به گزارش خبرنگار «تابناک»، نصرتالله تاجیک این دو روش را چنینی بر میشمرد؛
1ـ مناسبترین سازوکار منطقهای برای پیشگیری از دخالتهای بیشتر نظامی آمریکا و غرب و استقرار و حفظ صلح و امنیت پایدار در منطقه، استقرار امنیت در عراق و افغانستان و همکاری جدی همه همسایگان این دو کشور در تحقق این امر است. هرچند دولت عراق تا حدی توانسته بر اوضاع مسلط شود، ولی شرایط افغانستان روبه وخامت است.
2ـ در حوزه روابط بینالملل با استفاده از روش تحلیل ژئوپلیتیکی تحولات منطقهای، مجموعهای از عناصر به هم پیوسته که باعث ایجاد زنجیرهای از تحولات پی در پی دیگر خواهد شد، شکل میگیرد. توجه به این سلسله تحولات و استفاده از آنها برای طراحی یک استراتژی امری ضروری است.
روسیه که از تبعیت بیچون و چرای گرجستان از آمریکا ناخرسند بود، مترصد فرصتی بود تا با کوچکترین اشتباه گرجیها حرکت خود را آغاز کند. استراتژی روسها بنا بر برآورد موقعیت برتر خود بر غرب در توازن قدرت از جهت توان اقتصادی، حاکمیت بر منابع انرژی مورد مصرف اروپا و از سوی دیگر درگیری غرب در عراق و افغانستان و محدود بودن گزینههای آنها برای برخورد با روسیه، ناشی میشد. هرچند هدف اصلی و دراز مدت روسها کمک به کسب استقلال اوستیا و آبخازیاست که روسها در این راه گام نهاده و عقبنشینی نخواهند کرد. ولی در کوتاه مدت نیز این حرکت روسها برای هشدار به کشورهایی که میخواهند خود را به ناتو وصل کنند و نیز حامیان غربی آنان است. هرچند غربیها چنین تبلیغ میکنند که این حرکت روسها باعث تسریع در افتادن کشورهای دیگر منطقه به دامن غرب شده است، ولی سیر وقایع به خوبی نشان میدهد که چنین کشورهایی نظیر اوکراین از قبل تلاش زیادی برای پیوستن به ناتو داشتند ولی هماکنون همین حرکت گرجستان را که آن پروسه را نیز به هم زد، اگر شماتت نکنند، تأیید هم نمیکنند.
هرچند این اشتباه محاسبه گرجیها که به استقلال اوستیا انجامیده است با تداوم حضور نظامی روسها در این منطقه در واکنش به استقلال کوزوو به پایان خواهد رسید، ولی این پاین ماجرا نیست، بلکه چنین امری دیگر کشورهای قفقاز همچون آذربایجان و ارمنستان را نیز متأثر ساخته است. با تحقق استقلال اوستیا، موقعیت آذربایجان در گروه مینسک تضعیف خواهد شد، زیرا پس از استقلال کوزوو و به فاصله کوتاهی این امر محقق شده است و برای همین شاید دولت آذربایجان به هیچ عنوان راضی به این تحولات نیست، ولی کارتی نیز برای بازی ندارد. ارمنستان نیز حاضر شد در راستای حل مشکلات خود با ترکیه قدم بردارد، اما تأثیرات بحران گرجستان تنها محدود به حوزه قفقاز نمیشود.ترکیه که عضو ناتو و همسایه گرجستان است، به نمایندگی از اردوگاه غرب تلاش میکند تا در غیاب یک اقدام عملی از سوی غرب در مقابل روسیه که رئیسجمهور گرجستان با اشتباه محاسبه خود در آن گام نهاده بود، دوباره ثبات در قفقاز برقرار شود، ولی اهرمی برای تأثیرگذاری ندارد. آنها نهایتا به دنبال تشکیل پیمانی متشکل از روسیه، ارمنستان، گرجستان و جمهوری آذربایجان هستند و همین طرح است که عبدالله گل رئیسجمهور این کشور را به سفر به ارمنستان، دشمن تاریخی این کشور واداشت، ولی بعید است حاصلی عملی در بر داشته باشد. کشورهای جدا شده قفقازی از شوروی آنقدر از روسها وحشت دارند که نمیتوانند در کنار آن در یک اتحادیه به سر ببرند.
روسها در مقابل اقدامات خصمانه آمریکا به ویژه حضور ناوگان جنگی آمریکا در دریای سیاه ضمن اعزام بزرگترین ناو جنگی خود به آمریکا لاتین اقدام به فروش پیشرفتهترین تجهیزات نظامی به سوریه نمودند و این یکی از قویترین کارتهای بازی روسها در مقابل آمریکاست و این همان چیزی است که رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن سوریه در این منطقه از آن هراس داشت که ادامه روابط نظامیاش با گرجستان ممکن است روسیه را به فروش سلاحهای پیشرفته به سوریه و ایران ترغیب کند.به نظر میرسد تمام این تحولات، پیش زمینههای نمایش داستان جنگ سرد جدیدی است با ویژگی های خاص خودش. مهم آن است که بتوان با بینشی واقعبینانه قوانین حاکم بر این روند جدید را کشف و بر اساس این ویژگیها استراتژی جدیدی برای تعامل صحیح با مسائل منطقهای و جهانی تنظیم و اجرا کرد.
این تحولات از تمام جهات به نفع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است، ولی این پارادایمی است که نیاز به تحرک صحیح و جهتگیری مناسب سیاست خارجی ایران دارد تا منافعی عایدمان شود. به عبارت صحیحتر باید این منافع بالقوه را با روش مناسبی به منافع بالفعل و سپس پایدار تبدیل کرد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرتمندترین بازیگر منطقهای که دارای یکی از اثرگذارترین عناصر در معادلات چند جانبه روابط پیچیده حاکمیت ملی، چهارچوبه منطقهای و جامعه بینالمللی تلقی میشود. باید با توجه به مسئولیت سنگین خود، تبیین پویا و دقیقی از مفاهیمی چون امنیت و منافع ملی داشته باشد و با اعمال خود پیامهای روشنی به کشورهای منطقه و جامعه بینالمللی ارسال نماید. فقدان استراتژی و نیز نحوه برقراری گفتمان و تعامل فعال و صحیح با محیط پیرامونی تبعات منفی دراز مدتی بر سیاست خارجی و تحولات منطقهای و داخلی به دنبال دارد. مورد اخیر علاوه بر ایجاد تنش بینالمللی باعث اثرات تخریبی دراز مدتی بر مسائل اجتماعی و اقتصادی داخل هر کشور شده و تبعات جبران ناپذیری در روابط منطقهای که در آینده جایگاه ویژهای در سیاستهای خارجی هر کشور خواهد داشت، به جای میگذارد.
با توجه به آنچه برشمرده شد، پرسش این است که جمهوری اسلامی ایران در کجا ایستاده و چگونه به این تحولات نگاه میکند؟ کی و چگونه میخواهد این میوهها را بچیند؟ غرب منفعل است، رژیم صهیونیستی خود را باخته، کشورهای منطقه که در هنگام فشار غرب بر ایران در پرونده هستهای ساز خودشان را به ضرر ایران مینواختند، الآن مشکل دارند. باید بررسی کرد که ما چه منافع استراتژیکی در گرجستان داریم؟ آیا اصلا منافعی داریم یا با وضعیت گرجستان از و با توجه به نفوذ غرب و به ویژه رژیم صهیونیستی در این کشور چگونه میتوان در این قضیه بیشترین بهرهبرداری را نمود. موضع ما در قبال روسیه در این زمینه چیست؟آیا فارغ از مبحث روسیه این تحولات منافعی برای جمهوری اسلامی ایران به غیر از سرگرم شدن غرب با روسیه و فراموشی موقتی مسأله هستهای دارد؟