تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۶۷۵۵۸
تحلیل احمد زیدآبادی از اعتراض ایران به سیاست غرب در قبال افغانستان
مریم مهدوی‌اصل مقدمه: حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان از حدود دو سال پیش از رهبر طالبان و رهبر حزب اسلامی افغانستان دعوت به همکاری در دولت وقت افغانستان کرده و پیشنهاد مذاکره با آنان را ارائه داده است. در هفته های گذشته نیز برخی از رسانه های گروهی از مذاکرات پنهانی دولت افغانستان با رهبران طالبان خبر داده اند که با میانجیگری عربستان سعودی و حمایت بریتانیا صورت گرفته است. این اخبار سبب شده است منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران با انتقاد از مذاکره با طالبان اعلام کند ناتو در افغانستان دچار شکست استراتژیک شده است و نسبت به این مذاکرات نیز هشدار دهد.این در حالی است که مایکل مولن رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا نیز به تازگی از بدتر شدن قدرت گیری بیشتر نیروهای طالبان در افغانستان ابراز نگرانی کرده است. در حالی که به گزارش دویچه وله نتایج یک تحقیق سرویس های جاسوسی امریکا نیز تصویر تیره یی از وضعیت افغانستان به دست می دهد، زبیگنیو برژینسکی وزیر امور خارجه امریکا در زمان دولت کارتر که نقش تسلیح مجاهدان افغان علیه شوروی سابق را به عهده داشت نیز در این خصوص می گوید؛«خروج نیروهای موتلفه و ناتو از افغانستان به این معنا خواهد بود که افغانستان با یک بحران عظیم روبه رو خواهد شد که پیامدهای غیرقابل پیش بینی به همراه دارد. همچنین افزایش سطح نیروها راه حل بحران در افغانستان نیست. حفظ نیروها و ادامه حضور خارجی ها در افغانستان نیز به طور آشکار از نظر خیلی ها غیرقابل قبول است چون در حال حاضر اوضاع در افغانستان در حال وخیم شدن است. پس غرب باید موضعی را در قبال حل بحران طالبان در افغانستان اتخاذ کند که بتواند از بروز اشتباهاتی که روس ها در آنجا کردند جلوگیری کند و مجدداً آن اشتباهات را مرتکب نشود.»به منظور بررسی وضعیت نامطلوب افغانستان و نگرانی های ایران و غرب نسبت به مذاکره با طالبان با دکتر احمد زیدآبادی کارشناس مسائل خاورمیانه و روزنامه نگار گفت وگوی کوتاهی انجام داده ایم که در پی می آید.

ـ * چرا آقای متکی نسبت به هرگونه مذاکره کشورهای غربی با شورشیان طالبان در افغانستان هشدار داده اند؟
** خبر مذاکره با طالبان غیررسمی است. بنابراین تا هنگامی که این خبر رسمی نشده، نباید چندان جدی گرفته شود. اما هشدار آقای متکی به مفهوم این است که اگر طالبان بخواهند بخشی از واقعیت افغانستان باشند، نگران کننده است و در واقع آنان را به عنوان یک نیروی ضدایرانی تلقی می کنند.
ـ * چرا پترائوس فرمانده جدید نیروهای امریکایی در خاورمیانه دستور بازبینی کل استراتژی نظامی امریکا در منطقه را همزمان با هشدار وخیم تر شدن اوضاع در افغانستان صادر کرده است، ضمن اینکه ایشان قبلاً به همراه آقای کروکر در کنگره امریکا اعلام کردند گروه های تروریستی القاعده و طالبان در افغانستان نگران کننده تر از عراق هستند؟
** در مورد عراق، امریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که باید جمعیت عرب علیه القاعده متحد شوند و این امر از طریق تشکیل شوراهای بیداری در استان های سنی نشین صورت عملی به خود گرفت و سبب بازگشت آرامش به برخی از استان های عراق به ویژه استان الانبار شد. بنابراین برخی از امریکایی ها می گویند این استراتژی باید در افغانستان هم به کار گرفته شود. اما واقعیت این است که برخلاف حضور القاعده در عراق که از نیروهای خارجی و بیگانه هستند، طالبان بخشی از مردم افغانستان به شمار می روند. در واقع آنچه امروزه به عنوان طالبان مطرح می شود، صرفاً یک گروه جنگجوی چریکی در آن منطقه نیست بلکه این جنگجویان از حمایت قابل توجه بسیاری از قبیله های پشتون برخوردارند. از این رو مصالحه با نیروهای میانه رو آنان از سوی دولت افغانستان امری اجتناب ناپذیر است و مخالفت ایران با این مذاکره هم به نظر می رسد باعث نگرانی دولت افغانستان و متحدان آن شود.
ـ * در خبرهای چند ماه گذشته می توان موافقت ناتو را برای مذاکره دولت افغانستان با طالبان مشاهده کرد. در کنار آن نیز خبرهایی از تمایل کشورهای آلمان، انگلستان و فرانسه برای این مذاکره وجود دارد؛ به این دلیل که آنان به این نتیجه رسیده اند که دیگر ابزار نظامی در افغانستان کاربردی ندارد و باید از ابزار مذاکره و... برای حل بحران طالبان در افغانستان بهره برداری کرد. نظر شما در این خصوص چیست؟
** همان طور که گفتم طالبان یک گروه صرفاً جنگجو نیست بلکه دارای پایگاه هایی در جنوب افغانستان و در ایالت وزیرستان پاکستان است. نابودی آنان از طریق جنگ امکان پذیر نیست. بنابراین راهی جز جلب مشارکت نیروهای میانه رو آنان برای افغانستان و کشورهای عضو ناتو وجود ندارد. از این رو، از این به بعد امکان یک مذاکره رسمی بین دو طرف وجود دارد. در این مساله خواه ناخواه سعودی ها نقش مهمی ایفا خواهند کرد و احتمالاً همین طور اماراتی ها و برخی از کشورهای عربی که بالاخره حکومت طالبان در افغانستان را در زمان تسلط شان بر این کشور به گونه یی به رسمیت شناختند. به هر حال این اتفاقی است که خواهد افتاد.
ـ * به عقیده برخی تحلیلگران هنگام حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان و سپس حمله امریکا و انگلستان به عراق دو خطر طالبان و صدام حسین برای ایران رفع شدند، ضمن اینکه ایران و امریکا در مورد افغانستان به مذاکرات پنهانی پرداختند اما نتیجه آن منجر به این شد که به طور آشکار و پس از ۲۷ سال قطع رابطه به مذاکره رسمی در مورد مسائل امنیتی عراق بپردازند. آیا نگرانی و هشدار فعلی آقای متکی در خصوص مذاکره با طالبان را نمی توان بر این اساس ارزیابی کرد؟
** اگر آقای متکی این نوع نگرانی را داشته باشد، قاعدتاً این نگرانی موجهی نیست، به دلیل اینکه طالبان نمی خواهند بر افغانستان حاکم شوند بلکه می خواهند به عنوان بخشی از واقعیت افغانستان با دولت مرکزی این کشور کنار بیایند و اسلحه را زمین بگذارند. بنابراین آنها در حالی که حکومت را در دست ندارند، تهدیدی علیه ایران به حساب نمی آیند. همان طور که آن دسته از بعثی های معتدلی که جذب ارتش عراق شده اند، لزوماً تهدیدی علیه ایران محسوب نمی شوند. در واقع آنان در ترکیب جدیدی به ایفای نقش می پردازند که شباهتی به وضعیت گذشته ندارد.