تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۶۶۹۵۸
گفت‌وگو با پروفسور سیدکاظم اورعی عضو هیات علمی دانشگاه استرلینگ انگلیس
علیرضا بهداد مقدمه: گفت‌وگو با پروفسور سیدکاظم اورعی کار سختی نیست، اگر ایران باشد. اگرچه می گوید پس از گرفتن دیپلم راهی انگلستان شده تا ادامه تحصیل دهد اما هنوز ته لهجه شیرین مشهدی خود را حفظ کرده و حتی گاهی آن را به زبان انگلیسی هم تعمیم می دهد. او تنها استاد ایرانی صاحب کرسی در دانشگاه استرلینگ انگلیس است که در گرایش دکترای اقتصاد معدن یکی از چهره های صاحب نظر در اقتصاد صنایع و معادن ایران و اروپا به شمار می رود. وی در گفت وگو با اعتماد از تاثیر بحران غرب بر صنایع بزرگ جهان و صنایع تازه خصوصی شده کشورمان سخن می گوید.

* با توجه به حضور جنابعالی در یکی از دانشگاه های اروپایی می خواستم بدانم تحلیل تان از تاثیر بحران اخیر اقتصادی در امریکا و برخی کشورهای اروپایی بر صنایع بزرگ جهان چیست؟
** تاثیر این بحران در حقیقت در امریکا و کشورهای غربی می تواند بیشتر به چشم بیاید چرا که این کشورها مصرف کنندگان عمده جهان هستند که بحران در آنها باعث خواهد شد میزان تقاضا در جهان کم شود. پس تولید و در نتیجه اشتغال هم کم خواهد شد. این موارد معادل با ازدیاد بیکاری و پایین آمدن سطح زندگی مردم است.
* به نظر شما مدیریت بحران در صنایع بزرگ این کشورها به چه نحوی بود، آیا آنها توانسته اند در آزمون برخورد با این بحران موفق بیرون بیایند؟
** صنایع بزرگ در بسیاری کشورها معمولاً چندملیتی هستند و بسیار قابل انعطاف، یعنی به محض برخورد با بحران سیاست های انقباضی اتخاذ می کنند، کارگران خود را کم کرده، کارخانه ها یا معادن را می بندند و غیره. این تنها راه نجات آنها است.
* آیا این بحران تاثیری بر اقتصاد صنایع ایران داشته است؟
** شاید بتوان گفت هیچ کشوری نیست که بتواند از اثرات منفی این بحران برخوردار نباشد. مهم میزان این اثر بر آن کشورها است. بحران فعلی بر صنایع ایران تاکنون اثر نسبتاً کمی داشته و در آینده نیز این اثر کمرنگ ادامه خواهد داشت.
* کدام یک از صنایع ما از این بحران اثرپذیرتر بوده اند؟
** تنها آن دسته از صنایع ما که با خارج ارتباط زیاد دارند، بحران بر آنها اثر خواهد کرد مثل صنعت نفت و البته مقداری هم صنعت مس و امثال اینها یعنی فقط آنهایی که کالاهای خودشان را عمدتاً به خارج از کشور صادر می کنند. اما اثر این بحران بر واردکنندگان حتی ممکن است مثبت هم باشد.
* برخورد مدیران اقتصادی کشورهای در حال توسعه به ویژه کشور ما باید با این بحران چگونه باشد؟
** باید به گونه یی باشد که بیشتر به تولیدات داخلی فکر کنند، مسئولانه تخصیص منابع درآمدهای دولت را انجام داده و به هر قیمتی از ایجاد نوسان در اقتصاد جلوگیری کنند.
* آیا احتمال دارد به تبع این بحران صنایع نیز دچار بحران شود؟
** امکان آن خیلی کم است اما آن مقدار هم که صنایع ما را مورد تاثیر قرار می دهند در مورد آنها نمی توان کار مهمی انجام داد. مثلاً بحران باعث شده قیمت جهانی نفت پایین بیاید که ما درباره آن کار زیادی نمی توانیم انجام دهیم. اما امکان به وجود آمدن بحران در هر کشوری از جمله ایران وقتی زیاد می شود که نوسان در اقتصاد زیاد باشد.
* شنیده شده در برخی از دانشگاه های بزرگ دنیا گرایش دکترای مدیریت بحران اقدام به پذیرش دانشجو کرده است، آیا کشور ما نیز باید به چنین سمت و سویی حرکت کند؟
** این رشته ها هم در اقتصاد خرد و هم در اقتصاد کلان همیشه وجود داشته است. ما هم اگر آنها را در دانشگاه ها داشته باشیم مفید خواهد بود. اما توجه کنید دانشگاهیان فقط نظر می دهند و این سیاستمداران هستند که باید عمل کنند.
* با توجه به اجرای اصل 44، سهام برخی از صنایع بزرگ کشورمان به دست بخش خصوصی سپرده شده است، آیا این صنایع می توانند پس از واگذاری به موفقیت خود ادامه دهند یا اینکه احتمال دارد با بیرون آمدن از زیر چتر حمایتی دولت به شرکت هایی ضررده یا بحران زده تبدیل شوند؟
** اگر خصوصی سازی درست انجام شود نتیجه آن مسلماً ازدیاد بهره وری خواهد بود. یعنی این شرکت ها سودده تر خواهند شد یا از زیان دهی خارج خواهند شد ولی این کار باید با صبر و حوصله زیاد انجام و از شتاب زدگی پرهیز شود. در کوتاه مدت مشکلاتی وجود دارد ولی آینده دور روشن است. اگر به آن عمل شود مطمئن باشید این کار با موفقیت زیاد انجام می شود.
* اصل چهل و چهارمی ها در این شرایط بحران سقوط قیمت نفت و مواد خام، دچار وضعیت نامناسبی در بورس شده اند، چرا اصل 44 بر این شرکت ها استوار شد؟ آیا چنین تصمیمی درست بود؟
** چاره یی جز این نبود. اینکه خصوصی سازی با کاهش قیمت نفت همزمان شد فقط یک اتفاق است و بدون شک موقتی است. کار را باید از یک جایی شروع می کردیم. حمایت دولت ها در کوتاه مدت از برخی شرکت ها در حالت های بحران کارساز است ولی نباید دائمی شود که باز به همان حالت قبل بازخواهیم گشت.
* در بحران اقتصادی غرب عمده شرکت های خصوصی ورشکسته شده و توسط دولت بازخرید و ملی شدند این در حالی است که صنایع ملی ما در حال خصوصی شدن هستند چه تضمینی وجود دارد که صنایع خصوصی شده ایران با چنین بحران هایی مواجه نشوند؟
** همان گونه که اشاره کردم چاره یی جز این نیست. ما نباید از ترس ورشکستگی چند شرکت ساختار اقتصاد را اصلاح نکنیم. مسلماً تعدادی از شرکت ها به دلیل بهره وری پایین از گردونه خارج خواهند شد و جای خود را به شرکت های دیگری خواهند داد. چاره یی نیست. باید تحمل کنیم. به دست آوردن بهره وری بالا در کشور کار ساده یی نیست. چندین سال طول می کشد که در این سال ها مشکلات فراوانی خواهیم داشت ولی در درازمدت اقتصاد شکوفا می شود.
* عمق بحران اقتصادی غرب تا چه اندازه است؟
** عمق این بحران خیلی زیاد است ولی فقط آن کشورهایی را تحت تاثیر قرار می دهد که به امریکا و غرب وابستگی زیادی دارند. بیشترین وابستگی کشور ما در نفت است که اگرچه اثر آن زیاد است ولی الزاماً بحران زا نیست. چون همزمان با آن تغییرات خنثی کننده را هم خواهیم دید به عبارت دیگر بحران غرب در بعضی موارد ممکن است سیاست های آنها درباره ایران را صلاح کند.
* چه کنیم این بحران به سراغ کشور ما نیاید؟
** تقریباً غیرممکن است که بحران به سراغ ما بیاید. توجه کنید، بحران باعث شده قیمت نفت پایین بیاید ولی همزمان قیمت کالاهای مورد تقاضای ایران مثل ماشین آلات صنعتی هم پایین خواهند آمد. از طرف دیگر بحران فعلی امریکا و غرب بیشتر بحران نقدینگی است یعنی بانک ها بیشتر با مشکل روبه رو هستند که آن هم بر ما اثر زیادی نخواهد گذاشت. بانک های ما با بانک های غربی ارتباط مالی زیادی ندارند، بسیاری از آنها حتی توسط دولت های غربی تحریم شده اند.
* آیا در این اوضاع ایجاد ارتباط تنگاتنگ تر با دنیا به صلاح است یا همین روند نسبتاً مستقل به نفع ماست؟
** در درازمدت ارتباط تنگاتنگ با دنیا باعث می شود بهره وری بالا برود. لطفاً توجه کنید که داشتن ارتباط با داشتن وابستگی فرق می کند. کشور کانادا با امریکا خیلی ارتباط دارد ولی وابستگی ندارد. دچار بحران هم نشده است. ولی کشور انگلستان به امریکا وابستگی زیادی دارد و دیدیم پس از امریکا نخستین کشوری که دچار بحران شد انگلیس بود.
* صنایع بزرگ امریکا و اروپا عمدتاً چه صنایعی هستند و میزان ضرردهی آنها چقدر برآورد شده است؟
** این روزها همه صنایع امریکا و اروپا بزرگ هستند. ادغام های فراوان و نیاز استفاده از بازارهای بزرگ و بهره وری بالا باعث شده شرکت های کوچک کم شوند. از صنایع معدنی گرفته تا هواپیماسازی و اتومبیل سازی و صنایع مواد غذایی، همه دارای کارخانه ها و معادن بسیار بزرگ هستند. میزان ضرر آنها در بحران اخیر به هزاران میلیارد دلار می رسد. در چهار سال اخیر بحران اقتصادی با این ابعاد و ماهیت وجود نداشته است. فرق عمده این رکود با رکودهای گذشته این است که بازار مالی یعنی بازار سرمایه را از همه بیشتر تحت تاثیر قرار داده. این امر باعث خواهد شد میزان سرمایه گذاری کم شود.
* آیا می توان گفت رکود اقتصادی فعلی از جنس یک روز چند ساله است؟
** این بحران مدتی حدود شش ماه تا یک سال شدت خواهد داشت تا اینکه نوسانات حذف شوند. ولی اثر آن در رشد اقتصادی دو تا سه سال خواهد بود. البته ناگفته نماند چون صنایع معدنی و معادن زیربنایی ترین صنایع کشورها هستند رکود اقتصادی بر این صنایع کمترین اثر را خواهد گذاشت.
* صنایع معدنی این کشورها دستخوش چه بحرانی شده است؟
** این صنایع هم مثل صنایع دیگر تحت تاثیر قرار گرفته اند ولی هنوز خیلی زود است که بحران بر این صنایع اثرات زیاد بگذارد. عمدتاً می توان گفت بحران نقدینگی بانک ها تولیدکنندگان را با مشکلات نقدینگی مواجه کرده است ولی این اثر بزرگی نیست. اثر بزرگ تر وقتی است که میزان سرمایه گذاری کم شود.
* این بحران چه تاثیری بر قیمت فلزات گذاشته است؟
** وقتی بحران اقتصادی روی می دهد عمدتاً ابتدا قیمت ها کم می شود و پس از مدتی دوباره بالا می رود و از قبل هم بالاتر. همین اثر را این بار هم می بینیم.
* فکر می کنید شاخص بورس ایران که عمدتاً بر محور معادن و صنایع معدنی می چرخد تا چه زمانی چنین روزهای طلایی را به خود ببیند؟
** این خاصیت بورس است که نوسان دارد. ایران هم کشوری معدنی است. بیش از یک سوم اقتصاد ایران به معادن وابسته است و این صنعت در درازمدت همیشه طلایی خواهد بود. البته نوسانات کوتاه مدت هم وجود خواهد داشت که بدیهی است آزاردهنده هستند.
* تحول اقتصادی در چین سبب شده بهره برداری و استخراج و تولید مواد خام در سراسر دنیا با سودآوری خوبی همراه شود. به همین دلیل سرمایه گذاری های فراوانی جذب این صنایع شد. حال آیا این بحران استراتژی ها را دچار تجدیدنظر می کند؟
** ورود با قدرت چین به بازارهای جهانی باعث شد تا رقابت زیاد شود. چین با حضور در صحنه های زیادی باعث شد شرکت ها به فکر بالا بردن بهره وری بیفتند. این دلایل هنوز هم وجود دارد، چه در حالت بحران چه در زمان رونق. البته این را هم باید قبول کنیم که در زمان بحران سرمایه گذاری کم می شود ولی این موضوع فقط در مورد صنایع معدنی و معادن نیست. مشخصه خاصی که معادن و صنایع معدنی دارند این است که از هر صنعت دیگری زیربنایی تر و درازمدت ترند و عمدتاً چون مواد اولیه آنها داخلی است وابستگی به خارج در مورد آنها کمتر است در نتیجه ریسک پذیری کمتری دارند. این مزیت اصلی صنایع معدنی است. ببینید به محض اینکه بحران نمایان شد بانک ها دچار مشکل شدند، چرا؟ چون جزء بخش سوم اقتصاد یعنی خدمات هستند و به خارج هم خیلی وابسته اند. معادن جزء صنایع اولیه هستند و به شما اطمینان می دهم آخرین صنعتی هستند که بحران به آنها اثر کند.