تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۶۹۳۱۹

دکتر مسعود مطلبی
ایران، کشوری چند فرهنگی است و تنوع قومی و زبانی از ویژگی‌های شاخص آن است. ساختار فضایی ملّت ایران از حیث جغرافیای دو بخش دارد: بخش مرکزی که متراکم‌تر و متجانس‌تر است و اکثریت ملّت به آن تعلق دارد؛ و واحدهای حاشیه‌ای و پیرامونی که از حیث جغرافیایی نسبت به هم گسسته و ناهمگون‌اند؛ در واقع بخش بزرگی از ملّت (بخش مرکزی)، که در چند ویژگی مشترک اکثریت دارند، هیئت کلی ملت ایران را تشکیل می‌دهد و بخش کوچک‌تری از ملّت نیز به علت دارا بودن یک یا چند ویژگی مشترک با بخش اکثریت ملّت تجانس کامل ندارند و در جایگاه اقلیت، اجزا و پاره‌های کوچک‌تر ملت ایران قلمداد می‌شوند (بخش حاشیه‌ای). طی تاریخ، اغلب هر بخش نسبت به بخش دیگر رفتاری خاص پیشه کرده است، ولی در عین حال هر دو بخش، در قالب یک کلیت بزرگ‌تر، در صحنۀ سیاسی ظاهر شده‌اند، به طوری که هیئت کلی دولت حاکم بر سرزمین ایران استمرار یافته است.
بخش مرکزی، که قرارگاه حاکمیت دولت ایران بوده، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، همیشه قدرت برتر را داشته و به جز دوره‌های فترت همواره توانسته است واحدهای پیرامونی را با خود همراه، و از جدایی آنها جلوگیری کند. تداوم این وضع در تاریخ، سبب شکل‌گیری این قاعده در ذهن مردم شده که امنیت، تمامیت ارضی و همبستگی ملی ایران تابعی از تدابیر و میزان قدرت حکومت مرکزی آن است؛ یعنی هرگاه حکومت مرکزی دچار ضعف شده و اقتدار خود را از دست داده است، نیروهای مرکزگریز در پیرامون فعال شده و برای مدتی کوتاه کنترل مناطقی را در دست گرفته‌اند. این مسئله باعث شده است دولت مرکزی نسبت به بخش حاشیه، تدابیر نظارتی شدیدتری به کار بندد و با پایه‌گذاری سیستم سیاسی ــ اداری کاملاً متمرکز، از واگذاری اختیارات محلی و منطقه‌ای به واحدهای پیرامونی اجتناب کند. به هر صورت تنوع قومیتی در ایران در عین اینکه فرصت‌هایی برای توسعۀ این کشور فراهم می‌آورد، می‌تواند منبعی برای تهدید امنیت ملّی کشور باشد. بر همین اساس درک احساسات قومی، احترام به حقوق اقلیت‌ها، توزیع عادلانۀ نتایج توسعۀ ملی بین بخش مرکزی و حاشیه‌ای و... از جمله راهکارهایی است که می‌تواند مانع تهدیدزا بودن این ویژگی گردد.