چندی پیش رئیس جمهور ایالات متحده در گزارش سالانه خود از امور نشانی دستاوردهایی را میداد که گویا کشورش در آزادسازی و همچنین در کمک به بازسازی عراق حاصل کرده است. به هر حال نطق او حاوی چندین حکم آماری بود که گویای تلاش ایالات متحده برای ترمیم اشتباهات متعدد پیشین از طریق ارتکاب انبوهی اشتباهات جدید است. متأسفانه چنین خودمداری و امتناع از پذیرش واقعیت عریان که بر این اساس به نمایش گذاشته میشود، برازنده جنگ سالاران صلیبی است که در عجله گسترش امپراتوریشان بر دیدن عواقب فاجعهآمیز آن چشم فرومیبندند.
این روزها به هر کجای عراق که سربزنی، مشکل اصلی نبود امنیت است. در حالی که جهان نفساش را به نگرانی از گروگانگیری گزارشگران خارجی، مقامات دیپلماتیک و بازرگانها در سینه حبس کرده، این عراقیها هستند که در انقیاد این خشونت فزاینده رنج میبرند.
گروگانگیری، که در سال 2004 مرکز توجه رسانهها بود، از روزی دو فقره حالا به روزی 12 فقره رسیده است.
باندها در عراق اغلب قربانیان خود را روزها تحت نظر میگیرند تا پیش از اقدام به ربودن از چگونگی وضعیت رفاه خانواده فرد مورد نظر و ارتباط آنها با خارج اطلاع حاصر کرده باشند. حکایت جمعآوری دلارهای نقد برای ارسال به بستگان در عراق [به قصد پرداخت به گروگان گیرندگان اقوامشان]، در میان عراقیان دور از وطن، عادی شده است.
حملات به نظامیان آمریکایی و نیروهای عراقی آموزش دیده آنها از روزانه 70 مورد در پایان 2004 طی یک سال به روزی 100 مورد افزایش یافته است. تاکنون حدود 2250 سرباز آمریکایی در عراق کشته شده و 17 هزار نیز مجروح شدهاند.
هزاران تانک، زرهپوش، هلیکوپتر، تانکر و دیگر ابزار نظامی نابود شده است.
نزاع بر سر تعداد کشته شدهگان غیرنظامی، با ارقام برآورده شده از 35000 تا 135000، نیز همچنان با شدت ادامه دراد. ارتش آمریکا میگوید که تاکنون 30 هزار «شورشی» را کشته است.
ساختمانهای عظیمی هم به سرعت در ابوغریب و جنوب عراق ساختهاند که نیروهای آمریکایی بتوانند به دستگیری و زندانی کردن همه افراد خانوادههای عراقی، ادامه بدهند. خیلی از آنها البته بعداً به خاطر اشتباه در شناسایی، اطلاعات جعلی جاسوسها و یا فقدان مدرک آزاد میشوند.
برآوردها حکایت از آن دارند که در حال حاضر حدود 20000 عراقی در زندانهای تحت کنترل نیروهای آمریکا به سر میبرند. این را مقایسه کنید با رقم 5000 در اواسط سال 2004. به سختی بتوان آن را نشانه پروسه دموکراتیک در جهت سازندگی به حساب آورد و البته این ارقام شامل کسانی که در زندانها و شکنجهگاههای وزارت کشور دولت فعلی بسر میبرند هم نمیشوند.
رفراندومهای سراسری و انتخابات هم که مقامات آمریکا از آنها به عنوان تکیهگاه و در مجموع به مثابه موتور حرکت آفرین در پیشرفت اوضاع یاد میکردند به جای پیشرفت وسیله پسرفت شده و نمایانساز و یا به واقع عامل تقسیمبندیهای فرقهای از آب درآمدهاند.
و تخلیه عراق از تحصیل کردگان ادامه دارد. صدها تن از دانشآموختگان، دانشمندان، تکنوکراتها و پزشکان از وحشت گروگانگیری و یا کشته شدن ناگزیر کشور را ترک میکند. تأثیر اینگونه جو وحشت تا حدی پیش رفته است که باعث راهاندازی کمپینهای بینالمللی برای حفظ آکادمیسینهای عراق شده است.
آنچه از بیقانونی و بی در و پیکری گفته شد در توصیف ناامنی عراق کفایت نمیکند. صنایع و خدمات پایه در عراق نیز موجب نگرانیهای زیادی در میان مردم است. برق، برق و برق. این کلمهای است که نمیتواند به اندازه کافی توسط مردم عراق تکرار شود.
وقتی که بوش سخن میگفت خوب بود اگر اشارهای هم به این میکرد که عراق پیش از اشتغال، علیرغم اینکه تحت تحریم سازمان ملل و هدف بمبارانهای هر از چندگاه ایالات متحده و انگلیس قرار داشت، از پس تولید 3958 مگاوات برق برمیآمد. تولید میانگین دسامبر (ماه آخر سال) 2005 اما 3500 مگاوات بود. مقامات اشغالگر آمریکایی در ماه ژوئن سال 2004 اعلام کرده بودند که تولید برق را به 6000 مگاوات خواهند رساند، اما نتوانستند و این خود یک ناکامی بزرگ است.
استخراج نفت نیز که قرار بود هزینه بازسازی عراق را تأمین کند، ناکامی بیانتهای دیگری است. صادرات نفت عراق که بنا به اهداف اعلام شده مقامات آمریکایی قرار بود به 3 میلیون بشکه در روز رسانده شود امروز حتی به سطح پیش از جنگ (5/2 میلیون بشکه) هم نمیرسد. در حالی که بخشی از گناه این امر را میتوان به حملات گروههای ناشناس نسبت داد، بررسیهای داخلی و اظهارات نشانگر عدم مدیریت از سوی مقامات اشغالگر و دولت فعلی در اداره صنایع نفت است.
گزارش پشت گزارش نمایانگر تیرگی وضعیت بازسازی عراق است، تا حدی که میتوان گفت دیگر اعتباری برای آنگونه خوشایندنماییها وجود ندارد.
حال اگر به آن سوی مرزها برویم، فضای سیاسی ایالات متحده هم خیلی بهتر نیست. نظرسنجیهای متفاوت نمایانگر سقوط محبوبیت بوش به 39 درصد است؛ رقمی که به تأکید رسانهها، صرفنظر از آرای ریچارد نیکسون، پایینترین رقم حمایت آرا عموم در دوره دوم رئیسجمهوری است.
زمانی که بوش در سال 2001 به پست ریاست جمهوری رسید، ایالات متحده مازاد بودجه 236 میلیارد دلاری در اختیار او گذاشت. امروز آن کشور دچار کسر بودجهای 340 میلیارد دلاری است، که حدود 300 میلیارد دلار آن فقط صرف مخارج جنگ عراق شده است.
در این میان توفان کاترینا هم بلای بزرگ آسمانی برای کاخ سفید بود. اهالی «نیوآورلئان» چهار ماه پس از توفان خانمانبرانداز، دولت بوش را به کم کاری و تأخیر متهم میکنند. بالغ بر 80 درصد اهالی آفریقایی – آمریکایی این شهر دیگر هرگز امکان ادامه سکونت در آن را نخواهد یافت.
ترکیبی از افتضاحات به بار آمده از «دیلی»، «لیبی» و «آبراموف» گرفته تا جنگ عراق (اکثریت آمریکاییها خواستار بازگشت نیروها از عراق تا پایان سال هستند) همه و همه گویای آنست که سال 2006 برای ریاست جمهوری بوش به سال بساز یا بباز تبدیل شود. این گفته در مورد عراق نیز البته مصداق دارد.