تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۶۹۲۴۴

انتخاب باراک اوباما از یک سو و احتمال تغییر در ریاست جمهوری ایران از سوی دیگر، نویدبخش آغاز گفت وگوهای مستقیم بین دو کشور ایران و آمریکا پس از چندین دهه است. اما اختلاف های موجود از مساله هسته ای ایران گرفته تا آینده اسرائیل، چنان عمیق است که دورنمای هرگونه تحول یا چانه زنی را در بهترین حالت، تیره و تار نمایش می دهد. حتی کسانی که از گفت وگو حمایت می کنند نیز می گویند انتظاری بیشتر از برداشتن چندین گام به سوی کاهش تنش ها ندارند. منتقدان نیز از برخی نشدنی ها خبر می دهند. مایکل رابین از مثسسه انترپرایز آمریکا در واشنگتن می گوید: ایران به زودی هرگونه اعتقاد آرمانی رئیس جمهور بعدی نسبت به قدرت دیپلماسی را مورد سوءاستفاده قرار خواهد داد. با این حال امکان هرگونه رویکرد دوباره به ایران، با توجه به توازن متزلزل جهانی ظرف سه سال اخیر- و قبل از آن هم به سه دهه اخیر- و لبه تیز خصومت ایرانی-آمریکایی مشکل به نظر می رسد. تلاش های تحت سرپرستی آمریکا برای مهار برنامه هسته ای ایران تا حدود زیادی با شکست روبه رو شده است. اغلب کسانی که طرفدار گزینه دیپلماتیک هستند، در حالی از پای میز مذاکره با تهران بلند می شوند که آن کشور سرگرم طی کردن گام های لازم در مساله هسته ای خود است. آنها ابراز اطمینان می کنند که در حال حاضر، راندن ایران و تحریک آن کشور برای همکاری، بهترین گزینه ممکن است. البته آنها طرفداری از گزینه دیپلماسی را تنها برای زمانی درنظر گرفته اند که ایران رئیس جمهور بعدی خود را در خردادماه انتخاب کند و راهی برای برتری تندروهای فعلی برجای گذاشته نشود. ضمناً آنها از این مطلب آگاه هستند که حتی پس از انتخاب رئیس جمهور بعدی نیز ممکن است دیپلماسی با شکست روبه رو شود. کریم سجادپور، کارشناس مسائل ایران از مثسسه صلح بین المللی کارنگی در واشنگتن، می گوید: بیایید فرض کنیم ایرانی ها بلوف می زنند و ثابت کنیم ایران مانع بهبود روابط است، نه آمریکا. اوباما نیز خود ظرف ماه های گذشته محتاط بوده است. او از اعتقاد به دیپلماسی مستقیم، محکم و بدون پیش شرط شروع کرد و به اعمال فشار بر ایران برای دست برداشتن از برنامه هسته ای رسید. دولت بوش مدت ها بود که اصرار داشت ایران باید ابتدا برخی فعالیت های هسته ای را متوقف کند، در عین حال وارد برخی گفت وگوهای محدود با ایران درباره اوضاع عراق شد. بعدها اوباما عنوان کرد شاید محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور تندروی ایران، بهترین گزینه موجود برای گفت وگو نباشد. این علامت آشکاری است از اینکه دولت وی قبل از هر اقدامی منتظر خواهد ماند تا ببیند چه کسی در انتخابات خرداد ماه ایران برنده می شود. وقتی احمدی نژاد پیام تبریک خود را در هفته گذشته ارسال کرد، اوباما با واکنشی خونسردانه اعلام کرد این نامه را بررسی خواهد کرد. ایران نیز خود در اغلب موارد یک مشکل است و به ارسال علایم ضد و نقیض می پردازد. اصلاح طلبان در قبال اوباما از خود اشتیاق نشان می دهند واز پیروزی او انرژی گرفته اند. یکی از روزنامه های لیبرال تهران از تغییر در تاریخ سخن گفت. خبر آزمایش نسل جدید موشک زمین به زمین ایران که از سوخت جامد استفاده می کند، روز چهارشنبه اعلام شد. این نشانه دیگری از آن است که ایران احتمالابه اقدامات خود برای تضعیف غرب و اسرائیل ادامه خواهد داد.
احمدی نژاد در سخنانی که با شلیک این موشک همزمان شد، هشدار داد تهران هر کشوری را که خیال تعرض به ایران بکند، نابود خواهد کرد. بنابراین آیا تلاش ها در این زمینه بی مورد است؟ خیر، حامیان دیپلماسی اصرار دارند که اینطور نیست. مردم ایران به یک دلیل خیلی کمتر نسبت به آمریکا متخاصم هستند. خیلی از آنها از انزوای فعلی کشورشان بیزار هستند. این وضعیت به اوضاع مالی، غرور و سرنوشت کودکان شان لطمه زده است. حتی برخی تندروها می گویند احمدی نژاد در ابراز سخنان التها ب آفرین علیه آمریکا و اسرائیل زیاده روی کرده است. از محبوبیت احمدی نژاد به دلیل سقوط اقتصادی ایران به شدت کاسته شده است. همین موضوع می تواند به رئیس جمهور بعدی فرصت اصلاح روابط و برطرف کردن انزوای بین المللی را بدهد که به اقتصاد کشور لطمه زده است. به گفته برخی طرفداران روابط، اوباما برای استفاده از چنین وضعیت پیچیده ای، باید ابتدا روی <معیارهای اعتماد سازی> کوچک نظیر همکاری در افغانستان متمرکز شود که هر دو کشور در آنجا برخی منافع و زمینه های مشترک دارند. نیت آغازین اوباما برای کاهش نیروها در عراق نیز می تواند به حذف یک عامل تنش زای کلیدی منجر شود. با این حال هنوز مناقشه اصلی لاینحل باقی می ماند؛ برنامه هسته ای ایران و خصومت این کشور علیه اسرائیل. بعید به نظر می رسد حتی یک رئیس جمهور ایرانی میانه روتر نیز بتواند دست از برنامه هسته ای کشور بشوید. ایران اصرار دارد که این برنامه تنها در خدمت مقاصد صلح جویانه است.
خالد الدخیل، تحلیلگر سیاسی سعودی، می گوید ممکن است اوباما فکر کند می تواند ایران را به توقف برنامه هسته ای اش متقاعد نماید اما این برای ایران به مثابه یک خط قرمز است. جورج پرکویچ، کارشناس عدم تکثیر سلاح های هسته ای از مثسسه کارنگی، می گوید حتی در زمینه برنامه هسته ای نیز دیپلماسی دقیق می تواند تحرکاتی ایجاد کند. مقاصد ایران نقش کلیدی دارند. چیزی که دنیا واقعا به آن اهمیت می دهد، جلوگیری از تولید سلاح هسته ای و تهدید به استفاده از آن از سوی ایران است. به گفته پرکویچ و سایرین، در صورتی که یک احساس امنیت بیشتر به ایران داده شود، ممکن است این کشور را بیشتر به سوی مصالحه براند. پرکویچ می گوید دست آخر این است که آمریکا احتمالایک گروه منطقه ای را به میان بکشد که شامل ایران و کشورهای عرب اطراف آن می شود و روی مسائل امنیتی کار می کنند. چنین اقدامی می تواند به بهبود احساس امنیت از سوی ایران منجر شود زیرا در شرایط فعلی این کشور خود را در محاصره همسایگان عرب متخاصم و نیروهای آمریکایی می بیند.
جان ابی زید، ژنرال بازنشسته و فرمانده سابق آمریکایی در منطقه، از جمله کسانی است که اعتقاد دارد به شرط آرام گرفتن تشنج ها، غرب می تواند با ایران هسته ای کنار بیاید. به هر حال اعتماد کانون هرگونه تلاشی است و همچنان کمترین چیزی است که یافت می شود. اسرائیل بیشترین نگرانی مستقیم را از ایران دارد. اسرائیل درحالی که با موضوع انتخابات خود دست و پنجه نرم می کند، مردم خود را متمرکز روی فراخوان های گاه و بیگاه احمدی نژاد مبنی بر لزوم نابودی اسرائیل و نیز آزمایش موشک های دوربرد ایرانی می یابد که برای دسترسی به خاک اسرائیل ساخته شده اند. آیا ابراز خصومت به اسرائیل هم یکی دیگر از ارکان رژیم ایران است یا فقط موضوعی برای حرف زدن است و در خلال مذاکرات شیرین و احتمالامخفیانه درباره آن رفع نگرانی می شود؟ در حال حاضر هیچ مقام اسرائیلی ای این موضوع را قبول ندارد. تزیپی لیونی، معتدل ترین نامزد برای در دست گرفتن سکان رهبری اسرائیل، از هم اکنون به اوباما هشدار داده «گفت وگو در شرایط فعلی به احتمال زیاد به نشانه ضعف تفسیر می شود.»