تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۶۹۲۲۵

دکتر پیروز مجتهدزاده
استاد ژئوپولیتیک دانشگاه تربیت مدرس و و رئیس موسسه یوروسویک
تلاش برخی برای سانسور کردن من در مطبوعات وضع را به صورتی درآورده است که امروز حتی برای هشدار دادن به دولت کنونی در رابطه با خطر تظاهر دوستی شیوخ قطر و ابوظبی با تهران در راه واقعیت بخشیدن به یک کودتای خزنده برای تصاحب جزایر تنب و ابوموسی، دشواری دارم.آقایان توجه ندارند که وقتی امارات متحده عربی اتحادیه عرب را وادار می کند، وزیر خارجه آقای احمدی نژاد را احضار کرده و در حضور او علیه ایران به اتهام <اشغال جزایر تنب و ابوموسی> به سازمان ملل متحد شکایت می نویسند و یا خود راساً و در راستای همان اتهام علیه ایران، به سازمان ملل متحد شکایت می برند، دوست ایران نیست، بلکه با این گونه اقدامات خصومت بار، خود را دشمن سوگند خورده ایران معرفی می کنند. ما باید دقت کنیم که ابوظبی در همان حال می کوشد به کمک عوامل شیخ قطر خود را دوست ایران معرفی کرده و در تلاشی آشکارا مذبوحانه می کوشد دولت ایران را فریب داده و در وضعیتی قرار دهد که به خیال خود سندسازی هایی را برای به ثمر رساندن کودتای خزنده خود و برای به چنگ آوردن جزایر یاد شده ایرانی واقعیت بخشد. وزارت خارجه ما گویا توجه ندارد که ماجرای کشاندن آقای احمدی نژاد به اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس در سال گذشته 13866) و انتشار بیانیه پایانی آن اجلاس توطئه ای بود که از طرف شیخ قطر و دست نشانده ضد ایرانی اش <العطیه> در مقام دبیرکلی آن شورای همکاری و عواملش در وزارت خارجه ایران تدارک دیده شد. در بیانیه یاد شده آمد که <این اجلاس- > اجلاسی که رئیس جمهور ایران در آن حضور داشت - جزایر تنب و ابوموسی را متعلق به امارات متحده عربی می شناسد. یعنی سندسازی در این زمینه که رئیس جمهور ایران هم رسماً اعلام کرده است که جزایر تنب و ابوموسی به شیخ ابوظبی تعلق دارد. جلوتر از آن، در دولت آقای خاتمی، معلوم نیست که در نتیجه چه قول و قرارهایی قطر و ابوظبی به نیروهای مسلح خود در ماه ژوئن 2004 دستور دادند به آب های ساحلی ایران در اطراف جزیره ابوموسی حمله برده و شماری از اتباع ایرانی را از آن مناطق ربوده و به دوحه، ابوظبی و دبی برده، آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده، محاکمه کرده و یک تن را هم کشتند و وزارت خارجه ایران همه مقررات و قوانین ملی و بین المللی را زیر پا گذاشته و حتی از یک اعتراض مختصر نسبت به این تجاوز مسلحانه هم خودداری ورزید. ثبت اعتراض در این موارد در سازمان ملل متحد می تواند در پرونده سازی های دشمن موثر افتد، تا نه تنها جلوی تکرار جسارت را بگیرد، بلکه از استناد جستن نسبت به حادثه به عنوان <تلاشی ملی برای ایجاد انقطاع در اشغال جزایر توسط ایران> جلوگیری شود. از آن حیرت انگیزتر اینکه آقای وزیر خارجه وقت (دکتر خرازی) که از سفر خارج به تهران بر می گشت، در فرودگاه مهرآباد به رسانه های ملی دستور داد در باره آن حادثه هیچ نگویند و ننویسند. چرا؟ معلوم نیست! هنوزهم نه کسی توضیحی در آن مورد داده است و نه کسی علاقه ای به شنیدن توضیحی از طرف ایشان نشان می دهد. در ادامه این بحث لازم به یادآوری می دانم که ابوظبی و قطر بازگشت قانونی جزایر سه گانه به ایران در نوامبر 1971 را <اشغال> آن جزایر از سوی ایران اعلام کرده و تبلیغ می کنند و در نتیجه مطالعه بحث های حقوقی-تاریخی ما درباره تلاش ایران در 68 سال اشغال این جزایر توسط بریتانیا 19033 تا 1971) به نام شیوخ شارجه و راس الخیمه برای ایجاد اعتراض به اشغال، اخلال در اشغال، و انقطاع در اشغال، مدتی است به این نتیجه رسیده اند که در اقدامی مذبوحانه، عمل به مثل کرده و در به اصطلاح اشغال این جزایر توسط ایران اعتراض و اخلال و انقطاع ایجاد کنند. آنها با طرح شکایت های واهی و غیرمنطقی از ایران به سازمان ملل متحد می کوشند به خیال خود نسبت به <اشغال> جزایر توسط ایران <اعتراض> خود را به ثبت رسانده و مستند نمایند. می کوشند با کشاندن رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران به اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس و صدور بیانیه یادشده به نام رئیس جمهور ایران <اخلال> حقوقی خود در اشغال جزایر توسط ایران را به ثبت رسانده و سندسازی کنند. می کوشند که از راه حمله نظامی به آب های ایران در اطراف ابوموسی و ربودن اتباع ایران <انقطاع> در اشغال این جزایر توسط ایران را به ثبت رسانده و سندسازی کنند و حیرت انگیزتر از همه اینکه نه تنها وزارت خارجه ایران به هیچیک از این موارد اعتراضی نکرده و نمی کند بلکه با عدم اعتراض، به دشمنان ایران در قطر و ابوظبی خدمت می کنند. با توجه به سوابق عبد الرحمان العطیه و توطئه گری های این فرد در مقام دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس در راستای اهانت های پوست کنده نسبت به ملیت و هویت ملی ایران، تغییر نام خلیج فارس و تکمیل توطئه های ابوظبی و قطر برای جدا کردن جزایر تنب و ابوموسی از ایران، حضور این فرد در تهران علی الاصول باید به عنوان <عنصر نامطلوب> ممنوع باشد ولی می بینیم که او با حضور وقیحانه در تهران اعلام می کند که می خواهد مواد 12گانه پیشنهادی آقای رئیس جمهور را به ثمر رساند و به ریش ما می خندد، در حالی که از یک طرف پیوستن ایران به شورای همکاری خلیج فارس در شکل کنونی مطلقاً به صلاح ما نیست و از طرف دیگر هیچیک از مواد پیشنهاد 12 گانه یاد شده اشاره ای به شروط ابتدایی هماهنگی های رسمی ایران با آنان، یعنی <احترام به هویت ملی> و <احترام به یکپارچگی ملی و حقوق سرزمینی> ایران ندارد. فراتر اینکه در خلال این تظاهرهای وقاحت آمیز العطیه، وزیر خارجه ما در کنار او نشسته و به احترام نژادپرستی های ضد ایرانی او از خلیج فارس به عنوان <خلیج> یاد می کند. از آن بدتر اینکه آقای وزیر به طور کلی تجاهل ورزیده و توطئه دیگر العطیه و یارانش را تایید می کند. در راستای اعتلایافتن ضربات شدید به ایران و اقتصاد ایران از سوی نقش تجاری و اقتصادی دبی به عنوان جذب کننده ثروت های نقدی کشور ما، جذب کننده نیرو و ابتکارات تجارتی ما و ضربه زننده به حیثیت و اخلاقیات ملی ما است که ایرانیان را به فکر تاسیس بندر آزاد در کیش و قشم انداخته است تا جبران این ضربات مهلک نسبت به ما شود.
به نظر می رسد که دلیل عمده عجله سران قطر و ابوظبی و عوامل آنان در به ثمر رساندن این کودتای خزنده ناشی از این حقیقت است که در حال حاضر فروکش کردن نقش برتر عربستان سعودی در شورای همکاری خلیج فارس و در منطقه عربی خاورمیانه فرصتی را برای شیخ قطر پیش آورده است تا با استفاده از قدرت مالی خود بتواند جای خالی عربستان سعودی را در شورا و در سیاست های منطقه ای پر کند و پیش از بازگشت عربستان سعودی بتواند توطئه یاد شده را به ثمر رساند و ادعای پان عربیستی خود را در <شکست دادن ایران> در خلیج فارس تبلیغ نماید. سیاست هایی که عربستان سعودی در این رابطه و در رابطه عمومی با ایران در خلیج فارس داشته و دارد، سیاست ایجاد موازنه های معقول برای حفظ صلح و امنیت منطقه به سود عام است. در ادامه همین استراتژی بوده است که سعودی ها پیوسته در قبال سیاست های تند شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران نقش ترمز را ایفا کرده اند و حداقل در دو نوبت در 16 سال گذشته به گونه ای علنی امارات متحده عربی را به دلیل تلاش برای سیاسی و بین المللی کردن ادعاهای خود نسبت به جزایر تنب و ابوموسی سرزنش نمودند. در یک نوبت ریاض به گونه ای کاملاً علنی ابوظبی را به دلیل <به خطر انداختن منافع و امنیت همگان در منطقه خلیج فارس از راه پیگیری خصمانه ادعا نسبت به جزایر تنب و ابوموسی> سرزنش نمود. عربستان سعودی حداکثر بهره را ببرد تا بتواند خود را به عنوان قهرمان پان عربیسم <نجات دهنده> جزایر تنب و ابوموسی از <استعمار فارس ها> و <اشغالگران جمهوری اسلامی ایران> معرفی کند. او در این راه عجله دارد و العطیه در شورای همکاری خلیج فارس و دیگر عواملش را بسیج کرده است تا در این راستا پرونده سازی نماید و کودتای خزنده خود را جهت واقعیت بخشیدن به آرزوی ابوظبی در زمینه دست اندازی به خاک ایران به ثمر رساند. حقیقتاً جای شگفتی دارد که وزارت خارجه ما مطلقاً متوجه اوضاع نیست از جمله این واقعیت که قدرت های اصلی شورای همکاری خلیج فارس، یعنی عربستان سعودی، عمان و کویت در این رابطه ها مطلقاً فعال نیستند و اجازه می دهند که ابوظبی که خود را دشمن رسمی کشور و ملت ما اعلام کرده است، با همکاری قطر که اساساً نه یک قدرت واقعی است و نه یک کشور واقعی، در آن شورا برای ما تعیین تکلیف کنند.