تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۶۹۰۳۵
دولت‌ها چه می‌توانند انجام دهند؟
زهرا مهدور اشاره: این روزها مالیات بر ارزش افزوده به عنوان یک نظام مالیاتی مدرن با هدف شفافیت معاملات اقتصادی ، کانون توجه همگان شده است این درحالیست که بحث عملیاتی کردن این نوع مالیات به هیچ وجه جدید نیست ، با وجود این که درچند روز اخیر بحث های بسیاری پیرامون این نوع مالیات مطرح شده اما ایرج ندیمی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و مشاور معاون پارلمانی رئیس جمهور حرف های تازه ای در این مورد دارد .

به عقیده ایرج ندیمی، این نوع مالیات در همه دنیا به جز یکی دو کشور فقیر جاری است . برخی منتقدان و افراد پرطمطراق این نوع مالیات را با قیاس های غیر واقعی تشریح کردند وطوری عنوان کردند که گویا این نوع مالیات فقط در کشورهای اروپایی انجام می شود و ما نباید خود را با آنان قیاس کنیم . این سخن جدیدی نیست ،هر وقت سخن از پیشرفت می شود ما باید خود را با اروپا مقایسه کنیم اما وقتی سخن از ابزار پیشرفت می شود معلوم نیست ما باید با کجا قیاس شویم !  منتقدان دچار دو خطای آشکارشدند خطای اول آن که گمان می کنند این مالیات فقط در یک سلسله از کشورها مانند اروپای غربی رواج دارد ، درحالیکه این مالیات ، مالیات حاکم بر همه دنیا به جز یکی دو کشور فقیر مانند افغانستان است و خطای دوم آنکه در باب مقایسه عنوان می کنند وضع اروپایی ها خوب است و ما نباید خود را با آنان قیاس کنیم واین درحالیست که وقتی سخن از پیشرفت و توسعه مطرح می شود مدل و الگو اروپاست اما این که چه نوع ابزاری باید حاکم باشد متاسفانه مشخص نیست. تصویب نرخ 3 درصدی ، نازلترین عددی است که در دنیا انتخاب شده است ، آن هم3 درصدی که 5/1 درصد آن مربوط به تجمیع عوارض است و بنابراین در مورد تجمیع عوارض با مالیات بر ارزش افزوده عددی متفاوت را برگزیدیم که حداقل است و این هم از نکاتی است که برخی منتقدان ناجوانمردانه و به دورغ آن را یک حد برتری نامیده اند. مشاور معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور در ادامه با بیان این که کثیری از کالاها و خدمات طبقات پایین جامعه در این نوع مالیات به حساب نمی آید افزود: اصناف و تولید کنندگانی که در گذشته این نوع مالیات را اخذ می کردند اما شفاف نبوده است هم اکنون عنوان شفاف سازی را دلیلی برای مخالفت خود مطرح می کنند درحالیکه این نوع مالیات در گذشته نیز گرفته می شده که در حال حاضر هم همان اعداد مطرح است منتها چون شفاف سازی شده است که هر عرضه کننده کالا و خدماتی ، کالا و خدماتش را به چه صورت عرضه کند ، مقاومت صورت گرفته است .این نوع مالیات موجب می شود با قاچاق کالا مقابله شود زیرا که دقیقا معلوم می شود که چه کالایی از کجا و در چه زمانی خریده و فروخته شده است درحالیکه هم اکنون معلوم نیست .
 مکانیزه شدن امور
 با قانون مالیات بر ارزش افزوده ما تمامی عرضه کنندگان را در یک مدت زمان موظف می کنیم که خودشان را مکانیزه کنند تا خدماتشان قابل رصد باشد. بحث این نوع مالیات در کشور ما جدید نیست نه مسئولین دولتی ما جدیدا با آن رو به رو شدند و نه مجلس و نه مردم ما ، از زمان مجلس ششم بحث این نوع مالیات در کشور ما مطرح بوده است . ما از یک سو قصد مقابله با فساد رقابتی را داریم و از سویی دیگر هم می خواهیم 50 سال دیگر به حذف بسیاری از روش هایی که در دنیا تجربه شده است بها دهیم و با این روش معلوم است که نمی توانیم با دنیا رقابت کنیم . اگر ما نتوانیم مالیات را جانشین نفت کنیم به معنای این است که دولت هم چنان دراقتصاد حرف اول را خواهد زد و باید اقتدار خودش را حفظ کند، آیا با این وجود فرصتی برای بخش خصوصی و تعاونی خواهد بود ؟!  اصل 44 که با قانون نمی آید باید زمینه اجرایی شدن آن نیز فراهم باشد و بستر این کار این است که ما مالیات را جانشین نفت کنیم . این که برخی عنوان می کنند اثر مالیات را در زندگی مردم نمی بینیم سخن مضحک و عجیبی است پس کشور با چی اداره می شود غیر از این است که در این 30 سال کشور را یا با درآمد نفتی یا با مالیات بر درآمد اداره کردیم ؟حرف های عجیبی در این مدت مطرح شد که مشت بسیاری را باز کرد ، برخی افرادی که آگاه به مسائل کشور هستند ، خود را به ناآگاهی می زدند و برخی دیگر که ناآگاه هستند گویا که خدای اقتصاد و خلق ایجاد کارند، این در حالیست که زندگی آن ها مشحون از وام ها و رانت ها و تسهیلات است و اگر این نوع پول ها نبودند هیچ قدرتی نداشتند .
 اجرای مالیات بر ارزش افزوده
این نوع مالیات زیادی نیست تجمیع است ، قانون های دیگر مالیاتی حذف شده است و این قانون جایگزین آن ها شده است .
 برخی مجریان ، حتی در خود سازمان مالیاتی ، اشخاصی هستند که مایل به اجرای این قانون نیستند ، زیرا که تحت عنوانینی درآمدهای غیر قانونی از مردم اخذ می کنند و یا برای برخی افراد شرایط دیگری تعریف می کنند پس باید قبول کنیم که هم در میان مجریان ودر میان اصناف افرادی هستند که با ترساندن اکثریت مردم مانع اجرای قانون می شوند . این قانون ، قانونی منعطف است که امکان این امر را به مجری داده است که با هماهنگ کردن تمیهداتش ، زودتر یا دیرتر آن را اجرا کند . تعطیل کردن این قانون به بهانه عدم شفافیت و مالیت گریزی ، عدم قدرت رقابت با دنیا و ایجاد ثروت های نامشروع به نفع کشور نیست .ما طاقت اجرای قوانین تجربه کرده دنیا را نداریم و بعد هم می گوییم چرا با دنیا قیاس نمی شویم ، قیاس شدن با دنیا تعریف دارد .خدماتی مانند آموزش در ایران ارزان است و باید ارزان ترهم شود اما شما در دنیا برای شرایط آموزشی هزینه های سنگین متقبل می شوید ، ابزار و روش های قیاس ما باید دچار تحول شود تا کشور متحول شود .
فرهنگ مالیاتی 
یکی از مدعیان می گفت باید فرهنگ این نوع مالیات در کشور ایجاد شود اما این فرهنگ چند سال دیگر می خواهد شکل اجرایی به خود بگیرد معلوم نیست . فرهنگ باید ضمن کار ایجاد شود ، ما فکر می کنیم فرهنگ به مانند شی ای ست که بر روی تاقچه قرار گرفته است !!
نمی توان قوانین با این بهانه که در کشور فرهنگ این قانون وجود ندارد معطل بگذاریم این حرف بی ربطی است ! برخی عنوان می کنند این قانون باید سال بعد اجرا شود زیرا که انتخابات ریاست جمهوری در این مسئله اثر می گذارد و با انتخابات راه فراری پیدا خواهد شد ، این خیلی جالب است که در کشورما قوانین به هر صورت و با هر شکل و شمایل انتخاباتی دائما دستخوش تغییر می شوند.  می پذیریم که مشکلاتی در باب اطلاع رسانی جامع وجود دارد اما این به معنای آن نیست که اطلاع رسانی نبوده است ، می پذیریم که باید در رابطه با اصناف کار بیشتری صورت گیرد اما این محدود به فراخوانی تک نفره نیست و همه این ها منوط به این است که قانون اجرا شود و ضمن اجرا ضعف های آن رفع شود .شکی وجود ندارد که مالیات بر ارزش افزوده موجب شفافیت می شود و شفافیت برای برخی مشکلاتی را به وجود خواهد آورد .به علت استبداد زدگی دیرپایی که پیش ازانقلاب داشتیم و چند هزار سال آلوده آن بودیم سعی داریم همه چیز را مخفی کنیم و برای خود هزینه درست کنیم ، اکثریت مردم به علت استبداد زدگی در هزاران سال پیش به این گونه روش ها عادت ندارند که این ها قطعا برنامه و زمان نیاز دارد اما معنی زمان نیاز داشتن این نیست که به بهانه زمان نیاز داشتن کار را تعطیل کنیم ، اگر بگوییم زمان می خواهیم و آن وقت کاری نکنیم معنی آن این است که نمی خواهیم کاری کنیم . این نوع مالیات قطعا در میان مدت و بلندمدت منجر به شفافیت روابط اقتصادی می شود که این شفافیت به نفع همه است .
 30 سال نظام جمهوری اسلامی آن هم با داشتن ولایت فقیه داریم و ادعای حکومت دینی می کنیم اما حاضر نیستیم مالیات دهیم ، مالیت ندادن امروز یک عمل غیر شرعی است اما این که مالیات گیرنده نیز دروغ و کلک بزند و عدد را بالا و پایین کند آن هم غیر شرعی است .
متاسفانه در کشورما فرار مالیاتی وجود دارد به خصوص در مورد واردات قاچاق ، زیرا که عده ای از فرصت بازار ایران سوءاستفاده می کنند آن هم به این دلیل که حقوق ورودی نمی پردازد و خروجی او هم معلوم نیست و آن وقت ثروتی بادآورده بدست می آورد .