تاریخ انتشار : ۰۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۶۸۴۷۰
گفت‌وگو با دکتر مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بین‌الملل مقدمه: سران 26 کشور عضو ناتو در اجلاس سالیانه خود در ریگا پایتخت لتونی در خصوص عمده‌ترین عملیات نظامی این سازمان در افغانستان به بحث خواهند پرداخت. اگرچه ناتو با هدف تامین امنیت قاره اروپا، پس از جنگ‌ جهانی دوم به وجود آمد، اما با فروپاشی بلوک ‌شرق، ماموریت‌های جدیدی را خارج از حوزه جغرافیایی خود بر عهده گرفته است که تامین امنیت در افغانستان از جمله این ماموریت‌‌ها به شمار می‌آید. دکتر مهدی مطهر‌نیا استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با «تهران امروز» نقش ناتو در مقابله با تهدیدات امنیتی قرن بیست‌ و یکم و تلاش برای ایفای نقش جهان از سوی برخی از کشورهای عضو را مورد بررسی قرار داده ‌است.

* با توجه به شدت گرفتن تهدیدات قرن 21 به نظر شما نقش ناتو در مقابله با این تهدیدات تا چه اندازه است؟
** توجه به این نکته ضروری است که ناتو در دهه 90 و آغاز سده حاضر تلاش کرد تا به نوعی به بازتعریف خود پس از دوران جنگ سرد بپردازد و در این مسیر تلاش خود را به گسترش حوزه ماموریت این سازمان در جغرافیایی فراتر از حوزه معین شده در زمان تاسیس و تشکیل خود معطوف کرد. با عنایت به این معنا ترسیم دشمن استراتژیک غرب در چارچوب مفهوم ترور و تروریسم می‌توانست از منظر آرایش محتوایی، تبیین‌‌کننده این گستره جغرافیایی باشد چرا که تروریسم دشمنی نیست که در سطح جغرافیای معینی تعریف‌پذیر باشد، دشمنی سیال و آشکار است که در جغرافیای گسترده‌ای به عملیات غیر مترقبه دست می‌زند و می‌تواند از زوایای گوناگون منافع تعریف شده اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را مخدوش نماید لذا با عنایت به این معنا فکر می‌کنم در پاسخ به پرسش شما مطرح شدن تروریست به عنوان دشمن استراتژیک غرب توانست توجیه‌کننده گسترش ناتو به شرق و جذب‌کننده کشورهای بلوک شرق به ویژه کشورهای تازه استقلال یافته شوروی به این پیمان باشد تا بتواند در چارچوب بافت ناشی از طرح ترور و تروریسم در دهه نخست قرن 21 تحرکات خود را بر این اساس تبیین و تفسیر کند.
* در حال حاضر دو گرایش در ناتو وجود دارد؛ یکی تمایل به محدود شدن حوزه جغرافیایی ناتو و دیگری تمایل به ایفای نقش جهانی ناتو. ارزیابی جنابعالی از این دو گرایش چیست؟
** در واقع لازمه جبری حصول به گرایش دوم تاکید بر گسترش حوزه جغرافیایی عمل ناتو است. از این جهت می‌توان گفت که این دو گرایش در تناقض آشکار با هم قرار می‌گیرند آنچه که مسجل است ناتو در عمل از محدوده تعریف شده کلاسیک خود خارج شده، امروزه حضور ناتو و ایساف در افغانستان زمینه‌چینی و زمینه‌پروری‌های در حال اقدام برای گسترش ماموریت ناتو در کشورهای خاورمیانه و در مجموع گسترش ناتو به شرق نشان‌دهنده گسترش جغرافیای عمل ناتو است، به گونه‌ای که بتواند دروازه‌های آسیای جنوب‌‌شرقی را به رهبری چین تحت پوشش قرار دهد لذا باید بگوییم که در عمل اراده معطوف به گسترش قدرت در ناتو به چشم می‌خورد.