دکتر غلامرضا گودرزی/عضو هیات علمی دانشگاه اما صادق(ع)
پس از طرح ایده گفتگوی تمدنها از سوی حجتالاسلام خاتمی، ریاست وقت جمهوری اسلامی ایران، گروههای متعددی در سطح داخلی و جهانی از این ایده حمایت کردند. دامنه این حمایتها تا آنجا پیش رفت که از سوی سازمانهای بینالمللی و افراد حقیقی و حقوقی جهانی، برنامهها، سمینارها، نشستها و سخنرانیهایی صورت گرفت. ابتکار ایشان در شرایط آن زمان، عملی بسیار ستودنی و در نوع خود واکنشی به تغییر شرایط و صفبندیهای جهانی برای منزوی کردن ایران بود؛ اما در همان زمان و پس از آن، تلاشهای متعددی صورت گرفت که دامنه پیشنهاد ایشان صرفا به حوزههای منتخب غرب محدود شود. لذا عملاً گفتگو بیشتر به صورت بحثهای یکطرفه در خصوص آداب و رسوم، تاریخ ملل و جنبههای صوری و ظاهری تمدنها منحرف شد. آقای خاتمی نیز طی چند سخرانی در مجامع جهانی سعی کرد پیش از هر چیز بر ضرورت گفتگو یعنی دو طرفه کردن فرآیند، تاکید داشته باشد. درخصوص مبانی و اصول رفتاری، اعتقادی و ارزشی تمدنها نیز بحث کند
و دامنه گفتگو به حوزه سیاست نیز کشانده و به جای حاکمیت منطقه زور و ارعاب. منطق تعامل سازنده جانشین شود. حتی اخبار و اطلاعات منتشر شده در رسانههای ارتباطی هنوز حکایت از تداوم این تلاشها دارد.
اما پس از پیروزی دکتر احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری، تلاش سازماندهی شدهای خارج از کشور به کمک پول و قدرت جهانی با همراهی رسانههای جمعی صورت گرفت تا در برابر چهره دولت خاتمی، تصویر خشن، خشک و نخبهگریزی از دولت احمدینژاد طراحی شود. با آغاز به کار دولت، بر شدت عملیات مذکور افزوده و با طرح مواردی چون بیتوجهی رئیس جمهور به توصیه بزرگان و نبود تعامل با مجلس و دیگر قوا. دامنه حملات به سطح داخلی نیز کشانده شد. سعی گروههای مذکور در این مرحله تخریب چهره شخص رئیس جمهور برای القای این ذهنیت بود که ایشان اصولا قائل به گفتگو نیست و علاقهای به مشورت نیز ندارد.
اما سخنرانی دکتر احمدینژاد در سازمان ملل و دیدارهای حاشیهای آن و طرح پیشنهادهای کاملا روشن و شفاف در سازمان کنفرانس اسلامی خط بطلانی بر این ادعاها بود؛ زیرا احمدینژاد اینک در میان ملتهای منطقه به خاطر صراحت مواضع و شفافیت برخورد، به محبوبیت رسیده بود. عمل رئیس جمهور ایران هر چند ظاهرا با آداب تعریف شده غرب درخصوص سیاست خارجی و موضعگیریهای مقامات رسمی کشورها همخوانی نداشته و حرکتی جدید بود؛ اما در حقیقت در جهت همان گفتگوی تمدنها قلمداد میشد.
افکار عمومی جهان نیز نظیر همین پرسشهای رئیس جمهور، ایران را سالهاست که در ذهن و دل داشته، ولی مجال ابراز نمییافتند و اینک احمدینژاد به زبان گویای اندیشمندان جهان و نخبگان فکری دنیای اسلام تبدیل شده و برخلاف تبلیغات منفی رسانهها، نه تنها سمبل مردم مستضعف جهان، بلکه پرسشگر ممتاز جامعه محقق جهان سوم نیز شده است. اگر قرار باشد همانطور که در برابر تئوری جنگ تمدنهای هانتینگتون، نظریه گفتگوی تمدنهای خاتمی چالشگر باشد، پتانسیل پرسشگری وجدانها که بیشک احمدینژاد مبتکر آن است، میتواند حیات فکری و ذهنی بسیاری از قدرتمندان جهانی را به خطر اندازد.
اگر در جریان قبلی سعی شد مسیر گفتگوی تمدنها به سمت ظواهر پیش رود و متاسفانه خاتمی در جریان مبارزه با این انحرافات، کمتر یاری را در کنار خویش دید. امروز وظیفه همه ماست تا احمدینژاد و احمدینژادها را در مسیر پرسشگری وجدانها تنها نگذاشته و اجازه ندهیم قدرت جهانی در گمراهسازی افراد و انحراف اذهان و سوالات، موفق شود.
به نظر میرسد وظیفه همه اندیشمندان مسلمان و آگاه جهان است که «جنبش پرسشگری وجدانها» را در دنیا بیدار کنند و قوام بخشند.
پرسش، سرآغاز دانستن است و دانستن حق ملتهاست. پرسیدن انحصاری نیست و پرسش کننده خارج از هر مرزبندی و جناحبندی رایج سیاسی در سطح جهانی و ملی قابل احترام است.
در پایان ذکر چند نکته ضروری است:
نخست آن که) همانطور که گفتگوی تمدنها فقط جنبه شعار خارجی نداشته و در صحنه داخل نیز بارها به جای جنگ قدرت جناحهای سیاسی، ضرورت تعامل و گفتگوی داخلی از سوی مقامات بلندپایه کشور یادآوری شد، پرسشگری داخلی نیز کاملا پسندیده و در جهت فرمایشات و مطالبات رهبر معظم انقلاب است که ملت را به پرسش و دولت را به پاسخگویی سفارش کردهاند. شفافسازی دولت و دولتمردان در خصوص بسیاری از تصمیمات و برنامهها ضمن زدودن گرد و غبار تردید از اذهان مردم باعث تقویت اعتماد ملی و همبستگی عمومی ملت خواهد شد؛ انتظاری که طی ماههای اخیر از سوی رئیس جمهور در حد مناسبی با توجه به وقت و زمان ایشان محقق شده و البته از دیگر اعضای دولت امید افزایش آن میرود.
دوم آن که) گمان غلطی است اگر تصور شود اقبال سازمانها و دول جهانی به ایده علمیاتی رئیس جمهور چونان ایده گفتگوی تمدنها خواهد بود. لذا پیشنهاد میشود همچنان که ایران در این مسیر پیشقدم بوده است. ابتکار عمل را در دست داشته و ضمن اعلام رسمی این ایده از سوی دستگاههای رسمی، سال 1385 از طرف ایران رسما به عنوان سال پرسشگری وجدانها معرفی و طی جلسات، سمینارها و سخنرانیهای موثر و غیرتشریفاتی سوالات اصلی اذهان عمومی ملتها طرح و به دولتمردان مدعی حقوق بشر و دموکراسی ارائه شود.
سوم آن که) پرسشگری عملی متقابل است و همان گونه که سوال پرسیده میشود. میتوان انتظار پرسش را نیز داشت. لذا روحیه نقدپذیری و آمادگی پاسخگویی از الزامات اولیه حرکت پرسشگری وجدانهاست.