تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۶۷۷۶۷
پژوهشگر: سیدعبدالمجید زواری / zavari@irtt.ir مقدمه: روابط بین الملل مدت های طولانی به گونه ای تدریس و نظریه پردازای می شد که گویی زنان وجود ندارند، باور رایج این بود که سیاست امری جدی و پر مخاطره می باشد که نیاز به قدرت درک و تجریه و تحلیل بالایی دارد و این کار فقط از عهدة اشخاص نخبه (مردان) بر می آید. با این حال، برغم مقاومت محافل سیاسی و دانشگاهی در مقابل حضور زنان در سیاست، در سال های اخیر فمینیسم وارد روابط بین الملل، یکی از مردانه ترین رشته های علوم اجتماعی است نیز شده است. «فمینیست ها معتقدند این رشته تحت تسلط جنس مذکر است و بنابراین، علایق و ترس های مردان را بیشتر منعکس می کند. آنان همچنین معتقدند شیوه ای که رشته روابط بین الملل موضوعات خود را بر اساس آن پی ریزی میکند باعث می شود اکثر مردم (از جمله تقریباً تمام زنان) مورد توجه قرار نگیرند.» تحت تأثیر همین دیدگاه این رشته بر «سیاست عالی» که شامل دیپلماسی، جنگ و کشورداری است و دنیای سربازان و دولتمردان نامیده می شود تمرکز داده و معمولا فرض بر این است که آنان مرد باشند. حتی اقتصاد بین الملل نیز تحت تأثیر دیدگاه مردانه در اغلب موارد، به تحلیل روابط بین دولت ها و بازارها، با تحلیل ساختارهای سلطه و استثمار تبدیل شد. فمنیست ها همچنین معتقدند تعریف سیاست جهانی بر اساس مفاهیم و موضوعاتی مانند درگیری، رقابت، امنیت (امنیت نظامی) و قدرت (استفاده از زور) نیز جهت گیری جنسیتی داشته و بر اساس ویژگی های فرهنگی و طبقاتی ترسیم شده است.

فمنیست ها معتقدند جنگ ها عمدتاً توسط مردان ایجاد می شود چون قدرت طلبی مردان، آنها را وادار به این کار می کند ولی زن ها عمدتاً ضد جنگ و حامی صلح هستند و به همین دلیل از مدافعان پی گیر حقوق بشر می باشند. زنان واقعیت های جنگ را درک و بی عدالتی در جنگ را می شناسند و می دانند چگونه می توان از تشدید تنش و یا ایجاد جنگی دوباره جلوگیری کرد. تجارب تاریخی نشان دهندة این واقعیت است که زنان می توانند نقش مؤثری در ایجاد گفتگو و تعامل در بین گروه های سیاسی، قومی و دینی درگیر جنگ داشته و پیوندهای متنازعین را دوباره ترمیم و مستحکم سازند. زنان قادرند افق های تازه ای را در مذاکرات صلح گشوده و مانع از عدم توجه به مسائل مبرمی از حق ملی گرفته تا تجاوز به کودکان شوند.
آنان می توانند در ایجاد دستیابی به آشتی ملی با وفاق اجتماعی و تحقق صلح پایدار در درون جوامع نقش اساسی را ایفا می کنند. نتایج یک تحقیق که در مورد ارتباط دستیابی زنان به قدرت و صلح طلبی کشورها در بخش علوم سیاسی دانشگاه بینگمتن انجام شده است نشان می دهد روش های زنان در استفاده از زور عمدتاً آن چه مردان تصور می کنند متفاوت است. معمولاً مردان عقیده دارند اگر زنان بیشتری به امور و روند سیاسی دست پیدا کنند، حکومت برای استفاده از زور تحت فشار بیشتری قرار می گیرد. همچنین نتیجه این تحقیق نشان می دهد که در سطح روابط بین الملل، دو کشور همسایه با نرخ زاد و ولد اندک علاقة کمتری برای درگیر شدن در نبردهای نظامی از خود نشان می دهند. تحت تأثیر همین اصل نویسندگان این تحقیق پیشنهاد می کنند سیاست های ترویج برنامه ریزی خانوادگی و تنظیم خانواده ممکن است یکی از نمونه های مؤثر بکارگیری میزان خشونت میان کشورهای مختلف باشد.