سیدمحمدمهدی جعفری شاگرد مبرز آیتالله طالقانی و شارح نهجالبلاغه در پاسخ به سئوال دوم محسن غرویان با این توضیح که به طور کلی بنا را بر اختصار گذاشته و از آوردن استدلالات مفصل خودداری کرده، میگوید: «رای مردم مربوط به «مدل حکومت» یا در واقع «شکل و ساختار حکومت» است، لیکن هر ساختاری باید با محتوا و هر ظرفی لازم است که با مظروف خود تناسب داشته باشد، زیرا اگر جمهوریت که ساختار و ظرف است، با رای مردم تحقق پیدا میکند، دلیل بر آن است که مشروعیت این ظرف و مظروف یعنی «جمهوری اسلامی» [نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد] از همان رای مردم است و نه از یک امر الاهی.»
او همچنین در پاسخ به این پرسش که در نظر امام «مشروعیت» نظام براساس رای مردم است یا «مقبولیت» نظام؟ میگوید: باید دید که این «مقبولیت» در نظر چه کسی؟
اگر در نزد مردم است که مردم با رای خود، مقبولیت نظام در نظر خود را هم ابراز میدارند، اما اگر منظور از این مقبولیت، رضای الاهی میباشد، نظر امیرالمومنین(ع) را درباره هر دو مورد زیر میآورم: امیرالمومنین(ع) در پاسخ به یکی از نامههای معاویه که مشروعیت و مقبولیت «خلافت و امامت» امام را زیر سئوال میبرد مینویسد: «همان مردمی با من بیعت کردهاند که با ابوبکر و عمر و عثمان و بر همان شرایط بیعت کردند، در نتیجه نه حاضر [در مراسم بیعت] حق گزینش داشته است، و نه غایب [از آن مراسم] میتواند این بیعت را نپذیرد. و شورا تنها حق مهاجران و انصار است، اگر بر [گزینش] شخصی متحد شدند و او را امام نامیدند، خدا از آن خشنودی دارد.» (نهجالبلاغه، نامه 6)
و در جای دیگری میفرماید:
«به جانم سوگند اگر پیمان امامت بسته نمیشد تا همه مردم در مراسم آن حاضر شوند، هیچ راهی برای عملی کردن آن وجود نداشت، لیکن حاضران [در مرکز] با بیعت خود بر کسانی که از آن مراسم غایب هستند فرمان میرانند، آنگاه نه حاضر حق دارد از بیعت خود برگردد، و نه غایب حق گزینش دارد.» (نهجالبلاغه، خطبه 173)
بر پایه این استدلال امام(ع)، در شرایط آن زمان و مکان چارهای جز آن نبوده است که مهاجران و انصار، با تشکیل شورایی، کسی را به عنوان امام یا خلیفه یا مدیر تعیین و مردم مدینه با او بیعت کنند، چنین شخصی هم مشروعیت مییابد و هم به علت مقبولیت مردم به او رای دادهاند.
جعفری سپس به توضیح استدلال امام میپردازد:
«1- مهاجر و انصار به یک نسل مشخص اطلاق میشده است، و پس از وفات آنان به کسی مهاجر و انصار گفته نمیشده است.
2- در زمان امام امکان نداشته صندوقهای آرا را به اقصی نقاط جهان اسلام ببرند تا به نامزدهای خلافت رای بدهند، و ممکن نبوده است همه آن مردم بتوانند در مدینه (یا شهر دیگری) حاضر شوند و با خلیفه یا امام بیعت کنند.
پس مفهوم سخن امام آن است که در شرایط زمانی و مکانی موجود، شکل حکومت جز آنچنان که انجام گرفته، قابل تحقق نیست، و اگر امکان حضور هم مردم در مرکز فراهم شود، یا به شکل دیگری بتوان حضور مردم را محقق ساخت، مانند بردن صندوقهای آرا به نزد مردم، باید به آن شیوه عمل کرد، و رضای خدا هم در همان است. و پس از نسل مهاجر و انصار، شورا حق خردمندان و صاحبنظران هر ملتی است. در نتیجه باید گفت که هم مشروعیت از رای مردم برخاسته میشود و هم مقبولیت.» جعفری در پاسخ به سئوال پنجم غرویان درباره حکم سلمان رشدی معتقد است:
«وقتی کسی به هر شکلی حاکم شرع شد، دیگر برای صدور هر حکمی از مردم رایگیری نمیکند. «شاورهم فی الامر و امر هم شورا بینهم» یعنی امر اجرایی نه اصول عقیدتی. برای هر امری که به کارهای روزمره مردم ارتباط دارد، حاکم ـ و حتی پیغمبر(ص) ـ باید با مردم مشورت کند و براساس رای اکثریت تصمیم نهایی را بگیرد.» پاس جعفری به سئوال ششم غرویان مختصر و گویا است؛
اگر در روز 12 فروردین 1358 اکثریت مردم به نظام جمهوری اسلامی رای «نه» میدادند، آیا ایشان برای رای اکثریت مخالف «مشروعیت» قائل میشدند؟ «اگر امام برای تعیین نظام جمهوری اسلامی، رفراندوم یا آرای عمومی را پذیرفت، یعنی بستن پیمانی با ملت که هر چه ملت گفتند مشروعیت داشته باشد، و اگر ملت «نه» میگفتند و اما آرای عموم را نمیپذیرفت، آن عهد و پیمان را شکسته بود که برخلاف فرمان خدا و رسولش هست.» جعفری در پایان معتقد است «اتکا»ی حکومت به رای مردم از دیدگاه امام هم به معنای مشروعیت و هم مقبولیت نظر مردم است.