تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۶۷۸۰۶

 پژوهشگر: سید عبدالمجید زواری zavari@irtt.ir
زنان صلح‌جو
«یکی از موضوعات کشف نشده در زمینه مطالعه و تحقیق دربارة صلح، نقش بی همتای زنان در استفاده از اجبار اعمال شده توسط حکومت ها می باشد. بر همین اساس اگر آگاهی رایج و مدارک تجربی که عقیده دارند زنان صلح جوتر از مردان هستند درست است بنابراین شرکت زنان در جریانات سیاسی باید استفاده از زور و اجبار را در عرصه های بین المللی محدود کند. انجمن مادران افراد مفقود الاثر گواتمالا (GAM)، انجمن GCM و ائتلاف مادران شوروی (روسیه) که فرزندانشان در افغانستان و چچن مشغول جنگ هستند، نمونه های بی صدایی از نقش بی همتای زنان در تأثیر گذاری بر میزان خشونت اعمال شده توسط حکومت هستند.»  مهمترین نکته ای که فمینیست ها روی آن تأکید می کنند حفظ صلح و توسعه می باشد. فمینیست ها معتقدند ریشه جنگ ها به دلیل حس برتری جویی می باشد و تا زمانی که امپراتوری ها و حکومت ها و قدرت ها و ملت هایی باشند که بی رحمانه آماده نابودی دیگرانند، دیگران نیز باید خود را برای جنگ مسلح کنند. زنان واقعیت های جنگ را درک و بی عدالتی در جنگ را می شناسند و می دانند چگونه می توان از تشدید تنش و یا ایجاد جنگی دوباره جلوگیری کرد. تجارت تاریخی نشان دهندة این واقعیت است که زنان می توانند نقش مؤثری در ایجاد گفتگو و تعامل در بین گروه های سیاسی، قومی و دین درگیر جنگ داشته و پیوندهای میان متنازعین را دوباره ترمیم و مستحکم سازند. زنان قادرند افق های تازه ای را در مذاکرات صلح گشوده و مانع از عدم توجه به مسائل مبرمی از حق ملی گرفته و تا تجاوز به کودکان شوند. آنان می توانند در ایجاد دستیابی به آشتی ملی، وفاق اجتماعی و تحقق صلح پایدار در درون جوامع نقش اساسی را ایفا کنند.بررسی نقش روانشناسانه جنگ نیز نشان می دهد که معمولاً مردان پرخاشگرتر از زنان هستند و به نظر فروید ریشه در غرایز انسان دارد.
زنان در طول تاریخ معمولاً صلح طلب بوده اند و این شاید ریشه در غرایز آنها داشته باشد و شاید هم به دلیل ضعف جسمانی در مقابل مردان و یا شاید هم به دلیل نبود فرصت برای گرفتن مسئولیت باشد. البته فمینیست های اولیه معتقد بودند زنان بخاطر نقش مادرانه ای که دارند و همیشه ضد جنگ بوده اند، می توانند با استفاده از حق رأی وارد بخش سیاسی و تصمیم گیری شوند و جامعه را به سوی راه حل های بدون خشونت و نهایتاً صلح سوق دهند. تحت تأثیر همین دیدگاه ها اولین حزب صلح زنان در سال 1915 به وسیله جین آدامز تشکیل شد و امروزه بعنوان قدرتمندترین حزب صلح زنان با تام لیگ بین المللی زنان برای صلح و آزادی فعالیت می کنند. از دیگر سازمان های مشابه می توان به «سازمان زنان هوادار صلح (Women peace party) نام برد. زنان عضو این سازمان اعلام می دارند در گذشته مردان برای جنگیدن خانه را ترک می کردند و حال ما برای صلح خانه را ترک می کنیم و نمی گذاریم جنگ های اتمی و هسته ای همه را به نابودی بکشاند. داده هایی که اخیراً در مورد نقش زنان به عنوان مؤسسین صلح انتشار یافته بر استفاده زنان از تعاون، مشورت و رابطه متقابل تأمل می کند. پنج مورد از عملیات صلح در بوسنی، کامبوج، الساوادور، نامبیا، و آفریقای جنوبی شواهد تجربی ارائه می کند که مشارکت برابر و کامل زنان چگونه باعث بهبود کارآیی سازمان ملل متحد در ایجاد صلح و حفظ آن شده است. مطالعه مزبور نکات زیر را مطرح می سازد.
- مشارکت زنان دارای این قابلیت است که بحث را اندکی بسط دهد، به طوری که بتواند موانع متنوع تری را در بر گیرد، از جمله ممکن است به آن چه در خصوص زنان، اطفال و جوامع رخ می دهد ارتباط بیشتری داشته باشند.
- زنان کمتر از مردان در پرداختن به جوامع محلی به طور سلسله مراتبی عمل می کنند و بیشتر گوش می دهند و به این ترتیب دارای بینش های بیشتری در مورد علل ریشه ای منازعات دارند.
- وجود توده ای از زنان منتقد به نظر می رسد که در میان حمایت محلی که نسبت به عملیات موفقیت آمیز دید انتقادی دارند ایجاد اعتماد و اطمینان می نماید.
- سازمان های زنان در کشورهای متعدد از آموزش صلح حمایت کرده و کودکان سرباز اعم از پسر و دختر را به کنار گذاشتن اسلحه تشویق نموده اند.
- در گواتمالا، گروه های زنان بر فرآیندهای باز گرداندن نفوس به وطن تأثیر گذاشته و خدماتی را بر اساس بازگشت تبعیدیان یا پناهندگان برقرار کرده اند.
- در بوروندی، نیکارآگوآ و روآندا، گروه های زنان برای به رسمیت شناخته شدن حقوق زنان بر زمین و مالکیت خانگی که ممکن است به نام همسری باشد که در منازعات به قتل رسیده یا «ناپدید شده» گروه های حمایت قانونی تشکیل داده اند.
توانایی مشهور زنان در حفظ صلح نیز شورای امنیت را مصمم کرد که به اتفاق آرا قطعنامه ای تصویب کند و از کلیه دول عضو خواست که از مشارکت مضاعف زنان در کلیه سطوح تصمیم گیری حمایت کنند. این قطعنامه همچنین بر ضرورت نمادینه ساختن توجه و برابری جنسیتی در روندهای ایجاد و حفظ صلح و مراحل بازسازی پس از جنگ و درگیری تأکید می ورزد.