سلاحهای شیمیایی بنابر تعریف سازمان ملل متحد و متخصصان، عبارتند از تمام مواد شیمیایی، خواه به صورت گاز، مایع یا جامد که به خاطر اثرات سمی مستقیم روی انسان، حیوان و گیاه به کار گرفته میشوند. از جمله مشخصات سلاحهای شیمیایی عدم تشخیص تاثیرات و عوارض آتی آن در محیط است که باعث میشود راههای مقابله با آن بسیار دشوار و گاهی غیرممکن شود. اولین بار سربازان آلمانی در 22 آوریل 1915 (جنگ جهانی اول) در منطقهای از بلژیک به نام یپرس با استفاده از 6 هزار سیلندر گاز کلر، 168تن از این گاز کشنده را علیه دشمن به کار گرفتند که این امر موجب مرگ 6 هزار نفر از سربازان متفقین شد. پس از آن این روز به نام «روز تولد جنگ شیمیایی مدرن» شناخته شد. آثار کشنده این سلاحها به حدی وسوسهانگیز بود که تا پایان جنگ جهانی اول بر اثر به کارگیری این سلاحها بیش از یک میلیون نفر زخمی و کشته شدند. این عوارض هولناک، کشورهای جهان را بر آن داشت تا با امضای توافقنامهای بینالمللی، استفاده از این سلاحها را ممنوع کنند. پس از آن توافقنامه 1925 ژنو به امضا رسید. در جنگ جهانی دوم با وجود انباشته بودن زرادخانهها، از این سلاح مخوف و مهلک استفاده نشد. شاید دلیل آن ترس هر یک از گسترش به کارگیری این سلاحها توسط طرف مقابل بود. عدهای هم یکی از علل عدم به کارگیری این سلاحها را مصدومیت هیتلر در جنگ اول جهانی بر اثر گاز خردل و درک او از آثار این سلاحها میدانستند! اما پس از اولین تجربه تلخ در 1915، بزرگترین و وسیعترین حملههای شیمیایی در تاریخ، جنگ ایران و عراق بود.
عراق شیمیایی
کاربرد گسترده جنگافزارهای شیمیایی از سوی عراق در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران آنچنان چشمگیر است که باید به عنوان مسئلهای پیچیده به طور جداگانه و مفصل بررسی و تحلیل شود. آنچه مشخص و غیرقابل انکار است، عدم دسترسی دولت صدام در آغاز جنگ به سلاحهای شیمیایی است. روشن است که عراق به تنهایی توانایی علمی و مادی دستیابی به این سطح از سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی را نداشت و در این مورد حضور دو ابرقدرت شرق و غرب آن روز از سویی و حمایتهای مالی برخی کشورها در تجهیز عراق به این سلاحها را نمیتوان نادیده گرفت. اسناد و مدارک نشان میدهد که مقادیر قابل توجهی عوامل و مواد شیمیایی ابتدا از ذخایر شوروی سابق و برخی از دولتهای اروپایی و ایالات متحده در اختیار عراق قرار گرفت. مثلاً زمستان 61 قراردادی بین شرکت Drereich آلمان غربی و عراق در خصوص فروش عوامل اعصاب منعقد و مابقی تجهیزات نیز به این کشور منتقل شد. به کارگیری گسترده عراق از این تسلیحات در حدی بود که کشورهای فرستنده تا مدتی از تحویل این تجهیزات به عراق خودداری میکردند. براساس مستندات موجود حدود 50 شرکت اروپایی و آمریکایی، تجهیزات و امکانات ساخت این سلاحها را به عراق فروخته و حتی در مواردی دولتهای متبوع آنها نیز آن را تأیید و اعلام رسمی کردند.
به عنوان نمونه دادستانی آلمان دفاتر 12 شرکت آلمانی که متهم به فروش این تسلیحات به عراق بودند را مورد بازرسی قرار داد که در جریان این بازرسیها مدارک و شواهد فراوانی به دست آمد که این شواهد و مدارک در 1000 پرونده مجزا شروع به رسیدگی شد. از این دست موارد فراوان به چشم میخورد؛ مثلاً اعضای مجلس سنای آمریکا با صدور قطعنامهای در 3/4/1367 ضمن محکوم کردن عراق به خاطر استفاده از سلاحهای شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای سیاسی، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاحها شود. استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی در جنگ با ایران به قدری گسترده و وسیع بود که حتی سکوت مرموز رسانههای غربی را شکست. رادیو استرالیا در بخش گزارش خبری خود در تاریخ 10/1/1367 ضمن تأکید بر استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی علیه مردم ایران گفت: عراق هرگاه که در تنگنا قرار میگیرد از سلاح شیمیایی استفاده میکند. نیویورک تایمز در شماره 6/1/1367 خود نوشت: این عمل (جنگ شیمیایی) از هر جهت و به هر مفهوم یک جنایت جنگی است که با انکارهای سست و رسمی عراق و عذر و بهانههای غیررسمی در مورد استفاده از یک سلاح ناجوانمردانه در آمیخته است.
تحلیلگر روزنامه گاردین نیز در یکی از شمارههای این نشریه نوشت: قدرتهای جهانی میتوانند عراق را از کاربرد سلاحهای شیمیایی بازدارند، اما آنها از پیروزی جمهوری اسلامی بیشتر از پایمال شدن قوانین بینالمللی توسط عراق نگرانند. استفاده عراق از سلاحهای مزبور از موارد آشکار نقض مقررات بینالمللی و از نمونههای جنایت علیه صلح و امنیت بشری است. هرچند عراق متعهد بود از کاربرد اینگونه سلاحها امتناع کند ولی در عمل به شدیدترین نحو آن را نقض نمود. قبح این جنایت تا بدان حد است که مقامات رژیم بعث عراق از اقرار صریح بدان امتناع ورزیده و در مجامع بینالمللی و مصاحبههای مطبو عاتی استفاده از سلاحهای شیمیایی را انکار میکردند.
قربانیان جنایت
پروفسور اوبن هندریکس سمشناس برجسته اروپایی در همان سالها اعلام کرد: براساس آزمایشهای انجام شده میتوان ثابت کرد که بسیاری از مجروحان بر اثر گاز خردل مایکو تاکسین و زهرهای قارچی که علیه آنها به کار رفته است مجروح شدهاند. کار به جایی رسید که پس از گزارش هیأت اعزامی سازمان ملل و بیانیه دبیرکل، رئیس شورای امنیت وقت در تاریخ 21 مارس 1986 طی بیانیهای اعلام کرد که «عمیقاً نگران نتیجه متفقالقول کارشناسان در خصوص کاربرد جنگافزارهای شیمیایی در موارد بسیاری توسط نیروهای عراق علیه نیروهای ایران بوده و ادامه کاربرد اینگونه سلاحها را که مخالف مفاد پروتکل ژنو 1925 در خصوص ممنوعیت کاربرد جنگافزارهای شیمیایی است، قویاً محکوم میکند.» علاوه بر این کمیته بینالمللی صلیب سرخ نیز با بیانیهای این حملات را محکوم کرد. اما هولناکترین مورد استفاده از سلاحهای شیمیایی پس از جنگ جهانی اول، مربوط به حوادث حلبچه است. به دنبال این واقعه بسیاری از محافل رسمی و غیردولتی به ابراز نگرانی و نیز محکوم کردن این اقدام پرداختند و در پی آن بود که در برخی از کشورها بهویژه در غرب مطالبی انتشار یافت که منابع دریافت سلاحهای شیمیایی و مواد مربوط به آنها را مشخص میکرد. در پی این افشاگریها بود که برخی دولتهای غربی به منظور تحتتاثیر قرار دادن فضای به وجود آمده، برخی از این منابع را جریمه کردند.
یک شرکت هلندی تولیدکننده فرآوردههای شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم تنها به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد. دهها شرکت آلمانی به طور موقت به حالت نیمه تعطیل و پای میز محاکمه رفتند. رسوایی انگلستان و کشف محموله 35000 تنی مواد شیمیایی در بندر نرماندی فرانسه، پرونده شعبه شرکت پتروشیمی «فیلیپین» در بلژیک، شرکت المانی وست و دهها شرکت دیگر نمونههایی بودند که تنها پس از مدتی هیاهوی رسانهای، مجدداً فعالیت خود را آغاز کردند. دفتر تحقیقات بهداری قرارگاه کربلا پس از عملیات (والفجر1) و استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی گزارشی را به منظور بررسی این جنایت تنظیم کرد که از جمله نکات حایز توجه در این گزارش، نبود آموزش مناسب به نیروها و بیتوجهی عدهای از مسئولان که سبب حادتر شدن عوارض سلاحهای شیمیایی شدهاند، است. دقیقاً بعد از پایان جنگ، عراق از این سلاحها در مقابل سربازان آمریکایی استفاده کرد و سبب شد تا سندرم هولناکی به نام «سندرم خلیج فارس» در بین این سربازان شایع شود. حال مقایسه کنید سربازان آمریکایی با تمام تغییرات و دستگاههای پیچیده را با رزمندگان ما و با چفیه و در بهترین موارد با ماسکهای از کار افتاده. البته این نکته را نیز نباید از یاد برد که بخش قابل توجهی از مصدومان شیمیایی کشور غیرنظامیان بیگناهی هستند که به دلیل همجواری با انفجارها دچار آلودگی شدهاند.
جنگهای بیولوژیک
با وجود پیشرفت بشر در علم، تکنولوژی و تمدن و کمک شایان این فنون به بقای مادی انسان، همزمان عدهای از نوع بشر به علت وجود خلق و خوی حیوانی از دیدگاه و جنبه دیگری نیز از این پیشرفت بهرهبرداری کردند که از آنها علیه همنوعان خود استفاده کنند. جنگهای بیولوژیک (Biological Warfare) یکی از همین شیوههاست و شاید بتوان گفت ضدانسانیترین شیوه. تجربیات تاریخی نشان داده که هنگام وقوع جنگ از نظر قراردادها و پیمانهای بینالمللی هیچگونه نقطه نظر ثابتی در برابر استفاده از سلاحهای بیولوژیک وجود ندارد چرا که اگر حتی توافقی هم وجود داشته باشد، ضمانت اجرایی ندارد. امروزه در بین محافل نظامی غربی این باور وجود دارد که جنگهای آینده دارای یک مشخصه بارزند و آن استفاده از هر وسیله در جهت دستیابی به پیروزی قطعی است. ژنرال کامیل روزیرون ـ تئوریسین پیمان ورشو ـ در مورد جنگ میکروبی میگوید: در مقایسه سلاح میکروبی و سلاح اتمی باید اذعان کرد که تمام دستاندرکاران به این باور رسیدهاند که کشتار حاصله از یک حمله میکروبی بسیار فراتر از خسارات جانی وارده از یک انفجار اتمی است. در طول تاریخ و در جنگها بارها مشاهده شده که شیوع ناگهانی بیماریهای عفونی در بین نظامیان، باعث تغییر در روند جنگ و همینطور از همگسیختگی در سازماندهی ارتشها شده و در نهایت باعث تغییر در نتیجه جنگ. این تحریکات در ذهن عدهای موجب شد تا شیوهای نوین در جنگها پدید آید که این شیوه نوین از حالتهای ساده ابتدایی تا خلق میکرو ارگانیسمهای ساخته دست بشر ادامه یافت. امروزه عوامل بیولژیک به طور عمده میکرو ارگانیسمها یا محصولات سمی آنها را شامل میشود که در جهت اهداف نظامی و جنگ مدنظرند. به هر حال بسیاری از مشاوران نظامی و علاقهمند به چنین جنگهایی عقیده دارند در جنگهای آینده، زمانی پیروزی کامل خواهد شد که همه روشهای موجود در جنگ مورد بهرهبرداری قرار گیرند. نکته قابل ذکر در عوامل جنگهای بیولوژیک آن است که در حال حاضر نه تنها در جنگها، بلکه به وسیله تروریستها در عملیات تروریستی مورد استفاده واقع میشوند. به طور کلی کاربرد سلاحهای بیولوژیک در جنگها، برای نیل به مقاصد زیر است: 1- ایجاد رعب و وحشت و عملیات روانی علیه نیروهای نظامی و مردمی دشمن 2- سست کردن و از بین بردن مقاومت نیروهای دشمن در خطوط مقدم 3- اختلال در سازمان رزم یگانها 4- انتقام و ممانعت از انجام عملیات توسط نیروهای حملهکننده.
با این وجود کارشناسان ارشد امور نظامی ابرقدرتها متفقالقولند که به دلیل اختلافات و تفاوتهای موجود در گروههای جمعیتی باتوجه به متغیرهای فیزیولوژیکی، ژنتیکی، اجتماعی ـ فرهنگی، وضعیت و چگونگی تغذیه، تماس قبلی با عوامل عفونی، سابقه ایمنسازی و عوامل مختلف دیگر، میزان شیوع و مرگ و میر ناشی از عوامل بیماریزای مسری را نمیتوان دقیقاً پیشبینی کرد. گرچه بین عوامل شیمیایی و بیولوژیک به عنوان سلاح جنگی، نکات مشترکی وجود دارد اما آنها از جنبههای مهم و معینی متفاوتند که این اختلافات مربوط به عوامل زیر است: 1- سرعت عمل 2- سمی بودن بالقوه 3- استمرار اثر 4- قابلیت کنترل و 5- اثرات باقیمانده و ماندگار.