تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۶۷۷۴۹

محمد اسحاق فیاض
بااوج گرفتن تنش ها میان کشورهای غربی و روسیه اکنون این باور را تقویت می بخشد که جنگ سردی دیگری دراه است، بخصوص ان که هریک از کشورهای غربی و روسیه علیه همدیگر خط نشان می کشند و از موضع شان کوتاه نمی آیند. همین چند روز پیش برخی از کشورهای غربی سخن از تحریم روسیه به دلیل تصرف خاک گرجستان و شناسایی استقلال اوستیای جنوبی و ابخازی، به میان آورده بودند و در مقابل روسیه تهدید کرده بود که صدورنفت و گاز را به اروپا قطع خواهد کرد. اکنون در آستانه تشکیل اجلاس اضطراری رهبران اتحادیه اروپا برای بحث درباره گرجستان، آقای مدودف رئیس جمهور روسیه هشدار داده است که روسیه آماده تلافی کردن هرگونه تحریمی است که اتحادیه اروپا ممکن است علیه این کشور به اجرا درآورد.همچنین رئیس جمهور روسیه باردیگر تاکید کرده است که تصمیم روسیه در مورد شناسایی استقلال اوستیای جنوبی و آبخاز تغییرناپذیر است و به این دو جمهوری کمک های اقتصادی و نظامی خواهد کرد. در آستانه تشکیل جلسه اضطراری اتحادیه اروپا، نشانه های فزاینده ای از وجود اختلاف نظر بین کشورهای مهم اروپایی نیز دیده می شود.
گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا در مقاله ای در هفته نامه بریتانیایی ابزرور، می نویسد نظر خصمانه روسیه به گرجستان مبین این است که روسیه، پس از فروپاشی شوروی هنوز با واقعیت های جدید در اروپا، خود را وفق نداده و توصیه کرده است که کشورهای اروپایی از وابستگی خود به نفت و گاز روسیه بکاهند. ولی دولت آلمان، هم روسیه و هم گرجستان را برای اقدامات یکجانبه آنها که موجب وخیم تر شدن وضعیت شده ملامت کرده است. هرچند که گردون بروان گفته است که روسیه پس از فروپاشی شوروی خود را با واقعیت های جدید اروپا وفق نداده است، اما سئوال اساسی این است که کشورهای اروپایی تا چه اندازه قدرت و اقتدار بازیافته روسیه را درک کرده اند و این قدرت در حال ظهور را در سیاست ها و استراتژی های بین المللی شان گنجانده اند؟ واقعیت این است که برخلاف انتظار روسیه به سرعت قدرت تحلیل رفته خود را پس از فروپاشی شوروی بازیافته است و به یک ابرقدرت جدید تبدیل می گردد، آیا کشورهای اروپایی و امریکا چنین واقعیتی را پذبرفته اند؟ و ایا این کشورها می توانند چنین قدرتی را باورکنند؟
بعد از سال های افول کمونیسم در روسیه و عبور این کشور از بحران فروپاشی به نظر می رسید که روس ها به زودی نخواهند توانست بر مشکلات وچالش های داخلی خود فائق آیند و به سادگی این توان را به دست نخواهند آورد تا خود را به عنوان یک ابر قدرت جدید در نظام بین المللی مطرح نمایند. بسیاری از تحلیل گران مسائل روسیه بر این باور بودند که روسیه برای مطرح شدن به عنوان یک ابرقدرت جدید نیازمند عبور از یک دوره ی گذار است که در این دوره ی گذار، کرملین باید مولفه ها و نهاد های سیاسی و اقتصادی ، حقوقی ، منافع ملی ، سیاست خارجی و غیره ی خودرا از نو تعریف وسازماندهی نماید و بدین وسیله خود را به عنوان یک نظام تحول یافته با شرایط جدید حاکم بر نظام بین المللی وفق دهد. یعنی درست همان انتظاری که نخست وزیر بریتانیا آقای گردن بروان از روسیه دارد و این کشور را به عدم درک واقعیت های اروپایی فعلی متهم می کند. اما برخلاف انتظارات سران کشورهای اروپای غربی، روسیه موفق شده است تا حد زیادی خود را از بحران هایی که در دهه ی قبل با آن مواجه بود، رهایی داده و به گونه ای موفقیت آمیز بخش عمده ای از این دوران گذار را پشت سر بگذراند . مهم ترین دلیلی را که کارشناسان و صاحب نظران مدعی این دیدگاه همواره ارائه کرده اند رشد بالا و تحولات اقتصادی مثبتی است که روسیه در سال های اخیر بدان دست یافته است . رشدی که باعث شده است ارزش روبل در برابر دلار افزایش یابد و نرخ تورم را در اقتصاد روسیه تا حد زیادی کاهش بدهد . رشدی که از یک سو یک رفاه نسبی را برای جامعه ی روسیه به ارمغان آورده است و از سوی دیگر توانایی های این کشور را در نظام اقتصاد جهانی تا حد زیادی افزایش دهد و به یکی از هشت کشور مطرح صنعتی ( جی هشت ) جهان تبدیل نماید. یکی از مهم ترین نمودها و پیامدهای رشد بالای اقتصادی در این کشور را می توان در روی آوری مجدد این کشور به گسترش برنامه های نظامی این کشور در دهه ی اخیر مثال زد. مسئله ای که در سال های اخیر حالت ملموس تری را به خود گرفته و به یکی از بزرگترین سوژه های تبلیغاتی برای رسانه های غرب تبدیل شده و نگرانی هایی را برای کشورهای اروپایی، آمریکا و دسته ای از همسایگان این کشور به وجود آورده است.
آمارهای به دست آمده طی چهار سال اخیر نشان می دهد که میزان بودجه ی نظامی روسیه سالانه به طور متوسط چیزی در حدود سی درصد افزایش یافته است . در سال جاری 2008 بودجه ی نظامی روس ها بیش از 800 میلیارد روبل ( معادل 32 میلیارد دلار ) برآورد شده بود و این میزان بودجه قرار است در سال آینده به بیش 900 میلیارد دلار ( معادل 36 میلیارد دلار ) افزایش یابد و در سال 2010 به 1/1 تریلیون روبل ( معادل 44 میلیارد دلار) افزایش خواهد یافت . بنا برآخرین طرح مدرنیزاسیون ارتش روسیه که دردو سال اخیر تدوین شده است ، قراراست تا سال 2015 میلادی چیزی درحدود 200 میلیارد دلار صرف بازسازی و توسعه ی توان مندی های ارتش روسیه گردد که این مبلغ قرار است بیشتر برای مجهز کردن ارتش به تسلیحات فوق مدرن و فرآورده های موشکی و فضایی فوق پیشرفته اختصاص یابد. یکی از مهمترین اقدامات روس ها در این راستا ، نوسازی موشک دوربرد آر. اس . ام . 54 درچند سال گذشته بود که این موشک متعلق به دوران اتحاد جماهیر شوروی در سوم جولای سال 2003 با موفقیت نوسازی شد و هم اکنون با بردی معادل 7000 کیلومتر و با سرعتی به میزان 200 کیلومتر درهر دقیقه قادر است اهدافی را در اقصی نقاط جهان هدف قرار دهد . از دیگر اقدامات روس ها در این راستا می توان به برنامه های این کشور در استقرار نسل جدیدی از موشک های آر . اس .24 اشاره کرد که این موشک قاره پیمای فوق مدرن هم اکنون توانمندی روس ها را درهدف قرار دادن اهداف نظامی دور دست به طرز چشمگیری افزایش داده است . جدیدترین برنامه ی موشکی روسیه در سال های اخیر به سال 2007 باز می گردد که در طی آن دو موشک روسی فوق مدرن به نام های سینوا و بولاوا با موفقیت آزمایش شدند ، موشک هایی که گفته می شود چیزی در حدود پنج هزار مایل برد دارند و قادرند هشت کلاهک هسته ای را با خود حمل کنند. روس ها سوای ازبرنامه های موشکی ، توسعه ناوهای دریایی ، زیر دریایی ها ، هواپیماهای فوق مدرن و..... را نیز هم اکنون در دستور کار خود قرار داده اند. چندی پیش روسیه مدل جدیدی از زیردریایی های استراتژیکی نسل چهارم خود را با موفقیت آزمایش و تولید کرد که چند مدت دیگرارتش روسیه به آن مجهز خواهد شد. چندی پیش رسانه های خبری ، گزارشاتی را مبنی بر آزمایش نوع جدیدی از جنگنده بمب افکن های دور پرواز را که قادرند ساعت های طولانی را بدون وقفه ی فرود پرواز نمایند ، منتشر کردند که این جنگنده بمب افکن ها قابلیت حمل کلاهک های هسته ای و سیستم های پیشرفته ی موشکی را نیز دارا هستند که هم اکنون نیروی هوایی روسیه را قادر ساخته است که اقصی نقاط جهان را تحت پوشش هوایی خود قرار دهند و هر گونه اهداف مورد نظر را منهدم و نابود سازند.
باتوجه به این پس منظر از قدرت نظامی روسیه سئوال اساسی که باید پاسخ داده شود این است که آیا روسیه تغییرات جدید به وجود امده در اروپا را درک نکرده است یا این که کشورهای غربی هنوز نتوانسته اند قدرت فزاینده روسها را که به سرعت به یک ابرقدرت جدید مبدل می گردد، درک نکرده اند و برای شان دشوار است که خود را با چنین واقعیتی وفق دهند؟