تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۶۹۲۰۲

مترجم: حمید بیاتى
در حالیکه مردم آمریکا و ساکنان سرزمین هاى اشغالى خود را براى روى کار آمدن یک دولت جدید آماده مى کنند مناقشه طولانى مدت رژیم صهیونیستى با فلسطینى ها مجددا مورد توجه قرار گرفته و از نگاهى جدید برخوردار شده است. در محاسبات استراتژیک و سیاسى این مسئله به طور اجتناب ناپذیرى تبدیل به یکى از مشکلات اصلى جهان شده و سیاست گذاران جهان ترجیح مى دهند تا درباره آن سکوت کنند اما حقیقت تلخى به نام جمعیت شناسى وجود دارد که هر گونه محاسبه کوتاه مدت درباره خاورمیانه را به چالش مى کشد.
به مدت بیش از شش دهه است که اسراییلى ها و فلسطینى ها در سرزمینى با یکدیگر نبرد مى کنند که وسعت آن برابر با وسعت هائیتى است. و بر همین اساس تعداد افرادى هم که در این منطقه حضور دارند نیز جمعیت بسیار کمى را شامل مى شود یعنى یک پنجم از یک درصد جمعیت جهان و یا جمعیتى برابر با جمعیت لس آنجلس آمریکا. علاوه بر این مطلب اقتصاد این سرزمین و مردمان آن نیز به همین نسبت کوچک است و کمتر از یک سوم از یک درصد اقتصاد جهان را شامل مى شود.
صرف نظر از این حقایق آمارى مناقشه فلسطین-اسراییل مسئله اى است که اهمیت جهانى دارد، مسئله اى که در خارج از مرزهاى آن و در تمامى کشورها به آن پرداخته مى شود. این مسئله تا جایى کشیده شده که دیپلماسى بین المللى و همچنین سیاست ملى و منطقه اى را نیز متوجه خود کرده است. از آن گذشته موضوع اسراییل و فلسطینى ها افکار عمومى جهان را سرگرم خود کرده و در اغلب بحثهاى دانشگاهى نیز مى توان مشاهده کرد که این مسئله اغلب بحثها را به خود اختصاص داده و عناوین اصلى رسانه هاى جهان نیز اغلب درباره مسائل مربوط به فلسطینى ها است.
حال با توجه به این مطلب که در ماههاى آینده دولتهاى جدیدى در آمریکا و رژیم صهیونیستى روى کار خواهند آمد و تشکیلات خود گردان فلسطین نیز با بى نظمى هاى درون خود دست به گریبان است دورنماى ابتکاراتى که منجر به صلحى جامع در خاورمیانه شوند دور از دسترس به نظر مى رسند و این در حالى است که دولت بوش بر اساس طرح آناپولیس خود سعى دارد تا آخر سال جارى میلادى صلح را میان صهیونیست ها و فلسطینى ها برقرار کند و این مسئله اى است که کمتر کسى به تحقق آن باور دارد. با وجود چالش هایى که توسط موضع هاى ادامه دار متعددى در منطقه ایجاد شده و وقفه هایى که در مذاکرات وجود دارد جمعیت شناسى مسئله اى است که با ترسیم نکاتى که کمتر به آنها توجه شده مى تواند آینده منطقه را ترسیم کند. در اینجا چهار سناریوى اصلى در بحث جمعیت شناسى منطقه که مى تواند در آینده بروز کند با اشاره به مشکلات موجود در سرزمین هاى اشغالى، کرانه باخترى و نوار غزه مورد بررسى قرار مى گیرند. سناریوى اول ادامه همین وضعیت فعلى است. در طى یک دوره کامل ۴۰ ساله که آغاز آن سال ۲۰۱۰ میلادى باشد جمعیت اسراییل به میزانى مى رسد که بسیار بیشتر از تعداد جمعیتى است که اراضى فلسطینى را اشغال کرده اند.جمعیت اسراییل ( رژیم صهیونیستى ) در حال حاضر بیش از ۷ میلیون نفر است ( البته با احتساب عرب هاى حاضر در سرزمین هاى اشغالى ) این در حالى است که میزان زاد و ولد فلسطینى ها بیش از اسراییلى هاست. در حال حاضر هر زن فلسطینى در نوار غزه و کرانه باخترى ۴ تا ۵ ( 2/4 تا ۴‎/۵ ) فرزند دارد و این در حالى است که هر زن اسراییلى ۹‎/۲ ( 3 ) فرزند در سرزمین هاى اشغالى دارد. و این مسئله باعث مى شود که رشد جمعیت نزد فلسطینى ها بسیار بیشتر از اسراییلى ها باشد. که با توجه به وضع موجود نرخ رشد جمعیت فلسطینى ها ۲‎/۳درصد و نرخ رشد اسراییلى ها ۸‎/۱ درصد است. بنابراین در این دوره ۴۰ ساله و در پایان آن تفاوت جمعیت میان اسراییلى ها و فلسطینى ها به طور محسوسى کم شده و جمعیت آنها با یکدیگر برابر مى شود و جمعیت هر یک از آنها بالغ بر ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر مى شود.
سناریوى دوم در این خصوص موضوع تشکیل سه سرزمین مستقل یعنى اسراییل، نوار غزه و کرانه باخترى است ؛ در این سناریو و با احتساب همان دوره ۴۰ ساله وسعت اسراییل بیشتر از کرانه باخترى و یا نوار غزه مى شود. با این وجود اگر تعداد آوارگان فلسطینى را که هم اکنون در کشورهاى همسایه زندگى مى کنند جزو جمعیت کرانه باخترى در سال ۲۰۱۰ حساب کنیم آنگاه جمعیت این سرزمین جدید فلسطینى در عرض ۲۰ سال بیشتر از جمعیت اسراییل خواهد شد.
سناریوى سوم موضوع تشکیل دو کشور مستقل است که این سناریو شامل شکل گیرى و وجود دو کشور مستقل در کنار یکدیگر است . در این سناریو اگر آوارگان فلسطینى حاضر در سایر کشورها به کشور خود باز نگردند آنگاه جمعیت اسراییل بیش از جمعیت کشور جدید فلسطین خواهد بود که در پایان دوره ۴۰ ساله جمعیت هر دو با هم مساوى مى شود. هر چند که اگر آوارگان ( مهاجران ) فلسطینى را در سال ۲۰۱۰ یعنى زمان آغاز دوره ۴۰ ساله جزو جمعیت کشور فلسطین حساب کنیم در پایان دوره جمعیت فلسطین بیش از جمعیت اسراییل خواهد شد.
سناریوى چهارم وجود تنها یک کشور است یعنى سرزمین هاى اشغالى، کرانه باخترى و نوار غزه با هم یک کشور شوند. در این سناریو افراد عرب و یهود هردو شهروند یک کشور شده و از حقوق مساوى بهره مند مى شوند. بر اساس این سناریو اگر این کشور متحد در سال ۲۰۱۰ شکل بگیرد جمعیت کلى آن برابر با ۱۲ میلیون نفر خواهد بود. زیرا جمعیت اعراب و یهودى ها تقریبا یکى بوده و جمعیت هر یک از آنها به طور مجزا بالغ بر شش میلیون نفر است.
هر چند که با توجه به میزان زاد و ولد موجود در میان عرب ها جمعیت آنها به زودى بیشتر از جمعیت یهودى ها مى شود و در سال ۲۰۵۰ میلادى جمعیت عرب ها به تنهایى دو سوم از جمعیت این کشور تازه تاسیس را به خود اختصاص مى دهد.
اختلاف موجود در این سناریو آن است که یک کشور با الحاق سرزمین هاى اشغالى، کرانه باخترى و نوارغزه به وجود آمده در چنین وضعیتى یهودى ها در این کشور جدید در سال ،۲۰۱۰ ۵۵ درصد از جمعیت آن را به خود اختصاص مى دهند و به همین ترتیب یهودى ها جمعیت غالب را تا سال ۲۰۳۰ در اختیار خواهند داشت اما پس از آن و در پایان دوره ۴۰ ساله یعنى سال ۲۰۵۰ میلادى جمعت اعراب بیش از جمعیت یهودى ها خواهد بود. ممکن است آشکار ترین نظرى که درباره هر یک از این سناریوها وجود داشته باشد این مسئله باشد که وجود راه حل براى مناقشه فلسطینى ها با اسراییل یک رویا است. اما این نکته کاملا روشن است که جمعیت شناسى نقشى بسیار مهم را در هر یک از این راه حلها ایفا مى کند. در دهه هاى آینده صرف نظر از بلایاى بزرگ، جمعیت یهودى ها و اعراب در این سرزمین بسیار بیشتر از جمعیت فعلى خواهد بود. تراکم جمعیت امروز براى هریک از مناطق سرزمین هاى اشغالى، کرانه باخترى و نوار غزه به ترتیب ،۳۵۰ ۴۵۰ و چهار هزار و ۳۰۰ ( 4300 ) نفر در هر یک کیلومتر مربع است که انتظار مى رود این میزان تا سال ۲۰۵۰ به ۵۰۰ نفر در سرزمین هاى اشغالى، یک هزار نفر در کرانه باخترى و ۱۲ هزار و ۵۰۰ نفر براى نوار غزه در هر کیلومتر مربع برسد.
پروژه هاى جمعیت شناسى این نکته را نیز مورد اشاره قرار مى دهند که ممکن است براى اسراییلى ها حفظ موقعیت اکثریت ۷۶ درصدى در سرزمین هاى اشغالى بسیار مشکل باشد. با توجه به اینکه میزان زاد و ولد در میان عرب هاى اسراییلى بسیار بیشتر از یهودیان اسراییلى است ( زاد و ولد عرب هاى اسراییلى ۷‎/۳ درصد و یهودیان اسراییلى۸‎/۲ درصد است ) انتظار مى رود که در دهه هاى آینده جمعیت عرب هاى اسراییلى بسیار بیشتر از یهودیان اسراییلى رشد کند. براى مثال با در نظر گرفتن این مسئله که هم اکنون عرب هاى اسراییلى یک پنجم از جمعیت سرزمین هاى اشغالى را تشکیل مى دهند انتظار مى رود که در سال ۲۰۲۵ جمعیت آنها یک چهارم از جمعیت حاضر در سرزمین هاى اشغالى را شامل شود و تا سال ۲۰۵۰ این میزان به ۳۰ درصد برسد.
با این اوصاف پرسش اصلى درباره مناقشه فلسطینى ها با اسراییل باقى مانده و آن اینکه کدامیک از این سناریوها به وقوع مى پیوندد که توجه به روند سیاسى موجود در خاورمیانه و خارج از آن، این مطلب را روشن مى کند که در کوتاه مدت شاهد ادامه وضعیت فعلى در سرزمین هاى اشغالى خواهیم بود. اما ادامه وضع موجود موجب زیر سوال رفتن تلاشهاى صلح و از میان رفتن امکان تشکیل دو کشور مستقل مى شود. با این وجود و در مقایسه با خروج از غزه، خروج رژیم صهیونیستى از کرانه باخترى یک کابوس وحشتناک براى کابینه این رژیم محسوب مى شود.
قرار دادن این حقایق در کنار یکدیگر ما را به این نتیجه مى رساند که فلسطینى هاى حاضر در سرزمین هاى اشغالى به خصوص آنهایى که در کرانه باخترى حضور دارند ممکن است تصمیم بر این امر بگیرند که در انتخابات موجود در رژیم صهیونیستى شرکت کنند. در حقیقت نبود پیشرفتى قابل لمس در مورد روند صلح در میان فلسطینى ها موجب افزایش افرادى شده که معتقدند طرح تشکیل دو کشور مستقل قابل دسترس نبوده و هیچگاه رنگ حقیقت به خود نمى گیرد.
و در نهایت آنکه رشد جمعیت در این مناطق نه تنها تناسب میان عرب هاى اسراییلى و یهودیان اسراییلى و حتى فلسطینى ها را بر هم مى زند بلکه این تغییر وضعیت موجب تغییرمحاسبات سیاسى نیز مى شود و مذاکرات صلح را تحت تاثیر خود قرار مى‌دهد.