوازده هزار یهودی را کشتند و دیوارهای شهر را ویران ساختند.
در چنان شرایطی برای یهودیان، ظهور مسیح امید و آرزوی مردمان آن دیار بود تا آنان را نجات بخشد. حضرت عیسی(ع) هنگامی که از ناصره واقع در استان جلیل (موطن اصلی خود و خانوادهاش) همراه با شاگردانش (حواریون) به سوی اورشلیم به حرکت در آمد، کرامات فراوانی از وی ظاهر شد.در سال هفتاد میلادی، تیتوس فرزند امپراطور روم با هشتاد هزار سرباز، اورشلیم را محاصره کرد و پس از چند ماه مقاومت یهودیان، سرانجام رومیان فاتح شدند و قوم یهود دوباره آواره شدند. حدود سیصد سال پس از مسیح که کنستانتین (قسطنطین کبیر 337 ـ 306 .م) امپراطور روم دین مسیح را پذیرفت و این مذهب را رسمی اعلام کرد، دوباره به اورشلیم توجه خاصی شد. چون بیتاللحم را زادگاه مسیح و محلی میدانستند که قبر او را در خود دارد از این پس، اورشلیم مرکزیتی برای مسیحیت نیز گردید و کلیساهای زیادی ساخته شد. از سال 135 میلادی تا بیش از پنج قرن فقط عده قلیل و انگشتشماری یهودی در بیتالمقدس زندگی میکردند.در زمان خسرو دوم پادشاه ساسانی، جنگ میان امپراطوری ایران و روم از 604 تا 630 میلادی به وقوع پیوست که سپاهیان ایران روم را شکست داده و با راهنمائی یهودیانی که با ایران همکاری میکردند اورشلیم (فلسطین) را فتح کردند اما پس از مرگ خسروپرویز، این سرزمین دوباره به دست مسیحیان افتاد.پس از بعثت حضرت محمد(ص)، در سیزده سال اول بعثت که پیامبر(ص) در مکه زندگی میکردند، مسجدالاقصی در بیتالمقدس قبله اول مسلمین بود و پس از مهاجرت به مدینه در سال دوم در مسجد بنیسلمه در شهر مدینه، به فرمان خداوند، قبله مسلمین از مسجدالاقصی به هرتزل اصرار داشت که یهودیان در فلسطین باید بخشی از استحکامات اروپا علیه آسیا، و پایگاه متمدن در مقابل بربریسم را تشکیل دهند هنگام متارکه جنگ بین الملل اول فقط پنجاه و پنج هزار یهودی در اراضی مقدس وجود داشت. حکومت جدید درهای کشور را به روی مهاجرین یهودی باز کرد و این امر فوراً مورد اعتراض اعراب قرار گرفت مسجدالحرام (خانه کعبه در مکه) تغییر یافت.
پس از رحلت پیامبر(ص)، در زمان خلیفه اول، او سپاهی را روانه سوریه و فلسطین کرد که با درگذشت او، در زمان خلیفه دوم، سوریه و بیتالمقدس به دست مسلمین افتاد و رومیان در آنجا شکست خوردند. اهالی شهر مقاومت زیادی کردند اما طولانی شدن محاصره و مشکل غذا و شیوع بیماری و... آنان را مجبور به تسلیمشدن کرد. خلیفه دوم با مرکب و لباسی بسیار ساده وارد شهر شد که تعجب اهالی را برانگیخت و قرارداد صلح منعقد شد. خلیفه نسبت به اهالی رفتار بسیار ملایمی داشت و از آن سال (یعنی سال 15 هجری) فلسطین در دست مسلمانان بود، در معاهده صلح، مسیحیان در اعمال مذهبی خود آزاد بودند. ساکنان این شهر را عمدتاً مسلمانان عرب تشکیل میدادند و برای مسلمانان نیز قدس بخاطر اینکه قبله اول بود بسیار معزز و مقدس شمرده میشد.از سال 1095.م (488 ی .ق) با تهاجم اروپائیان علیه مسلمانان جنگهای صلیبی آغاز شد که تا حدود نزدیک به دو قرن ادامه یافت. اگر چه این جنگ علتهای گوناگونی داشت مانند انتقامجویی دنیای مسیحیت از پیشرفتهای مسلمین در غرب و نیز طمع ثروت شرق از سوی اروپائیان و اعتقاد به رفتن به بهشت از طریق وصال تربت عیسی و... اما یکی از علتهای جنگهای صلیبی را مورخین مسئله فلسطین و شهر بیت المقدس و خراجگزار بودن مسیحیان این شهر برای مسلمانان میدانند. در قرون وسطی که از سال 395 .م، یعنی زمان تجزیه امپراطوری روم باستان به روم غربی و روم شرقی آغاز میشود و به سال 1453 .م، با فتح قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح خاتمه مییابد، اروپا مرکز فرمانروائی مستبدانه کلیسا بود. پاپ برای آغاز جنگ دست به حیله زد و کشیشان شایع کردند که علائم ظهور عیسی در فلسطین آشکار شده است. به همین دلیل عده زیادی از مسیحیان برای تماشای ظهور عیسی روانه بیتالمقدس شدند و کشیشان هر سال وعده ظهور را به سال دیگر موکول میکردند و بدین ترتیب بر عده زائرین افزوده میشد. در همان اوایل کار، یکی از پاپها که با هفتصد زائر عازم بیتالمقدس شده بود از جزایر قبرس به اروپا بازگشت و شایع کرد که مسلمین مانع ورود به این شهر شدهاند. با چنین تمهیداتی آتش جنگی افروخته شد که حدود دو قرن قربانی گرفت و به دنبال آن هفتصد هزار نفر از فقرا و تودههای مردم به همراه عدهای از شوالیهها به سوی قدس به حرکت درآمدند و در بین راه بر جمعیت آنان افزوده میشد که به روایتی به میلیونها نفر رسیدند اما پس از سه سال جنگ و غارت و پیشروی تدریجی فقط چهل هزار نفر به بیتالمقدس رسیدند و بقیه یا در جنگ با مسلمانان کشته شدند و یا از بیماری جان باختند. پس از محاصره طولانی بیتالمقدس و نبردی سخت، عاقبت صلیبیون وارد شهر شده و دست به قتل عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت بردند.
گودافر، فرمانده آنان که بعد شاه فلسطین شد در گزارش به پاپ مینویسد: "اگر می خواهید بدانید با دشمنانی که در بیتالمقدس به دست ما افتادند چه معاملهای شد همین قدر بدانید که افراد ما در معبد سلیمان در لجهای از خون مسلمانان میتاختند و خون تا زانوی اسب میرسید." مسیحیان بدین سان تا 90 سال بر فلسطین حکومت کردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی (1149 ـ 1147 .م) مطابق با (544 ـ 542 ی .ق) صلاحالدین ایوبی، صلیبیون را تار و مار کرد و بیتالمقدس را بازپس گرفت و آنها را از سوریه و مصر و سایر بلاد اخراج کرد. نیروهای کمکی همچون سیل از اروپا به صلیبیون میپیوستند و جنگ را ادامه میدادند تا اینکه جنگ سوم صلیبی آغاز شد (1192ـ 1189 .م / 588 ـ 585 ی .ق). پاپ که سقوط بیتالمقدس را سبب تحقیر شدن مسیحیان میدانست فتوای جهاد صادر کرد. امپراطوران و پاپها بخاطر این شکست اختلافات خویش را کنار گذاشتند و پادشاهان فرانسه و انگلیس رأساً وارد جنگ شدند و فتوحاتی به دست آورده و قتل عام دیگری از مسلمانان به راه انداختند.پس از مرگ صلاحالدین ایوبی، سلسله ایوبی پابرجا ماند و در اروپا نیز پس از کشمکشهای فراوان پاپها با سلاطین، سرانجام پاپ "انیوسان" سوم، سلاطین را تکفیر و حکم جهاد با مسلمانان را صادر کرد و پس از بالغ بر سه سال که از صلح میگذشت، آتش جنگ دوباره بر افروخته شد. صلیبیها قسطنطنیه را فتح کرده و پادشاهی برای آن برگزیدند و جنگ چهارم نیز خاتمه یافت.آتش جنگ پنجم (1221 ـ 1217 .م / 618ـ 614 ی .ق) به تحریک پاپ "انیوسان" و جانشین او مجدداً برافروخته شد. پاپها از پادشاهان اروپائی خواستند که بیتالمقدس را نجات دهند اما آنها نپذیرفتند و پاپ حکم جهاد علیه مسلمین را صادر کرد. در جنگ پنجم، صلیبیها شکست خورده و به سرزمین خویش باز گشتند.جنگ ششم نیز به تحریک پاپ "انوریوس" سوم، به وقوع پیوست. فردریک پادشاه آلمان، ابتدا دعوت پاپ را پذیرفت اما بعد پشیمان شد و مورد تکفیر پاپ قرار گرفت. فردریک پاپ را توقیف نمود و خودش عازم بیتالمقدس شد. به دلیل اختلافات شدیدی که میان سلاطین ایوبی وجود داشت مسلمانها قرارداد صلحی با صلیبیها بستند که بیتالمقدس را به آنان بسپارند ولی مسجدالاقصی دست مسلمین باشد.
هفتمین جنگ صلیبی (1254 ـ 1248 .م / 646 ـ 562 ی .ق) با تهاجم سن لوئی در 1248 .م به مصر آغاز گردید. چون صلیبیون در غزه شکست خورده بودند، لوئی نهم در صدد جبران آن بود اما شکست خورد و دستگیر و زندانی شد و پس از پرداخت غرامت هنگفت به مسلمانان آزاد گردید. پس از هفتمین جنگ صلیبی و مرگ آخرین پادشاه ایوبی، ممالیک (غلامان) حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته و بیتالمقدس را نیز در اختیار گرفتند و با سپاه مغول که یورش به سرزمینهای اسلامی را آغاز کرده بود و عازم تسخیر بیتالمقدس بود جنگیدند و آنها را شکست دادند و بازماندگان صلیبیها در عکا را نیز نابود ساختند. از سوی دیگر سلسله عثمانی با جنگهای طولانی و فتوحات زیاد عثمان غازی در نبرد با مغولها و یونانیان، پایهگذاری شد. عثمان در 727 ی .ق مطابق با 1326 .م در گذشت و جانشینان او به حکومت رسیدند تا نوبت به سلطان محمد فاتح رسید. سلطان محمد فاتح در سال 1453 .م مطابق با 875 ی .ق شهر قسطنطنیه را که مهمترین مرکز اقتدار صلیبیون و پایتخت روم شرقی بود فتح کرد و صلیبیون را تا پشت دروازههای اروپا تعقیب نمود و فتوحات خویش را در اروپا، آسیا و آفریقا ادامه داد. فتح قسطنطنیه نقطه عطفی در تاریخ اروپا بود و همانطور که با جنگهای صلیبی دانش و تمدن مسلمین به اروپا راه یافت، این حادثه نیز نقطه پایانی بر قرون وسطی بود و منشأ تحولات عظیم رنسانس و پس از آن گردید و قسطنطنیه به مدت پانصد سال تبدیل به پایتخت امپراطوری عثمانی ترک شد. پس از آن پیشرفتهای مهمی در صنعت و ادب و معماری؛ کشورداری و عمران و آبادانی در سرزمین عثمانی انجام شد و دول اروپائــی نیـز در هراس دائم از آن به سر میبردند.پس از انقلاب صنعتی، چهره اروپا روز به روز به سرعت دگرگون میشد و اروپائیان در رشتههای مختلف علوم و فنون بر مسلمین پیشی گرفتند. در این زمان به خواب طولانی فرو رفته بود ولی اروپا با پیدایش صنایع و تولید انبوه و اشباع بازار داخلی خود نیاز به بازار خارجی برای صدور مازاد تولید و نیز تهیه مواد خام پیدا کرده بود و دوران استعماری و دستاندازی به سرزمینهای دیگر را آغاز نموده بود.
1ـ 1) خصوصیات ژئوپلتیکی قدس
در بررسی جغرافیای سیاسی هر منطقه به توصیف شکلگیری آن منطقه در طول تاریخ و اشکال مختلف حاکمیت و اهمیت آن میپردازیم که شمهای از آن در مبحث قبلی (تاریخچه قدس) بیان گردید اما در بررسی ژئوپلتیکی هر مکان به علل و چرائی شکلگیری ابعاد گوناگون این امر و ارائه نظریههایی درباره آینده این منطقه با توجه به دادههای کنونی میپردازیم به عبارت دیگر ژئوپلتیک هر منطقه حاصل مجموعه پیچیده نیروهای متعدد و متخاصم موجود در صحنه میباشند که در کشمکش با یکدیگر قرار گرفتهاند. از مهمترین خصوصیات ژئوپلتیکی قدس وجود و تعاطی ادیان الهی یهود، مسیحیت و اسلام و طبعاً فرهنگهای گوناگون میباشد که این امر میتواند محوریت ژئوپلتیکی خاص خویش را پیدا نماید.اگر تحولات و مناقشات خاورمیانه را در طول تاریخ بررسی نمائیم، به این مسئله پی خواهیم برد که یکی از علل مهم تحولات این منطقه ریشه در سرزمین فلسطین و اهمیت ژئوپلتیکی بیتالمقدس دارد. از این رو در دورههایی از تاریخ گذشته سرزمین فلسطین صحنه نزاع و جنگهایی به جهت دستیابی به حاکمیت بر بیتالمقدس بوده و در عصر حاضر نیز با آمدن استعمارگران به منطقه خاورمیانه و اشغال سرزمینهای اسلامی از جمله فلسطین و سپس تأسیس رژیم صهیونیستی صحنه جدیدی از مناقشات خاورمیانه آغاز گردیده است. مقاله حاضر با عنایت به موضوع آن در صدد بررسی ریشهها و علل اهمیت قدس شریف از یک طرف و دیدگاه امام خمینی نسبت به این مکان مقدس از طرف دیگر میباشد. اما آنچه که موجب اهمیت این نوشتار نزد نگارنده شده است، موارد ذیل میباشد:
اول اینکه، موقعیت ژئوپلتیکی بیتالمقدس همواره ذهن محققین و صاحبنظران را در جهت تبیین و تحلیل آن به خود جلب نموده اما کمبود مجموعهای که موضوع مورد نظر را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داده باشد به وضوح مشاهده شده است.
دوم، بیت المقدس به جهت دارا بودن قبة الصخره، مسجد الاقصی و اماکن مقدس دیگر در نزد ادیان سه گانه دنیا (اسلام، مسیحیت و یهود) از اهمیت بسیار بالائی برخوردار میباشد، بدین جهت برای دستیابی و حاکمیت بر آن در طول تاریخ، آن را به عنوان عامل تنشزا در خاورمیانه مطرح نموده و بدین لحاظ موجب بروز جنگهای بسیاری شده است.
سوم، خارج شدن بیتالمقدس از تحت حاکمیت مسلمانان و ضربه حیثیتی که بدین لحاظ بر مسلمانان وارد شده است، توانسته به عنوان عامل اتحاد ملل اسلامی و نقطه اشتراک و همسوئی در سیاست خارجی کشورهای اسلامی نسبت به اشغالگران آن در طول تاریخ مطرح باشد.
چهارم، بیتالمقدس جزو سرزمینهای اسلامی است که به اشغال دشمنان در آمده است و بیشترین اماکن مقدس این شهر مربوط و متعلق به مسلمانان است. همچنین این منطقه در بیشترین دوره زمانی در طول تاریخ، تحت حاکمیت مسلمانان بوده است و اکثریت ساکنان آن در طول تاریخ، عرب و مسلمان بودهاند.
موارد بالا از مهمترین ابعاد ژئوپلتیکی قدس میباشند. اما آنچه بطور مختصر میتوان بیان کرد آن است که چون در ژئوپلتیک نقش عوامل محیط جغرافیایی مورد بررسی قرار میگیرد و از آنجا که در میان پدیدههای محیطی، هیچ پدیدهای مانند انسان نمیتواند در سرنوشت سیاسی آن محیط نقش داشته باشد. لذا به این امر توجه بیشتری خواهد شد.حدود دو هزار و پانصد سال قبل از میلاد مسیح (ع) چند قبیله عربی، به منطقه فعلی فلسطین مهاجرت کرده، و در این منطقه اقامت نمودند و سپس به اسم "کنعانیون" نامیده شدند. مدتی بعد عدهای از این مردم، به سواحل جلوی کوههای لبنان رفته و در آنجا اقامت گزیدند و رفته رفته به اسم "فینیقیون" شناخته شدند (بنابراین اصل این دو فرقه یکی است)کنعانیون در فلسطین شهرهائی با حصارهای محکم برای مصونیت از خطر غارتگران بنا نمودند و پایه تمدنی را در آنجا گذاشته، برای خویش مذهبی اختیار کردند. تقریباً تمام اساس تمدن و اغلب مبانی مذهب "عبرانیون" از اینها اقتباس شده است. کنعانیون چندین قبیله بودند که قبیله مهم آن "یبوسیون" میباشد که در شهر قدس و اطراف آن سکونت داشتند و به همین مناسبت فلسطین را "ارض کنعان" مینامیدند، زیرا از دو هزار و پانصد سال تا هزار سال قبل از میلاد، (نزدیک به یکهزار و پانصد سال) این منطقه را در دست داشتهاند.تقریباً هزار و هشتصد و پنج سال قبل از میلاد مسیح، حضرت ابراهیم خلیل(ع) از شهر "اور" عراق مرکز کلدانیها به ارض کنعان (فلسطین) مهاجرت نمود، در همین منطقه حضرت اسحاق متولد شد و از اسحاق حضرت یعقوب به دنیا آمد و به اسم "اسرائیل" نامیده شد و یهود را به جهت انتساب به حضرت یعقوب، بنیاسرائیل مینامند. و در زمان حضرت یوسف، حضرت یعقوب و سایر فرزندانش به مصر رفتند و به تدریج تعداد اسرائیلیها افزایش یافت.
در حدود یک هزار و دویست و نود سال قبل از میلاد، حضرت موسی(ع) و بنیاسرائیل از مصر بیرون آمدند. عدهای را به همراهی حضرت "یوشع" به فلسطین فرستادند تا از وضع آنجا اطلاع کاملی به دست آورند. هیئت اعزامی پس از مراجعت گزارش داد که جمعیت ظالم و سرکش در آنجا زندگی میکنند. بنی اسرائیل ترسیدند و حاضر نشدند که به فلسطین بروند و فرمان پیغمبر خود، حضرت موسی(ع) را اطاعت نکردند.حضرت داود(ع) تمام اسباط اسرائیل را متحد کرد و مقاومت مردم یبوس (بیتالمقدس) را در هم شکست و آن را تصرف کرد و پایتخت مملکت خود قرار داد. دو سبط "یهودا" و "بنیامین" را در اطراف بیتالمقدس و بقیه اسباط را در اراضی قسمت شمال سکونت داد و فلسطینیان را مغلوب نمود و برای بنیاسرائیل حکومتی تأسیس نمود.حضرت داود(ع) از سال 970 تا سال 1010 قبل از میلاد حکومت کرد. وی به فرمان خداوند به ساختن بنای قدس یعنی خانه خدا اقدام نمود. ساخت معبد از زمان وی آغاز شد ولی در زمان حضرت سلیمان به نام معبد یا هیکل سلیمان به پایان رسید.اگر بنای بیتالمقدس را که به دست حضرت داود شروع و به دست حضرت سلیمان تکمیل شد سال 967 تا 961 قبل از میلاد، یعنی مدت هفت سال بدانیم، آن چنانکه تورات بنای آن را در مدت هفت سال گزارش کرده است، هیکل یا معبد بیتالمقدس تقریباً در هزار تا هزار و یکصد سال بعد از بنای کعبه و نهصد و هفتاد سال پیش از میلاد مسیح(ع) بنیانگذاری شده است.
2. دیدگاهها و اقدامات رژیم صهیونیستی
سلاطین عثمانی بیش از چهار قرن بر سراسر سرزمین فلسطین، از جمله قدس شریف حاکمیت داشتند. نفوذ قدرت این حکومت و گسترش سلطه آن بر آسیا، آفریقا و قسمتهایی از اروپا، کشورهای اروپائی مثل انگلیس، فرانسه، روسیه تزاری و ایتالیا را نگران ساخته بود و از سیطره قدرت عثمانی سخت به وحشت افتاده بودند. آنها در صدد بودند تا به هر وسیله جلوی گسترش قدرت آن دولت را بگیرند و آن را از پا درآورند. در این میان دولتی که بیش از همه در پی قدرت یافتن و ضربهزدن به دولت عثمانی عمل میکرد انگلستان بود. و از طرفی پادشاه و عاملان حکومت عثمانی در مستعمرههای امپراطوری، نسبت به رعایا و مردم سختگیر و بیگذشت بودند و این عاملی بود که میتوانست مردم سرزمینهای تحت سلطه را به شورشهایی وادار نماید. در اواخر قرن نوزدهم شورشهای متعدد در فلسطین مخصوصاً در قدس برپا شده و حکومت انگلستان که تا آن زمان سیاستش بر محور حمایت و حفظ تمامیت ارضی امپراطوری عثمانی در آسیا دور میزد، به ناگهان تغییر سیاست داد و خود قدرتی در برابر دولت عثمانی واقع شد. دولت انگلستان برای حفظ تسلط بر کانال سوئز و ادامه قدرت و نفوذ خود در هندوستان و نیز از پای درآوردن دولت عثمانی به عنوان هم پیمان دول محور در جنگ جهانی اول، به دسیسههای زیادی دست زد و با عقد قراردادهایی با اعراب، آنها را به حمایت خویش امیدوار ساخت. دولت بریتانیا در سال 1916 با برانگیختن خشم اعراب علیه دولت عثمانی، آنها را به شورش واداشت ولی بعدها به مفاد قراردادهای خود عمل نکرد و اعراب را به اعتراض واداشت.در این دوران سیاست دولتهای استعمارگر، پراکندگی قوم یهود در طول هزار سال، تعصبات نژادی، تحمیل ستم و شکنجه بر یهودیان در کشورهای مختلف مخصوصاً در روسیه تزاری و نیز تحریک سرمایهداران یهود به کمک و حمایت دولتهای استعماری، جنبش قوم یهود را از سال 1880 در اروپای مرکزی بوجود آورد.
طی سالهای 1882 تا 1897 صهیونیسم جهانی برای اسکان مهاجران یهود در فلسطین به کوششهایی دست زد، اما پیشرفت قابل ملاحظهای کسب نکرد و مجدداً شکست خورد ولی با هر شکست کوشش و تلاش طرفداران نهضت بیشتر میشد. در این راستا (تئودور هرتزل 1860ـ 1904) خبرنگار روزنامه "نیوفری پرس" در سال 1896 مسئله صهیونیسم را صورت سیاسی داد و در سال 1897 روزنامه"دی ولت" ارگان رسمی و ناشر افکار صهیونیستها را تأسیس کرد. در همین سال بنا به ابتکار شخص او نخستین کنگره صهیونی در شهر بال سوئیس منعقد شد. در این کنگره موادی به تصویب رسید که در رأس همه آنها چنین ذکر شده بود، هدف نهایی صهیونیسم، تأسیس کانونی برای قوم یهود در فلسطین و تأیید و تضمین آن به وسیله حقوق عمومی است. کنگره در آن زمان کلمه "کشور" را به کار نبرد، بلکه لفظ "کانون" را به کار برد؛ زیرا چنانچه از "کشور" نام میبرد بیشک با اعتراض و مقاومت مردم فلسطین و سایرین روبرو میگردید اما مسلماً هدف کنگره از کلمه "کانون" همان سرزمین فلسطین بود.در سال 1915 بین دولتهای انگلیس و فرانسه بر سر تقسیم متصرفات آسیایی عثمانی قراردادی بین "سر مارک سایکس" از طرف انگلیس و "ژرژ پیکو" از طرف دولت فرانسه قراردادی که به نام "سایکس پیکو" معروف گشت منعقد گردید. در همین حال دولت انگلیس با شریف حسین که از طرف دولت عثمانی حاکم حجاز بود مذاکراتی به عمل آورد. بدین مضمون که انگلیس، او (شریف مکه) را در برابر شورش با عثمانی حمایت کند و اعراب را تنها نگذارد.
همچنین قرارداد سایکس ـ پیکو به اطلاع دولت روسیه تزاری نیز رسید و آن دولت نیــز بـــا گرفتن امتیازاتی بـا بستن اولین کنگرة افراد و جمعیتهای مبارز فلسطینی در سال 1919 در شهر بیت المقدس تشکیل شد، یهودیان پیش از تشکیل حکومت غاصب خود در فلسطین همیشه در فکر تجاوز به مسجدالاقصی نخستین قبلة مسلمانان بوده اند، زیرا خاخام های یهود معتقدند که باید بر روی ویرانه های مسجدالاقصی معبد سلیمان را از نو بنا کنند و توراتی را که در زیر بنای مسجدالاقصی مدفون است بیرون بیاورند قرارداد موافقت نمود. در 16 آوریل 1916، موافقتنامهای بین سه دولت انگلیس، فرانسه و روس به امضاء رسید و به پیمان "سازونوف" معروف شد و مکمل پیمان سایکس ـ پیکو گردید و بالاخره اراضی دولت عثمانی بین سه دولت تقسیم شد که سهم دولت انگلیس در این قرارداد، نواحی جنوب عراق، شهر بغداد، بندر حیفا و عکا در فلسطین بود و طبق قرارداد دیگری بنام قرارداد "کلمانسو ـ للوید جرج" سهم متصرفی دولت انگلیس وسعت بیشتری یافت. ماده ششم این قرارداد دلالت بر بینالمللی شناختن مسئله فلسطین داشت. این پیمان که از دولت انگلیس بخاطر متصرفات جدیدش بیش از همه حمایت میکرد، از دولت ایتالیا که مدعی دیگر این ماجرا بود و همچنین از شریف حسین مخفی نگه داشته شد.همزمان با شروع جنگ بینالملل اول، انگلیسیها سعی کردند که اعراب را علیه دولت عثمانی بشورانند آنها با وعدة حمایت به آنان، قول دادند که اتحادیهای از کشورهای عرب علیه دولت عثمانی بوجود آورند. بنابراین با ابن سعود، امیرنجد و امیرحسین شریف مکه، مذاکراتی را آغاز نمودند.شریف حسین که از سوی دولت عثمانی به عنوان حاکم مکه برگزیده شد مردی جاهطلب بود و به تحریک انگلیسیها و با استفاده از نارضایتی اعراب از اعمال دولت عثمانی فریب خورد و در پنجم ژوئن 1916 علیه عثمانی قیام کرد و در دوم نوامبر همان سال خود را رسماً سلطان ممالک عرب خواند.
دولت انگلیس که انتظار سلطنت حسین را نداشت، سخت نگران شد و با توجه به منافات "سایکس ـ پیکو" با قرارداد حسین و انگلیس مخالفت خود را با سلطنت حسین ابراز نمود. حسین در 1917 خیانت انگلیسیها را متوجه شد، زیرا اسناد محرمانه قرارداد توسط دولت جدید شوروی که به تازگی قدرت را به دست گرفته بود منتشر گردید و ترکهای عثمانی آن را به اطلاع شریف حسین رسانیدند، و او را از خدعه انگلیسیها برحذر داشتند. ترکها از او خواستند تا با انگلیس قطع رابطه کند و به یاری مسلمین بشتابد. شریف حسین نگران شد و از دولت انگلیس توضیح خواست. اما از آن دولت قانع کنندهای دریافت نداشت.از طرفی صهیونیستها از انگلیس و آمریکا میخواستند تا متفقین، رسماً تضمین نمایند که هر گاه دولت عثمانی شکست بخورد فلسطین محل مهاجرت و مملکت یهود گردد. با کوشش زیاد دکتر وایزمن عده ای از رجال انگلیس از جمله "لرد بالفور" وزیر خارجه وقت انگلیس طرفدار نظریه وایزمن شدند.در دوم نوامبر 1917 طرح حزب صهیونیسم تقدیم کابینه انگلیس شد و مورد تصویب قرار گرفت و لرد بالفور بدین مناسبت اعلامیهای صادر کرد. در این اعلامیه دولت بریتانیا با صراحت اعلام میدارد که با "تأسیس یک وطن برای ملت یهود در فلسطین" موافق است و برای نیل به اهداف، بیشترین سعی خود را خواهد کرد ولی در عین حال "به هیچ وجه نباید به حقوق مذهبی و شهروندی جوامع غیریهودی موجود در فلسطین لطمه وارد شود" صدور اعلامیه بالفور از طرف انگلیسیها از جهتی ناشی از همدردی عده ای از مردم برای آرمان صهیونیسم بود، که مطالب انجیل و کشتارهای دستهجمعی یهودیان در اروپای شرقی به آن دامن میزد ولی نگرانیهای بشردوستانه فقط بخشی از علت به شمار میرفت. برخی سیاستمداران بریتانیایی احساس میکردند که حضور یک دولت یهودی دوست در منطقه فلسطین نزدیک کانل سوئز که شاهرگ حیاتی امپراطوری است، فواید استراتژیک در بر خواهد داشت. در آن زمان اکثر اروپائیان به استعمار درآوردن و متمدن کردن مناطق غیرغربی را حق و حتی وظیفه خود میپنداشتند. "هرتزل اصرار داشت که یهودیان در فلسطین باید بخشی از استحکامات اروپا علیه آسیا، و پایگاه متمدن در مقابل بربریسم را تشکیل دهند". وی فلسطین را "گوشه ویرانه و آفت زدهای از شرق" خطاب کرده و میگفت: "یهودیان، یعنی نمایندگان متمدن غرب، با خود نظافت، نظم و فرهنگ غربی را به این ویرانه میآورند."
در 25 آوریل 1920 شورای عالی متفقین قیمومیت فلسطین را به دولت انگلیس واگذار کرد و 22 ژوئیه 1922 این امر از طرف شورای مجمع اتفاق ملل به دولت انگلیس ابلاغ شد. موضوع تأسیس کانون ملی یهود در فلسطین جزء دستور قیمومیت بود و اعلامیه بالفور تقریباً کلمه به کلمه درآن درج شده بود و دولت قیم را موظف ساخته بود که استقلال و خودمختاری این کانون را تأمین نماید و در ماده (4) کارگزاری یهود را که با دولت قیم به منظور تأسیس کانون ملی همکاری خواهد کرد به رسمیت شناخته بود و تصریح کرده بود که کارگزاری مزبور به منزله سازمان یهود میباشد و در ماده (6) قید شده بود که دولت قیم باید وسایل و موجبات مهاجرت و اسکان یهودیها را به صورتی که به پیروان سایر مذاهب تعدی و اجحاف نشود فراهم سازد.بعد از آنکه در 1920 دستور قیمومیت در "سان رمو" امضا شد دولت انگلیس به اداره این منطقه اقدام نمود و "سر هربرت ساموئل" که از خانواده های معروف یهودیهای انگلیس بود ولی در نهضت صهیونی عضویت نداشت به عنوان نخستین کمیسر عالی فلسطین انتخاب شد. هنگام متارکه جنگ بینالملل اول فقط پنجاه و پنج هزار یهودی در اراضی مقدس وجود داشت. حکومت جدید درهای کشور را به روی مهاجرین یهودی باز کرد و این امر فوراً مورد اعتراض اعراب قرار گرفت. ادامه دارد ...