تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۶۹۱۱۰
مقدمه: سنگینی خون بهترین زنان و مردان آزاده ای که جز صدر اسلام در طول تاریخ بشریت، نظیر آن دیده نشده است، و داغ التیام نیافته ای که با تازیانه ی هر روزه بر پیکر مستضعفین جهان تازگی می یابد و اشک هایی که هنوز از این درد جان کاه فریاد مظلومیت سر می دهند، همه و همه دست در دست یکدیگر داده اند تا یکی از بزرگترین پدیده های تاریخ در پشت سدی پولادین از نفرتی همه گیر پنهان باشد. اشاره: جنایت جنگی، نسل کشی، انواع جنایات علیه صلح و بشریت، کشتار وسیع به وسیله ی سلاح های تامتعارف، حمله به زیر ساخت های دو کشور همسایه و هزارانی از این دست، مدال های خوشرنگی هستند که لباس صدام حسین را در موزه ی عبرت تاریخ آذین بسته اند.تمامی آنچه در بالا اشاره ای به آن شد، معرف های آشنایی از صدام هستند اما، قناعت به این مکررات لایه های زیرین ابعاد وجودی او را آشکار نمی کند. توجه اندک صاحب نظران و پژوهشگران به جمیع ویژگی های صدام، جای بسی تعجب دارد، تعجبی توأم با انبوهی از سوالات که می بایست علی القاعده توجه چشمان حقیقت جو را به خود جلب می کرد ونکرد ؛ اما این غفلت نبایستی استمرار داشته باشد. این کم توجهی زمانی که با جهت دهی های مغرضانه همراه می شود، حالتی مضحک به خود می گیرد. چرا که برای محکوم کردن صدام تنها به دلایلی مستمسک می شوند که شرکای دیروز دزد، امروز در لباس دوست قافله و با داشتن مناصب همزمان شاکی و قاضی و دادستان، آن ها را پیراهن عثمان کرده اند تا نقش خود را پنهان کنند. اقتدای به این ظواهر کافیست تا پشت صحنه ی چرخ سیاه توحش نوین جهانی که امروز از آستین سرمایه داری بیرون آمده است تا شیره ی حیات بشریت را بکشد، مدفون رضایت شود. مسلماً بررسی دقیق ویژگی های صدام، صدامی که در نزدیکی ما ظهور و افول کرد، در حساس ترین منطقه ی ژئوپلتیک جهان، و به بزرگترین چالش سال های نخستین انقلاب نو پا و بی نظیر ما تبدیل شد، و پیچیده ترین نبرد های نا متعارف قرن را به گواهی آگاهان امر، در طولانی ترین زمان و سنگین ترین حجم ممکن برای دو ملت ایران و عراق رقم زد، به هیچ وجه کم اهمیت نیست. یافتن علل سوق پیدا کردن او به چنین اقداماتی، آموزه هایی به دست می دهد تا بتوان به وسیله ی آن ها، از تکرار موارد مشابه جلوگیری کرد. به اعتقاد نگارنده، بی تردید صدام حسین، یکی از برجسته ترین چهره های قرن معاصر در منطقه و جهان است و نباید با او به شکلی که اینک رایج است برخورد کرد. صدام کسی است که در رسانه های خودی و بیگانه، گاه با موسیلینی، هیتلر و سایر دیکتاتور های مطرح جهانی مورد مقایسه قرار می گیرد. اما دقتی که درباره مصادیق مشابه اعمال می شود، عمداً پیرامون صدام اعمال نشده است. اگر به تصویری که به طور مثال از ارتش رایش سوم ارائه می شود دقت کنید، در آن نظم آهنینی به تصویر کشیده شده است که هیتلر به صورت یک بت توسط یکایک سربازان و افسران ارتش پرستیده می شود. این تصویر را با آن چه از صدام ارائه شده است مقایسه کنید. ما چه چیزی از او را عرضه کرده ایم؟ سربازانی بی انضباط، ترسو، بدون تدبیر جنگی و هر آن چه سطح واقعی ارتش او را تنزل ببخشد. در حالی که صدام بر ارتشی حکومت می کرد که بعد از ارتش رژیم صهیونیستی که به شدت مراقبت می شد تا پایای مقابله با او را نیابد، بزرگترین، مجهز ترین و کار آزموده ترین ارتش خاور میانه بود. تحقیر دشمن در اذهان عمومی نه تنها اراده ها را برای آمادگی کامل در مقابل هجمه ها و جدی گرفتن تحرکات او سست می کند، بلکه ظلمی است که در حق رزمنگان اسلام شده است. اشتباه می کنند افرادی که به تنزل صدام با پرنگ کردن نقاط تاریک زندگی اش کمک می کنند. چرا که اگر او را با تمام ویژگی های واقعی اش و صلابت فرماندهی اش ترسیم می کردند، مجاهدت و عظمت پایداری نیرو های اسلام را بهتر و بیشتر به تصویر می کشیدند و تضاد ماهوی بین این دو می تواند، نقش فداکاری های شهیدان گلگون کفن را آن طور که شایسته است نمایان سازد. نوشته ی حاضر، تلاش ناقصی است برای ترسیم فردی که بیست و پنج سال بر عراق حکم راند و با ترک تازی اش، به سرعت از مراتب انسانی تنزل کرد تا راهی را بپیماید که بارها توسط مستکبران و زور مداران عالم پیموده شده بود. اما نظر به طولانی بودن سخن پیرامون صدام، تنها به زندگیش از ولادت تا به قدرت رسیدن و زمینه سازی های وی برای آغاز جنگ هشت ساله ی تحمیلی اشاره می شود تا برای درک رفتار او، مطلعی باشد.

عراق، کهن ترین و محل دیرپا ترین تمدن های جهان و سرزمین افسانه ای هزار و یک شب، قرن های متمادی به داشتن قیم عادت داشته است. روزگاری آشور، بابل، ایران، خلفای عباسی، جنگجویان مغول، ترک های عثمانی و به تازگی دولت مکار انگلیس قیومیت آن را برعهده داشته اند. جمعیت کم کشور علی رغم تنوع آب و هوایی، وسعت کشور، وجود آب های خروشان سطحی و زمین های گسترده ی قابل کشت، نشان از فقر مردم عراق دارد. مردمی که رنج جنگ های طولانی آنان را خسته کرده است. کمتر از 2 دهه از جنگ اول جهانی که به تجزیه ی عراق از امپراتوری عثمانی منجر شد می گذرد و عراق که سال ها، مورد تاخت و تاز و عرصه ی اختلاف بین ممالک بزرگ تر بود ؛ امروز پنج سال از استقلالش می گذرد. استقلالی که صدقه ی بریتانیا ی کبیر است تا در سایه ی خرسندی مردم از این ژست تو خالی، جیب ملکه ی انگلیس با سود سالیانه ی نفت، عراق هر روز پر تر شود. زندگی صدام یکی از مبهم ترین ها در نوع خود است. زندگی خانوادگی او از تاریخ 28 آوریل 1937 به قبل، یکی از همین ابهام هاست. پدر صدام کیست ؟ این سوالی است که تاریخ راجع به آن سکوت کرده است.
گمانه ها در این باره در میان مردم عراق و در بین رسانه ها بسیار است که در این فرصت از بین مشهورترین این گمانه ها به سه مورد اشاره می شود. برخی بر این باورند که صبحه مادر صدام، در اطراف مقر فرماندهی قوای انگلیسی که حکومت عراق را در اختیار داشت، و در فقر کامل، مشغول کسب، و کارهای خرد بوده است تا در آشفته بازار آن روزگار از این رهگذر، علاوه بر سیر کردن شکم خود، کمک خرجی برای خاندانش باشد. در این اثناء به علت زیبایی خیره کننده اش مور توجه یکی از کارمندان یهودی نیروهای انگلیسی واقع می شود و برای خلاصی از تنگدستی، تن به کاری می دهد که استمرار آن، منجر به انعقاد نطفه ی صدام می شود. از آن جا که تولد صدام بدون ازدواج صبحه می توانست موجبات ننگ خاندان او را فراهم آورد، لذا پدرش طلفاح سراسیمه او را به همسری حسین که مشائرش به خوبی کار نمی کرد در آورد تا بچه پس از تولد، نام پدری را با خود داشته باشد. پس از مدتی که از به دنیا آمدن او گذشت و نام صدام حسین را پیدا کرد، از حسین جدا شد و به همسری ابراهیم حسن المجید در آمد. اگر این روایت صحیح باشد، می توان در به قدرت رسیدن صدام به آن استناد کرد، [ در بخش به قدرت رسیدن صدام پیرامون این نکته بحث خواهد شد. ] اما هیچ مدرکی دال بر صحت این گمانه ی عجیب وجود ندارد. روایت دیگری که مشهور است تنها به این نکته اشاره دارد که پدر صدام پیش از تولد او کشته شده و مادرش به همسری مرد دیگری در آمده است. چیزی که در هر دو روایت بالا اشتراک دارد، صحه گذاشتن بر این مدعاست که صبحه مادر واقعی صدام است، اما روایت سوم خط بطلانی بر این مدعاست و موضوع را پیچیده تر می کند.
طبق این روایت صدام یک بچه‌ی سرراهی است ‍!