علی کدخدازاده
محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین، از آغاز پای گذاشتن بر جای یاسر عرفات با چالشهای متعددی مواجه بوده است. این چالشها با روی کار آمدن دولت حماس در فلسطین ابعاد گستردهای یافت. رقابت میان فتح و حماس به عنوان دو سازمان معتبر و مورد وثوق مردم فلسطین به گونهای بود که هر از چندی یکی از دو رقیب دیگری را به اشتباهات تاکتیکی و حتی استراتژیک متهم میکرد.
عباس در پی کسب قدرت حماس در فلسطین با اعلام اینکه حکومت نمیتواند به مثابه یک جنبش عمل کند، خواهان به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی دولت حماس شد، موضوعی که با جوهره مرامنامه حماس در تضاد بود. وی از این حربه استفاده کرد و به بهانه تحریم اقتصادی فلسطین از سوی جهان غرب بر فشار برای شکستن حماس افزود و سرانجام با طرح همهپرسی میثاق زندانیان فلسطین، عملاً حماس را به مرحله ناچاری رساند.
اما با حوادث اخیر در فلسطین و هجوم اسرائیل به این سرزمین بار دیگر بر اقتدار و منزلت حماس افزوده شد. آنچه مسلم است این رویارویی ـ میان فلسطینیها و اسرائیل ـ نمیتواند تا مدت طولانی ادامه یابد. اسرائیل خواهان آزادی بدون قید و شرط سرباز اسیر خود است و حماس خواهان آزادی این اسیر به شرط آزادی صدها اسیر فلسطینی در بند اسرائیل است. اسرائیل تاکنون این درخواست را نپذیرفته و حماس نیز به مقاومتی ادامه داده که حاصل آن یورش اسرائیل به غزه، اسارت گرفته شدن دهها عضو کابینه و مجلس، ویرانی بسیاری از ساختارهای زیربنایی و شهادت و جراحت افزون بر یکصد فلسطینی بوده است.
پایان این مخاصمه، نقش مؤثری بر جایگاه محمود عباس خواهد داشت. اگر حماس سربلند از این منازعه بیرون آید، عباس به شدت ضربه خواهد خورد و اگر حماس نتواند از پس این حوادث امتیازات درخور توجهی از اسرائیل بگیرد آنگاه عباس این گروه سیاسی را که اکنون دولت را نیز در دست دارد آماج حملات خود قرار خواهد داد.